<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title><![CDATA[سرزمین سبز پارسی]]></title>
		<link>http://www.parsiyan.blogsky.com</link>
		<description><![CDATA[انتقادی - سیاسی - اجتماعی]]></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title><![CDATA[هشدار به نا امیدان ساکن بهشت- نوشته مهرداد شیبانی]]></title>
					<link>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/06/28/post-654/</link>
					<description><![CDATA[پائیز در هواجاری است و دو سه روز دیگر در تقویم هم ماه اول ‏ایرانی، فصل برگریز را با نام "مهر" رسمیت می دهد. جهان ‏باشور و شوق درانتظار زایش "دانه هستی" است که به آن "ذره ‏الهی" هم گفته اند. هسته ای که دانش بر این باور است در"انفجار ‏عظیم " متولد شده و هستی را در زمین از نیستی رویانده است، و ‏هرچه در زمین است از این ذره آغازین است و اکنون وقت ‏بازسازیش در آزمایشی که تاریخ راورقی به اندازه همه اعصار ‏خواهد زد.‏

در این آزمایش یک ایرانی هم هست. دانشمندی که در زادگاه او ‏امام جمعه ای سازنده سینما را "ناکس" می خواند، همتایش نگاه ‏کردن گوینده زیبای تلویزیون را گناه می داند ومرجع تقلیدی موبایل ‏رااز هروئین خطرناک تر می شمارد. اینها همه در شهرهای ‏مختلف ایران است و در ابرشهر تهران، وقتی محمدخاتمی وارد ‏مجلسی می شود حضورش را با "کف" گرامی می دارند و به شیخ ‏کروبی با "صلوات" خوش آمد می گویند. و در همان حال ده هزار ‏نفرگرد می آیند تا "جشن سینما" را باهلهله و آتش بازی به تماشا ‏بنشینند.‏

در دل همین شهر، درکاخی که روزگاری "شاه" بر تخت جلوس می ‏کرد و "یاوه های" نخست وزیر روشنفکر تحصیل کرده فرنگ را ‏در باره پیشرفت حیرت انگیر کشور می شنید و سرتکان می داد، ‏امروز "رهبر" با لبخند به پیشکاری گوش می کند که ایران را ‏جائی مثل بهشت تصویر می کند. شیخ کروبی که سه سال پیش دو ‏ساعتی خوابش برد و این "مقام" را که در ظاهر نام "رئیس ‏جمهور" دارد ودرعمل جز دست بوسی قدرت نیست، باخت و حالا ‏با تمام نیرو می کوشد در انتخابات سال آینده ردای باخته را پس ‏بگیرد از شعبده درحضور "رهبری که برای نابودکردن فرعونیت ‏آمده است" به حیرت می افتد و می گوید: "گزارش رئیس‌جمهور به ‏نحوی بود که انگار جامعه ما یک بهشت برین است، همه ما در آن ‏جلسه مبهوت شدیم و گفتیم جل‌‏الخالق از این زندگی خوب و حتی ‏بزرگواری بعد از جلسه به من گفت واقعا جامعه ما این‌طور است ‏که ما خبر نداریم و در مجموع در آن جلسه چیزهای عجیب و ‏غریب و البته شنیدنی مطرح شد."‏
‏ ‏
و روزنامه ارگان حزب آقای کروبی که محمد قوچانی به او "نشان ‏سرخ دلیری" می دهد می نویسد: "دولت نهمی‌ها برخلا‌ف شعارهای ‏عدالت‌گرایانه ومهرورزانه، موجب فقیرتر شدن فقرا و گسترش ‏شکاف درآمدی فقرا از یک طرف و ثروتمندان‎ ‎از سوی دیگر ‏شده‌اند‎.‎برخلا‌ف همه شعارهای احمدی‌نژاد و اطرافیان او بر ‏گسترش عدالت، شاهد گسترش بی‌عدالتی هستیم و با توجه به ‏پافشاری دولت نهم بر سیاست‌های انبساطی و‎ ‎تورم‌زا، اقتصاددانان ‏پیش‌‌بینی می‌کنند که روند گسترش بی‌عدالتی با سرعت ادامه‎ ‎یابد و ‏وضع درآمدی فقرا و اقشار کم‌درآمد به سوی وخامت هرچه بیشتر ‏سوق داده‎ ‎شود‎.‎این وضع نشان می‌دهد که شعارمحوری آوردن نفت ‏بر سر سفره‌های مردم که‎ ‎توسط احمدی‌نژاد به‌طور مکرر مطرح ‏می‌شد، نه‌تنها تحقق نیافته، بلکه بی‌عدالتی به‎ ‎صورت نگران‌کننده‌ای ‏بر سر سفره‌های ایرانی‌ها و خصوصا کم‌درآمدها، فقرا و اقشار با‎ ‎درآمد ثابت آمده است‎.‎‏"‏

ارزیابی مرکز پژوهش های مجلس از توزیع درآمد در اقتصاد ‏ایران هم که در این هفته منتشر می شود، در این جمله قابل ‏خلاصه است: "ثروتمندها ثروتمندتر شدند." ‏

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک، که حسن خان روحانی باشد که ‏هم در دفاع از سیاست اتمی دوران خاتمی سخت فعال شده و هم ‏نیم نگاهی هم به کاخ ریاست جمهوری دارد- به صراحت تمام ‏می گوید: "جایگاه‎ ‎ایران در میان 14 کشور منطقه در این ‏شاخص، سیزدهم است و در طول سه سال گذشته فاصله‎ ‎دهک‌های ‏اول و دهک‌های بالا‌ بیشتر شده است که نشان‌دهنده این مساله است ‏که شعار‎ ‎عدالت تحقق نیافته است."‏

شاهد دیگر برای اثبات "بهشت" بودن ایران، کم و بیش از غیب می ‏رسد. حزب موتلفه که از روز اول انقلاب بر منابع، نهادها ‏وبنگاههای اقتصادی دست گذاشت و حالا بی حساب و کتاب سی ‏سال است که دارد به نام "فقرا" و به کام "تجار" می تازد، گزارشی ‏از فعالیت های "کمیته امداد امام" می دهد.معاون کمیته امداد "سعید ‏ستاری" می گوید: "در‎ ‎حال حاضر حدود 250 هزار کودک یتیم در ‏سراسر کشور تحت پوشش طرح "اکرام‎ ‎ایتام" کمیته امداد هستند. ‏‏500 هزار خانوار نیازمند نیز مشمول‎ ‎طرح محسنین می‌شوند‎. ‎بطور کلی‎ ‎یک میلیون و 600 هزار خانوار تحت پوشش کمیته امداد ‏قرار دارند و معادل‎ ‎همین ظرفیت، خانوارهایی وجود دارند که ‏شرایط و ظرفیت دریافت کمک‌های تک‏‎ ‎خدمتی (موردی) را از این ‏نهاد حمایتی دارند‏‎. ‎این خانوارها به دلیل فقدان سرپرست‎ ‎خانوار و ‏یا ناتوان بودن آن‌ها در تامین معیشت، شایسته جای گرفتن در طرح‏‎ ‎اکرام و محسنین هستند." ‏

‏"دشمن" هم بیکار نیست و مدام "بهشت جمهوری اسلامی" رازیر ‏نظر دارد. این هفته بانک جهانی در تازه ترین گزارش وضعیت ‏سهولت فضای کسب و کار در بین ۱۸۱‏‎ ‎کشور اعلام را اعلام می ‏کند: "ایران از نظر سهولت فعالیت‌های اقتصادی در میان ۱۸۱ ‏کشور جهان رتبه‎ ‎‏۱۴۲‏‎ ‎را در سال ۲۰۰۸ کسب کرده است. در ‏رتبه بندی قبلی بانک جهانی ایران مقام ۱۳۸ را‏‎ ‎در اختیار داشت‎.‎‏"‏

در این "بهشت برین" هم رکوردها بسرعت بطرف ته جدول می ‏دوند، تنها این معلولین هستند که بسرعت پیش می تازند و قهرمان " ‏پارا المپیک" می شوند. و درچین؛ یعنی جائی که ساکنین سالم" ‏بهشت جمهوری اسلامی" هی فریاد یا امام زمان زدندو به گردپای ‏کافر وکمونیست و لائیک و سکولار هم نرسیدند.‏

در عوض ایوو مورالس، رئیس جمهوری کمونیست بولیوی، ‏افطارش را سر سفره نفت با احمدی نژاد بازکرد، با دست پر رفت ‏تا برای حل بحران سیاسی در کشورش با یکی از رهبران مخالفان ‏دولت خود دیدار و مذاکره کند. او هم اگر می خواست کشورش ‏‏"بهشت" شود، یک گردان ضد شورش را با خودش می برد و ‏بامردمش مهر ورزی می کرد. درست همان کاری که دولت ‏جمهوری اسلامی کرد. وقتی که "سواد وزیر در حد خواندن ‏ونوشتن" کافی است، دیگر معلم کی باشد که شورای هماهنگی ‏تشکیل بدهد و تقاضای نان شب کند. راحت می شود 10 نفر ‏اعضای شورا رادستگیر کردو قال قضیه را کند. ‏


در هفته ای که معلوم شد حتی "حسین موسویان" هم "جاسوس" ‏نبوده و احمد توکلی از او "حلالیت طلبید"، بقیه عمال سازمانهای ‏جاسوسی دنیا تحت "نام امنیتی" جمعی از شخصیت های کشور، ‏تصویر دیگری از بهشت دادند:‏

‏"پشتیبانی از تازش روسیه به گرجستان، گفتگو‌های امنیتی مقامات ‏در استانبول، پرونده هسته‌ای ایران در راهروهای شورای امنیت، ‏ادعاهای امارات متحده عربی و اتحادیه عرب نسبت به ‏جزیره‌های سه گانه ایرانی در خلیج فارس، پیمان‌های سه جانبه و ‏دو جانبه کشور‌های حاشیه دریای مازندران و خطر حمله نظامی ‏به تاسیسات اتمی و نظامی ایران، همگی دستاوردهای سیاستهای ‏غلط و نابخردانه و به زیان ملت ایران بوده و حتا امکان رساندن ‏آسیب‌های فراوان دیگری از جمله از هم پاشیدگی میهن ما را در ‏بر دارد.سردمداران حکومت دانسته و فقط در راستای سودهای ‏شخصی و جناحی و بقای خود، کشور‎ ‎ما را به سوی پرتگاهی ‏عظیم هدایت می‌نمایند. ما از ملت بزرگ ایران هم می‌خواهیم تا‎ ‎نسبت به سرنوشت خود احساس مسئولیت بیشتری نمایند که زمان ‏بازگشت به عقلانیت با سرعت‎ ‎در حال از دست رفتن است و نباید ‏دست روی دست گذاشت و منتظر سرنوشت شد."‏

‏ این "هشداربه ایرانیانی" است که به گفته مصطفی تاج زاده ‏گرفتار "نا امیدی گسترده" شده اند؛ امری که یکی از موانع اصلی ‏تردید خاتمی برای آمدن است. و درست در روزهائی که اخبار ‏مهم جهان، از گرجستان به روی ایران بازمی گردد وتولید ‏کلاهک اتمی به برگ جدیدی در پرونده ایران تبدیل می شود.‏

آژانس بین المللى انرژى اتمى در گزارش تازه اى که روزنامه ‏اعتماد ملی آن را "خوشایند برای غرب" ارزیابی می کند، اعلام ‏می دارد: بررسى "مطالعات ادعایى" در ارتباط با برنامه اتمى ‏ایران هیچگونه پیشرفتى نداشته است. طبق این گزارش، ایران ‏‏"بر خلاف تصمیمات شوراى امنیت، فعالیت هاى مرتبط با غنى ‏سازى اورانیوم را متوقف نکرده است."‏

محمد البرادعى در گزارش خود از ایران می خواهد تا در اولین ‏فرصت ممکن نسبت به اعتماد سازى در زمینه "صلح آمیز" بودن ‏ماهیت برنامه هسته اى خود اقدام کند. ویک مقام نزدیک به آژانس ‏که نام او فاش نشده در وین به خبرگزارى ها گفته است که "ما به ‏نقطه بن بست رسیده ایم" و از ایران می خواهد تا تمام اطلاعات ‏لازم براى راستى آزمایی ماهیت برنامه اتمى خود را منتشر کند.‏

به دنبال انتشار گزارش جدید آژانس انرژی اتمی، مانورها و ‏سخنرانی های نظامی در ایران آغاز می شود و اخبار مربوط به ‏حمله اسرائیل و امریکا به ایران در صدر اخبار مطبوعات امریکا ‏و اروپا قرار می گیرد. مانور دفاع هوائی با نام "دفاع از آسمان ‏ولایت" در ایران و به گفته فرمانده نیروی هوائی در دو سوم ‏آسمان ایران در جریان است و در اسرائیل اخبار مربوط به خرید ‏هواپیماهای هوشمند که می توانند بمب های اتمی میناتوری حمل ‏کنند و مانور هواپیماهای ال 16 در راس اخبار این کشور قرار ‏می گیرد. فرمانده کل سابق سپاه و مشاور ارشد نظامی کنونی ‏رهبر، سرلشکر رحیم صفوی از ابلاغیه جدید رهبر سخن می ‏گوید که تاکنون در هیچ رسانه ای مکتوب یا خبرش چاپ نشده ‏است. بموجب این ابلاغیه شفاهی، دفاع از خلیج فارس را رهبر به ‏سپاه پاسداران سپرده است.‏

این ادعا، آن جنجال تبلیغاتی اخیر شورای همکاری خلیج فارس ‏را تائیدمی کند که بموجب آن، گویا سپاه پاسداران در جزیره ‏ابوموسی کار ساختمان تونل هائی را به پایان رسانده که در آنها ‏تجهیزات نظامی – موشکی جای داده شده است.‏

مهمترین سندی که آژانس دارد و آن را در اختیار جمهوری ‏اسلامی هم نگذاشته است، نقشه های مربوط به تولید یک کلاهک ‏اتمی است که درلپ تاپ یک مقام ایرانی بدست آمده است. ‏دیپلمات ها در آژانس بین المللی انرژی اتمی می گویند این آژانس ‏روز سه شنبه اسناد و عکس های تازه ای را به نمایش گذاشت که ‏ظاهرا نشان می دهد ایران ممکن است برای اصلاح موشک های ‏شهاب-3 جهت ایجاد قابلیت حمل کلاهک اتمی تلاش کرده باشد.‏

حسین شریعتمداری که به دلیل ماهیت حرفه اصلی اش به منابع ‏امنیتی دسترسی اختصاصی دارد، این مدارک را "کلاه گشاد ‏اسرائیلی" می نامد ودر سرمقاله روزنامه ضدملی کیهان تهران، ‏می نویسد: "به ناگاه آقای هاینونن، اعضای شورای حکام را به یک ‏جلسه فوق العاده فراخواند و در آن فیلمی را که آمریکایی ها ‏مدعی بودند از لپ تاپ شخصی یک مسئول هسته ای ایران به ‏دست آورده اند، برای حاضران به نمایش گذاشت. اعتراض برخی ‏از کشورهای عضو شورای حکام مبنی بر غیرمستند و جعلی ‏بودن این فیلم، مورد توجه اعضای اصلی قرار نگرفت و نهایتاً ‏شورای امنیت سازمان ملل به بهانه اینکه فیلم یاد شده از تلاش ‏ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای حکایت می کند...."‏

پائیز 1387 می رسد. جیره بندی برق ادامه خواهد داشت. جمعه ‏‏– فردا – قدرت های جهانی در واشنگتن گردخواهند آمد و باز ‏موضوع اصلی "خطر ایران" است. دو انتخابات مهم جهانی پیش ‏روست در آمریکا و اسرا ئیل. هر دونامزد انتخابات آمریکا، ‏پیشاپیش از ضرورت فشار بیشتربر ایران گفته اند: پرونده حمله ‏نظامی هنوز روی میز است.‏

‏ دراین فضا، امریکا ضد موشک لیزری جدید خود را آزمایش می ‏کند. خبرگزاری نووستی در مسکو، در گزارش کوتاهی پیرامون ‏این سلاح نوشت: این سلاح جدید لیزری که قرار است توسط ‏نیروی هوایی امریکا برای ره گیری و نابودی موشک های ‏بالستیکی مورد استفاده قرار گیرد، قادر است در کمتر از یک ‏ثانیه موشک های بالستیک شلیک شده را در هوا منفجر کند.‏

در اسرائیل تند روها برای ریاست جمهوری خیز برداشته اند. ‏روسیه همچنان در تدارک امپراطوری نوین خود، بابرگ ایران ‏بازی می کند.‏

الهه کولایی می گوید: "آخر خط نیستیم اما شرایط دشوار است."‏

حزب اعتماد ملی در روزنامه اش هشدار می دهد: "اوضاع ‏کشور از نظر اقتصادی بسیار بغرنج و طاقت‌فرسا شده است‎. ‎دهک‌های پایین جامعه در نتیجه بی‌سیاستی دولت نهم نه حتی ‏سیاست‌های غلط و فقدان‎ ‎برنامه در زیر سخت‌ترین فشارهای ‏ناشی از تورم و نقدینگی افسارگسیخته قرار دارند. این مهم مورد ‏اذعان متولیان دولت نهم نیز است. دولت نهم که برای آوردن نفت ‏بر سر‎ ‎سفره‌های مردم و تغییر در وضعیت معیشتی فرودستان ‏جامعه آمده بود، ‌گویا در نتیجه‎ ‎اقدامات بی‌برنامه خویش سفره ‏تهیدستان را تنگ‌تر و حوزه ثروت اغنیا را فراخ‌تر‎ ‎نموده ‏است‎.‎خانواده‌ای که با حقوق ماهیانه خویش امکان تامین مثلا‌ نیمی ‏از‎ ‎نیازهای خود را داشتند، اینک از تامین یک‌چهارم آن نیز ناتوان ‏هستند."‏

از هم اکنون شک نیست که حزب پادگانی برنامه مفصلی تدارک ‏دیده است که بقیه امور از جمله ریاست جمهوری آینده را هم ‏قبضه کند. تخریب وتهدید خاتمی بخشی از این پروژه است. لشگر ‏مداحان براه افتاده اند تا از حاج منصور ارضی تبعیت کنند و با" ‏هتاکی" کار راپیش ببرند.‏

محمد خاتمی می گوید: "وقت آن رسیده که جبهه اصلاحات از ‏حالت تدافعی بیرون آمده، حالت تهاجمی به خود بگیرد." و خودش ‏هنوز مشغول بازی" می آیم، نمی آیم" است: "اگر بخواهم در ‏انتخابات آینده حضور یابم به خواستی که فکر‏‎ ‎می‌کنم در اقشار ‏مختلف مردم است، جواب می‌دهم و اگر بنا باشد نیایم به وضوح و ‏شفاف‎ ‎دلایل را به مردم خواهم گفت. تا حدود زیادی تصمیم من ‏مشخص است ولی اعلام تصمیم رابه‏‎ ‎وقت مناسب واگذار ‏می‌کنم‎.‎‏"‏

و ایران، بسوی توفان های پائیزی می رود. و مردم نا امید بی ‏سرو سردار در بهشت جمهوری اسلامی، در پی نان می دوند و ‏از مردان سالخورده ای مژده جویهای شیر و عسل می گیرند که ‏شب با رویای حور و غلمان می خسبند و روز صاحبان منابر و ‏مناصب قدرتند.‏

‏ ایران به آب های یخبندان می رسد ؟ بهار راباز می بیند؟ و ما ‏انبوه مردمان که ساکت نشسته ایم، در این میان چکاره ایم؟

]]></description>
					<pubDate>Thu, 18 Sep 2008 08:35:06 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.parsiyan.blogsky.com/Comments.bs?PostID=654</comments>
          <guid>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/06/28/post-654/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[مراسم بزرگداشت شاملو به خشونت کشیده شد]]></title>
					<link>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/05/03/post-653/</link>
					<description><![CDATA[در حالیکه همزمان با دوم مرداد ، هشتمین سالمرگ احمد شاملو ، شاعر سرشناس ایرانی ، تعداد زیادی از علاقمندان او ‏قصد داشتند با حضور بر مزارش ، یاد وی را گرامی بدارند نیروی انتظامی مانع این کار شد و به بهانه "نداشتن مجوز ‏قانونی" ، حاضران رااز مزار احمد شاملو در امامزاده طاهر کرج به بیرون راند. این ممانعت در شرایطی صورت می ‏گیرد که حضور بر مزار هیچ فردی نیازی به مجوز قانونی ندارد.‏<br><br>خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) دیروز با اعلام خبری مبنی بر اینکه "مراسم هشتمین سالگرد درگذشت احمد شاملو ‏برگزار‎ ‎نشد" ، توضیح داد: این مراسم که بنا بر اعلام خانواده، قرار بود طبق روال هرساله، ساعت‎ 17 ‎امروز (چهارشنبه، ‏دوم مرداد) در امام‌زاده طاهر کرج - مدفن شاعر - برگزار شود،‏‎ ‎در نهایت، با ممانعت پرسنل انتظامی حاضر در محل، ‏برگزار نشد‎. ‎<br><br>به گزارش ایسنا ، مسؤولان‎ ‎انتظامی "نداشتن مجوز قانونی برای گردهمایی"را علت این ممانعت اعلام کردند‎.‎<br><br>خبرگزاری فارس نیز در خبری دیگر دلیل عدم برگزاری این مراسم را "نداشتن مجوز قانونی" عنوان کرد.این خبرگزاری ‏در توجیه "بی مجوز بودن" این مراسم به نقل قولی بدون منبع از یکی از فرزندان شاملو استناد کرده و نوشته است:"سیاوش ‏شاملو نیز پیش از این، با برگزاری این مراسم مخالفت کرده بود."‏<br><br>خبرگزاری فارس در بخش پایانی خود بدون نام بردن از دعوت کنندگان مراسم دیروز ، نوشته است:"دعوت‌کنندگان به این ‏مراسم، مدت‌هاست که غیرقانونی اعلام شده‌اند."‏<br><br>اشاره خبرگزاری فارس به اطلاعیه روز دوشنبه "کانون نویسندگان ایران" است که خواستار حضور علاقمندان این شاعر ‏ملی بر سر مزار وی شده بود‎.‎در اطلاعیه‌ای که از سوی هیات دبیران کانون نویسندگان منتشر شد ، آمده بود:"اگرچه هشت ‏سال از وداع شاعر بزرگ ما‎ ‎با واژه ها گذشته است، اما امید و زندگی هم چنان در ترانه های شورانگیز او ادامه‎ ‎دارد."‏<br><br>این کانون همچنین احمد شاملو را به عنوان شاعری که در زندگی خود "سکوت و سرسپردگی" را تاب نیاورد، معرفی ‏کرد.به دعوت کانون نویسندگان ایران ، مراسم بزرگداشت شاملو قرار بود روز چهار شنبه، دوم مرداد(دیروز) از ساعت ۵ ‏بعد از ظهر در گورستان امام زاده‌طاهر در‎ ‎مهرشهرِ کرج برگزار شود.براساس این اطلاعیه اتوبوس‌هایی هم از میدان ‏انقلاب (تهران)، جنبِ دانشکده‎ ‎دامپزشکی، راس ساعت ۴ بعد از ظهر برای کسانی که علاقمند به شرکت در این مراسم‎ ‎بودند، به سوی مزار این شاعر تدارک دیده شده بود.‏<br><br>برای دیدن وب سایت رسمی احمد شاملو اینجا کلیک کنید<br><br>‎‎بیانیه کانون نویسندگان برای شاملو‏‎‎<br><br>در حالی که اکثر خبرگزاری ها دولتی با نوشتن خبری چند خطی لغو مراسم شاملو را خبر داده اند اما خبرگزاری جمهوری ‏اسلامی ایران (ایرنا) بر خلاف سایر خبرگزاری ها از برگزاری این مراسم خبر داده است:"هشتمین سالگرد درگذشت ‏شاعر فقید‎" ‎احمد شاملو" عصر امروز(چهارشنبه )با حضور جمعی از مردم درآرامگاه وی در امامزاده طاهر(ع ) کرج ‏برگزار شد."‏<br><br>به گزارش خبرنگار ایرنا، در این مراسم که با حضور شماری از دوستداران وی بر سر مزار مرحوم برگزار گردید ، ‏شرکت کنندگان با قرائت فاتحه و نثار تاج گل ، گزیده هایی از اشعار وی را قرائت کردند‎. ‎‏ در این مراسم بیانیه کانون ‏نویسندگان ایران به مناسبت هشتمین سالگرد درگذشت شاملو بین شرکت کنندگان پخش گردید‎. ‎<br><br>‎‎مراسمی مردمی‎‎<br><br>برخی منابع غیر رسمی در حالی از برخورد خشن نیروی انتظامی با مسافران اتوبوس هایی که برای برگزاری مراسم ‏بزرگداشت شاملو آمده اند ، خبر می دهند که در سالهای اخیر هیچ مراسم دولتی برای بزرگداشت این شاعر ملی برگزار ‏نشده و حتی در چند سال اخیر بارها سنگ قبر احمد شاملو توسط افرادی ناشناس شکسته و تخریب شده است. این اقدامات با ‏واکنش خانواده شاملو و کانون نویسندگان ایران مواجه شده چنانکه این کانون دو سال پیش در پی صدمه دیدن سنگ قبر ‏احمد شاملو ، بیانیه ای منتشر کرد.کانون نویسندگان ایران در آن بیانیه ضمن آنکه صدمه زدن به سنگ گور احمد شاملو را ‏‏"حتی در خور محکوم کردن" هم ندانست، به مردم ایران وخانواده و دوستان این شاعر فقید توصیه کرده بود که دیگر هیچ ‏اقدامی برای بازسازی سنگ گور وی نکنند و بگذارند در آرامگاه وی نیز "شعر انسان گرای احمد شاملو نقش خود را در ‏افشای آلودگی ها ایفا کند."‏<br><br>احمد شاملو، شاعر، نویسنده، روزنامه نگار و مترجم ایرانی که در سال ۱۳۰۴ در تهران به دنیا آمد، روز دوم مرداد ‏‏۱۳۷۹ در پی یک دوره بیماری طولانی در بیمارستان ایران مهر تهران در گذشت.‏<br><br>]]></description>
					<pubDate>Thu, 24 Jul 2008 08:14:11 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.parsiyan.blogsky.com/Comments.bs?PostID=653</comments>
          <guid>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/05/03/post-653/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[باطبی: دستتان دیگر به من نمی رسد]]></title>
					<link>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/04/12/post-652/</link>
					<description><![CDATA[احمد باطبی مشهورترین چهره اعتراض های دانشجوئی کشور سرانجام از کشور خارج شد و در یک گفتگوی ‏تلویزیونی که الهه ایکس فعال حقوق بشر در صدای آمریکا هم در آن شرکت داشت، اعلام کرد که از این پس سخنگوی ‏برون مرزی مجموعه فعالان حقوق بشر ایران خواهد بود.‏<br><br>گوینده صدای آمریکا در اول برنامه گفت میلیون ها نفر منتظر هستند بدانند در زندان های جمهوری اسلامی چه بر ‏سرتان آمد و چطور از کشور خارج شدید. باطبی با دادن خلاصه ای از پرونده خود اظهار داشت: در سال 78 به دنبال ‏حوادث معروف به هجده تیر دستگیر و به اعدام محکوم شدم که این حکم بعدا به پانزده سال حبس کاهش یافت. بعد از ‏گذشت نه سال به دلیل بیماری خطرناکی با استفاده از مرخصی استعلاجی از زندان خارج شدم و چون برایم قطعی شد ‏که دیگر زمان مبارزه از داخل زندان سپری شده است برای خروج از کشور اقدام کردم.‏<br><br>به گفته باطبی وی با حمایت حزب دموکرات کردستان از کشور خارج شده و در اربیل تقاضای مهاجرت به آمریکا ‏راکرده که پذیرفته شده و او اینک نه به عنوان پناهنده بلکه به عنوان مهاجر وارد ایالات متحده شده است.وی خبر داد ‏که از جریان خروجش از کشور فیلم و عکس گرفته شده که بزودی منتشر خواهد شد.‏<br><br>این فعال دانشجوئی در پاسخ به سئوالی در مورد شکنجه در زندان های جمهوری اسلامی اظهار داشت:توان ادم ها در ‏برابر شکنجه متفاوت است؛ برخی شکنجه فیزیکی را بهتر تحمل می کنند که در آن صورت شکنجه های روانی به کار ‏می افتد. شکنجه روانی ممکن است شکنجه شده را به سرحد مرگ برساند. ‏<br><br>او تاکید کرد که در زندان های جمهوری اسلامی شکنجه روانی و فیزیکی هر دو رواج دارد. باطبی در مورد شکنجه ‏های فیزیکی به کابل و کتک اشاره کرد و در توضیح انواع شکنجه روانی به ماه ها نگاهداشتن زندانی در سلول بسته، ‏بی خبر و با دادن اطلاعات غیرواقعی اشاره کرد که به او سخت تر از شکنجه فیزیکی است. باطبی به عنوان مثال از ‏دادن خبر مرگ مادر و عزیران گفت که برای زندانی ای که ماه ها و گاهی سال ها از تماس محروم مانده واقعی جلوه ‏می کند چه رسد که زندانی صدای مادر خود را هم پشت در سلول بشنود.‏<br><br>وی بیماری خود را تورم کره راست مغز خواند که در اثر جدی شدن آن موفق شد مرخصی استعلاجی بگیرد.‏<br><br>گوینده صدای آمریکا پرسید دانشجویان در ایران چه می خواهند. وی جواب داد که هجده تیر برای اعتراض به ضایع ‏شدن حقوق دانشجویان بود، آن ها در حالی که داشتند به مدنی ترین شکل نسبت به وقایع کشور، یعنی تعطیل تنها ‏روزنامه منقد اعتراض می کردند مورد جرح و ضرب لباس شخصی ها و ماموران شناخته شده حکومت قرار گرفتند. ‏کشته دادند و صدای خود را بلند کردند. حکومت به صورتی مزورانه از آنان خواست برای جلوگیری از استفاده دشمن ‏به تظاهرات، که داشت همه گیر می شد پایان دهند و مطمئن باشند که مسببان حادثه مجازات خواهند شد. اما مانند ‏همیشه اتفاقی که افتاد این بود که بعد از بازگشت دانشجویان به کوی، من و دیگران دستگیر شدیم و عاملان و مسببان ‏ازاد گشتند و فقط سربازی به اتهام دزدیدن ماشین ریش تراشی محکوم به حبس سد. این یعنی دست انداختن جنبش ‏دانشجوئی ایران. یعنی دست انداختن فعال ترین بخش جامعه. ‏<br><br>به گفته باطبی اینک کار به جائی رسیده است که وقتی نماینده مجلس را که به جنبش دانشجوئی تعلق دارد به بهانه ای ‏دستگیر میکنند با او چنان رفتاری میکنند که من دیده ام. مهندس موسوی خوئنیی را چنان زدند که خون از سر وی به ‏دیوار پاشید و ما نگران شدیم. این حرکت با نماینده مجلس است دیگران که جای خود دارند.‏<br><br>در جریان این گفت و گو خانم الهه ایکس که در گذشته گزارشگر دیده بان حقوق بشر بوده و از چهره های شناخته شده ‏تریبون های حقوق بشری جهانی است گفت مردم انتظار دارند بدانند که چه نوع شکنجه هائی در زندان های جمهوری ‏اسلامی معمول است و از آن جائی که به نظر می رسد این روند ادامه خواهد داشت بهترست مردم آگاهی داشته باشند و ‏در صورت قرار گرفتن در موقعیت زندان شوکه نشوند. ‏<br><br>باطبی در جواب سئوال دیگری گفت که علاوه بر انواع شکنجه ها حتی یک بار سر وی را در توآلتی که پر از ‏فضولات بود فروبردند.‏<br><br>احمد باطبی هنگام دستگیری، دانشجوی رشته تئاتر بود. در زندان تحصیلات را پی گرفت و در رشته های هنری دارای ‏تجربه است. <br>]]></description>
					<pubDate>Wed, 2 Jul 2008 08:44:50 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.parsiyan.blogsky.com/Comments.bs?PostID=652</comments>
          <guid>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/04/12/post-652/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[التهاب در زنجان به دنبال تعرض معاون دانشگاه به یک دختر دانشجو]]></title>
					<link>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/03/27/post-651/</link>
					<description><![CDATA[وقوع یک رسوایی اخلاقی دیگر در میان مدیران دولتی در دانشگاه زنجان، روز یک شنبه سبب شد تا بیش از 3 ‏هزار دانشجوی معترض در محل این دانشگاه تجمع کنند و استعفای رئیس دانشگاه، معاون دانشجویی و سایر ‏مقامات دانشگاه زنجان و همچنین وزیر علوم و تحقیقات را خواستار شوند.‏<br><br>حرکت معاون دانشجویی دانشگاه زنجان برای تعرض به یک دختر دانشجو در دفتر کارش با هجوم دانشجویان ‏ناتمام ماند اما دانشجویان از صحنه فیلمبرداری و آن را در اینترنت منتشر کردند.‏<br><br>طی سه ماه گذشته دستکم دو نماینده مجلس هفتم، فرمانده نیروی انتظامی استان تهران، معاون سیاسی استانداری ‏قزوین به علت اقدامات مشابهی بازداشت شده اند.‏<br><br>‎‎تعرض در دفتر دانشگاه‎‎<br><br>دانشجویان دانشگاه زنجان نقشه معاونت دانشجویی این دانشگاه برای تجاوز به یکی از دختران دانشجو را فاش ‏ساختند. بنابرگزارش سایت های "ادوار نیوز" و "خبرنامه امیر کبیر" دو ارگان فعالان دانشجویی در ایران، حسن ‏مددی که از اساتید گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان و معاون دانشجویی دانشگاه زنجان است، قصد ‏داشت با تهدید یکی از دانشجویان دختر وی را مجبور به داشتن ارتباط جنسی با خود کند.‏<br><br>در فیلم منتشر شده مربوط به این مسئله، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان در حالی که این دختر دانشجو بدون ‏روسری در دفترش حضور دارد، درحال پوشیدن پیراهن خود است. ‏<br><br>به گفته دانشجویان، پس از آنکه یکی از دانشجویان دختر دانشگاه زنجان به کمیته انضباطی احضار شده بود "دکتر ‏مددی معاون دانشگاه زنجان این دختر دانشجو را تحت فشار قرار داد تا به خواسته های بی شرمانه وی تن دهد. ‏مددی تنها راه این دختر دانشجو برای جلوگیری از اخراج از دانشگاه را پذیرش خواسته های شوم خود دانسته ‏بود."‏<br><br>در ادامه این تهدیدها، تعدادی از دانشجویان این دانشگاه تصمیم به افشای "نقشه شوم دکتر مددی" گرفتند.‏<br><br>بنابر گزارش های منتشر شده "ساعت هفت بعد از ظهر روز شنبه 25 خرداد 87 این دانشجوی دختر در حالیکه ‏یک ضبط صوت نیز با خود به همراه داشت، با معاون دانشجویی در دفتر وی قرار گذاشت، و هنگامیکه معاون ‏دانشگاه برای انجام این عمل ننگ آور در حال درآوردن پیراهنش بود دانشجویان به دفتر وی یورش بردند و ضمن ‏جلوگیری از این عمل شرم آور از این اقدام فیلمبردای و پس از آن اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند."‏<br><br>‎‎تجمع ادامه دارد‎‎<br><br>به دنبال این مسئله بیش از ۳۰۰۰ نفر از دانشجویان این دانشگاه از شنبه شب تاکنون در محل این دانشگاه تجمع ‏کرده اند. دانشجویان با شعار "نداف بی لیاقت استعفا استعفا"، "دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد"، خواستار ‏اخراج حسن مددی معاون دانشجویی، استعفای نداف رئیس دانشگاه زنجان، معذرت خواهی حراست دانشگاه از ‏دانشجویان، و محاکمه معاون دانشجویی شده اند.‏<br><br>تجمع اول دانشجویان از عصر شنبه آغاز و تا نیمه های شب ادامه داشت و طی آن دانشجویان دختر و پسر دانشگاه ‏زنجان به محض حاضر شدن رئیس دانشگاه در جمع دانشجویان، یکصدا استعفای کادر ریاست دانشگاه را ‏خواستار شدند.عده ای زیادی از دانشجویان دانشگاه زنجان هم شب را در سالن ورزش دانشگاه سپری کردند تا ‏صبح با اضافه شدن باقی دانشجویان به جمع متحصنین، تحصن تا رسیدن به خواسته های دانشجویان ادامه پیدا کند.‏<br>حسن مددی همان کسی است که طی روزهای اخیر به عنوان دبیر هیات نظارت دانشگاه، حکم انحلال انجمن ‏اسلامی دانشگاه زنجان را امضا و ابلاغ کرده است. ‏<br><br>به گفته یکی از دانشجویان "مددی در حالی که هنوز جوهر امضای حکم انحلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ‏زنجان خشک نشده به خیال اینکه در دانشگاه هیچ صدای معترض و مخالفی باقی نمانده، قصد داشت یک دختر بی ‏پناه را مورد اذیت و آزار قرار دهد."‏<br><br>یکی از اعضای شورای صنفی دانشگاه زنجان‎ ‎نیز در بیان مواضع شورای متحصنین به خبرگزاری ایسنا گفت که ‏دانشجویان متحصن خواستار "مخفی ماندن‎ ‎هویت این دانشجوی دختر، برکناری بی قید و شرط فرد متخلف و ‏استعفای هیات رییسه‎ ‎دانشگاه زنجان و تعلیق دو روزه امتحانات دانشگاه شده اند."‏<br><br>به گفته این فعال دانشجویی "عدم برخورد با دانشجویان متحصن در طول تحصن و پس از آن، بررسی‎ ‎مجدد ‏پرونده‌های کمیته‌ انضباطی دانشگاه، و عدم برخورد با تشکلهای قانونی و نشریات‎ ‎دانشجویی برخی دیگر از ‏مطالبات دانشجویان معترض است."‏<br><br>‎‎آغاز ماجرا‎‎<br><br>یکی از دانشجویان دانشگاه زنجان که خود از جمله تحصن کنندگان است در مورد آغاز این ماجرا به روز می ‏گوید: "یکی از دختران دانشجو به علت فعالیت های صنفی با احضار از سوی کمیته انضباطی مواجه می شود و ‏در هنگام مراجعه به دفتر این کمیته، دبیر آن به او می گوید یقینا با حکم اخراج کمیته انضباطی مواجه خواهد شد ‏اما این مساله یک راه حل دارد. اینکه خود را در اختیار او قرار دهد".‏<br><br>وی می افزاید: "مددی، دبیر کمیته در اولین جلسه به دختر دانشجو اعلام می کند که فرصتی را برای فکر کردن ‏در اختیار او خواهد گذاشت. این دانشجو نیز در این فرصت، مساله را با دیگر دوستان خود در میان می گذارد تا ‏اینکه برای یافتن راه حل نهایی چند نفر به همفکری با یکدیگر می پردازند".‏<br><br>به گفته این دانشجو "از آنجا که پیش از این هم اخباری مبنی بر فساد اخلاقی دبیر کمیته انضباطی در میان ‏دانشجویان شایع شده بود، بر این اساس آنها تصمیم گرفتند این دختر دانشجو با هماهنگی قبلی خواسته های مددی ‏را بپذیرد و با او قرار بگذارد".‏<br><br>این دانشجوی دانشگاه زنجان می افزاید: "در روز و ساعت مقرر تعدادی از دوستان دختر دانشجو در نزدیکی اتاق ‏دبیر کمیته انضباطی مخفی می شوند و دانشجوی مورد بحث نیز وارد اتاق می شود و پس از لحظاتی، از طریق ‏طریق موبایل که روشن و در جیب دانشجو بوده، دوستان وی در جریان ادامه ماجرا قرار می گیرند و با سرعت ‏تمام وارد اتاق می شوند و با موبایل اقدام به فیلم برداری از صحنه می کنند. البته این عمل شنیع به موقع متوقف ‏شد. دانشجویان از این دانشجوی شجاع که آبروی خود را جهت به دام انداختن این عنصر فاسد دانشگاه به خطر ‏انداخت سپاسگزارند".‏<br><br>این دانشجو که بر مخفی ماندن هویت خودتاکید دارد در ادامه توضیح می دهد: "به دنبال این مساله دانشجویان در ‏مقابل خوابگاه دختران و سپس در مقابل ساختمان مرکزی اقدام به تحصن کردند که همچنان ادامه دارد".‏<br><br>وی همچنین اعلام کرد که قسمتی از فیلم که جهت اثبات اتهام تعرض کفایت می کند در اختیار حراست دانشگاه و ‏نهادهای ذیربط گذاشته شده است.‏<br><br>وی همچنین در مورد برخورد مسوولین دانشگاه پس از وقوع این مساله گفت: "تاکنون تنها رئیس دانشگاه، آنهم بر ‏اثر اصرار دانشجویان وارد جمع تحصن کنندگان شده و از آنان خواسته خویشتن داری کنند تا به این مساله ‏رسیدگی شود".‏<br><br>وی می افزاید: "این تحصن از ساعت 9 صبح دیروز دوباره با شدت بیشتر و با حضور چند هزار نفری ‏دانشجویان ادامه یافت و در این مرحله دانشجویان خواسته های خود را طی اعلامیه ای به گوش مسوولین دانشگاه ‏رساندند".‏<br><br>‎‎حراست مددی را آزاد کرد‏‎‎<br><br>اما در حالی که دانشجویان زنجان، معاون دانشجویی این دانشگاه را پس از دستگیری در محل تجاوز به حراست ‏دانشگاه تحویل داده بودند، و به آن ها گفته شد که حسن مددی در بازداشت به سر می برد، خبرگزاری دولتی برنا ‏عصر روز یک شنبه خبری را در خروجی خود قرار داد که در آن به نقل از معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، که ‏خود متهم این ماجراست، علت تجمع دانشجویان تکذیب شده است.‏<br><br>حسن مددی که فیلم اقدام به تجاوز وی از سوی دانشجویان منتشر شده به این خبرگزاری گفته: "برخی از ‏دانشجویان که تعداد آنها به 200 می رسد مقابل دانشگاه‎ ‎تجمع کرده اند که علت این تجمع و تحصن را نمی دانیم." ‏مددی همچنین به برنانیوز گفته: "روابط عمومی دانشگاه باید پاسخگو باشد و من در حدی نیستم که به این نوع ‏سوالات جواب دهم."‏<br><br>این خبرگزاری اما خود گزارش کرده که "از روز شنبه حدود ساعت 19 در پی افشای فساد اخلاقی معاون ‏دانشجویی دانشگاه زنجان، دکتر مددی، جمع کثیری از دانشجویان این دانشگاه که برخی منابع تعداد آنها را بیش از ‏‏1000 نفر ذکر می کنند در میدان مرکزی این دانشگاه دست به اعتصاب و تحصن زدند."‏<br><br>‎‎رئیس دانشگاه تائید کرد‎‎<br><br>علیرضا نداف رئیس دانشگاه زنجان نیز ضمن تائید تعرض معاون خود به دختر دانشجو، از دانشجویان معترض ‏خواست تا آرامش خود را حفظ‏‎ ‎کنند.وی به خبرگزاری ایسنا گفت: "ما به موضوع دقیقا رسیدگی می‌کنیم و هیچ ‏حقی ضایع نخواهد شد. ما در این‏‎ ‎دانشگاه با هیچ کس تعارف نداریم با او(معاون دانشجویی دانشگاه زنجان) مقابله ‏کرده و هیچ ارفاقی قائل نخواهیم شد." وی همچنین خطاب به دانشجویان گفته: "دانشجو تا‎ ‎زمانی که در صحنه ‏باشد، دانشگاه زنده است و اگر فسادی پیش بیاید در نطفه خفه‎ ‎می‌کند. ما همیشه پشتیبانی دانشجویان را برای از ‏بین بردن‎ ‎هر گونه فسادی خواستار بوده‌ایم و بر نقش محوری آنها تاکید کرده‌ایم."‏<br><br>‎‎درخواست استعفای وزیر علوم‎‎<br><br>دفتر تحکیم وحدت نیز روز گذشته با انتشار اطلاعیه ای با اشاره به اتفاق دانشگاه زنجان، خواستار استعفای محمد ‏مهدی زاهدی، وزیر علوم شد.‏<br><br>در این اطلاعیه آمده: "در حالی که هر روز اخبار متعددی از محرومیت از تحصیل دانشجویان منتقد و عدم ارائه ‏کارنامه به آنها برای تحصیل در مقاطع بالاتر انتشار می یابد وهمچنین تشکلهای مستقل تعلیق یا منحل می شوند از ‏سوی دیگر کمبود امکانات رفاهی، سو مدیریت مدیران و در نهایت سقوط اخلاقی برخی از حامیان دولت از جمله ‏برخی از مسئولین دانشگاه ها هر روز فاجعه می آفریند، و البته در این میان ذکر بیکاری، گرانی، فساد اداری و ‏سوء مدیریت گسترده در کشور در سایه حکومت مهرورزان نهم خود تکرار مکررات است."‏<br><br>این اطلاعیه از تهدید و اجبار معاون دانشجویی دانشگاه زنجان برای برقرار ارتباط جنسی با یک دانشجوی دختر ‏به عنوان "پیشنهاد بی شرمانه برقراری ارتباط نامشروع و اقدام به این عمل" نامبرده و از سوابق عضویت ‏معاون دانشجویی دانشگاه زنجان در نهادهای نظامی پرده برداشته است.‏<br><br>اطلاعیه دفتر تحکیم وحدت با اشاره به استفاده معاون دانشجویی از اهرم "احضار به کمیته انصباطی" برای اعمال ‏فشار و برقراری ارتباط جنسی و نامشروع با دختران دانشجو تاکید شده: "این فرد در سال اخیر دختران دانشجوی ‏بسیاری را به دلیل پوشش نامناسب به کمیته انضباطی فراخوانده است."‏<br><br>در این بیانیه همچنین به موارد مشابهی از تجاوز به دختران دانشجو از سوی مدیران منصوب دولت نهم اشاره و ‏از جمله تاکید شده: "چندی پیش در دانشگاه کرمانشاه مامور حراست با استفاده از حربه کمیته انضباطی به دختری ‏تعرض نمود و در دانشگاه سهند تبریز نیز اخباری دراین زمینه انتشار یافت."‏<br><br>دفتر تحکیم وحدت در این بیانیه با اشاره به اینکه "عذرخواهی و استعفای وزیر علومی که قول داده بود پاسخگوی ‏اعمال روسای انتصابی اش باشد تنها یکی از درخواست های دانشجویان است" تاکید کرده: "برخورد با هتک ‏حرمت کنندگان و ریشه کن کردن تجاوز به دختران در محیط دانشگاه خواسته دیگری است که تا برآورده نشدن آن ‏از پای نمی نشینیم."<br>]]></description>
					<pubDate>Mon, 16 Jun 2008 07:48:57 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.parsiyan.blogsky.com/Comments.bs?PostID=651</comments>
          <guid>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/03/27/post-651/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[یک مقام اطلاعاتی: دستگاه قضایی گاف داده]]></title>
					<link>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/03/21/post-650/</link>
					<description><![CDATA[دو روز پس از انتشار متن و فیلم افشاگری یک حامی احمدی نژاد درباره فساد اقتصادی سران نظام، سایت‌های ‏اصولگرا بر سر اظهارات و پیشینه واقعی وی به جنگ خبری روی آوردند. این در حالی است که این عضو ستاد ‏حامیان احمدی نژاد در اقدامی که بین اصولگرایان کم‌سابقه است، با رادیوفردا مصاحبه کرده و بر مستند بودن ‏ادعاهای خود تاکید کرده است. در این حال یک منبع آگاه از وزارت اطلاعات نیز به سایت انتخاب گفته که پالیزدار ‏به 123 پرونده مفاسد اقتصادی از جمله "پرونده روزنامه کیهان" دسترسی دارد.‏<br><br>عباس پالیزدار که به دعوت تشکل محافظه‌کار "جامعه اسلامی دانشجویان" به همدان دعوت شده بود تا درباره ‏مفاسد اقتصادی صحبت کند، در سخنرانی یک ساعته خود به بیش از چهل نفر از مسئولان ارشد فعلی و قبلی نظام ‏اتهام فساد اقتصادی وارد کرد و بدین ترتیب جنجال بزرگی در رسانه‌ها آفرید.‏<br><br>این جنجال در روز دوشنبه از سایت‌های اینترنتی فراتر رفت و به رسانه‌های چاپی رسید؛ اگرچه هیچ‌یک از ‏روزنامه‌ها به خود اجازه ندادند نام کسانی را که این حامی احمدی نژاد مطرح کرده بود، برای خوانندگان خود ‏درج کنند. در این میان، تنها روزنامه‌های مردمسالاری و کارگزاران از اصلاح‌طلبان گزارش‌های نه چندان ‏واضحی را درباره اظهارات فردی که او را "افشاگر مجهول‌الهویه" نامیدند، منتشر کردند و روزنامه ایران نیز به ‏تکذیب ارتباط پالیزدار با دولت احمدی نژاد پرداخت.‏<br><br>با این حال اظهارات یک مقام آگاه در وزارت اطلاعات که در گفت‌وگو با سایت انتخاب تاکید می‌کند که پالیزدار به ‏محتویات 123 پرونده مفاسد اقتصادی از جمله "پرونده موسسه کیهان و زمین های این موسسه در دماوند" و نیز ‏‏"پرونده واردات برخی اقلام" امکان دسترسی دارد، نشان می‌دهد که ادعای وی در گفت‌وگویش با رادیوفردا مبنی ‏بر اینکه "بر اساس مدارک و اسناد صحبت کردم" و تهدیدش را مبنی بر اینکه "موارد بسیار دیگری نیز وجود ‏دارد که در آینده مطرح خواهم کرد"، باید جدی گرفت.‏<br><br>‎‎‏"او از ما نیست"‏‎‎<br><br>جنگ خبری سایت‌های اصولگرا بر سر افشاگری‌های عباس پالیزدار، از خبر نادقیق سایت تابناک آغاز شد که ‏عباس پالیزدار را عضو ائتلاف رایحه خوش خدمت نامید؛ حال آنکه همان‌طور که در گزارش یکشنبه "روز" ‏تصریح شده بود، وی در انتخابات شوراها عضو لیست "ستادهای مردمی حامیان احمدی نژاد" بوده است.‏<br><br>خبر نادرست تابناک باعث شد که سایت رجانیوز و روزنامه دولتی ایران نیز در مقابل به طور کلی انتساب ‏پالیزدار به حامیان احمدی نژاد را منکر شوند. رجانیوز نوشت: "سایت اینترنتی وابسته به محافل بدنام اقتصادی که ‏سابقه لوث کردن پرونده های بزرگ مفاسد اقتصادی را نیز در کارنامه دارد، در خبری کاملاً کذب، دبیر کمیته ‏اجرایی هیئت تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه را کاندیدای رایحه خوش خدمت در انتخابات شوراها خواند و ‏با انتساب وی و اظهارات ضدونقیض او به دولت کوشید اتهامات متوجه به پدرخوانده های این سایت از سوی ‏دولت را غیرمنطقی نشان دهد."‏<br><br>با این حال سایت رجانیوز هم آن‌قدر در اظهار برائت از افشاگر جدید عجله کرد که نوشت: "سایت مزبور در حالی ‏تلاش ناشیانه ای برای انتساب وی به دولت انجام داده است که پالیزدار از کارشناسان مرکز پژوهش های مجلس و ‏رئیس امور زیربنایی این مرکز می باشد که در مجلس هفتم زیر نظر احمد توکلی اداره می شد."‏<br><br>این موضوع، واکنش سایت الف را برانگیخت که احمد توکلی علاوه بر مرکز پژوهش‌های مجلس، مدیریت این ‏سایت را نیز برعهده دارد. این سایت با تکذیب ادعای رجانیوز که پیش‌تر یک عضو جامعه اسلامی دانشگاه همدان ‏نیز در گفت‌وگو با ایسنا مطرح کرده بود، از قول مرکز پژوهش‌های مجلس "اخبار مربوط به انتساب آقای عباس ‏پالیزدار به این مرکز را تکذیب و هرگونه انتساب یا سوء استفاده از عناوین این مرکز را قابل پیگرد قانونی ‏دانست" و تصریح کرد: "در سال 1384 که طرح رفع موانع تولید و سرمایه گذاری با مشارکت نمایندگان تشکل ‏های تولیدی در مرکز پژوهش‏های مجلس شورای اسلامی مجلس بررسی می‏شد، نامبرده از طرف "خانه ‏صنعت‏کاران ایران"، 3 مرتبه در این جلسات شرکت کردند. تاکید می شود، ایشان به هیچ عنوان کارشناس یا ‏کارمند مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نبوده اند و هیچگاه سمتی در این مرکز نداشته اند."‏<br><br>سایت الف به این مقدار هم بسنده نکرد و ساعتی پس از انتشار این خبر، خبر دیگری را در خروجی خود منتشر ‏کرد که واکنشی واضح‌تر به تعریض سایت حامی احمدی نژاد به متحد سایت الف، یعنی سایت تابناک بود. "الف" ‏در خبری با تیتر "سایت نزدیک به دولت دروغ خود را حذف نکرده است"، نوشت: "یکی از اعضای ستاد حامیان ‏دکتر احمدی نژاد اتهاماتی را متوجه برخی اشخاص کرده است که سایت نزدیک به دولت در پاسخ به یک سایت ‏دیگر و برای رفع اتهام از حامیان رییس جمهور متهم، در خبری عجیب که انگیزه انتشار آن تاکنون مشخص ‏نیست، به دروغ اعلام کرده بود که فرد مورد نظر - عباس پالیزدار - رئیس امور زیربنایی و کارشناس مرکز ‏پژوهش های مجلس شورای اسلامی است. علی‏رغم تکذیب قطعی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در ‏مورد خبر دروغ یک سایت نزدیک به دولت، این سایت تا لحظه تنظیم خبر، دروغ خود را حذف نکرده است."‏<br><br>سایت منتسب به احمد توکلی حتی فهرست نامزدهای لیست ستادهای مردمی احمدی نژاد در دوره سوم انتخابات ‏شوراها را نیز منتشر کرد تا تاکید کند که "حامی احمدی نژاد" خواندن پالیزدار ادعای نادرستی نیست.‏<br><br>‎‎اطلاعات جدید "انتخاب"‏‎‎<br><br>در ادامه واکنش‌ها به افشاگری حامی احمدی نژاد علیه سران طیف سنتی جناح حاکم، سایت انتخاب نیز به سراغ ‏یک مقام آگاه در وزارت اطلاعات رفت که نام و یا مقام او در این وزارتخانه فاش نشد؛ اما او در اظهارات خود ‏تایید کرد که پالیزدار به 123 مورد از پرونده‌های مفاسد اقتصادی که در کمیسیون اصل 90 در حال بررسی بوده، ‏و نیز به پرونده‌های قوه قضاییه و سازمان بازرسی دسترسی داشته است، اما پرونده‌های وزارت اطلاعات لو ‏نرفته است.‏<br><br>به نوشته این سایت، وی همچنین در پاسخ به اصرار خبرنگار انتخاب درباره اینکه "آیا پرونده های دیگری هم لو ‏رفته یا خیر"، می گوید: "نمی دانم اگر این شخص به آرشیوهایی که گفتم دسترسی داشته باشد، هم اینک پرونده ‏موسسه کیهان و زمین های این موسسه در دماوند نیز در دست دارد. غیر از آن پرونده واردات برخی اقلام هست ‏که من نمی دانم آیا او به آن ها دسترسی پیدا کرده یا خیر."‏<br><br>این مقام اطلاعاتی همچنین با تاکید بر اینکه "این پرونده ها واقعا وجود دارند"، خاطرنشان کرد که: "اگر وجود ‏نداشت که الان هر یک از این آقایانی که اسم شان برده شده بود، اسمان و زمین را می لرزاند." با این حال در ‏پاسخ به این پرسش نیز که "آیا شما اطلاعی از دستگیری وی دارید"، گفت: "اگر منظورتان وزارت اطلاعات ‏است، خیر! مگر هر دفعه که دوستان قوه قضائیه گافی می دهند وزارت اطلاعات باید داخل شود؟"‏<br><br>سایت انتخاب همچنین با تاکید بر این که هنوز از برخورد قضایی با عباس پالیزدار خبری نیست، فاش کرد که ‏حزب مؤتلفه به شدت به دنبال پیگیری موضوع و شکایت از افشاگر حامی احمدی نژاد است.‏<br>]]></description>
					<pubDate>Tue, 10 Jun 2008 08:56:32 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.parsiyan.blogsky.com/Comments.bs?PostID=650</comments>
          <guid>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/03/21/post-650/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[]]></title>
					<link>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/03/19/post-649/</link>
					<description><![CDATA[]]></description>
					<pubDate>Sun, 8 Jun 2008 11:54:18 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.parsiyan.blogsky.com/Comments.bs?PostID=649</comments>
          <guid>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/03/19/post-649/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[متن کامل افشاگری بی سابقه عضو‎ ‎هیات تحقیق و تفحص از قوه قضاییه]]></title>
					<link>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/03/19/post-648/</link>
					<description><![CDATA[خواهش میکنم حوصله کنید و بخوانید!<br><br>انتشار فیلم و متن سخنرانی دبیر هیات تحقیق و تفحص از قوه قضاییه در اینترنت، بازتاب گسترده‌ای در سایت‌ها و ‏وبلاگ‌ها پیدا کرد. "عباس پالیزدار" در سخنرانی خود که به دعوت یک تشکل دانشجویی وابسته به حامیان احمدی ‏نژاد در دانشگاه همدان صورت گرفته بود، چندین مقام شاخص سیاسی و روحانی جناح راست سنتی (جناح رقیب ‏تیم احمدی نژاد) را به فساد اقتصادی متهم کرد. وی همچنین سقوط هواپیمای حامل رحمان دادمان، وزیر سابق راه ‏در دولت خاتمی را تعمدی دانست و سقوط هواپیماهای حامل احمد کاظمی، فرمانده سابق نیروی زمینی سپاه را نیز ‏مشکوک قلمداد کرد.‏<br><br>خبرگزاری فارس در این باره گزارش داد که بر اساس گزارش حراست دانشگاه بوعلی سینای همدان از این ‏جلسه، پالیزدار در سخنان خود از 44 نفر از جمله 9 روحانی در پرونده مفاسد اقتصادی نام برده است. همچنین به ‏گزارش ایسنا، معاون این دانشگاه گفته است که "پالیزدار حرمت اشخاص را نگه نداشته و قبل از اینکه حکمی در ‏دادگاه علیه کسی صادر شده باشد و ادعای تخلفات نامبرده اثبات شده باشد، افراد را به عنوان متخلف و با اسم‌های ‏خاص معرفی کرده است."‏<br><br>‎‎افشاگر جدید کیست‏‎‎<br><br>فردی که سخنان وی در دانشگاه همدان در حال تبدیل به یک جنجال رسانه‌ای است، خود را "دبیر کمیته تحقیق و ‏تفحص مجلس از قوه قضائیه مستقر در سازمان بازرسی کل کشور" معرفی کرده است. با این حال خبرگزاری ‏فارس گزارش کرده که "عباس پالیزدار" تنها "مدتی را با هیات تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه همکاری ‏می‌کرده‌" است.‏<br><br>اما بررسی‌های بیشتر نشان می‌دهد که وی در واقع برای مدتی "دبیر اجرایی" کمیته تحقیق و تفحص مجلس هفتم ‏از قوه قضاییه بوده و مسئولیت اصلی او نیز ریاست "دفتر مطالعات زیربنایی" در "مرکز پژوهش‌های مجلس" ‏است. وی طراح اصلی طرح اعمال مجازات اخلال‌گران اقتصادی و نیز قانون تصویب شده علیه شرکت‌های ‏هرمی بوده است و پیش از آنکه مدیر امور زیربنایی مرکز پژوهش‌های مجلس شود، مشاور کمیسیون اقتصادی ‏مجلس و قبل از آن هم سخنگو و دبیر هیات امنای خانه صنعت‌کاران ایران بوده و از چند سال پیش در تلاش بوده ‏تا فتوای مراجع تقلید را برای تحریم جریمه دیرکرد تسهیلات بانکی و سودهای مضاعف دریافت کند.‏<br><br>عباس پالیزدار در انتخابات دوره سوم شوراهای شهر و روستا از حوزه انتخابیه تهران نامزد شده بود و در لیست ‏‏"ستادهای مردمی حامیان احمدی نژاد" نیز قرار گرفت، اما نتوانست به شورای شهر تهران راه یابد.‏<br><br>‎‎تعطیلی تشکل محافظه‌کار و تکرار اتهامات‎‎<br><br>افشاگری دبیر هیات تحقیق و تفحص مجلس علیه روحانیان سرشناسی همچون محمد امامی کاشانی (عضو شورای ‏نگهبان و امام‌جمعه تهران)، محمد یزدی (عضو شورای نگهبان و مجلس خبرگان، دبیر جامعه مدرسین حوزه ‏علمیه قم و رئیس سابق قوه قضاییه)، ابوالقاسم خزعلی (عضو جامعه مدرسین و عضو سابق فقهای شورای ‏نگهبان)، علی‌اکبر ناطق نوری (رییس بازرسی ویژه دفتر آیت الله خامنه ای و عضو مجمع تشخیص مصلحت ‏نظام)، معزی (معاون رئیس دفتر رهبری)، محسن رفیق‌دوست (رئیس سابق بنیاد مستضعفان)، حبیب‌الله ‏عسگراولادی (دبیرکل سابق مؤتلفه)، ... باعث شد که "جامعه اسلامی دانشجویان" دانشگاه همدان که برگزارکننده ‏این جلسه بود، با گزارش حراست دانشگاه و شکایت وزارت علوم تعطیل شود و فعالیت آن به حال تعلیق در بیاید.‏<br><br>حکم تعلیق جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان روز هشتم خرداد ماه به خبرگزاری‌ها اعلام ‏شد، اما درست در همین روز "شبکه خبر دانشجو" وابسته به "سازمان بسیج دانشجویی" اقدام به انتشار گزارشی ‏از سخنان جدید عباس پالیزدار کرد که این بار در جلسه با عنوان "مافیای اقتصادی، توهم یا واقعیت" و به دعوت ‏جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز مطرح شده بود.‏<br><br>پالیزدار این بار در سخنان خود دستگاه قضایی را "محور مفاسد اقتصادی کشور" توصیف کرد و این قوه و به ‏خصوص سازمان بازرسی کل کشور را به عدم همکاری با تحقیق و تفحص مجلس متهم کرد. وی گفت: "سازمان ‏بازرسی کل کشور تلاش داشت که هیات تحقیق و تفحص از قوه قضائیه به پرونده های فعلی دسترسی پیدا نکند و ‏به همین دلیل مسئولان پرونده ها را به مرخصی اجباری می فرستاد، اما پس از گذشت یک سال اطلاعات به دست ‏ما رسید... این اطلاعات شامل پرونده های فروش سئوالات کنکور، فروش کارخانجات دولتی به بخش خصوصی، ‏کارخانه ایران خودرو، شرکت های خادمی، ذوب آهن اصفهان و پرونده های زمین خواری در وزارت جهاد ‏سازندگی و همچنین احداث پارکینگ طبقاتی در فرودگاه مهرآباد بود."‏<br><br>‎‎متن کامل سخنان اخیر درباره نقش روحانیان در مفاسد اقتصادی‎‎<br><br>بخش های مهمی از سخنان عباس پالیزدار در سایت‌های اینترنتی منتشر شده است. ولی با توجه به اهمیت ادعاهای ‏مطرح شده از سوی این عضو کمیته تحقیق و تفحص از قوه قضاییه، "روز" برای اولین بار متن کامل اظهارات ‏نامبرده را - تا جایی که از نوار سخنان وی قابل فهم است – منتشر می کند. لازم به ذکر است که در متن زیر، هر ‏کجا که اظهارات پالیزدار قابل فهم نبوده ، از علامت [...] استفاده شده است:‏<br><br>‏[...] چرا ما نمی توانیم با مفاسد اقتصادی برخورد کنیم چون سران بزرگ مملکت در این رابطه دخیل هستند و در ‏حال حاضر دولت به تنهایی به مبارزه با این مفاسد برخاسته که فکر می کم نتواند موفق باشد. اگر بخواهم فقط چند ‏پرونده کوچک مفاسد اقتصادی را بگویم آنوقت می بینید که چه مصیبتی کشور را گرفته که داد رهبر را هم ‏درآورده و به خاطر بعضی مسایل رهبر باید به صورت سربسته به مردم بگوید که در کشور چه خبر است. ‏<br><br>کسانی که به عنوان مفسد اقتصادی در کشور در حال فعالیت هستند تحت حمایت شاهرودی رئیس قوه قضاییه قرار ‏دارند. وقتی طی 16 سال گذشته پرونده هایی از مفاسد اقتصادی بررسی شده و مدیران به دادگاه معرفی و دادگاه ‏حکم 5 ریال 10 ریال برای متهمان داده، ببینید چه مصیبتی بر سر کشور آمده است. ‏<br><br>پرونده شهرام جزایری هم که مطرح شد، مانند هزاران پرونده مفاسد اقتصادی دیگر است، ولی چون شهرام ‏جزایری اسامی یکسری مفاسد اقتصادی و افراد وابسته را اعلام کرد مورد ضرب و شتم قرار گرفت چرا که منافع ‏بسیاری از علما و سران به خطر افتاده بود.‏<br><br>در حال حاضر 123 پرونده مفاسد اقتصادی کشور در کمیته تحقیق و تفحص مجلس در دست بررسی است ولی ‏اگر بخواهیم پرونده واقعی مفاسد اقتصادی را بیان کنیم، اصلاً نمی توانیم باور کنیم.‏<br><br>‏[مجلس خواست از خود قوه قضاییه تحقیق و تفحص کنند، که مخالفت کردند و نگذاشتند] به رهبر انقلاب متوسل ‏شدند. مقام معظم رهبری نوشتند که آقای شاهرودی، همانند دیگر دستگاه‌ها در تحقیق و تفحص عمل گردد. ‏کمیته‌بندی‌ها صورت گرفت و در دستگاه قضایی کمیته‌بندی شد و هر کمیته‌ای در یکی از دستگاه‌ها مستقر شد. ‏برای مسائل اجرایی این تفحص هم، ما مستقر شدیم در سازمان بازرسی کل کشور. ‏<br><br>نامه‌نگاری کردیم، اما برخلاف فرمایش مقام معظم رهبری، با وجود نامه‌هایی که ما زدیم و نامه‌هایی که [...] مثلا ‏ما گفتیم مسئله فروش سؤال‌های کنکور چه بود؟ پرونده‌اش را بدهید که چه کسی [در این کار] دست داشت. اینها ‏پرونده‌های اصلی را نمی‌دادند که ببینیم چه کسی دست داشت، پرونده‌های فرعی را می‌دادند. خلاصه ما هم دست ‏پیدا کردیم به کدهایی [...] به جاهایی که رسیدیم، مرخصی‌ها شروع شد [...] خلاصه ما فجایعی که اتفاق افتاده در ‏جمهوری اسلامی را دیدیم. خدا را شاهد می‌گیرم که شبها خوابم نمی‌برد. گریه‌ام می‌گرفت که ما این‌همه شهید ‏دادیم، این‌همه مصیبت‌ها مردم کشیدند. حالا بدون توجه به این‌همه فقر و مصیبت‌ها و مشکلاتی که مردم دارند، ‏کسانی که مردم پشت سرشان نماز می‌خوانند، رفته‌اند این کارها را کرده‌اند؟ خدا شاهد است خوابم نمی‌برد، هفته‌ها ‏خوابم نمی‌برد، روزها خوابم نمی‌برد.‏<br><br>خلاصه دیدم که یک آقایی آمده و نامه زده که پسرش معلول جسمی است. گفته می‌خواهم یک مؤسسه توانبخشی بزنم ‏که پسرم هم برود در آن مؤسسه توانبخشی، دم دست خودم باشد. 100 تا، 200 تا، 300 تا معلول را نگهداری ‏کنیم در آنجا، پسرم هم مسئول آنها باشد. گفتند: باشد، خدا پدرت را بیامرزد. مؤسسه را که ثبت کرده و کارش را ‏استارت زده، نامه زده به آقای [...] گفته که من ساپورت نیاز دارم، نمی‌توانم خرج کنم که، باید نظام به ما کمک ‏کند. چه‌کار کنیم؟ فلان معدن را، معدن سنگ دهبید فارس را بدهید به این آقا. آقا این سنگ مرمر بهترین سنگ ‏مرمر دنیاست، از منابع انفال جمهوری اسلامی است. بدهیم به شما؟ بله، بدهیدش به من. معامله انجام شد و این ‏معدن را به این آقا واگذار کردند. دوباره بعد از یک مدت گفت آقا این معدن کافی نیست، معدن [...] زنجان را هم ‏بدهید به ما. چهار تا را که ما پیدا کردیم، چهار تا معدن را یک آقایی از علما گرفته، که مردم هم پشتش نماز ‏می‌خوانند متأسفانه. ‏<br><br>‏[یکی از حاضر خواستار اعلام اسم فرد می‌شود] اگر اجازه بدهید، اسم نبرم. شاید بعضی‌ها خدای نکرده ... [تعداد ‏بیشتری خواستار اعلام اسم فرد مورد اشاره می‌شوند] خب بعضی‌ها معتقدند که اگر اسم بیاورید مردم نسبت به ‏مذهبشان بی‌اعتقاد می‌شوند. من این اعتقاد را ندارم ها... مردم ما مذهبشان پایه و اساسش وصل نیست به علما، ‏ولیکن بعضی‌ها چون این اعتقاد را دارند من مراعات می‌کنم... [اعتراض جمعی. یکی از دانشجویان می‌گوید ‏بگویید تا پشت سرش نماز نخوانیم.] نه دیگر، اگر بنا باشد ما بگوییم و شما نماز نخوانید که نمی‌شود... [ادامه ‏همهمه] باشد، من چند موردی را اسامی‌اش را می‌گویم. این یکی که عرض کردم، آقای امامی کاشانی است. استاد ‏اخلاق و چه و چه و از این مسائل.‏<br><br>عرض شود خدمتتان که، یک دانشکده‌ای را رفته‌اند از مقام معظم رهبری اجازه‌اش را گرفته‌اند که برای خواهران ‏دانشکده علوم قضایی می‌خواهیم بزنیم در قم. چیز خوبی است که خواهران هم در آن فضا حضور داشته باشند، اگر ‏متهمی از خواهران [بود] از او بازجویی کنند و از این حرفهای اینطوری. خلاصه نظر آقا را گرفتند که این ‏دانشکده تأسیس شود. آقا استقبال کردند و مجوز صدور دانشکده را دستورش را دادند. مؤسسه این دانشکده بلافاصله ‏بعد از گرفتن مجوز رفتند دنبال ساپورت‌های مالی‌اش. [نوشتند:] جناب آقای نعمت‌زاده، محبت فرمایید در جهت ‏حمایت از تأسیس این دانشکده، کارخانه لاستیک دنا را کارشناسی کنید جهت این دانشکده. آورند کارشناسی رسمی ‏دادگستری را، چون آقایانی که این مؤسسه را تأسیس کرده بودند در دستکاه قضایی هم بودند، آن کارشناسان رسمی ‏دادگستری هم می‌ترسیدند که قیمتی تعیین کنند که به اینها بر بخورد، حتما باید قیمتی می‌گفتد که خوش به حال اینها ‏بشود. زدند 126 میلیارد. در صورتی که ما معتقدیم 600 میلیارد هم بالاتر بود. تازه، 126 میلیارد که ویلاهایش ‏در شمال را نزده‌اند، اصلا در آمار نیاورده‌اند، زمین‌های شیرازش را در آمار نیاورده‌اند، پول نقد موجود در ‏حسابش را هم در آمار نیاورده‌اند، این طوری به 126 میلیارد واگذاری کردند. ‏<br><br>آن آقا نامه نوشتند که آقای نعمت زاده: محبت کنید تخفیف منظور فرمایید. آقای نعمت‌زاده هم نوشتند 50 درصد ‏تخفیف [خنده حضار] از مال بابایش می‌خواست ببخشد. دوباره نوشتند که محبت کنید تخفیف دیگری منظور ‏بفرمایید. خلاصه پنج بار نامه‌نگاری انجام شده، معدن 126 میلیاردی به 10 میلیارد واگذار شد. بعد از آن دوباره ‏نوشتند که ما حالا امکان پرداخت این پول را نداریم، ترتیباتی فراهم نمایید تا امکان پرداخت این پول برای ما فراهم ‏شود. نوشتند که 80 درصدش را اقساط بلندمدت و 20 درصد یعنی 2 میلیاردش را هم نقدی پرداخت کنید. گفتند ما ‏آن 2 میلیارد را هم نداریم نقدی بدهیم، ما بررسی کرده‌ایم که اموال کارخانه لاستیک دنا به این مقدار می‌رسد، از ‏شما مهلت می‌خواهیم که اینها را بفروشیم تا بتوانیم این پول را بدهیم. گفتند که باشد، سفته‌ای ارائه بدهید به مدت 9 ‏ماه و ما این را نقد از شما می‌پذیریم. گفتند آقا پول هم نداریم که سفته بخریم! نوشت که آقای محمدتقی بانکی، ‏مدیرعامل سازمان صنایع ملی ایران، 23 میلیون تومان از صندوق سازمان صنایع ملی ایران برداشت کنید و سفته ‏بخرید، بروید آیت‌الله فلانی و فلانی امضا کنند و کارخانه را تحویلشان بدهید. و بعد از چند وقت دیدیم که کارخانه ‏هم در بورس فروخته شد و واگذار شد که به آن پشت پرده‌ای‌هایی که اینها را هدایت می‌کنند. اینها آلوده دست آنها ‏شده‌اند، [کسانی] مثل آقای گنجی. نه، آن گنجی سیاسی را نمی‌گویم، آن آقای گنجی [را می گویم] که صاحب ‏کارخانه مهرام است و تمام کارخانه‌های سرایه‌گذاری بانک ملت و سرمایه‌گذاری‌های بانک صادرات و چه و چه. ‏واگذار شد به آنها و رفت، چند میلیارد هم زدند به جیب و رفتند. این که عرض کردم لاستیک دنا، مال آقای یزدی ‏بود - آقای محمد یزدی رئیس قوه قضاییه - در زمان ریاستش و آقای محمدعلی شرعی نماینده خبرگان استان قم.‏<br><br>مجددا آقای یزدی برمی‌دارد می نویسد که جناب آقای فروزش، حمید ما بیکار است! ترتیبی اتخاذ فرمایید که از ‏جنگل‌های شمال جهت صادرات چوب بهره‌مند گردد. آقای حمید یزدی، پسر آقای یزدی، مدیرکل حوزه ریاست قوه ‏قضاییه بود در آن مقطع. و متأسفانه جنگل‌های شمال را [این طوری] به تاراج بردند و رفتند. یعنی طوری شده بود ‏که در این پرونده من دیدم که یکسری مردم بیچاره شمال که حق قانونی‌شان بود، و به اندازه هیزمشان و به اندازه ‏مصرفشان چوب انبار کرده بودند، یا شاید یک خورده بیشتر مصرف کرده بودند یا حتی برده بودند و فروخته بودند ‏یا انبار کرده بودند یا هرچی، [آنها را] گرفته بودند بازداشت و پاسگاه و بگیرد و بنند، که خانواده شهدا ریخته ‏بودند جلوی زندان. علت آنکه این پرونده هم ثبت شده بود، این بود که کسی به اینها را گفته بود که آقای حمید یزدی ‏چطور اینهمه چوب را به تاراج می‌برد و ما که یکی دو تا یا چند تا هیزم و چوب برداشت کرده‌ایم، شما ما را به ‏عنوان متهم گرفته‌اید؟ بعد از آن بود که دیدند دارد مشکل می‌شود، آنها را آزاد کردند. اسنادش هست، به موقعش ‏اگر لازم باشد و یک موقع دوستان اطلاعات به ما نگویند که آقا اسناد محرمانه را چرا به مردم نشان دادی و اینها ‏طبقه‌بندی دارد و چه و چه، اسنادش را هم داریم.‏<br><br>آقای یزدی از این دست کارها در کارهای قضایی می‌کند، حالا یک وقتی بر اثر فشار مردم [عقب نشینی هایی ‏صورت می گیرد] چطوری است فشار مردم؟ اینطوری [که بالا گفتیم]...‏<br><br>هر کارخانه‌ای ضایعات دارد، ضایعات صنعت خودرو یک چیزی نیست که بریزند بیرون یا بخواهند بازسازی‌اش ‏کنند. مثلا جک آن شکسته یا درش خط افتاده یا چراغش شکسته یا از این دست چیزها. اینها را قانون می‌گوید ‏‏"ماشین‌های کارشناسی" است و به صورت صفر کیلومتر طبق مزایده به مردم واگذار می‌شود [...] ‏<br><br>ایران خودرو می‌آید به دستگاه قضایی اعلام می‌کند که ما به همه قاضی‌ها ماشین [کارشناسی] می‌دهیم، ماشین ‏پرشیا می‌دهیم و زیر قیمت. خب چجوری؟ این ماشین کارشناسی است، ما هم تشخیص می‌دهیم که اینها را 8 ‏تومان، 9 تومان بدهیم. دیدیم که کارخانه ایران خودرو بدون هیچ ضابطه‌ای به قضات قوه قضاییه ماشین پرشیا به ‏نصف قیمت داده، بقیه‌اش را هم به اقساط، خیلی‌ها هم که ماشین به نامشان شد قسط‌ها را هم نپرداختند. همین بذل و ‏بخشش‌ها باعث شد صدای خیلی‌های دیگر در بیاید، از همین نهادها و بنیادها. مثلا "بنیاد نهج‌البلاغه"، [که گفتند] ‏‏500 دستگاه به‌اش بدهید آقا! دید که بدش نمی‌آید، گفت 517 تا دیگر هم بدهید. بنیاد نهج البلاغه کی هست؟ علی ‏اکبر ناطق نوری، حسین دین‌پرور، معزی، عسگراولادی، رفیق دوست... یا مثلا می‌آیند می‌دهند به باشگاه ‏پرسپولیس. باشگاه پرسپولیس کیست؟ آقای عابدینی. 2000 دستگاه بهشان بدهید. بنیاد دیگری به نام "همگرایی ‏اندیشه"، کیست این بنیاد؟ آقای فلاحیان، آقای علم الهدی، آقای ‏X‏ و ‏Y، تعاونی وزارت کشور، 2000 دستگاه ‏‏[گرفتند آنها هم] ... [یا] صنایع هوافضای وزارت دفاع، فلان قدر. موشک کروز، فلان قدر. حوصله خواندن ‏همه‌اش را ندارم، یک لیست 30 تایی از اینها هستند که این ماشین‌ها را زیر قیمت به آنها واگذار کردند. کدام ‏ماشین‌ها؟ ماشین کارشناسی؟ نه، به اسم کارشناسی. شروعش با ماشین کارشناسی وارد شد، بعد ماشین صفر ‏کیلومتر می‌آوردند می‌دادند به آقایان، به اسم کارشناسی. جالب است که آن 9-8 میلیون را هم پول نقد نمی‌گرفتند ‏ها، از دم قسط. باز جالب است بدانید که چون اینها هم کار سرشان می‌شد، دو سه قسط را می‌دادند و بقیه‌اش را ‏نمی‌دادند.‏<br><br>‏[این طور بود که] مردم صدایشان درآمد، چطوری صدایشان درآمد؟ وقتی که ماشین‌های کارشناسی خواستند به ‏مردم بدهند. ماشین‌های دیگر را که به نام کارشناسی داده‌اند و رفته، چطوری به مردم بگویند ما هنوز ماشین ‏کارشناسی داریم[؟] نمی‌توانند بگویند. حالا ماشین کارشناسی و ماشین خراب را به عنوان صفر به مردم ‏می‌فروشند. حتما برای بعضی از شماها هم اتفاق افتاده که ماشین صفر خریده‌اید، اما هنوز راه نیفتاده‌اید اتفاقی ‏برای ماشین افتاده. نگاه می‌کنید می‌بینید داخلش چیزی شکسته یا بدنه‌اش آسیب دیده یا خط افتاده، ولی به آنها، ‏رئیس دفتر آقای ادبی، رئیس اداره فروش ایران خودرو، در بازرسی کل کشور اعتراف کرده بود که بله، آقای ‏ادبی ساعت 8 شب به بنده گفته بود که این پرشیای صفر را ببر بده به آقای ‏X‏ معاون سازمان بازرسی کل کشور. ‏بعد صدایم کرده که یک برف‌پاک‌کن آن را بشکن، به عنوان ماشین کارشناسی می‌خواهد بدهد دیگر، یک برف‌پاک‌کن ‏نو هم بگذار در ماشینش.‏<br><br>ببینید با مردم چطوری بازی می‌کنند. فساد اقتصادی تا کجا، اینقدر جسارت پیدا می‌کنند، با مردم بازی می‌کنند، تا ‏هرجا که دلشان می‌خواهد. مردم سر و صدایشان درآمد. حدود هزار و سیصد و خورده‌ای از این ماشین‌ها – که ‏آدمهایش آدمهایی بودند که پیگیر مطالباتشان بودند - می‌روند شکایت می‌کنند که به بازرسی کل کشور. سازمان ‏بازرسی کل کشور می‌گوید اهه، این همان‌هاست که ما گند زده‌ایم، حالا چکارش کنیم، پرونده را نه می‌توانیم بازش ‏بکنیم، نه می‌توانیم ببندیمش و بگوییم به ما ربطی ندارد. نمی‌شود، یکی دو تا نیستند که، حدود هزار وسید چهارصد ‏تا آدم ریخته‌اند آنجا. مجبور می‌شوند که پرونده را ادامه بدهند. آن کارشناس‌هایی که وسط کار بودند چیزی بهشان ‏نرسیده بود دیگر، نمی‌دانستند که قصه چیست. آنها پرونده را ادامه می‌دهند و می‌روند جلو و نهایتا به جایی ‏می‌رسد که همه مسائل رو می‌شود. تا به جایی می‌رسند که پرونده ماستمالی می‌شود و می‌رود.‏<br><br>من در مقابل شهید باکری ها و شهید همت‌ها و شهید زین‌الدین‌ها و... مجبورم، نمی‌توانم سکوت کنم. [تشویق ‏حضار] آنها رفقای من بودند... به ما می‌‌گفتند راه شهدا را ادامه دهید، امام را هوایش را داشته باشید، نگذارید امام ‏تنها شود. ما چطوری می‌توانیم اینها را ببینیم و ساکت باشیم؟<br><br>بخواهم وقت شما را با این موارد بگیرم، زیاد است. مثلا معدن ذغال سنگ طبس، دوازده تا از معادن در استان ‏خراسان توسط آقای واعظ طبسی. پرونده المکاسب مال پسر آقای واعظ طبسی [است].‏<br><br>اینها همان‌طور که جناب آقای احمدی نژاد گفتند در طول 16 سال گذشته، البته نمی‌خواهم بگویم در آن 10 سال ‏اول نبوده، چون شواهد نشان می‌دهد که آن موقع هم اتفاقاتی افتاده، ولی عمده اتفاقات در 16 سال دولت آقای ‏هاشمی و خاتمی بوده، و آقای احمدی نژاد گفتند اینها در این 16 شانزده سال یک شبکه مافیایی فامیلی ایجاد کرده‌اند ‏و تنیده‌اند در هم، که پاره کردن این شبکه مفاسد خیلی سخت شده است.‏<br><br>از هر زاویه ای بخواهیم به مفاسد اقتصادی بنگریم مصیبت بیشتری را خواهیم دید. اما رئیس جمهور در برخورد ‏با مفاسد اقتصادی با هیچ کس تعارف ندارد. وقتی گزارش‌هایی مبنی بر تخلف برادر ریس جمهور به عنوان ‏بازرس ویژه به رئیس جمهور می رسد، احمدی نژاد فوراً او را برکنار می‌کند که بعداً مشخص می‌شود این ‏گزارش‌ها بی‌پایه و اساس بوده است، که این اقدام رئیس‌جمهور می تواند امتیاز بزرگی برای ملت ایران باشد.‏<br><br>احمدی نژاد می خواهد دست مفاسد اقتصادی را از امکانات دولتی کوتاه کند. در حال حاضر دولت به تنهایی به ‏مبارزه مفاسد اقتصادی برخاسته و هیچ کس دولت را حمایت نمی کند.‏<br><br>در پرونده قاچاق کالا از فرودگاه پیام، قاچاقچی بزرگ فرودگاه پیام هزار و صد پرونده قاچاق کالا دارد، اما هنوز ‏موفق به بازداشتش نمی‌شویم، چرا که تحت‌الحمایه آقای ناطق نوری است. در مورد سلطان شکر و مافیای شکر هم ‏باید بگویم که آقای مدلل، داماد یکی از علمای بزرگ بوده است. مدلل با همکاری شخصی به نام محمدرضا یوسفی ‏اقدام به این کار می‌کردند که پس از رو شدن فعالیتشان حاضر شده بودند 700 میلیارد تومان برای مختومه شدن ‏این پرونده بپردازند.‏<br><br>در مورد قاچاق سیگار، اساسا تولید و قاچاق سیگار تولید توتون ایران را فلج کرده و کارگران این کارخانه‌ها را ‏بیکار کرده. ‏<br><br>‏[در پاسخ به سؤالی درباره سقوط هواپیمای شهید کاظمی] این پرونده را من بررسی نکرده‌ام، اما طبق آنچه از ‏شواهد پیداست، می‌توان ماجرا را عمدی داشت و دست یکی از سران وقت سپاه در آن دخیل بود. ما دو سقوط ‏هواپیما داشتیم. یکی شهید کاظمی و دیگری شهید دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدی بود، پرونده‌ای هزار ‏صفحه‌ای این را می‌گوید.‏<br><br>البته تصادف و کشته شدن کریمی وزیر دادگستری سابق یک حادثه طبیعی بود. کریمی از جمله کسانی بود که در ‏مبارزه با مفاسد جدی بود اما در بعضی موارد خیلی زیاده‌روی می‌کرد، به طوری که در قضیه خاک سرخ جزیره ‏هرمز بدون دلیل معدن را متوقف کرد به خاطر اینکه اعلام کردند این معدن وابسته به آیت الله خزعلی است که ‏مشخص شد چنین چیزی در کار نیست.‏<br><br>درباره مفاسد اقتصادی آقای هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش هم، آن قدر مفاسد اقتصادی این خانواده زیاد است که ‏اصلاً قابل گفتن نیست. اما یکی از مفاسد اقتصادی این خانواده که میلیاردها دلار [بوده] از محل عدم پرداخت ‏عوارض به دولت [بوده و] پول را بالا کشیدند، واردات خودروی دِوو بود. یک سوم جزیره کیش، پارک جنگلی در ‏شمال [؟] را هم باید از دیگر مفاسد اقتصادی خانواده هاشمی بیان کرد.‏<br><br>در حال حاضر اسطبل اسب های دختر هاشمی فقط روزی 100 هزار تومان پول هندوانه‌هایی است که برای ‏اسب‌ها می ریزند. شرکت نفتی این خانواده به همراه عمه خانم یعنی خواهر هاشمی در کانادا هم که دیگر قابل ‏گفتن نیست.‏<br><br>پسر وسطی هاشمی به نام مهدی که در سازمان مدیریت بهینه سوخت مدیریت می‌کرد، با استخدام زیباترین ‏دختران از آنها چه سوء استفاده‌هایی که نمی‌کرد و بعداً که فیلم از اتاق او کشف شد عمق کثیف‌کاری‌های او ‏مشخص شد...‏<br><br>]]></description>
					<pubDate>Sun, 8 Jun 2008 09:23:48 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.parsiyan.blogsky.com/Comments.bs?PostID=648</comments>
          <guid>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/03/19/post-648/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[سردار کامی کوچیکه و ناناز 2008]]></title>
					<link>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/02/30/post-647/</link>
					<description><![CDATA[چهار ماه قبل: یک وب سایت اینترنتی نوشت سردار زارعی در حالی که با شش زن روسپی ‏در یک خانه فساد، مشغول رابطه نامشروع بود، دستگیر شد. منابع این وب سایت اطلاع دادند ‏که به گفته یکی از خواهران بازداشت شده، وی آنان را عریان کرده و به نماز جماعت وادار ‏کرد و در همان حال به آنها می گفت: مصبتو شکر، واقعا عجب حالی می ده. نویسنده خبر این ‏وب سایت چیز بیشتری به این خبر نیفزود، وگرنه می توانست تمام وقایع مربوطه را همراه با ‏‏37 ساعت فیلم اختصاصی از سردار زارعی منتشر کند. ‏<br><br>سه ماه و بیست روز قبل: سخنگوی قوه قضائیه از بازداشت یکی از مسوولان نیروی انتظامی ‏خبر داد. وی که نام این مسوول را اعلام نکرده بود، گفت: " بازداشت این سردار براساس ‏دستور مستقیم رئیس قوه قضائیه صورت گرفت و مسائلی که در وب سایت ها گفته شده است، ‏حالا شش نفر یا بیشتر و کمتر تکذیب می شود." ‏<br><br>سه ماه و ده روز قبل: سخنگوی قوه قضائیه در مورد بازداشت سردار "ز" از مسوولان ‏انتظامی کشور اعلام کرد که ایشان به آن شش دلیل دستگیر نشده است و دلایل دیگری وجود ‏داشته که فعلا در حال بررسی است." وی گفت چهار نفر دیگر هم که به نظر می رسد احتمالا ‏زن بودند، چون در زندان زنان هستند، همزمان با ایشان دستگیر شدند که هنوز به این قوه ‏اعلام نشده که باید به این پرونده مربوط باشند یا نه".‏<br><br>سه ماه قبل: فرمانده نیروی انتظامی گفت، " سردار زا... هیچ خیانتی به نیرو نکرده است و ‏اتهامات وی بسیار کوچک و شخصی است." وی توضیح داد که سردار زار... از نیروهای ‏متعهد و خدمتگذار بودند و با اراذل و اوباش مبارزه کم نظیری "کردند و اصولا نماز جماعت ‏بدون لباس درست نیست". ‏<br><br>دو ماه قبل: یک مقام قوه قضائیه گفت، " کلیه نوشته های سایت های اینترنتی مبنی بر اتهامات ‏اخلاقی شش نفره به سردار زارعی تکذیب می شود. وی تا حدی متهم به خیانت در امانت بوده ‏و از موقعیت شغلی خود و امکانات دولتی کمی سوء استفاده کرده و در حال حاضر پنج قاضی ‏عالیرتبه در حال رسیدگی به اتهامات وی می باشند." ضمنا فقط دو نفر خانم دستگیر شدند که ‏هنوز ما نمی دانیم نمازشان به انتها رسیده بود یا نه".‏<br><br>یک ماه قبل: همان مقام قضایی قبلی اعلام کرد که " سردار ر. زارعی تنها با یک نفر رابطه ‏مشروع داشته، چرا که پس از آشنایی با طرف این عمل از طریق چت اینترنتی، عقدنامه ‏موقتی تهیه کرده و همسر دائم او نیز این مساله را تصدیق کرده است." این مقام قضایی گفت، ‏متن کامل چت اینترنتی طرفین در حضور چهار شاهد عادل بررسی شد و کلیه موارد متفقه ‏مشروع بوده و متن این چت نیز جهت اطلاع عموم منتشر می شود.‏<br><br>دیروز: همان مقام قضایی اعلام کرد، سردار رضا زارعی فر... سا... پرونده خاص اخلاقی ‏ندارد و ایشان در حضور همسرش اقدام به یک چت نموده که همسر وی نیز رضایت خود را ‏کتبا ای میل زده و در میل باکس قوه قضائیه موجود است. این مقام قضایی گفت، اتهام سردار ‏رضا زارعی مقدم " زمین خواری و سوء استفاده از عوارض پرداختی خودروهای توقیف ‏شده و تبانی با یک تعاونی مسکن و زمین خواری به همراه سوء استفاده مالی از عوارض ‏پرداختی توسط مالکان خودروهای توقیف شده در برخی پارکینگ های ناجا بوده است که ‏اظهارات برخی از سایت ها مبنی بر حضور شش نفر از بانوان در زیرزمین پارکینگ ناجا ‏در حال نماز جماعت بصورت برهنه و در حال زمین خواری تکذیب می شود."‏<br><br>یک هفته بعد: همان مقام قضایی اعلام کرد که سردار رضا زارعی مقدم گلابدره ای معروف ‏به " رضا شیش تیر" فرزند علی نقی متهم به سوء استفاده مالی بوده و اعتراف کرده است که ‏به جای نماز خواندن بصورت برهنه با شش نفر از خانمهایی که با سه نفر از آنها چت کرده ‏بود، اما به سه نفر فقط ای میل زده بود، " در سوء استفاده های مالی زارعی، یک کاندیدای ‏انتخابات ریاست جمهوری نهم نیز که قصد کاندیداتوری در انتخابات دور بعد را هم دارد، ‏شریک بوده است." این مقام قضایی گفت، حالا چت کردن توی سرش بخورد، اتهام وی مبنی ‏بر مشارکت با سردار ق. در مفاسد مالی آن هم به عنوان رقیب برخی از مسوولان عزیز ‏کشور، قابل پیگرد قانونی است.‏<br><br>یک ماه بعد: همان مقام قضایی قبلی اعلام کرد، سردار سید علیرضا زارعی مقدم گلابدره ای ‏معروف به " رضا شیش تیر" فرزند علی نقی، شماره شناسنامه 268 متولد 1334 صادره از ‏شمیرانات دارای همسر و چهار فرزند و همکلاسی یکی از نامزدهای انتخاباتی دوره بعد متهم ‏است که با شش نفر از عناصر نزدیک به برخی مقامات که خانواده نفتی و دوچرخه سوار ‏دارند، پس از نماز جماعت، بصورتی عریان علاوه بر زمین خواری اقدام به افزایش قیمت ‏مسکن و گوجه فرنگی و برنج کرده و در محل پارکینگ ناجا با برخی عوامل نزدیک به ‏انگلیس و آمریکا نقشه انفجار یک محل نامعلوم را کشیده اند. ‏<br><br>دوماه بعد: همان مقام قضایی اعلام کرد، مرتیکه سید علیرضا زارعی مقدم گلابدره ای ‏معروف به " رضا شیش تیر" که در دوره دبستان بارها با همکلاسی هایش شوخی دستی کرده ‏بود، و هیچ ربطی به نیروی انتظامی نداشته و قرار بود به عنوان یکی از اراذل و اوباش ‏دستگیر شود، پس از نزدیکی به سردار " قا..." نامزد ریاست جمهوری اقدام به زمین خواری ‏برای یکی دیگر از نامزدهای انتخابات به نام " اک..." کرده و شش نفر از خانمهای فریب ‏خورده را برای چندمین بار فریب داده و آنان را وادار کرد در حضور برخی اصلاح طلبان ‏اقدام به نماز جماعت بصورت برهنه نماید و در همان حال زمین خواری کنند. وی ضمن دست ‏داشتن در افزایش قیمت مسکن و گوجه فرنگی از غنی سازی اورانیوم جلوگیری کرده و در ‏انفجار شیراز نیز دست داشت و همسایه اش یکی از اعضای فرقه ای ضاله بوده که به ‏درخواست رسمی ناجا اینترپل دنبالش می گردد. در ضمن متهم در زندان با خوردن شش ‏کیلوگرم گاز سیانور خودکشی کرده و سرانجام اعتراف کرد.‏<br>‏ ‏<br>متن کامل چت اینترنتی سردار رضا و خانم فاطمه ق<br>سردار رضا( کامی کوچیکه): سلللللام جیگر<br>فاطمه ق( ناناز 2008): گمشو نکبت ایکبیری<br>کامی کوچیکه: حاج حسن! تویی؟ واسه چی اسمت ناناز شد؟ داری مخ می زنی؟<br>ناناز 2008: حاج حسن شوهر ننه ته، نکنه از اون حزبل مخفی ها هستی؟<br>کامی کوچیکه: ای وای عزیز دل، شرمنده، عوضی گرفتم<br>ناناز 2008: چی شد پسرخاله شدی؟ عزیز دل کیه؟<br>کامی کوچیکه: عزیز دل تویی نازنین!‏<br>ناناز 2008: زدی تو ادبیات؟<br>کامی کوچیکه: اشکالی داره چند کلمه خدمت تون بچتیم؟<br>ناناز 2008: چند سالته؟ از کجایی؟<br>کامی کوچیکه: هنوز دهنم بوی شیر می ده، سی و دو سالمه<br>ناناز 2008: اندازه بابابزرگ منی، بای! ‏<br>کامی کوچیکه: کجا تشریف می برین؟ شوخی کردم، من 26 سالمه‏<br>ناناز 2008: ببین!‏<br>کامی کوچیکه: جان دلم؟ بفرمائید؟<br>ناناز 2008: حرف آخرتو همین حالا بزن، اگه می خوای س.. چ کنی من برم؟<br>کامی کوچیکه: اصلا این جوری ها نیستم عزیزم، من بیشتر با شاملو و هدایت حال می کنم.‏<br>ناناز 2008: صادق هدایت؟<br>کامی کوچیکه: بله، سنگی بر گوری، همیشه به یاد غربتش هستم<br>ناناز 2008: سنگی بر گوری رو وقتی رفت پاریس قلمی کرد؟<br>کامی کوچیکه: آره، تو پاریس رفتی؟<br>ناناز 2008: پاریس نرفتم، ببین، همین حالا بگو روی میزت چیه؟<br>کامی کوچیکه: آخرین اثر کافکا و یک پیشی کوچولو<br>ناناز 2008: وای عزیزم! اسمش چیه؟<br>کامی کوچیکه: جیمی<br>ناناز 2008: اسگل کردی ما رو؟ این که اسم سگ جوادهاست.‏<br>کامی کوچیکه: جیمی همیشه کنار منه<br>ناناز 2008: اصلا با گربه حال نمی کنم، وویی! لابد لیس ات می زنه<br>کامی کوچیکه: کی لیس ام می زنه؟<br>ناناز 2008: مامان جونت، خب معلومه کی لیس ات می زنه<br>کامی کوچیکه: ؟؟؟؟؟؟؟<br>ناناز 2008: علامت سووال تو بخورم، من لیس ات نمی زنم، گربه تو گفتم<br>کامی کوچیکه: جیمی رو ولش، پس گفتی هدایت رو دوست داری؟<br>ناناز 2008: نه، من نگفتم، ببین، تو خیلی بورینگ هستی، منم خوابم می آد<br>کامی کوچیکه: نرو، صبر کن، بگو الآن چی پوشیدی؟ ‏<br>ناناز 2008: رنگش رو می گم، قرمزه<br>کامی کوچیکه: دوست داری حال کنیم؟<br>ناناز 2008: اه اه اه، حال کنیم؟ خاک بر سر! بلد نیست حرف بزنه‏<br>کامی کوچیکه: تو بهم یاد بده... استاد... چی صدات کنم؟<br>ناناز 2008: اول تو بگو اسمت چیه؟ و منو واسه چی می خوای؟<br>کامی کوچیکه: اسمم امیر علی یه، می خوام ببینمت<br>ناناز 2008: به همین زودی عجله؟ ولی از اسمت خوشم اومد‏<br>کامی کوچیکه: قربونت برم الهی، ... تو‏<br>ناناز 2008: جوووون<br>کامی کوچیکه: اسم تو چیه جیگر طلا؟<br>ناناز 2008: اسمم فاطی<br>کامی کوچیکه: اهل نماز و روزه هستی؟<br>ناناز 2008: سو وات؟<br>کامی کوچیکه: نات پرابلم، ایت ایز اوکی!‏<br>ناناز 2008: تو چی؟ نکنه حزبل می زنی؟<br>کامی کوچیکه: اشکالی داره؟<br>ناناز 2008: نه، هر کی برای خودش اعتقاداتی داره.‏<br>کامی کوچیکه: من با خدای خودم حال می کنم<br>ناناز 2008: فعلا که داری با من حال می کنی<br>کامی کوچیکه: وای، خدا نکشدت شیرین!‏<br>ناناز 2008: باز که جواد زدی<br>کامی کوچیکه: ببین، اینا رو ولش، می شه دیدت؟<br>ناناز 2008: من هیچ وقت این جور جاها نمی آم، دفعه اولمه چت می کنم، خانواده ام هم بد ‏جوری گیرن<br>کامی کوچیکه: منم دفعه دومه چت می کنم، چه اشکالی داره؟ ما که نمی خوایم خلاف کنیم‏<br>ناناز 2008: پس می خوای منو ببینی واسه اینکه نماز جماعت بخونیم؟<br>کامی کوچیکه: حالا شاید نماز هم خوندیم، اشکالی داره؟<br>ناناز 2008: ببین؟<br>کامی کوچیکه: چیه عزیز؟<br>ناناز 2008: چند سالته؟ اگه دروغ بگی همین الآن دی سی می شم.‏<br>کامی کوچیکه: فاطی جون!‏<br>ناناز 2008: جانم؟<br>کامی کوچیکه: من 42 سالمه‏<br>ناناز 2008: زن داری؟<br>کامی کوچیکه: تقریبا<br>ناناز 2008: یعنی چی تقریبا؟<br>کامی کوچیکه: یعنی بدون رضایت زنم کاری نمی کنم، اشکالی داره با تو هم باشم؟<br>ناناز 2008: حاج آقا! ایشون ناراحت نمی شن؟<br>کامی کوچیکه: ازش می پرسم، اگر رضایت داد، اون وقت.‏<br>ناناز 2008: جا داری؟<br>کامی کوچیکه: البته که دارم قربونت برم فاطی جون، بهم بگو رضا<br>ناناز 2008: رضا جان! من خیلی احساس بدی دارم<br>کامی کوچیکه: واسه چی عزیز؟<br>ناناز 2008: من نمی خوام زندگی تو از هم بپاشم<br>کامی کوچیکه: نترس، همه چی درسته، حالا می گی چند سالته؟<br>ناناز 2008: من 32 سالمه‏<br>کامی کوچیکه: ریزه میزه ای؟<br>ناناز 2008: نه خیلی، قدبلند و یه هوا تپل<br>کامی کوچیکه: وااااای! می خوای راحت بشی؟<br>ناناز 2008: از پشت کامپیوتر؟<br>کامی کوچیکه: نه، عذاب وجدانت رو می گم... ‏<br>ناناز 2008: چه جوری؟<br>کامی کوچیکه: همین جا عقد می کنیم با هم محرم می شیم<br>ناناز 2008: همین جا؟ چه جوری؟<br>کامی کوچیکه: الان می گم یکی از دوستانم می آد، ایشون روحانیه، عقدمون می کنه<br>ناناز 2008: توی چت روم؟<br>کامی کوچیکه: آره، آی دی اش " یاشار طلا" ست، می خوای با هم کنفرانس کنیم؟ همین جا ‏عقدمون کنه؟<br>ناناز 2008: من که طلاق گرفتم، رضایت ولی نمی خوام، ولی تو رضایت همسر رو چی کار ‏می کنی؟<br>کامی کوچیکه: می گم فهیمه خانوم همین حالا برات رضایت نامه رو ای میل کنه، آدرس تو ‏بده، ایشون رضایت نامه آماده داره.‏<br>ناناز 2008: وای من می ترسم<br>کامی کوچیکه: نترس، دل تو بده به خدا، من کنارت هستم.‏<br>ناناز 2008: همیشه؟<br>کامی کوچیکه: همیشه؟<br><br>متن چت اینترنتی فاطمه خانم و سردار زارعی بشرح فوق است. رضایت همسر نیز طی یک ‏اتاچمنت پی دی اف از طریق ای میل یاهو جهت عاقد( حاج آقا اعتزازی با آی دی " یاشار ‏طلا") ارسال و عقد شرعی نیز در چت روم یاهو منعقد و گواهی آن توسط عاقد برای متعه ‏ارسال شد. <br>]]></description>
					<pubDate>Mon, 19 May 2008 07:55:39 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.parsiyan.blogsky.com/Comments.bs?PostID=647</comments>
          <guid>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/02/30/post-647/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[گزارش تکان دهنده]]></title>
					<link>http://www.parsiyan.blogsky.com/1387/02/04/post-646/</link>
					<description><![CDATA[افشاگری دانش جعفری در مورد ناآگاهی اقتصادی احمدی نژاد <br><br>شب گذشته داوود دانش‌جعفری، وزیر امور اقتصادی و دارایی، رسما از سمت خود کناره گرفت. اما او در آخرین ‏ساعات حضور خود در این وزارتخانه، در سخنرانی غیرمنتظره‌ای که متن آن را از پیش تعیین کرده بود و ‏بلافاصله در اختیار رسانه‌ها قرار داد، به شدت از روند تصمیم‌گیری‌ها در دولت نهم انتقاد کرد و با اشاره به ‏موضوعات مختلفی که او در سمت قبلی خود با آنها درگیر بود، از دخالت‌ها و فشارهای احمدی نژاد، ابعاد ناآگاهی ‏او از علم اقتصاد و دروغ‌پردازی‌های مشاورانش پرده برداشت.‏<br><br>دانش‌جعفری دیروز در مراسم تودیع خود در حالی سخنان شدیداللحن و انتقادی خود علیه روندهای حاکم بر دولت ‏نهم را با بغض و اشک به پایان برد که بسیاری از کارکنان و مدیران میانی وزارت اقتصاد که از انتقادهای او علیه ‏رئیس‌جمهور و مشاورانش به هیجان آمده بودند، بیش از یک دقیقه برای او کف زدند.‏<br><br>وزیر سابق اقتصاد در سخنان دیروز خود به طور مستقیم به نقش منفی رحیمی، رئیس فعلی دیوان محاسبات که ‏گزینه اصلی احمدی نژاد برای جانشینی پورمحمدی در وزارت کشور است، اشاره کرد و همچنین فاش کرد که ‏معاون اقتصادی بازرسی ریاست‌جمهوری، که ریاست آن برعهده داود احمدی نژاد برادر رئیس‌جمهور است، "یک ‏دامپزشک" است که در مسائل اقتصادی علیه برنامه‌های او در وزارت اقتصاد به گزارش‌سازی پرداخته است.‏<br><br>حجم و شدت انتقادهای دانش‌جعفری از احمدی نژاد و دولت به حدی بود که پرویز داوودی، معاون اول احمدی ‏نژاد، پس از پایان این جلسه در پاسخ به خبرنگاران به خنده‌های عصبی بسنده کرد.‏<br><br>البته صدا و سیما نیز طبق روال همیشگی خود، در بخش‌های مختلف خبری شب گذشته به هیچ‌یک از انتقادهای ‏دانش‌جعفری از احمدی نژاد و فضایی که بر دولت حاکم کرده است، اشاره نکرد و تنها به پخش آخرین لحظات ‏نطق وی در جلسه تودیع خود پرداخت که در آنها وی به علت بغض قادر به ادامه صحبت نبود و نیز صحنه قرائت ‏دو بیت شعر را نیز به این برش کوتاه افزود.‏<br><br>‎‎دولتی که هیچ‌کس قبولش ندارد‎‎<br><br>وزیر سابق اقتصاد سخنان خود را با ذکر خصلت‌های جریان نزدیک به احمدی نژاد آغاز کرد: نگاه منفی به همه ‏افراد باتجربه، عدم تبعیت از برنامه چهارم، اهمیت دادن به مسائل جنبی مثل ساعت کار بانک‌ها، وجود گروه‌های ‏فشار در دستگاه‌های اجرایی دولت احمدی نژاد و مشکلات متعدد دولت با نهادهای مختلف کشور. دانش‌جعفری در ‏اینجا به ذکر عناوین دهها دستگاه دولتی و حکومتی پرداخت که دولت احمدی نژاد خود را با آنها درگیر کرده و ‏بدین ترتیب حتی در میان حاکمیت اصولگرا نیز منزوی شده است.‏<br><br>او این مشکلات را این‌گونه فهرست کرد: "مشکل با مجلس؛ مشکل با مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ مشکل با ‏اشخاص خاص؛ مشکل با صدا و سیما؛ مشکل با روزنامه‌ها؛ مشکل با نامزدهای رقیب در انتخابات قبلی ریاست ‏جمهوری؛ مشکل با نامزدهای بالقوه در انتخابات دهم و دهها مساله دیگر که قابل ذکر نیست!"‏<br><br>او سپس به مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم و لزوم مقاومت وزارت اقتصاد در برابر این مشکلات اشاره کرد و ‏سپس گفت: "آنچه در این کارزار ابهام انگیز است، این است که در این دوره که بیشترین فشار خارجی به نظام ‏مالی کشور وارد می‌آمد به ویژه در بخش بانک و بیمه، عده‌ای نیز در داخل با نقد غیرمنصفانه موجبات تضعیف آن ‏را فراهم می‌نمودند."‏<br><br>‎‎چوب مشاوران رئیس‌جمهور لای چرخ دولت‎‎<br><br>وزیر سابق اقتصاد سپس درباره مشکلاتی که مشاوران احمدی نژاد با دامن زدن به مسائلی همچون "اتهام و شبهه ‏ربوی بودن بعضی از عملیات بانکی، بالا بودن سود بانکی، تبدیل بانک‌ها به بانک قرض‌الحسنه، داشتن ارتباط ‏سیاسی بعضی از مدیران با بعضی از اشخاص با نفود، معوق شدن بازپرداخت‌ها، دادن تسهیلات به اشخاص ‏خاص، ندادن تسهیلات کافی به طرح‌های مورد نظر دولت و داستان بیمه ایران" برای دولت فراهم می‌کردند، ‏سخن گفت و افزود: "آتش تهیه این حملات عموما از طرف کسانی ریخته می‌شد که حتی یک روز هم سابقه فعالیت ‏در نظام بانکی و بیمه‌ای کشور را نداشتند و صرفا با برداشت‌های غیر اجرایی خود عملکرد این مجموعه‌ها را ‏نظاره می‌کردند."‏<br><br>او سپس به طور غیر مستقیم به دخالت‌های غیر کارشناسی احمدی نژاد در مسائل اقتصادی اشاره کرد که عاقبت ‏مجبور شد در برابر آن بایستد؛ ایستادگی‌ای که سرانجامش برکناری بود: "عده‌ای هم سعی می‌کردند با ‏اعمال‌نظرهای مختلف در ظاهر تحولی بوجود آورند، ولی ما عملا مشاهده کردیم که آنها دارند این مجموعه‌های ‏ارزشمند را از کار می‌اندازند، زیرا که طرحی جایگزین نداشتند و صرفا از وضع موجود ایراد می‌گرفتند... در ‏هر صورت نظام بانکی در این دوره به صورت مستمر تحت فشار قرار داشت. من وقتی نگاه آنها را به نیمه خالی ‏لیوان دیدم، جلوی آنها ایستادم و اجازه ندادم جلوتر بروند."‏<br><br>‎‎انحلال سازمان مدیریت، شبیه انحلال ارتش‎‎<br><br>وزیر سابق اقتصاد سپس در تعریضی بی‌سابقه به احمدی نژاد، انحلال سازمان مدیریت توسط وی را با پیشنهاد ‏انحلال ارتش توسط برخی گروه‌ها در ابتدای انقلاب مقایسه کرد و گفت: "به یاد ایده انحلال ارتش افتادم که عده‌ای ‏در آن موقع چه‌ها برای آن می‌گفتند ولی امام چگونه مساله را با دوراندیشی هدایت کرد... در طرح مربوط به ‏انحلال سازمان برنامه هم دیده بودم که این اقدام حساب شده نبود و جز ایجاد سرخوردگی و یاس برای کارکنان این ‏سازمان عظیم اثر دیگری نداشت."‏<br><br>وی بلافاصله سمت و سوی تعریض خود را باز به سمت شخص احمدی نژاد برگرداند و با انتقاد از تاثیرپذیری ‏وی از گزارش‌های رحیمی رئیس دیوان محاسبات، گفت: "از ویژگی‌های دیگر این دوره هیجانی بود که هر کس ‏به خود اجازه می‌داد در مسایل کلان اقتصادی کشور دخالت کند. نمی‌دانم چه فایده‌ای از این کار می‌بردند... یک بار ‏آقای دکتر رحیمی رئیس کل دیوان محاسبات در یک مصاحبه داخلی- خارجی اعلام نمود که یکی از قراردادهای ‏نفتی که در دولت قبل منعقد شده، مساله‌دار است و لذا باید این قرارداد را که 20 میلیارد خسارت به کشور می‌زند ‏لغو شود. هم من و هم وزیر نفت جداگانه با ایشان صحبت کردیم و گفتیم این نحوه رفتار شما با قراردادهای ‏بین‌المللی حیثیت ما را زیر سوال می‌برد و دیگر در بستن قراردادهای جدید به ما اعتماد نمی‌کنند. اگر اشکالی ‏وجود دارد باید آن را رفع کرد و نه اینکه با مصاحبه مطبوعاتی هو و جنجال راه بیاندازیم. از طرف دیگر دلیلی ‏وجود ندارد که قبل از اینکه این پرونده رسیدگی شده باشد و حکمی صادر شده باشد این بحث‌ها رسانه‌ای شود. ‏ایشان خیلی ساده گفت: من از شما دستور نمی‌گیرم. بعد از آن با هیات رئیسه مجلس صحبت کردم و خوشبختانه ‏آنها با روش‌های خود، فتیله این بحث را پائین آوردند. به نظرم می‌رسد ریشه این هیجانات برمی‌گردد به یکسری ‏اطلاعات کارشناسی نشده یا پردازش نشده که بدون بررسی به مراجع بالاتر می‌رسد."‏<br><br>‎‎جریان موازی در درون دولت‎‎<br><br>وزیر سابق اقتصاد در بخش دیگری از نطق انتقادی مراسم تودیع خود، با اشاره به پرونده‌سازی‌های برخی ‏نزدیکان احمدی نژاد، فاش کرد: "به قرار اطلاع در قسمت بازرسی رئیس جمهور افرادی نفوذ کرده بودند که جزء ‏ناراضی‌های دستگاه‌ها بودند. عده‌ای هم بودند که صلاحیت پذیرش شغل را نداشتند. بطور مثال معاون اقتصادی ‏بازرسی یک دامپزشک بود. قاعدتا اشراف او به مسایل اقتصادی نمی‌تواند بالا باشد. این افراد با دسترسی محدودی ‏که داشتند، به خود اجازه می‌دادند در مسایل پیچیده گزارش تهیه کنند و با دسترسی آسانی که به مقام بالا داشتند، ‏ذهنیت کارشناسی نشده خود را منتقل کنند. اینها مدیران بالای دستگاه‌های اجرایی، حتی وزرا را نیز که منتخب ‏مجلس رئیس جمهوربودند و از مجلس رای اعتماد گرفته بودند، به راحتی زیر سوال می‌بردند و در موارد بسیاری ‏باعث شکل‌گیری مدیریت دوگانه یا موازی در دستگاه. البته تهیه این نوع گزارشات فقط مختص بازرسی رئیس ‏جمهور نبود و از اشخاص درون دستگاه‌ها هم استفاده می‌شد. گاهی با تشویق و گاهی هم با تهدید. ولی ویژگی همه ‏این گزارشات این بود که با رئیس دستگاه مشورت نمی شد و به یکباره تصمیم بر علنی شدن گزارش می‌گرفتند."‏<br><br>‎‎بحران‌سازی‌های شخص احمدی نژاد‎‎<br><br>داود دانش‌جعفری در جای دیگری باز به نقش شخص احمدی نژاد در ایجاد بحران در حوزه اقتصادی پرداخت و ‏گفت: "فشار بیمه ایران، از ناحیه دیگر اعمال شد. یک گزارش ساده در مورد تخلف مدیران قبلی بیمه ایران که در ‏دوره من هم نبود، به زودی تبدیل به یک مسئله ملی شد و بعد جمع کردن موضوع چقدر نیرو برد! یا در همین ‏سخنرانی اخیر قم نیز که بازتاب وسیعی داشت. ریشه‌های این نوع گزارشات غیرکارشناسی که بدون چک کردن به ‏مراجع بالاتر رسیده به راحتی قابل مشاهده است."‏<br><br>وی سپس به رایزنی‌های خود با احمدی نژاد درباره سخنرانی هیجانی وی در قم اشاره کرد و پس از آن به تکذیب ‏چند ادعای اصلی احمدی نژاد در این سخنرانی پرداخت: "در جلسه دولت با جناب آقای دکتر صحبت کردم و گفتم ‏طرح این بحث‌ها به کشور آسیب می‌رساند. ایشان گفتند منظور من این بوده که مشکلات نظام‌های مالیاتی، گمرک و ‏بانک را بش