مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1387
سردار کامی کوچیکه و ناناز 2008
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 07:55 AM
چهار ماه قبل: یک وب سایت اینترنتی نوشت سردار زارعی در حالی که با شش زن روسپی ‏در یک خانه فساد، مشغول رابطه نامشروع بود، دستگیر شد. منابع این وب سایت اطلاع دادند ‏که به گفته یکی از خواهران بازداشت شده، وی آنان را عریان کرده و به نماز جماعت وادار ‏کرد و در همان حال به آنها می گفت: مصبتو شکر، واقعا عجب حالی می ده. نویسنده خبر این ‏وب سایت چیز بیشتری به این خبر نیفزود، وگرنه می توانست تمام وقایع مربوطه را همراه با ‏‏37 ساعت فیلم اختصاصی از سردار زارعی منتشر کند. ‏

سه ماه و بیست روز قبل: سخنگوی قوه قضائیه از بازداشت یکی از مسوولان نیروی انتظامی ‏خبر داد. وی که نام این مسوول را اعلام نکرده بود، گفت: " بازداشت این سردار براساس ‏دستور مستقیم رئیس قوه قضائیه صورت گرفت و مسائلی که در وب سایت ها گفته شده است، ‏حالا شش نفر یا بیشتر و کمتر تکذیب می شود." ‏

سه ماه و ده روز قبل: سخنگوی قوه قضائیه در مورد بازداشت سردار "ز" از مسوولان ‏انتظامی کشور اعلام کرد که ایشان به آن شش دلیل دستگیر نشده است و دلایل دیگری وجود ‏داشته که فعلا در حال بررسی است." وی گفت چهار نفر دیگر هم که به نظر می رسد احتمالا ‏زن بودند، چون در زندان زنان هستند، همزمان با ایشان دستگیر شدند که هنوز به این قوه ‏اعلام نشده که باید به این پرونده مربوط باشند یا نه".‏

سه ماه قبل: فرمانده نیروی انتظامی گفت، " سردار زا... هیچ خیانتی به نیرو نکرده است و ‏اتهامات وی بسیار کوچک و شخصی است." وی توضیح داد که سردار زار... از نیروهای ‏متعهد و خدمتگذار بودند و با اراذل و اوباش مبارزه کم نظیری "کردند و اصولا نماز جماعت ‏بدون لباس درست نیست". ‏

دو ماه قبل: یک مقام قوه قضائیه گفت، " کلیه نوشته های سایت های اینترنتی مبنی بر اتهامات ‏اخلاقی شش نفره به سردار زارعی تکذیب می شود. وی تا حدی متهم به خیانت در امانت بوده ‏و از موقعیت شغلی خود و امکانات دولتی کمی سوء استفاده کرده و در حال حاضر پنج قاضی ‏عالیرتبه در حال رسیدگی به اتهامات وی می باشند." ضمنا فقط دو نفر خانم دستگیر شدند که ‏هنوز ما نمی دانیم نمازشان به انتها رسیده بود یا نه".‏

یک ماه قبل: همان مقام قضایی قبلی اعلام کرد که " سردار ر. زارعی تنها با یک نفر رابطه ‏مشروع داشته، چرا که پس از آشنایی با طرف این عمل از طریق چت اینترنتی، عقدنامه ‏موقتی تهیه کرده و همسر دائم او نیز این مساله را تصدیق کرده است." این مقام قضایی گفت، ‏متن کامل چت اینترنتی طرفین در حضور چهار شاهد عادل بررسی شد و کلیه موارد متفقه ‏مشروع بوده و متن این چت نیز جهت اطلاع عموم منتشر می شود.‏

دیروز: همان مقام قضایی اعلام کرد، سردار رضا زارعی فر... سا... پرونده خاص اخلاقی ‏ندارد و ایشان در حضور همسرش اقدام به یک چت نموده که همسر وی نیز رضایت خود را ‏کتبا ای میل زده و در میل باکس قوه قضائیه موجود است. این مقام قضایی گفت، اتهام سردار ‏رضا زارعی مقدم " زمین خواری و سوء استفاده از عوارض پرداختی خودروهای توقیف ‏شده و تبانی با یک تعاونی مسکن و زمین خواری به همراه سوء استفاده مالی از عوارض ‏پرداختی توسط مالکان خودروهای توقیف شده در برخی پارکینگ های ناجا بوده است که ‏اظهارات برخی از سایت ها مبنی بر حضور شش نفر از بانوان در زیرزمین پارکینگ ناجا ‏در حال نماز جماعت بصورت برهنه و در حال زمین خواری تکذیب می شود."‏

یک هفته بعد: همان مقام قضایی اعلام کرد که سردار رضا زارعی مقدم گلابدره ای معروف ‏به " رضا شیش تیر" فرزند علی نقی متهم به سوء استفاده مالی بوده و اعتراف کرده است که ‏به جای نماز خواندن بصورت برهنه با شش نفر از خانمهایی که با سه نفر از آنها چت کرده ‏بود، اما به سه نفر فقط ای میل زده بود، " در سوء استفاده های مالی زارعی، یک کاندیدای ‏انتخابات ریاست جمهوری نهم نیز که قصد کاندیداتوری در انتخابات دور بعد را هم دارد، ‏شریک بوده است." این مقام قضایی گفت، حالا چت کردن توی سرش بخورد، اتهام وی مبنی ‏بر مشارکت با سردار ق. در مفاسد مالی آن هم به عنوان رقیب برخی از مسوولان عزیز ‏کشور، قابل پیگرد قانونی است.‏

یک ماه بعد: همان مقام قضایی قبلی اعلام کرد، سردار سید علیرضا زارعی مقدم گلابدره ای ‏معروف به " رضا شیش تیر" فرزند علی نقی، شماره شناسنامه 268 متولد 1334 صادره از ‏شمیرانات دارای همسر و چهار فرزند و همکلاسی یکی از نامزدهای انتخاباتی دوره بعد متهم ‏است که با شش نفر از عناصر نزدیک به برخی مقامات که خانواده نفتی و دوچرخه سوار ‏دارند، پس از نماز جماعت، بصورتی عریان علاوه بر زمین خواری اقدام به افزایش قیمت ‏مسکن و گوجه فرنگی و برنج کرده و در محل پارکینگ ناجا با برخی عوامل نزدیک به ‏انگلیس و آمریکا نقشه انفجار یک محل نامعلوم را کشیده اند. ‏

دوماه بعد: همان مقام قضایی اعلام کرد، مرتیکه سید علیرضا زارعی مقدم گلابدره ای ‏معروف به " رضا شیش تیر" که در دوره دبستان بارها با همکلاسی هایش شوخی دستی کرده ‏بود، و هیچ ربطی به نیروی انتظامی نداشته و قرار بود به عنوان یکی از اراذل و اوباش ‏دستگیر شود، پس از نزدیکی به سردار " قا..." نامزد ریاست جمهوری اقدام به زمین خواری ‏برای یکی دیگر از نامزدهای انتخابات به نام " اک..." کرده و شش نفر از خانمهای فریب ‏خورده را برای چندمین بار فریب داده و آنان را وادار کرد در حضور برخی اصلاح طلبان ‏اقدام به نماز جماعت بصورت برهنه نماید و در همان حال زمین خواری کنند. وی ضمن دست ‏داشتن در افزایش قیمت مسکن و گوجه فرنگی از غنی سازی اورانیوم جلوگیری کرده و در ‏انفجار شیراز نیز دست داشت و همسایه اش یکی از اعضای فرقه ای ضاله بوده که به ‏درخواست رسمی ناجا اینترپل دنبالش می گردد. در ضمن متهم در زندان با خوردن شش ‏کیلوگرم گاز سیانور خودکشی کرده و سرانجام اعتراف کرد.‏
‏ ‏
متن کامل چت اینترنتی سردار رضا و خانم فاطمه ق
سردار رضا( کامی کوچیکه): سلللللام جیگر
فاطمه ق( ناناز 2008): گمشو نکبت ایکبیری
کامی کوچیکه: حاج حسن! تویی؟ واسه چی اسمت ناناز شد؟ داری مخ می زنی؟
ناناز 2008: حاج حسن شوهر ننه ته، نکنه از اون حزبل مخفی ها هستی؟
کامی کوچیکه: ای وای عزیز دل، شرمنده، عوضی گرفتم
ناناز 2008: چی شد پسرخاله شدی؟ عزیز دل کیه؟
کامی کوچیکه: عزیز دل تویی نازنین!‏
ناناز 2008: زدی تو ادبیات؟
کامی کوچیکه: اشکالی داره چند کلمه خدمت تون بچتیم؟
ناناز 2008: چند سالته؟ از کجایی؟
کامی کوچیکه: هنوز دهنم بوی شیر می ده، سی و دو سالمه
ناناز 2008: اندازه بابابزرگ منی، بای! ‏
کامی کوچیکه: کجا تشریف می برین؟ شوخی کردم، من 26 سالمه‏
ناناز 2008: ببین!‏
کامی کوچیکه: جان دلم؟ بفرمائید؟
ناناز 2008: حرف آخرتو همین حالا بزن، اگه می خوای س.. چ کنی من برم؟
کامی کوچیکه: اصلا این جوری ها نیستم عزیزم، من بیشتر با شاملو و هدایت حال می کنم.‏
ناناز 2008: صادق هدایت؟
کامی کوچیکه: بله، سنگی بر گوری، همیشه به یاد غربتش هستم
ناناز 2008: سنگی بر گوری رو وقتی رفت پاریس قلمی کرد؟
کامی کوچیکه: آره، تو پاریس رفتی؟
ناناز 2008: پاریس نرفتم، ببین، همین حالا بگو روی میزت چیه؟
کامی کوچیکه: آخرین اثر کافکا و یک پیشی کوچولو
ناناز 2008: وای عزیزم! اسمش چیه؟
کامی کوچیکه: جیمی
ناناز 2008: اسگل کردی ما رو؟ این که اسم سگ جوادهاست.‏
کامی کوچیکه: جیمی همیشه کنار منه
ناناز 2008: اصلا با گربه حال نمی کنم، وویی! لابد لیس ات می زنه
کامی کوچیکه: کی لیس ام می زنه؟
ناناز 2008: مامان جونت، خب معلومه کی لیس ات می زنه
کامی کوچیکه: ؟؟؟؟؟؟؟
ناناز 2008: علامت سووال تو بخورم، من لیس ات نمی زنم، گربه تو گفتم
کامی کوچیکه: جیمی رو ولش، پس گفتی هدایت رو دوست داری؟
ناناز 2008: نه، من نگفتم، ببین، تو خیلی بورینگ هستی، منم خوابم می آد
کامی کوچیکه: نرو، صبر کن، بگو الآن چی پوشیدی؟ ‏
ناناز 2008: رنگش رو می گم، قرمزه
کامی کوچیکه: دوست داری حال کنیم؟
ناناز 2008: اه اه اه، حال کنیم؟ خاک بر سر! بلد نیست حرف بزنه‏
کامی کوچیکه: تو بهم یاد بده... استاد... چی صدات کنم؟
ناناز 2008: اول تو بگو اسمت چیه؟ و منو واسه چی می خوای؟
کامی کوچیکه: اسمم امیر علی یه، می خوام ببینمت
ناناز 2008: به همین زودی عجله؟ ولی از اسمت خوشم اومد‏
کامی کوچیکه: قربونت برم الهی، ... تو‏
ناناز 2008: جوووون
کامی کوچیکه: اسم تو چیه جیگر طلا؟
ناناز 2008: اسمم فاطی
کامی کوچیکه: اهل نماز و روزه هستی؟
ناناز 2008: سو وات؟
کامی کوچیکه: نات پرابلم، ایت ایز اوکی!‏
ناناز 2008: تو چی؟ نکنه حزبل می زنی؟
کامی کوچیکه: اشکالی داره؟
ناناز 2008: نه، هر کی برای خودش اعتقاداتی داره.‏
کامی کوچیکه: من با خدای خودم حال می کنم
ناناز 2008: فعلا که داری با من حال می کنی
کامی کوچیکه: وای، خدا نکشدت شیرین!‏
ناناز 2008: باز که جواد زدی
کامی کوچیکه: ببین، اینا رو ولش، می شه دیدت؟
ناناز 2008: من هیچ وقت این جور جاها نمی آم، دفعه اولمه چت می کنم، خانواده ام هم بد ‏جوری گیرن
کامی کوچیکه: منم دفعه دومه چت می کنم، چه اشکالی داره؟ ما که نمی خوایم خلاف کنیم‏
ناناز 2008: پس می خوای منو ببینی واسه اینکه نماز جماعت بخونیم؟
کامی کوچیکه: حالا شاید نماز هم خوندیم، اشکالی داره؟
ناناز 2008: ببین؟
کامی کوچیکه: چیه عزیز؟
ناناز 2008: چند سالته؟ اگه دروغ بگی همین الآن دی سی می شم.‏
کامی کوچیکه: فاطی جون!‏
ناناز 2008: جانم؟
کامی کوچیکه: من 42 سالمه‏
ناناز 2008: زن داری؟
کامی کوچیکه: تقریبا
ناناز 2008: یعنی چی تقریبا؟
کامی کوچیکه: یعنی بدون رضایت زنم کاری نمی کنم، اشکالی داره با تو هم باشم؟
ناناز 2008: حاج آقا! ایشون ناراحت نمی شن؟
کامی کوچیکه: ازش می پرسم، اگر رضایت داد، اون وقت.‏
ناناز 2008: جا داری؟
کامی کوچیکه: البته که دارم قربونت برم فاطی جون، بهم بگو رضا
ناناز 2008: رضا جان! من خیلی احساس بدی دارم
کامی کوچیکه: واسه چی عزیز؟
ناناز 2008: من نمی خوام زندگی تو از هم بپاشم
کامی کوچیکه: نترس، همه چی درسته، حالا می گی چند سالته؟
ناناز 2008: من 32 سالمه‏
کامی کوچیکه: ریزه میزه ای؟
ناناز 2008: نه خیلی، قدبلند و یه هوا تپل
کامی کوچیکه: وااااای! می خوای راحت بشی؟
ناناز 2008: از پشت کامپیوتر؟
کامی کوچیکه: نه، عذاب وجدانت رو می گم... ‏
ناناز 2008: چه جوری؟
کامی کوچیکه: همین جا عقد می کنیم با هم محرم می شیم
ناناز 2008: همین جا؟ چه جوری؟
کامی کوچیکه: الان می گم یکی از دوستانم می آد، ایشون روحانیه، عقدمون می کنه
ناناز 2008: توی چت روم؟
کامی کوچیکه: آره، آی دی اش " یاشار طلا" ست، می خوای با هم کنفرانس کنیم؟ همین جا ‏عقدمون کنه؟
ناناز 2008: من که طلاق گرفتم، رضایت ولی نمی خوام، ولی تو رضایت همسر رو چی کار ‏می کنی؟
کامی کوچیکه: می گم فهیمه خانوم همین حالا برات رضایت نامه رو ای میل کنه، آدرس تو ‏بده، ایشون رضایت نامه آماده داره.‏
ناناز 2008: وای من می ترسم
کامی کوچیکه: نترس، دل تو بده به خدا، من کنارت هستم.‏
ناناز 2008: همیشه؟
کامی کوچیکه: همیشه؟

متن چت اینترنتی فاطمه خانم و سردار زارعی بشرح فوق است. رضایت همسر نیز طی یک ‏اتاچمنت پی دی اف از طریق ای میل یاهو جهت عاقد( حاج آقا اعتزازی با آی دی " یاشار ‏طلا") ارسال و عقد شرعی نیز در چت روم یاهو منعقد و گواهی آن توسط عاقد برای متعه ‏ارسال شد.
چهارشنبه 4 اردیبهشت ماه سال 1387
گزارش تکان دهنده
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 10:11 AM
افشاگری دانش جعفری در مورد ناآگاهی اقتصادی احمدی نژاد

شب گذشته داوود دانش‌جعفری، وزیر امور اقتصادی و دارایی، رسما از سمت خود کناره گرفت. اما او در آخرین ‏ساعات حضور خود در این وزارتخانه، در سخنرانی غیرمنتظره‌ای که متن آن را از پیش تعیین کرده بود و ‏بلافاصله در اختیار رسانه‌ها قرار داد، به شدت از روند تصمیم‌گیری‌ها در دولت نهم انتقاد کرد و با اشاره به ‏موضوعات مختلفی که او در سمت قبلی خود با آنها درگیر بود، از دخالت‌ها و فشارهای احمدی نژاد، ابعاد ناآگاهی ‏او از علم اقتصاد و دروغ‌پردازی‌های مشاورانش پرده برداشت.‏

دانش‌جعفری دیروز در مراسم تودیع خود در حالی سخنان شدیداللحن و انتقادی خود علیه روندهای حاکم بر دولت ‏نهم را با بغض و اشک به پایان برد که بسیاری از کارکنان و مدیران میانی وزارت اقتصاد که از انتقادهای او علیه ‏رئیس‌جمهور و مشاورانش به هیجان آمده بودند، بیش از یک دقیقه برای او کف زدند.‏

وزیر سابق اقتصاد در سخنان دیروز خود به طور مستقیم به نقش منفی رحیمی، رئیس فعلی دیوان محاسبات که ‏گزینه اصلی احمدی نژاد برای جانشینی پورمحمدی در وزارت کشور است، اشاره کرد و همچنین فاش کرد که ‏معاون اقتصادی بازرسی ریاست‌جمهوری، که ریاست آن برعهده داود احمدی نژاد برادر رئیس‌جمهور است، "یک ‏دامپزشک" است که در مسائل اقتصادی علیه برنامه‌های او در وزارت اقتصاد به گزارش‌سازی پرداخته است.‏

حجم و شدت انتقادهای دانش‌جعفری از احمدی نژاد و دولت به حدی بود که پرویز داوودی، معاون اول احمدی ‏نژاد، پس از پایان این جلسه در پاسخ به خبرنگاران به خنده‌های عصبی بسنده کرد.‏

البته صدا و سیما نیز طبق روال همیشگی خود، در بخش‌های مختلف خبری شب گذشته به هیچ‌یک از انتقادهای ‏دانش‌جعفری از احمدی نژاد و فضایی که بر دولت حاکم کرده است، اشاره نکرد و تنها به پخش آخرین لحظات ‏نطق وی در جلسه تودیع خود پرداخت که در آنها وی به علت بغض قادر به ادامه صحبت نبود و نیز صحنه قرائت ‏دو بیت شعر را نیز به این برش کوتاه افزود.‏

‎‎دولتی که هیچ‌کس قبولش ندارد‎‎

وزیر سابق اقتصاد سخنان خود را با ذکر خصلت‌های جریان نزدیک به احمدی نژاد آغاز کرد: نگاه منفی به همه ‏افراد باتجربه، عدم تبعیت از برنامه چهارم، اهمیت دادن به مسائل جنبی مثل ساعت کار بانک‌ها، وجود گروه‌های ‏فشار در دستگاه‌های اجرایی دولت احمدی نژاد و مشکلات متعدد دولت با نهادهای مختلف کشور. دانش‌جعفری در ‏اینجا به ذکر عناوین دهها دستگاه دولتی و حکومتی پرداخت که دولت احمدی نژاد خود را با آنها درگیر کرده و ‏بدین ترتیب حتی در میان حاکمیت اصولگرا نیز منزوی شده است.‏

او این مشکلات را این‌گونه فهرست کرد: "مشکل با مجلس؛ مشکل با مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ مشکل با ‏اشخاص خاص؛ مشکل با صدا و سیما؛ مشکل با روزنامه‌ها؛ مشکل با نامزدهای رقیب در انتخابات قبلی ریاست ‏جمهوری؛ مشکل با نامزدهای بالقوه در انتخابات دهم و دهها مساله دیگر که قابل ذکر نیست!"‏

او سپس به مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم و لزوم مقاومت وزارت اقتصاد در برابر این مشکلات اشاره کرد و ‏سپس گفت: "آنچه در این کارزار ابهام انگیز است، این است که در این دوره که بیشترین فشار خارجی به نظام ‏مالی کشور وارد می‌آمد به ویژه در بخش بانک و بیمه، عده‌ای نیز در داخل با نقد غیرمنصفانه موجبات تضعیف آن ‏را فراهم می‌نمودند."‏

‎‎چوب مشاوران رئیس‌جمهور لای چرخ دولت‎‎

وزیر سابق اقتصاد سپس درباره مشکلاتی که مشاوران احمدی نژاد با دامن زدن به مسائلی همچون "اتهام و شبهه ‏ربوی بودن بعضی از عملیات بانکی، بالا بودن سود بانکی، تبدیل بانک‌ها به بانک قرض‌الحسنه، داشتن ارتباط ‏سیاسی بعضی از مدیران با بعضی از اشخاص با نفود، معوق شدن بازپرداخت‌ها، دادن تسهیلات به اشخاص ‏خاص، ندادن تسهیلات کافی به طرح‌های مورد نظر دولت و داستان بیمه ایران" برای دولت فراهم می‌کردند، ‏سخن گفت و افزود: "آتش تهیه این حملات عموما از طرف کسانی ریخته می‌شد که حتی یک روز هم سابقه فعالیت ‏در نظام بانکی و بیمه‌ای کشور را نداشتند و صرفا با برداشت‌های غیر اجرایی خود عملکرد این مجموعه‌ها را ‏نظاره می‌کردند."‏

او سپس به طور غیر مستقیم به دخالت‌های غیر کارشناسی احمدی نژاد در مسائل اقتصادی اشاره کرد که عاقبت ‏مجبور شد در برابر آن بایستد؛ ایستادگی‌ای که سرانجامش برکناری بود: "عده‌ای هم سعی می‌کردند با ‏اعمال‌نظرهای مختلف در ظاهر تحولی بوجود آورند، ولی ما عملا مشاهده کردیم که آنها دارند این مجموعه‌های ‏ارزشمند را از کار می‌اندازند، زیرا که طرحی جایگزین نداشتند و صرفا از وضع موجود ایراد می‌گرفتند... در ‏هر صورت نظام بانکی در این دوره به صورت مستمر تحت فشار قرار داشت. من وقتی نگاه آنها را به نیمه خالی ‏لیوان دیدم، جلوی آنها ایستادم و اجازه ندادم جلوتر بروند."‏

‎‎انحلال سازمان مدیریت، شبیه انحلال ارتش‎‎

وزیر سابق اقتصاد سپس در تعریضی بی‌سابقه به احمدی نژاد، انحلال سازمان مدیریت توسط وی را با پیشنهاد ‏انحلال ارتش توسط برخی گروه‌ها در ابتدای انقلاب مقایسه کرد و گفت: "به یاد ایده انحلال ارتش افتادم که عده‌ای ‏در آن موقع چه‌ها برای آن می‌گفتند ولی امام چگونه مساله را با دوراندیشی هدایت کرد... در طرح مربوط به ‏انحلال سازمان برنامه هم دیده بودم که این اقدام حساب شده نبود و جز ایجاد سرخوردگی و یاس برای کارکنان این ‏سازمان عظیم اثر دیگری نداشت."‏

وی بلافاصله سمت و سوی تعریض خود را باز به سمت شخص احمدی نژاد برگرداند و با انتقاد از تاثیرپذیری ‏وی از گزارش‌های رحیمی رئیس دیوان محاسبات، گفت: "از ویژگی‌های دیگر این دوره هیجانی بود که هر کس ‏به خود اجازه می‌داد در مسایل کلان اقتصادی کشور دخالت کند. نمی‌دانم چه فایده‌ای از این کار می‌بردند... یک بار ‏آقای دکتر رحیمی رئیس کل دیوان محاسبات در یک مصاحبه داخلی- خارجی اعلام نمود که یکی از قراردادهای ‏نفتی که در دولت قبل منعقد شده، مساله‌دار است و لذا باید این قرارداد را که 20 میلیارد خسارت به کشور می‌زند ‏لغو شود. هم من و هم وزیر نفت جداگانه با ایشان صحبت کردیم و گفتیم این نحوه رفتار شما با قراردادهای ‏بین‌المللی حیثیت ما را زیر سوال می‌برد و دیگر در بستن قراردادهای جدید به ما اعتماد نمی‌کنند. اگر اشکالی ‏وجود دارد باید آن را رفع کرد و نه اینکه با مصاحبه مطبوعاتی هو و جنجال راه بیاندازیم. از طرف دیگر دلیلی ‏وجود ندارد که قبل از اینکه این پرونده رسیدگی شده باشد و حکمی صادر شده باشد این بحث‌ها رسانه‌ای شود. ‏ایشان خیلی ساده گفت: من از شما دستور نمی‌گیرم. بعد از آن با هیات رئیسه مجلس صحبت کردم و خوشبختانه ‏آنها با روش‌های خود، فتیله این بحث را پائین آوردند. به نظرم می‌رسد ریشه این هیجانات برمی‌گردد به یکسری ‏اطلاعات کارشناسی نشده یا پردازش نشده که بدون بررسی به مراجع بالاتر می‌رسد."‏

‎‎جریان موازی در درون دولت‎‎

وزیر سابق اقتصاد در بخش دیگری از نطق انتقادی مراسم تودیع خود، با اشاره به پرونده‌سازی‌های برخی ‏نزدیکان احمدی نژاد، فاش کرد: "به قرار اطلاع در قسمت بازرسی رئیس جمهور افرادی نفوذ کرده بودند که جزء ‏ناراضی‌های دستگاه‌ها بودند. عده‌ای هم بودند که صلاحیت پذیرش شغل را نداشتند. بطور مثال معاون اقتصادی ‏بازرسی یک دامپزشک بود. قاعدتا اشراف او به مسایل اقتصادی نمی‌تواند بالا باشد. این افراد با دسترسی محدودی ‏که داشتند، به خود اجازه می‌دادند در مسایل پیچیده گزارش تهیه کنند و با دسترسی آسانی که به مقام بالا داشتند، ‏ذهنیت کارشناسی نشده خود را منتقل کنند. اینها مدیران بالای دستگاه‌های اجرایی، حتی وزرا را نیز که منتخب ‏مجلس رئیس جمهوربودند و از مجلس رای اعتماد گرفته بودند، به راحتی زیر سوال می‌بردند و در موارد بسیاری ‏باعث شکل‌گیری مدیریت دوگانه یا موازی در دستگاه. البته تهیه این نوع گزارشات فقط مختص بازرسی رئیس ‏جمهور نبود و از اشخاص درون دستگاه‌ها هم استفاده می‌شد. گاهی با تشویق و گاهی هم با تهدید. ولی ویژگی همه ‏این گزارشات این بود که با رئیس دستگاه مشورت نمی شد و به یکباره تصمیم بر علنی شدن گزارش می‌گرفتند."‏

‎‎بحران‌سازی‌های شخص احمدی نژاد‎‎

داود دانش‌جعفری در جای دیگری باز به نقش شخص احمدی نژاد در ایجاد بحران در حوزه اقتصادی پرداخت و ‏گفت: "فشار بیمه ایران، از ناحیه دیگر اعمال شد. یک گزارش ساده در مورد تخلف مدیران قبلی بیمه ایران که در ‏دوره من هم نبود، به زودی تبدیل به یک مسئله ملی شد و بعد جمع کردن موضوع چقدر نیرو برد! یا در همین ‏سخنرانی اخیر قم نیز که بازتاب وسیعی داشت. ریشه‌های این نوع گزارشات غیرکارشناسی که بدون چک کردن به ‏مراجع بالاتر رسیده به راحتی قابل مشاهده است."‏

وی سپس به رایزنی‌های خود با احمدی نژاد درباره سخنرانی هیجانی وی در قم اشاره کرد و پس از آن به تکذیب ‏چند ادعای اصلی احمدی نژاد در این سخنرانی پرداخت: "در جلسه دولت با جناب آقای دکتر صحبت کردم و گفتم ‏طرح این بحث‌ها به کشور آسیب می‌رساند. ایشان گفتند منظور من این بوده که مشکلات نظام‌های مالیاتی، گمرک و ‏بانک را بشکافم و قصد دیگری در کنار نبوده است. با این حال وقتی بعدا به مطلب دقیق شدم، همان نگرانی که ‏داشتم، بیشتر شد."‏

‎‎تکذیب ادعاهای احمدی نژاد درباره مالیات و دخانیات‎‎

او با تکذیب ادعاهای احمدی نژاد درباره مافیای سیگار توضیح داد: "اولا هیچ یک از روسای گمرک، مالیات و یا ‏دخانیات از مسایل مطروحه با خبر نبودند و ایرادات اشاره شده جملگی قابل خدشه است. به طور مثال همه ‏می‌دانند که در حال حاضر واردات سیگار در کشور کاملا آزاد است و هیچ امتیاز انحصاری به کسی داده نشده ‏است. 21 شرکت بزرگ و کوچک، بازار واردات رسمی سیگار ایران را در اختیار دارند و در سال 1386 حدود ‏‏300 میلیون یورو واردات داشته‌اند. چطور ممکن است فردی برای گرفتن مجوز واردات سیگار که هیچ مانعی هم ‏برای آن وجود ندارد، حاضر باشد 5 میلیارد حق حساب بدهد؟! این بحث منطقی به نظر نمی‌رسد!"‏

وزیر معزول اقتصاد سپس ادعای احمدی نژاد درباره مشکلات نظام مالیاتی را هم تکذیب کرد: "یا این مطلب که ‏گفته شد دو کارخانه مثل هم که هر دو یک چیز تولید می‌کنند و به یک اندازه تولید خود را فروخته‌اند، چرا از یکی ‏‏300 میلیون تومان و از دیگری 3 میلیون تومان مالیات گرفته‌اند؟! بررسی‌های انجام گرفته نشان می‌داد چنین ‏موضوعی هیچ سابقه‌ای در سازمان مالیاتی ندارد. تازه نظام مالیاتی ما بر اساس فروش نیست که هر دو به یک ‏اندازه مالیات بدهند. در نظام مالیاتی ما، بر اساس درآمد (یعنی فروش منهای هزینه) مالیات تعیین می‌شود. این ‏امکان وجود دارد که هزینه دو کارخانه به هر دلیل متفاوت باشد. ای کاش جزئیات موضوع قبلا مورد بررسی ‏دستگاه مربوطه قرار می‌گرفت و اینطور شتاب‌زده عمل نمی‌شد! "‏

‎‎گرانی مسکن تقصیر دولت است، نه بانک‌ها‎‎

دانش‌جعفری سپس ادعاهای احمدی نژاد درباره دخالت بانک‌های خصوصی و موسسات اعتباری در بازار مسکن ‏را نیز رد کرد و با نقد ادعای دولتمردان نزدیک به احمدی نژاد درباره افزایش تولید، انتقاد از تاکید احمدی نژاد بر ‏آغاز طرح‌های جدید به‌رغم وجود طرح‌های نیمه‌تمام در کشور و اعتراف به نقش دولت نهم در افزایش نقدینگی و ‏تورم، گفت: "آیا می‌شود انتظار داشت که برای انجام تکالیف بودجه 1387 نزدیک به 60 میلیارد دلار دلار نفتی ‏توسط بانک مرکزی تبدیل به ریال شود، ولی نقدینگی بالا نرود؟! هر کس بلد است بفرماید انجام دهد. یا اگر نقدینگی ‏بالا رفت، کاری کنیم که تورم بالا نرود؟! هر کس می‌تواند بفرماید انجام دهد. تورم نتیجه محتوم این سیاست است، ‏و نمی‌شود از واقعیت فرار کرد."‏

وی سپس با لحنی تمسخرآمیز درباره ادعاهای احمدی نژاد درباره فعالیت یک مافیا علیه دولت نهم گفت: "بعضی‌ها ‏فکر می‌کند نابسامانی‌های اقتصادی ما به ویژه در تورم و بخش مسکن ناشی از فعالیت‌های بدخواهانه علیه دولت ‏است. من اذعان می‌کنم، تجربه‌ای در ارتباط با مبارزه با مافیا ندارم! باید کارشناسان خبره اطلاعاتی و امنیتی را ‏وارد این کار کرد. ولی به نظرم می‌رسد حتی برای خنثی کردن فعالیت مافیایی البته اگر وجود خارجی داشته باشد! ‏حتما کنترل رشد نقدینگی نیز مفید است." ‏

‎‎احمدی نژاد شخصا سود بانکی را کم کرد‎‎

بخش دیگری از سخنان وزیر سابق اقتصاد دولت احمدی نژاد نیز حائز اهمیت بود که در آن به نقش شخص ‏رئیس‌جمهور در کم کردن سود بانکی، با وجود مخالفت کارشناسان و اعضای شورای اقتصاد، اشاره ‏تعریض‌آمیزی وجود داشت: "در سال گذشته در همین دوران بود که شورای عالی پول و اعتبار تشکیل جلسه داد. ‏اکثریت اعضای شورا از جمله من و دکتر شیبانی با کاهش نرخ سود بانکی مخالف بودیم. فضای غالب جلسه این ‏بود که چون تورم سال 1385 بالا رفته، باید سود بانکی نیز متناسب با آن افزایش یابد. اما چون محدودیت‌های ‏سیاسی دولت قابل درک بود، لذا شورا به رئیس جمهور پیشنهاد نمود درسال 1386 هیچ کاهشی متوجه نرخ سود ‏بانکی نشود. علیرغم این همکاری شورا، جناب آقای رئیس جمهور این پیشنهاد را قبول ننمودند و تلویحا گفته شد ‏اگر برای بار دوم هم نظر دولت رعایت نشود بازهم نظر شورا تایید نمی‌شود و لذا وقتی مجددا این موضوع در ‏شورا بحث شد اکثریت اعضای جلسه با درک خوب از شرایط زمان به آن رای مثبت دادند و لذا تنش خوابید!"‏

‎‎ناآگاهی رئیس‌جمهور و مراجع تقلید از علم اقتصاد‎‎

او سپس به شکلی زیرکانه اما با احترام، از ناآگاهی یکی از مراجع قم از مسائل اقتصادی و سوء استفاده نزدیکان ‏احمدی نژاد از او نیز انتقاد کرد: "در سال گذشته که این بحث سود بانکی داغ بود یکی از مراجع عظام قم پیامی را ‏از طریق نماینده خود برای من ارسال نمودند. سوال ایشان این بود که با توجه به شناخت مثبتی که از من وجود ‏دارد، چرا من با کاهش نرخ سود در جلسه شورا مخالفت کرده‌ام؟! در پاسخ عرض کردم که اصولا من با کاهش ‏سود بانکی مخالف نیستم و یکی از آرزوهای من این است که در این دوره بتوانم به این توفیق دست یابم. همچنین ‏عرض کردم اما برای انجام این کار، یک مقدمه واجب وجود دارد! اگر این مقدمه تامین نشود معلوم نیست به هدف ‏برسیم... در ادامه عرض کردم که مقدمه واجب کاهش نرخ سود بانکی این است که تورم هم پایین بیاید. ایشان پیام ‏را منتقل کردند ولی من احساس می‌کردم استدلال من افاقه نکرده است. چند روز پیش باز همان نماینده آمدند و از ‏قول معظم‌له به من پیام دادند که برداشت من صحیح بوده و ایشان هم به این نتیجه رسیده‌اند که حرمت تورم بالا ‏مهم‌تر از حرمت بالا بودن سود بانکی است!"‏

این در حالی بود که دانش‌جعفری در جای دیگری از سخنانش، از ناآگاهی و بی‌اعتنایی احمدی نژاد به اصول علم ‏اقتصاد نیز انتقاد کرده بود: "من در دوره‌ای مسوولیت پذیرفتم که... بسیاری از مفاهیم پذیرفته شده علم اقتصاد در ‏دنیای امروز از قبیل تاثیر نقدینگی در تورم و یا چگونگی تقسیم کار مطلوب بین دولت و مردم زیر سوال بود... ‏اگر می‌خواهیم در اقتصاد موفق باشیم باید با قاعده این علم آشنا باشیم و به اصول آن پای بند."‏