سه شنبه 28 اسفند ماه سال 1386
بهار ایران
باغ ما اما باشکوفه قهر نیست
گل های سرخ می شکوفد. بهارنارنج ها باز می شوند. ماهی قرمز در تنگ بلور می رقصد
ایرانیان که قرنها زیر سایه مستبدان زندگی کرده اند، گرد سفره هفت سین جمع می شوند.
بهار می آید. هیچکس نمی تواند آمدن بهار را به تاخیر بیاندازد. کسی نمی تواند بهار را بگیرد، دستبند بزند، به زندان ببرد و از او "اعتراف" بگیرد که زمستان ماندنی است.
زمستان می رود. شاهان و سلاطین روزگارشان سپری می شود.
ایران می ماند و باغ هایش. با اقوام پر شمارش. با فرهنگ دیرسالش که به چهره کریه استبداد، تف می اندازد و به عشق سلام می کند.



