Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 28 اسفند ماه سال 1386
سالی که گذشت
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 09:51 AM
سال 86 ، سال سرکوب و رونق قفس بود برای کارگرانی که با وجود درآمدافسانه ای نفت، گرسنه بودند و به خیابان ‏آمدند. پاسخ آنها همه جا، از هفت تپه تا بهشهر وتهران، سرکوب بی امان بود.‏

سال پایان می گیرد و هنوز منصور اصانلو از رهبران کارگران شرکت واحد در بند است.‏

‏ سال سرکوب، تهمت و زندان بود برای زنان که خواستار حقوق اولیه خود هستند. زنانی که از خارج آمدند تا بستگان ‏خود راببینند به بندکشیده شدند ومهر جاسوسی خوردند. مادر بزرگی به نام هاله اسفند یاری و خبرنگاری چون نازی ‏عظیما بزحمت از بندرستند و معلوم نشد چه بر آنها رفت که حتی در خارج از کشور مهر سکوت بر لب زدند.‏

سال تمام می شود و هنوز روناک صفار زاده پشت میله هاست.‏
‏ ‏
‏ سال مهرورزی تمام بود با دانشجویان که پرچم آزادی از دست فرو نگذاشتند وامسال نوبت به سرکوب و شکنجه چپ ‏گرایان آنها رسید:بهزاد باقری، بهروز کریمی زاده، پیمان پیران... را زیر مخوف ترین شکنجه ها بردند.‏

سال پایان گرفت و هنوز احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان در بندند.‏

سال ارعاب مردم بود. سال سپردن مقابله بامردم به بسیج وسپاه. سالی که زیر پوشش "طرح ارتقاء امنیت اجتماعی" ‏مردان نقاب بر چهره به فرماندهی سردار زراعی به خیابان هاریختند. زنان رابخاطر پوششان دشنام دادند و زدند. ‏جوانان رازیر شلاق انداختند. کسانی را به نام " اراذل و اوباش" آفتابه به گردن انداختند و درخیابانها راه بردند و ‏درانظار با باتوم بر سرو تنشان کوبیدند.‏

‏ سال هنوز تمام نشده بود که فرمانده زارعی را درخانه فسادی یافتند که باشش زن برهنه نماز جماعت می خواند. به ‏حکم رئیس قوه قضائیه دستگیر و به فرمان " بالا" آزاد شد. آخر سرداران اسلام که اهل گناه نیستند.‏

سال سهمیه بندی بنزین، سال رسیدن تورم به بالای 20 درصد، سال گرانی هولناک، سال بسته شدن کارخانه ها، نابودی ‏نیشکر هفت تپه، فرو پاشی چایکاری و زدن آخرین ضربه ها به پیکر تولید ملی بود.‏

در عوض ، مافیای " ثروت و قدرت" که از حزب بزرگ تجار ـ موتلفه- تافرماندهان سپاهی ـ امنیتی گسترده است، ‏بخش عمده ای از درآمد افسانه ای نفت راصرف واردات کرد تا بازارها را از بنجل های چینی و خیابان ها را از ‏فواحش روسی پرکند و درمقابل رای روسیه و چین را در شورای امنیت سازمان ملل بدست بیاورد.‏

سال حراج ثروت ملی در دریای خزر، آماده سازی زمینه برای واگذاری اروند رود و معامله بر سر جزایر خلیج فارس ‏بود.‏

سال رواج ادبیات کوچه و بازاری در دیپلماسی و سیاست خارجی بود. سال گسترش خرافات، تحمیق مردم و سوء ‏استفاده از احساسات مذهبی آنها بود.‏
‏ ‏
‏ سال دروغ های بزرگتر از همیشه بود. سال پیروزی تبلیغ کردن شکست های بزرگ، سال حماسه نامیدن ناکامی ها ‏بود.‏

‏ سال به پایان نرسیده بودکه "پیروزی بزرگ اتمی"‏‎ ‎چون حبابی ترکید‎ ‎‏ و "حماسه انتخابات" تو خالی از کار در آمد.‏
اتحادیه اروپا در واکنشی نسبت به انتخابات دوره‌ هشتم مجلس در ایران اعلام کرد:‏‎ ‎‏"این انتخابات نه آزاد بود و نه ‏منصفانه."‏‎ ‎‏ وآمار رسمی خودجمهوری اسلامی نشان داد؛‎ ‎در حالی که مقام‌های ایران از جمله‎ ‎آیت‌الله خامنه‌ای، از ‏‏"حضور پرقدرت و حماسه‌آمیز" مردم در انتخابات سخن گفتند،‏‎ ‎در تبریز تنها حدود ۳۳ درصد مردم در انتخابات ‏شرکت کرده‌اند. در تهران نیز‎ ‎فرمانداری میزان مشارکت را ۴۰ درصد اعلام کرده است.‏

دو پایتخت دو انقلاب صد سال اخیر ایران به انقلاب پشت کردند. تبریز وتهران که وقتی بپاخاستند انقلاب های ‏مشروطیت و سال 1347 ثمر داد، به انتخابات فرمایشی نه گفتند.‏

سال 1386، که دو روز از آن باقی است ، سال حذف مطبوعاتی دیگر بود که تا آخرین روزهای سال هم ادامه یافت . ‏بلافاصله بعد از پایان رای گیری، هیات نظارت بر مطبوعات فرمان اعدام شش نشریه دیگر را صادر کرد.‏

سال، سال گسترش سانسور ، مذهبی کردن تئاتر، حذف کامل کارگردان های بزرگ سینمای ایران بود.‏

سال با صدور قطعنامه ای دیگر علیه جمهوری اسلامی به پایان رسید. بار دیگر کسانی که آمده بودند با تهدید جهان ‏‏"گوهر" بدست بیاورند توسط جهانیان محکوم شدند و تنها یک کشور اسلامی به قطعنامه رای ممتنع داد.‏

فریاد عاشقان ایران به جائی نرسید، حتی سخن میانه روهای درون حکومت هم گوش شنوائی نیافت. دولت طالبانی بر ‏طبل جنگ و تهدید کوبید و بهانه ها ی لازم را برای جنگ طلبان آمریکائی فراهم کرد.‏

رویدادهای بیشمار وآخرین آنها انتخابات مجلس هشتم نشان داد که درآغاز سی امین سالی که شاه رفت، سلطان از درون ‏حکومت جمهوری اسلامی سر برکشیده است. می رود تا حزب فراگیر رستاخیز هم شکل بگیرد با دوجناح: سنتی- ‏روحانی به رهبری علی لاریجانی و سپاهی ـ امنیتی به فرماندهی محرمی از بیت آقا، که حداد عادل باشد.‏

سالهای 54- 56 درذهن زنده می شود: درآمد نفت حداکثر، استبداد در اوج ، نظامیان در قدرت تمام، محمد رضا شاه ‏پهلوی در آستانه دروازه های تمد ن بزرگ .‏

سال 1357 دیگری در راه است؟

سه شنبه 28 اسفند ماه سال 1386
بهار ایران
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 09:45 AM

باغ ما اما باشکوفه قهر نیست

گل های سرخ می شکوفد. بهارنارنج ها باز می شوند. ماهی قرمز در تنگ بلور می ‏رقصد

ایرانیان که قرنها زیر سایه مستبدان زندگی کرده اند، گرد سفره هفت سین جمع می شوند.

بهار می آید. هیچکس نمی تواند آمدن بهار را به تاخیر بیاندازد. کسی نمی تواند بهار را بگیرد، دستبند بزند، به زندان ‏ببرد و از او "اعتراف" بگیرد که زمستان ماندنی است.

زمستان می رود. شاهان و سلاطین روزگارشان سپری می شود.

ایران می ماند و باغ هایش. با اقوام پر شمارش. با فرهنگ دیرسالش که به چهره کریه استبداد، تف می اندازد و به ‏عشق سلام می کند.‏

 

سه شنبه 28 اسفند ماه سال 1386
چهارشنبه سوری
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 08:11 AM
سه شنبه 28 اسفند ماه سال 1386
رونق قفس
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 08:08 AM

سال پیش سله دارها‎ ‎
بهترین پرندگان شهر را
درقفس نگاه داشتند
‏ پس دروغ نیست ‏
سال پیش،
سال رونق قفس،
‏ سال اشک مادران پیر بود
سال حرف های تلخ‏
سال شعر های خوب بود؛‏
سال پیش
از برای کارگر‏
سال نیش کوره های داغ بود و رنج کار
غصه مریضخانه بود و زاغه های خیس
سال پیش باغ ما با شکوفه قهر بود

                                                               جعفر کوش آبادی

پنجشنبه 23 اسفند ماه سال 1386
از زن صیغه ای تا کتک خوردن فوتبالیست
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 10:31 AM
انتخابات مجلس شورای اسلامی در شرایطی فردا برگزار می شود که حواشی آن از همیشه قابل توجه تر است. بخصوص ‏اینکه در غیاب چهره های معروف انتخاباتی بخاطر رد صلاحیت ها، عمده کاندیداها از سوی مردم شناخته شده نیستند و از ‏سوی دیگر با مصوبه مجلس، کاندیداها اجازه ندارند برای معرفی خود پوستر های تبلیغاتی منتشر کنند. بر این اساس طبیعی ‏است که کاندیداها برای معرفی خود به هر اقدامی دست بزنند. ‏

در این بین اما اظهار نظر سعید لو، معاون اجرایی رییس جمهور خواندنی است که در آستانه انتخابات برای شرکت مردم ‏در انتخابات با استفاده از روش "وعده" گفته است: "قیمت گوشت و مرغ ارزان‌تر می شود. هم‌چنین بر اساس تلاش‌های ‏صورت گرفته، قصد داریم قیمت حمل و نقل بین شهری در ایام نوروز را ارزان‌تر کنیم."‏

از سوی دیگر به نوشته روزنامه اعتماد و خراسان، برخی کاندیداها برای جلب نظر مردم به توزیع "بنزین رایگان" ‏پرداخته اند. برخی دیگر در شهرهای کوچک اقدام به توزیع "سیم کارت اعتباری تلفن همراه" کرده اند. این اقدامات به غیر ‏از برپایی ضیافت های شام و نهار در بخش ها و روستاهاست. ‏

در زیر چند روایت خواندنی از انتخابات مجلس هشتم را مرور می کنیم.‏

‎قسم به قبر شش گوش فاطمه زهرا!‏‎

به گزارش خبرنگار روز، اخیرا در پی ردصلاحیت علی امامی راد نماینده محافظه کار شهرستان کوهدشت در دوره‌های ‏چهارم، ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی توسط شورای نگهبان، گروهی از هواداران وی قبل با تجمع مقابل شورای عالی ‏حوزه علمیه قم و دفتر آیت‌ الله مومن خواستار اقدام جهت تایید صلاحیت نامبرده شدند.‏

آنان این نکته را به آیت‌الله مومن، عضو فقیه شورای نگهبان یادآوری می کردند که مگر امامی راد نبود که در مجلس هفتم! ‏‏(منظور: مجلس ششم) در برابر کسانی که طرح براندازی نظام را داشتند ایستادگی نمود. ‏

در جریان این تجمع سرپرست معترضان - که شهردار سابق یکی از مناطق کوهدشت بوده است - با صدای بلند چندین بار ‏به مقدسات قسم یاد کرد که از امامی پاکتر در کوهدشت نداریم؛ و این که: " حالا نمی‌گویم اولین، ولی دومین آدم است".‏

سرپرست این گروه معترض، همچنین آیت الله مومن را به "قبر‎ ‎شش گوشه فاطمه زهرا" (با قبر امام حسین اشتباه گرفته ‏شده) قسم می‌داد که برای معترضان دو دقیقه صحبت کند. ‏

‎کاندیداتوری به سفارش حضرت زهرا‎

یک کاندیدای زن درسمنان مدعی شدحضرت زهرا به وی تکلیف کرده" تا درانتخابات شرکت کند". به گزارش البرز، این ‏کاندیدای سمنانی مدعیست حضورش درصحنه انتخابات یک تکلیف ماورایی بوده وخود علاقه ای به این حضورنداشته ‏است.‏

اوکه عمده فعالیتهای انتخاباتی خود را برجلسات زنانه معطوف کرده دریک سخنرانی با "لحنی ملتمسانه" می گوید که ‏‏"وضعیت مالی اسفباری دارد وباسیلی صورت خود را سرخ نگه داشته بطوریکه هم اکنون قادر نیست برای فرزندش یک ‏جفت جوراب بخرد."‏

این عوامفریبی درحالی رخ میدهد که ماجرای شام انتخاباتی وی همزمان با شب 28صفر دریکی ازهتل های مشهور شهر ‏همچنان دهان به دهان می چرخد. وی درجدیدترین اظهارات انتخاباتی خود دریک جلسه زنانه دیگر هم گفته است: "زمانی ‏که در مدینه بودم خانم فاطمه زهرا(س) را در خواب دیدم که به من گفت برو در گرمسار داوطلب شو."‏

‎جنجال "صیغه"‏‎

در یکی از شهرهای غربی کشور، ‌در حالیکه یکی از کاندیداهای زن که مورد تایید اصولگرایان است سخنرانی می کند، ‏ناگهان زنی به همراه یک کودک وارد‎ ‎ستاد می شود و سراغ رئیس ستاد ‏‎]‎که شوهر کاندیدای مذکور و از چهره های ‏سرشناس شهر‎ ‎است‎[‎‏ را می گیرد و پس از مواجهه با او با فریاد می زند که تا کی باید بچه اش بدون‎ ‎شناسنامه باشد و او ‏برای حمایت از برادرش به یک زن و یک کودک بی پناه ظلم کند؟‏

به گزارش عصرایران، این زن با صدای بلند به حاضران می گوید: "ای مردم بدانید به چه کسی رأی می دهید ؛‎ ‎من 8 سال ‏پیش به عقد موقت برادر این مرد (که او هم از چهره های معروف شهر است) در‎ ‎آمدم و اکنون که بچه مان 7 ساله شده، ما ‏را رها کرده و حتی هنوز برای بچه مان‏‎ ‎شناسنامه نگرفته است و وقتی هم که این مساله را پیگیری قانونی کردم، همین آقای‎ ‎رئیس ستاد (که می خواهد زنش را به مجلس بفرستد) با اعمال نفوذهای گسترده خود نمی‎ ‎گذارد حق من و این بچه داده شود ‏و الان هم که بچه ام بایدبه مدرسه برود بدون‎ ‎شناسنامه نمی توانم ثبت نامش کنم. من آمده ام بگویم کسی که این طور حق ‏یک زن و‎ ‎کودک 7 ساله را این طور زیر پا می گذارد، حالا می خواهد زن خود را به مجلس بفرستد‏‎ ‎که از حقوق شما دفاع ‏کند؟‎!‎‏"‏

در واکنش به این مساله، رئیس ستاد و شوهر کاندیدای مذکور ماجرا را انکار می‎ ‎کند که زن، صیغه نامه اش را نشان ‏حاضران می دهد و می گوید حاضر است آزمایش ژنتیک‎ ‎هم بدهد تا ثابت کند که این چهره معروف شهر، پدر بچه اش ‏است. بر اساس این‎ ‎گزارش، این ماجرا که با کش و قوس و دعوا همراه شده، سرانجام با مداخله پلیس‎ 110 ‎پایان یافته است!‏

‎جایزه : شترمرغ‎

یک نامزد دیگر مجلس که از قضا "کارشناس علوم سیاسی" نیز معرفی شده، درمیاندوآب اقدام به برگزاری مسابقه ای کرده ‏که جایزه آن شترمرغ است.هرکس بتواند دراین مسابقه انتخاباتی برنده شود یکهزارقطعه شترمرغ دریافت ودرصورتی که ‏نخواهد شترمرغ بگیرد وجه آن را دریافت خواهد کرد.‏

به گزارش البرز این کارشناس که اتفاقا "مدیریت یک مزرعه پرورش شترمرغ" را هم برعهده دارد ازکسانی که می توانند ‏براساس قوانین جاری رای بدهند خواسته است دراین مسابقه شرکت وجایزه "لذیذ" آن را ازآن خود کنند. وی دراین مسابقه ‏از رای دهندگان حوزه های انتخابیه میاندوآب، شاهین دژ و تکاب خواسته است "نتیجه انتخابات روزجمعه" دراین حوزه را ‏پیش بینی کنند. این نامزد انتخاباتی که ازاین حربه برای توزیع هرچه سریعتر نام خود در میان مردم بهره برده تاکنون تعداد ‏زیادی ازاین برگه های مسابقه را تکثیر وتوزیع نموده است.‏

وی شرط لازم برای حضور دراین مسابقه را واجد شرایط حضور درپای صندوق عنوان کرده است.‏

‎زد و خورد پلیس در جلفا‎

پس از سخنرانی انتخاباتی یک روحانی کاندیدا در جلفا، که در بخشی از آن به عملکرد پلیس در ایران انتقاد کرده بود بین ‏مردم و پلیس برخورد روی داد.‏

یک سایت خبری با تایید این خبر افزوده است: "به گفته ده ها شاهد عینی، یک افسر ارشد پلیس در شهرستان جلفا واقع در ‏استان آذربایجان شرقی، با راننده این کاندیدای مجلس هشتم از مرند و جلفا درگیر شده و روحانی کاندیدا در دفاع از راننده، ‏خود را به محل رسانده و با این پلیس درگیر می شود. در این میان برخی از مردم در چهارراه اصلی شهرستان مرزی جلفا ‏به درگیری با پلیس پرداختند که چند تن نیز در اثر درگیری مجروح و بازداشت شدند.پس از درگیری استقبال بیشتری از ‏دیگر سخنرانی این کاندیدا صورت گرفته است".‏

جالب اینجاست که این کاندیدای مجلس هشتم از مرند و جلفا، معاون ارتباطات حوزه ریاست قوه قضاییه در مجلس شورای ‏اسلامی هم هست.‏

‎‎اشک کاندیدا‎

اما یک سایت محلی نیز از گیلان خبر داده است که یکی از کاندیداهای انتخابات مجلس در حوزه فومن و شفت وقتی به یک ‏جلسه سخنرانی رفته و شنونده ای نیافته، اشکش درآمده است. ‏

این کاندیدا هنگامیکه برای سخنرانی دریکی ازمحله های شفت می رود وبا مکان خالی روبرو میشود، با گفتن "السلام علیک ‏یا ابا عبدالله" به شدت گریه می کند. وی پس ازچند دقیقه گریه مکان راترک می نماید.‏

از سوی دیگر از انزلی خبر می رسد در این دوره بازار داغ تبلیغات انتخاباتی وارد سبک جدید الکترونیک و اینترنت شده و ‏علاقه مندان بسیاری را دور نامزدهای فعال در این زمینه، گرد آورده است. نامزدهای هشتمین دوره انتخابات مجلس با علم ‏به این علاقه جوانان، این روزها اقدام به پخش کارت های اینترنتی چندساعته و کارت های شارژ ایرانسل و همراه اول در ‏ستادها و سخنرانی‌های خود در میان مردم کرده‌اند. معمولاً جلوی ستادهای تبلیغاتی کاندیدها عده ای از جوانان به منظور ‏دریافت کارت های اینترنتی و تلفن همراه منتظر می مانند.‏

‎تبلیغ با قوطی کبریت‎

همچنین از شیراز خبر می رسد که یک کاندیدا شعارهای تبلیغاتی خود را روی قوطی های کبریت چاپ وازآن بعنوان ‏تبلیغات انتخاباتی بهره گرفته است.‏

به گزارش البرز، این کاندیدای انتخابات مجلس ازحوزه انتخابیه شیراز "قوطی کبریت " را وارد میدان این رقابت کرده. این ‏کاندیدا علاوه برنام خود شعارهایی مانند: "به شایعات توجه نکنید، کسی ازقبل تعیین نشده است"، " رأی دهید تا به شما و ‏دیگران ثابت شود که مهم رأی مردم است "، " زیبایی شهر مهمتر از تبلیغات من است " و " سیگار هیزم سلامت سوز " را ‏روی این قوطی های کاغذی چاپ کرده است.‏

‎‎کتک خوردن استیلی‎

اما داستان به همین جا ختم نمی شود. عصر ایران گزارش داده است: "حمید استیلی"، فوتبالیست و از جمله مربیان فوتبال‎ ‎مطرح ایران که هم اکنون در تیم پیروزی تهران به مربیگری می پردازد، برای حمایت از یک کاندیدا که گویا پدر داماد ‏محمود‎ ‎احمدی نژاد در حوزه انتخابیه گچساران از توابع استان کهکیلویه و بویر احمد است به این شهر رفته بوده که به شدت ‏کتک خورده است. وی برای حمایت از‎ ‎کاندیداتوری سردار خورشیدی (پدر داماد محمود احمدی نژاد)در حوزه انتخابیه ‏گچساران‎ ‎به این شهر رفته بود‎.‎‏ در مقابل غلامرضا تاج گردون، از چهره های برجسته اصلاح طلب و معاون‏‎ ‎سابق سازمان ‏مدیریت و برنامه ریزی در کابینه خاتمی از این شهر کاندیدا‎ ‎است‎.‎‏ ‏

استیلی سه شنبه شب در محل ستاد تبلیغاتی سردار خورشیدی و در جمع مردم ناگهان‏‎ ‎با اعتراض برخی از مردم روبه رو ‏شد که به حضور وی به عنوان یک شخصیت ملی برای‎ ‎حمایت از یک کاندیدای خاص انتقاد داشتند که با ارایه جواب از ‏سوی استیلی همراه بود‏‎ ‎اما بگو و مگو ها میان وی و حاضران و در غیاب نیروهای انتظامی به درگیری فیزیکی‎ ‎انجامید و ‏استیلی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و از ناحیه دنده آسیب دید‎.‎

گفتنی‎ ‎است برخی حاضران در این میتینگ انتخاباتی قبل از این درگیری، علیه وی شعارهایی را‏‎ ‎سر دادند. استیلی ساعاتی ‏پس از این ماجرا با تنی زخمی به تهران بازگشت‏‎

پنجشنبه 23 اسفند ماه سال 1386
ما فردا را می خواهیم
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 08:52 AM

سید ابراهیم نبوی

 می دانم حالت از همه چیز به هم می خورد و دوست نداری ریخت نحس کسانی که از صبح تا ‏شب نعره های کرکننده شان گوش را می خراشد، ببینی و اصلا دلت هم نمی خواهد پایت را به ‏آن حوزه های رای گیری بگذاری که یک مشت موجود غیرقابل تحمل در آن نشسته اند و اتفاقا ‏نشسته اند که تو نروی و رای ندهی و بدون حضور ملت، چهار تا کور و کچل را بفرستند به ‏مجلس که هرچه می خواهند بکنند و آخرش آنچه البته به جایی نرسد فریاد تو باشد. اما یادت ‏باشد همه چیز در دست توست، بهترین لباس ات را بپوش، شیک ترین حالتی که می توانی ‏داشته باش، و یادت باشد فردا کسی نمی تواند به تو چیزی بگوید. برو و دقیقا به همان کسی ‏رای بده که آنها نمی خواهند رای بیاورد، آیت الله خامنه ای امروز گفته است بروید به ‏طرفداران دولت خدمتگزار رای بدهید، تکلیف مان روشن است، باید به کسانی که مخالف این ‏دولت هستند رای بدهیم. ‏

می دانم احساس می کنی تنهایی و در این سرمای سخت دولت احمدی و عوامفریبی و جنگ ‏طلبی کسی همراه تو نیست، اما یادت باشد که بارها در همین شرایط دشوار آمدیم و نشان دادیم ‏که ما هستیم، ما می توانیم در روزهای سخت تنهایی به داد خودمان برسیم. می توانیم درست ‏در همان لحظه ای که هیچ کس گمان نمی کند ما زنده ایم، نشان بدهیم که زنده ایم و می توانیم ‏خیابان ها را پر کنیم و می توانیم روی برگه هایی که حق ماست و با هزار حیله و فریب می ‏خواهند از ما بگیرند، می توانیم بنویسیم که ما چنان که شما خواستید نیستیم، ما هستیم و سهم ‏مان را خواهیم گرفت. ما باید رای اول تهران را بگیریم، تهران متعلق به ماست، آن را به ‏دست لاشخورهایی که منتظرند ما نباشیم تا از نبودن یک ملت برای دزدیدن خانه مردم، ‏استفاده کنند، نمی دهیم.‏

درها را بستند که نتوانیم وارد خانه مان شویم. نام بسیاری از آنها را که می توانستند حامیان ‏حقوق یک ملت باشند، از دفتر سرنوشت یک ملت خط زدند، تا ما قهر کنیم و خانه بنشینیم و ‏خیابان را به دست رجاله های زورگو بدهیم. تمام تلاش شان را کردند تا ما را به قهری ‏بکشانند که نتیجه اش سرقت حق ماست. رد صلاحیت کردند. زمان را برای آگاهی ملت نابود ‏کردند. رسانه ملی را به نفع زور مصادره به نامطلوب کردند. بداخلاق ترین و بی اخلاق ترین ‏مردمان برای انتخابات ما قانون اخلاق انتخاباتی نوشتند تا این غذای خوشمزه دموکراسی که ‏حق مسلم ماست را از ما بگیرند و چنان نجس اش کنند که حتی اگر از گرسنگی هم بمیریم، ‏دست به غذایی که سهم ماست و حق ماست نبریم. چنین کردند. ساده دلانه گمان کردند همان ‏می شود که می خواهند، حالا ما بر سر دو راهی سرنوشت مان هستیم، می شود بازی را چنان ‏کنیم که آنان آغاز کردند و می شود بازی را عوض کنیم. می توانیم با قدرت در صحنه حاضر ‏شویم و تا جایی که می توانیم حق مان را بگیریم. اصلاح طلبان گروهی هستند که ما با رای ‏دادن به آنها وجود یک ملت را اثبات می کنیم، باید به آنها بگوئیم که رد صلاحیت ها فایده ‏ندارد، باید بگوئیم که تبلیغات اگر فایده داشت می توانستید با نمایش دائمی کوتوله ای ‏دروغگویی که سعی می کنید تا محبوب القلوبش کنید، قدری از نفرت عمومی از او می ‏کاستید، اگر تبلیغات نفرت انگیز دهها رسانه تلویزیونی و رادیویی و روزنامه های دولتی مفید ‏بود، امروز رهبری کشور نیاز به این نداشت که هر روز اثبات کند وجود دارد. ‏

خاتمی همچنان پاکدامن و شریف است، اشتباه و کوتاهی را کدام کس بر سر قدرت نکرده ‏است. او دروغ نگفته است و آلوده نام و نان و قدرت و ثروت نشده است. هنوز هم در جهانی ‏که کوتوله مستبدی به نام احمدی نژاد و چکمه پوشان و چفیه بدوشان حامی اش نام ملت مان را ‏در آن آلوده اند، نام خاتمی جز به نیکی و درستی و عقلانیت و بزرگی نمی رود. او سرمایه ‏ملی ماست. حمایت از یاران خاتمی در انتخابات قدرت بخشیدن به اوست، خاتمی را هر چه ‏بزرگتر کنیم، ملت بزرگتر می شود. ما می توانیم از یاران خاتمی حمایت کنیم. می توانیم با ‏هنرمندان و آزادی خواهان و روشنفکرانی که در این روزهای دشوار و با وجود فشار سنگین ‏استبداد حزب یاران خاتمی را زنده نگه می دارند، همراه شویم تا در این همراهی بزرگ، درد ‏مشترک ملت مان درمان شود. بی توجهی، سهل انگاری و بی دقتی ما باعث شده است تا ‏دشمنان آزادی و توسعه ایران، کشور را به فقر و سیاهی و کین و جنگ بکشانند. خاتمی پرچم ‏سفید صلح ماست، خاتمی زبان گویای آزادی خواهان ماست، خاتمی آبروی ما برای اعاده ‏حیثیت در جهان است، ما باید با تمام نیرو پرچم خاتمی را در دست بگیریم تا هم فراکسیون ‏یاران خاتمی را در مجلس هشتم تثبیت کنیم و هم راه را برای مسیر دشوار انتخابات خرداد 88 ‏هموار کنیم. به یاران خاتمی رای می دهیم. ‏

تنهاییم، بیش از همیشه تنهاییم، ثروت ملی مان را بلندگویی کرده اند تا دشمنان آزادی و منافع ‏ملی مالیخولیای فتح جهان را از آن فریاد بزنند، صدای ما را از ما ربوده اند. تنهاییم، مردان ‏مان را رد صلاحیت کرده اند. تنهاییم، دوستان مان در این سرمای انگیزه کش و طاقت فرسا ‏خانه نشین شده اند و بسیاری از روشنفکرانی که می توانستند امروز زبان ما باشند، تاب ‏نامرادی و بی حرمتی نیاورده و خانه نشین شده اند و تنهای مان گذاشته اند. تنهاییم، بی ملت ‏شده ایم، نیمی از ملت با حس نفرت از حضور در صحنه زندگی و جامعه غایب روزهای ‏دشوارند، تنهاییم، حتی رفقای همیشه مان هم ساز قهر و جدایی کوک می کنند. تنهاییم و گریز ‏از این تنهایی راه درمان رنج ملی ماست. باید خواب رفتگان را بیدار کنیم، زنگ خانه ها را ‏بزنیم، کفش های مردمان را جلوی پای شان جفت کنیم تا از خانه بیرون بیایند، باید صدای شان ‏کنیم، باید همه را بیدار کنیم تا این تنهایی همه مان را نپوساند و نمیراند. اگر از جا بلند شوی، ‏اگر کفش ات را بپوشی، تمیز ترین لباس ات را اتو کنی و به تن کنی، در خانه را باز کنی، گام ‏که به خیابان بگذاری، دیگر تنها نخواهی ماند. این درد مشترک را یکی یکی مان می توانیم ‏درمان کنیم. ‏

فردا روز انتخاب است، از خانه بیرون برویم، به یاران خاتمی رای بدهیم و به حکومتی که ‏می خواهد حق ما را از ما بگیرد، نشان بدهیم که خانه ملت حق ماست.

پنجشنبه 23 اسفند ماه سال 1386
درباره علی سنتوری
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 08:50 AM
‎مهرورزی با مهرجویی‎

یکی از بزرگ ترین خدمات هنرمندان- و بیش از همه دست اندرکاران سینما و تئاتر - به میهن شان به تصویر کشیدن ‏معضلات اجتماعی جامعه است. شاید روشنفکران و سیاستمداران درباره این مشکلات بگویند و بنویسند، اما ابراز آن به ‏شکلی که عموم مردم را نسبت به موضوع آگاه و حساس کند، شاید تنها از ابزاری مانند سینما (و تا حد محدودتری از ‏تئائر) بر می آید. ‏

بسیاری از علاقمندان به هنر و فرهنگ و به خصوص سینما و حتی بسیاری از مردم عادی که تا حدی رسانه ها و اخبار ‏هنری را دنبال می کنند، در چند ماهه گذشته اخبار مرتبط با فیلم "علی سنتوری" ساخته داریوش مهرجویی را کم و بیش ‏شنیده اند. از مشکلات اکران در جشنواره فجر سال گذشته تا اجبار در تغییر نام فیلم به "سنتوری" و حذف برخی از ‏قسمت های فیلم و تا اعلام مجوز گرفتن آن جهت اکران عمومی و سپس عدم اجازه مجدد به اکران آن توسط وزارت ‏ارشاد و نهایتاً انتشار گسترده غیر قانونی فیلم بر روی سی دی در سطح شهر، اخباری بود که به گوش امثال من که اهل ‏سینما و هنر به شکل حرفه ای نیستم نیز رسیده است.‏

می دانیم که معضلات جامعه ایران آنقدر متنوع و پیچیده شده، که گاه توصیف و به تصویر کشیدن هر یک از آنها نیاز ‏به فیلمی چند ساعته دارد و لیکن نشان دادن چندین معضل برجسته و اصلی در یک فیلم، کار آسانی نیست و از ‏کارگردانی بزرگ همچون مهرجویی بر می آید

تصویر کشیدن معضل اعتیاد آن هم برای هنرمندی که روزی یک الگوی محبوب در بین جوانان بوده است (علی ‏سنتوری) و به خاطر محدودیت هایی که سیاست های دولت در سر راه ابراز هنرش ایجاد کرده بدان دچار شده ‏است(ندادن مجوز کنسرت و چاپ آثار هنری او)، نمایش معضل خشونت و بی تحملی مردم در جامعه بر سر مسائل ‏بسیار ابتدایی (زد و خورد و نزاع در مراسم عروسی در جنوب شهر بخاطر قول و قرارهای قبیله ای بر سر عروس و ‏داماد)، نشان دادن تحجر و تظاهر مذهبی در عین بی توجهی به فاجعه هایی که یک نسل را به نابودی کشانده است ‏‏(برگزاری مراسم مذهبی در خانه پدری علی سنتوری در عین بی توجهی پدر و مادر متشرع و متمول علی سنتوری به ‏مشکلات او و طرد کردن او بدلیل آنکه اهل موسیقی بوده است)، به تصویر کشیدن بها ندادن به اندیشه، نوشتن و "قلم" ‏در یک اجتماع به ظاهر مذهبی (با نبود یک "مداد" در خانواده مرفه مذهبی و در میان ده ها نفر که در حال خواندن ‏قرآن هستند)، به اعتیاد و بدبختی کشاندن جوانان به دست خانواده خود به دلیل بی توجهی و سهل انگاری (با نمایش دادن ‏نمادین تزریق مرفین در دست علی توسط پدرش)، به نمایش در آوردن مشکل مهاجرت جوانان نخبه و پرشور کشور از ‏روی استیصال و نا امیدی از وضع موجود با رها کردن همه تعلقات (مهاجرت هانیه به کانادا) و...‏

همگی در یک فیلم دو ساعته، هنر بزرگی است که می تواند مخاطبان میلیونی این فیلم را در سراسر کشور به تامل ‏وادارد و آنها را نسبت به این مسائل حساس گرداند و مقامات مسئول را برای چاره اندیشی آنها هشیار سازد. لیکن دولت ‏مهرورز به این تلاش نیز با توقیف و ممنوعیت پاسخ داد تا اخباری که درباره گوشه نشینی هنرمندان به گوش می رسد، ‏نیز برایمان قابل فهم شود. گویا آنها که در همه جای جهان به عنوان دیده بان وگزارشگران معضلات جامعه، برای ‏سیستم حاکمه نقش یاریگر و مشاور را ایفا می کنند و به همین دلیل از آنها تقدیر می شود، در ایران امروز توقیف، ‏محکوم و مغضوب می شوند چراکه واقعیات را نشان می دهند. جلٌ الخالق!!‏

حیرت انگیز تر آنکه مهرجویی با بیان همه این معضلات، نهایتاً نشان می دهد که سیستم حاکمه موجود در فیلم، در آخر ‏می پذیرد که "علی سنتوری" به عنوان یک هنرمند می تواند با آموزش هنر خویش، جوانان کشورش را از اعتیاد نجات ‏دهد و از این رو امیدوارانه داستان خویش را در فیلم به پایان می رساند. اما با توقیف فیلم مهرجویی، نشان داده شد که ‏متاسفانه در واقعیت و توسط دولت خارج از فیلم، هنوز امثال "علی سنتوری" و هنرش به رسمیت شناخته نمی شود و ‏اجازه ابراز هنر او برای پیشگیری از فاجعه های اجتماعی داده نمی شود.‏

اما آنچه پس از پخش گسترده فیلم توسط قاچاقچیان - که مشخص نیست از کجا حمایت می شوند و می رود تا هنر سینما ‏را نیز بیش از پیش زمینگیر کنند- روی داد، حرکت مدنی جالبی بود که ایده آن در گروه "ادب و هنر" یکی از ‏روزنامه ها شکل گرفت و با تایید کارگردان و تهیه کننده فیلم "علی سنتوری" همراه شد. این فراخوان از همه کسانی که ‏سی دی یا دی وی دی فیلم را تهیه کرده اند و یا آن را دیده اند می خواست تا بهای بلیط را به شماره حساب مشترک ‏کارگردان و تهیه کننده - مهر جویی و فراز مند- واریز نمایند تا به همدلی و وفاق در سینما و خصوصاً سینمای فرهنگی ‏و مستقل بیانجامد. البته این ایده بر عدم محتاج بودن دست اندرکاران فیلم و اینکه عواید احتمالی این طرح صرف امور ‏خیریه خواهد شد، تاکید داشت.‏

نظر می رسد که ما به عنوان شهروندان ناراضی از بی عدالتی ها و سیاست های جاری، در برابر بی مسئولیتی ‏وزارتخانه ای که هنر این مرز و بوم را به بازی گرفته است، باید خود مسئولیت حفظ هنر و فرهنگ را در دست ‏بگیریم. این فراخوان محکی جدی از مسئولیت پذیری مردمی است که نهادهای حکومتی را به خاطر بی مسئولیتی شان ‏نسبت به حفظ فرهنگ و هنر این سرزمین، سرزنش می کنند تا نشان دهند که چقدر در رفتار، متفاوت یا شبیه دولتمردان ‏کشور هستند. ‏

همچنین این حرکت به عنوان روشی برای بازگشت به جامعه و تقویت و رشد جامعه مدنی به جای اعتماد و تکیه بر ‏نهادهای دولتی نیز می تواند تلقی شود و جامعه را به اخلاق و وجدان شهروندی خویش متکی می سازد و این ایده، می ‏تواند الگویی باشد برای ارتباط گیری مستقیم بین اهالی هنر و فرهنگ با مردم، بدون وابستگی به دولتی که این ارتباط ‏گیری را مسدود می کند. ‏

یقین دارم که بسیاری از خوانندگان این مطلب، فیلم علی سنتوری را دیده و یا خواهند دید. بیایید از هر طریق ممکن از ‏آنها دعوت کنیم تا با واریز بهای بلیط به حساب مشترک اعلام شده، پیش از هر چیز وظیفه اخلاقی و شهروندی خود و ‏سپس قدردانی خود را از تهیه کنندگان فیلم بخاطر به تامل واداشتن مان نسبت به مسائل مهم اجتماعی ابراز داریم و ‏همدلی خود را با آنها به خاطر توقیف فیلم و همچنین همکاری مان را در مبارزه با پدیده قاچاق، نشان دهیم. مهرجویی ‏وظیفه انسانی، حرفه ای و شهروندی خود را در اینجا به درستی انجام داده است. حال بر ماست که نشان دهیم می ‏خواهیم که امثال او ادامه دهند یا نه. از مهرجویی و همکارانش نیز می خواهیم که بعد از گذشت چند وقت، بیلان ‏مسئولیت شهروندی مان را با اعلام مبلغ واریز شده در حساب مشترک، اعلام کنند تا بدانیم که در حرکتی نمادین برای ‏شروع استقلال شهروندی و تشکیل جامعه مدنی واقعی، چند نفر همراه خواهند بود.‏

مهرورزی دولتی با مهرجویی را دیدیم و مهرورزی مردمی با مهرجویی را به نظاره نشسته ایم. امید که مهرورزی مان ‏مانند مهرورزی دولت مان نباشد که در آن صورت وای بر ما.‏

‎پی نوشت‏‎

حساب مشترک به نام "داریوش مهرجویی" و "فرامرز فرازمند": 0116407795 بانک تجارت شعبه چهارراه پارک ‏کد 032‏

چهارشنبه 22 اسفند ماه سال 1386
حمایت از اصلاح طلبان توسط جمع کثیری از هنرمندان
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 10:22 AM

 

با نامه بهاره رهنما و حامد بهداد پشت پرده تواب سازی انتخابات فاش شد.

به فاصله یک روز پس از اعلام حمایت بیش از 200 تن از هنرمندان از فهرست اصلاح طلبان در انتخابات ‏مجلس هشتم، رسانه های وابسته به اصولگرایان اخباری از پس گرفتن این امضاء ها را منتشر کردند.همزمان اما ‏بهاره رهنما و حامد بهداد، دو بازیگر سینما و تلویزیون ضمن رد این مسئله، پشت پرده فشار بر هنرمندان و‎ ‎‏"تواب سازی انتخاباتی" را فاش کردند.‏

پس از اعلام حمایت هنرمندان سینما، تئاتر و تلویزیون از فهرست انتخاباتی ائتلاف اصلاح‌طلبان، سایت‌های حامی ‏دولت و جبهه متحد اصولگرایی با انتشار اخباری مبنی بر "تکذیب اعلام حمایت این هنرمندان" منیژه حکمت، ‏سینماگر و سازنده فیلم زندان زنان راکه دفتر سینمایی خود را در اختیار ستاد ائتلاف اصلاح طلبان تهران گذاشته، ‏به جعل امضای هنرمندان متهم کردند.‏

اما در این میان بهاره رهنما که خبرگزاری فارس از وی به عنوان یکی از تکذیب کنندگان حمایت از اصلاح ‏طلبان نامبرده، روز گذشته با انتشار نامه ای ضمن اعلام حمایت مجدد از اصلاح طلبان، از فشار مقام های صدا و ‏سیما و نهادهای دولتی برای پس گرفتن امضای خود پرده برداشت.‏

رهنما در نامه خود با اشاره به اینکه "به عنوان یک زن مسلمان ایرانی که هجده سال است در فضای تلویزیون، ‏تئاتر و سینمای کشورم فعالیت کرده‌ام و همیشه سعی کرده‌ام خودم باشم اگرچه گاهی چیزهایی را هم برای خودم ‏بوده از دست داده‌ام" تاکید کرده که: "طی این نامه اعلام می‌کنم که بنده به عنوان عضوی از مجموعه تلویزیون از ‏اینکه رأی شخصی‌ام را به صورت عمومی اعلام کرده‌ام مورد بازخواست قرار گرفته‌ام".‏

به گفته بهاره رهنما این فشار از سوی "روسا" و "برای عدم اعلام نظر در مورد انتخابات به شکل عمومی" به ‏وی وارد شده است.او در نامه اش اعلام کرده: "اگر موضوع به همین جا ختم می‌شد طبق احترام به روابط رئیس ‏و مرئوسی می‌پذیرفتم که نباید رأیم را به صورت علنی اعلام می‌کردم تا مردمی را که دوستشان دارم و دوستم ‏دارند تحت تأثیر رأی دادن به حزب خاص قرار دهم". بهاره رهنما گفته که تحت همین فشارها "طی نامه‌ای هم به ‏یکی از رؤسای محترم تلویزیون جمهوری اسلامی این موضوع را اعلام کرده‌ام که اگر اظهارنظر علنی من کار ‏درستی در موازین آن سازمان نبوده از اینکه نظرم را علنی اعلام کرده‌ام عذر می‌خواهم".‏

این بازیگر سینما و تلویزیون در نامه ای که در اختیار سایت خبری ستاد ائتلاف اصلاح طلبان تهران قرار داد ‏افزوده: "زمانی که بیانیه ائتلاف اصلاح‌طلبان (یاران خاتمی) را امضا کردم با اعتقاد این کار را انجام داده‌ام و تا ‏این لحظه هیچ تکذیبیه‌ای نیز اعلام نکرده‌ام اما چون عضوی از مجموعه تلویزیون هستم پذیرفتم که نباید به ‏صورت علنی رأیم را اعلام می‌کردم".‏

وی همچنین در نامه خود از تهدید به ممنوع شدن از بازیگری در تلویزیون به عنوان یکی از تهدید های روسای ‏صدا و سیما برای پس گرفتن امضای حمایت از فهرست انتخاباتی اصلاح طلبان اشاره کرده و گفته است: "گمان ‏نمی‌کنم که رأی دادن من که عملی عرفی و شرعی برای یک مسلمان ایرانی است بهایش کار نکردن در تلویزیون ‏باشد".‏

حامد بهداد یکی دیگر از بازیگران سینما و تلویزیون نیز که حمایت او از اصلاح طلبان، از سوی خبرگزاری ‏فارس وابسته به حامیان دولت تکذیب شده، عصر دیروز در نامه ای که از سوی ستاد اصلاح طلبان تهران انتشار ‏یافت، پس گرفتن امضای خود را تکذیب کرد.بهداد در نامه اش تاکید کرده: "این جانب حامد بهداد به عنوان یک ‏هموطن ایرانی مسلمان رأی خود را‏‎ ‎به ائتلاف اصلاح‌طلبان اعلام می‌دارم". وی با اشاره به نگرانی حامیان دولت ‏از اعلام علنی رای خود، تاکید کرده: "این فقط یک رأی است نه بیشتر، آن هم به‎ ‎پاس خون شهیدانی که برای این ‏مملکت کشته شدند".‏

‎نامه حمایت 50 هنرمند دیگر‎

از سوی دیگر در کنار 200 هنرمندی که پیش از این از اصلاح طلبان در انتخابت حمایت کرده اند، دیروز 50 تن ‏دیگر از هنرمندان که در میان آنها چهره هایی چون پرویز پرستویی، پارسا پیروزفر، مهران رجبی، آناهیتا همتی، ‏افسانه ناصری، امید‎ ‎زندگانی، امیر کاوه، آهنین جان، ‌باران زمانی، ‌بهار ارجمند، خاطره حاتمی، ‌رامین‎ ‎ناصرنصیر، فریبا خادمی، مهران رجبی، احسان امانی، عباس غفاری، سحر ولدبیگی، نیما‎ ‎فلاح، تورج اصلانی، ‏آناهید آباد، احمد صادقی، آیدین آغداشلو، رسول صدرعاملی، فاطمه راکعی، فریال بهزاد و تعدادی دیگر از ‏هنرمندان قرار دارند، حمایت خود از اصلاح طلبان در انتخابات را اعلام کردند.‏

پیش از این بازیگرانی چون هدیه تهرانی، لیلا حاتمی، مهناز افشار، هانیه توسلی، پانته آ بهرام، باران کوثری، ‏مریم بوبانی-، بهاره رهنما، فرزانه کابلی، پگاه آهنگرانی، بهناز جعفری، الناز شاکردوست، آهو خردمند، حمید ‏فرخ نژاد، حبیب رضایی، علی مصفا، حامد بهداد، بابک حمیدیان، صابر ابر، حبیب دهقان نسب، حسن جوهرچی، ‏برزو ارجمند و سعید پیردوست در کنار سینماگرانی چون ابوالحسن داوودی، اصغر فرهادی، اصغر هاشمی، بیژن ‏میرباقری، پریسا بخت آور، سیف الله داد، شهاب رضویان، شهرام شاه حسینی، عباس رافعی، عزیزالله حمیدنژاد، ‏علی ژکان، علیرضا امینی، کمال تبریزی، کیومرث پوراحمد، مازیار میری، محسن امیریوسفی، محمد رسول اُف، ‏محمدرضا اعلامی، محمدعلی نجفی-، مرضیه برومند، منیژه حکمت، مونا زندی، مهدی صباغ زاده، مهدی کرم ‏پور، مهناز افضلی، مهوش شیخ الاسلامی و هادی مرزبان با انتشار بیانیه ای اعلام کرده بودند: "با آگاهی از ‏تمامی رد صلاحیت ها، تنگ نظری ها و‏‎ ‎ایجاد محرومیت ها برای طیف وسیع اصلاح طلبی در کشور با رأی خود ‏به نامزدهای ائتلاف‏‎ ‎اصلاح طلبان از تحول فراگیر آزادی های مدنی، توسعه فرهنگی و رشد اندیشه و فرهنگ در‎ ‎کشور خود حمایت می کنیم تا برگی به یادماندنی از تاریخ را با همدیگر ورق بزنیم".‏

آنها همچنین در بیانیه خود تاکید کرده اند: "رأی ما به منظور تأیید روند برگزاری انتخابات‏‎ ‎نیست، اما برای اعلام ‏وفاداری خویش به تفکر فرهنگ محور اصلاح طلبی است که آینده‎ ‎کشور را جز در گروی آن نمی دانیم".

چهارشنبه 22 اسفند ماه سال 1386
رییس پلیس برهنه در میان شش زن
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 07:53 AM
بازداشت سردار زراعی تایید شد 

zareii.jpg

کوروش سلیمی

ده روز بعد از غیبت سردار زارعی فرمانده سخت گیر نیروی انتظامی تهران بزرگ که از ثابت قدم ترین ‏هواداران برنامه های دولت احمدی نژاد است و در حالی که نیروی انتظامی سعی داشت که کنار رفتن وی را ‏عادی جلوه دهد، سرانجام با افشاگری سایت های اینترنتی قوه قضاییه ناگزیر به اعتراف شد که سردار ‏بازداشت اما به قید وثیقه آزاد شده است.‏

بر اساس خبری که خبرنامه دانشگاه امیرکبیر منتشر کرده علت برکناری سردار رضا زارعی همچنان که از ‏یک هفته پیش در تمام تهران پخش شده بود کشف فساد اخلاقی از وی بوده است. کسی که از جمله فرماندهان ‏رده بالایی است که همزمان با دولت فعلی و به پیشنهاد باجناق رییس جمهور – سردار احمدی مقدم فرمانده ‏فعلی نیروی انتظامی – به جانشینی سردار طلائی منصوب شد.‏

فرمانده مسوول شغلی که از دومین درجه اهمیت در نیروی انتظامی برخوردار است به نوشته سایت امیرکبیر ‏در حالی که با شش فاحشه در وضعیتی زننده در یک خانه بوده دستگیر شده. زنانی که به همراه سردار ‏زارعی بازداشت شده اند و در جریان بازجوئی و تحقیقات گفته اند وی از آن ها خواسته به صورت دسته ‏جمعی به صف شده و در حالت عریان نماز جماعت بخوانند.‏

آن چه اهمیت دارد نحوه افشای خبر این دستگیری در سایت های خبری است که نشان می دهد به انتخابات و ‏رقابت های درونی بی رابطه نبوده وگرنه مانند مورد سردار فرهاد نظری فرمانده پیشین که در یک پرونده ‏مالی گرفتار شد، سپاه پاسداران و نیروی انتظامی موفق به پنهانکاری و نجات خاطی می شدند. خبر دو روز ‏بعد از آن که در افواه شنیده می شد در یک سایت خبری منعکس شد که با بخشی از فرماندهان سپاه مربوط ‏است. در آن خبر به طور مبهم از کنار رفتن سردار زارعی نوشته شده بود. اما سرهنگ احمدی سخنگوی ‏ناجا آن را تکذیب کرد و فقط گفت شنیده که سردار استعفا داده است. اما روز بعد در حالی که خبرگزاری های ‏رسمی از انتشار آن خودداری کردند یک سایت دیگر وابسته به جناح راست، از منقدان احمدی نژاد با اشاره ‏به خانه فساد بخش دیگری را باز کرد.‏‎ ‎
‏ ‏
خبرنامه امیرکبیر بر خبر فاش شده اضافه کرده که این بازداشت به دستور مستقیم آیت الله هاشمی شاهرودی ‏انجام شده و از بیم آن که روابط نزدیک سعید مرتضوی و رضا زارعی مانع از پیگیری صحیح موضوع ‏شود، این مسئله را خارج از چارچوب دادستانی استان تهران دنبال کرده و رییس قوه قضاییه شخصا پیگیری ‏آن را بر عهده گرفته و دستور بازداشت فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ را صادر کرده است.‏
‏ ‏
به گزارش خبرنامه امیرکبیر با همه این ها پس از گذشت چند روز از بازداشت سردار زارعی، که در محلی ‏جدا از زندان های رسمی نگهداری می شد که در صورت موفق شدن لابی ها و توصیه ها خدشه ای به وی ‏وارد نشود، وی با قرار وثیقه از زندان آزاد می شود.در ادامه خبر آمده شنیده ها حاکی از آن است که رئیس ‏قوه قضاییه اصرار بر صدور حکم سنگین و اعمال مجازات شدید زارعی داشته و در همین رابطه رهبری هم ‏خواهان اجرای قانون شده است. بیت رهبری تاکید کرده رسیدگی به پرونده این فرمانده نیروی انتظامی بایستی ‏پس از انتخابات و بدون سرو صدا انجام شود.‏

‏ آن چه دستگیری و فساد سردار زراعی را غم انگیز و بزرگ جلوه می دهد آن است که وی مسئول مستقیم ‏اجرای طرح مقابله با اراذل و اوباش در تهران بود که نیروی انتظامی با برخوردهای خشن و زننده، افراد را ‏بازداشت می کرد. وی همچنین یکی از مسئولین اصلی اجرای طرح امنیت اجتماعی بود. وی در مصاحبه ای ‏که در اردیبهشت ماه امسال با رسانه ها انجام داد، گفته بود: "از آغاز طرح ارتقای امنیت اجتماعی در سطح ‏استان تهران نیروی انتظامی بیش از ۳۵ هزار نفر را مورد ارشاد و تذکر قرار داده است. در همین خصوص ‏هزار نفر به نیروی انتظامی احضار شدند و ۱۲۴ نفر به مراجع قضایی معرفی شدند. در ۵۲ روز ابتدای سال ‏به ۷ هزار و ۹۳۳ نفر از اراذل و اوباش تذکر داده شد و چهار هزار نفر از آنان نیز دستگیر شدند و در ‏مجموع هزار و ۱۰۱ پرونده در این زمینه در مراجع قضایی تشکیل شد."‏

زارعی پا به پای سردار رادان در برنامه های تلویزیونی ظاهر می شد و از لزوم جلوگیری از فساد در جامعه ‏داد سخن می داد. دستگیری و افشای ماجرای وی لطمه شدیدی به فرمانده نیروی انتظامی و احمدی نژاد است ‏که خود قبل از انتخاب و در مبارزات انتخاباتی گفت مساله مملکت موی دختران ماست، اما بلافاصله بعد از ‏انتخاب با انتصاب فرماندهان تندرو و میدان دادن به تندروی های احمدی مقدم و زراعی به صورت مدافع ‏اصلی این اعمال درآمد و سرانجام نیز وقتی گروه های مختلف از تندروی ها و تظاهرات نیروی انتظامی ‏انتقاد کردند و در حالی که آن ها اعلام داشتند بی توجه به انتقادات کار خود را دنبال می کنند سخنگوی دولت ‏مدعی شد که دولت بر نیروی انتظامی نفوذ و دخالتی ندارد.‏

گفتنی است در طرح مشهور به مبارزه برای امنیت اجتماعی که مسوولیت آن به عهده زراعی بود، سعید ‏مرتضوی دوشادوش وی گام می زد و در چند برنامه تلویزیونی به طور مشترک به توضیح فتوحات نیروی ‏انتظامی پرداختند. و بر اساس اخباری که درز کرده زراعی بر اساس حکمی از سوی مرتضوی نماینده ‏دادستان بود و بر همین اساس می توان حکم قضائی برای ورود پلیس به خانه ها و دستگیری افراد صادر کند. ‏شش ماه قبل رییس قوه قضاییه در حکمی از مقامات قضائی خواست از دادن حکم های سفید امضا پرهیز ‏کنند. که می توانست مصداق اصلی چنان دستوری، حکم مرتضوی برای فرمانده پلیس تهران باشد.‏

گفتنی است که در جریان هجده تیر و حمله به کوی دانشگاه که فرماندهی نیروی انتظامی به عهده سردار ‏لطفعلیان و فرماندهی تهران بزرگ با فرهاد نظری بود آن فاجعه بزرگ رخ داد و زمانی که به توصیه ‏شورای عالی امنیت ملی وی از شغل خود برکنار و تحویل دادگاه داده شد، این عمل از جمله مهم ترین اتهامات ‏رییس جمهور سابق شد. در تحولات بعد از هجده تیر، فرماندهی نیروی انتظامی به باقرقالیباف و فرماندهی ‏تهران بزرگ به سردار طلائی داده شد که وجهه بهتری نسبت به اسلاف خود به نمایش گذاشتند.‏

یکی از دختران جوانی که در روزهای مبارزه با بدحجابی دستگیر شده بود در وب لاگ خود نوشته آن روز ‏از این که شلواری کلفت پاهایم را نپوشانده بود شرمنده بودم به ویژه از مردی که در نقش فرمانده ایستاده و ‏امر و نهی می کند و به فرمانش بچه ها را کتک می زدند اما حالا معلوم شد که آقایان در همان حال مشغول ‏حال و عشرت بوده اند.‏

چهارشنبه 22 اسفند ماه سال 1386
سازه های ساسانی هم به زیر آب می روند
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 07:53 AM
ادامه داستان سد سیوند

آرش سیگارچی

سد سیوند از عصر پنجشنبه 30 فروردین با حضور جمعی از مسئولان کشور و مقامات وزارت نیرو در شرایطی آبگیری ‏اش آغاز شد که قرار بود این آبگیری در راستای علمی شدن تعهدات وزارت نیرو و آب منطقه‌ای استان فارس مبنی بر ‏مرمت کاخ هخامنشی تنگه بلاغی، هزینه کاوش‌های باستان‌شناسی، ساخت موزه، انتقال آثار منحصر به فرد از تنگه بلاغی ‏پیش از غرق شدن باشد؛ تعهداتی که اکنون با فرارسیدن پایان سال، تقریبا به هیچ یک از آنها عمل نشده و هم اکنون در حالی ‏که آب‌های جمع‌اوری شده در دومتری سازه‌های شراب‌سازی عهد ساسانی قرار‎ ‎گرفته است هنوز این سازه‌ها منتقل نشده‌اند ‏و به زودی غرق می‌شوند.‏

در دو سال گذشته و پس از اعتراضات بسیاری، اداره باستان شناسی میراث فرهنگی به منظور "نجات بخشی از آثار ‏تاریخی موجود در تنگه بلاغی" بر فعالیت های خود افزود. ‏

این در حالی بود که براساس مصوبه هیات دولت در زمان خاتمی، کلیه امور و هزینه های مربوط به مطالعات باستان ‏شناسی، و میراث فرهنگی هر پروژه عمرانی به مجریان همان پروژه مربوط می شود که به این ترتیب هزینه کاوش‌های ‏تنگه بلاغی نیز به دوش مسئولان سد سیوند افتاد اما چون چنین اعتباراتی در بودجه ساخت سد سیوند پیش بینی نشده بود، ‏پرداخت این هزینه‌ها با مشکل مواجه شد و از آن‌جایی که نجات بخشی آثار باستانی تنگه بلاغی که تعداد محوطه‌های کشف ‏شده در آن به 131 اثر رسیده بود برای پژوهشکده باستان‌شناسی اهمیت داشت، اعتبارت مربوط به این کاوش‌ها تا سال ‏‏1384 بر عهده پژوهشکده باستان‌شناسی باقی ماند. در این میان حدود 300 میلیون تومان توسط پژوهشکده باستان‌شناسی و ‏بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد هزینه شد که هیچ یک از این هزینه‌ها بازنگشت.‏

به گزارش سایت میراث فرهنگی، سازمان آب منطقه‌ای استان فارس و وزارت نیرو بدون عملی کردن تعهدات خود سد ‏سیوند را ابگیری کردند که این موضوع نگرانی دوستداران میراث فرهنگی را نسبت به آینده سد‌های در حال ساخت و ‏محوطه‌های در خطر بیشتر می‌کند.‏

از جمله وظایف این دو نهاد "مرمت" کاخ هخامنشی داریوش در منتهی‌الیه مکان آبگیری سد سیوند بود که "تا این لحظه" ‏این کار انجام نشده است و آثار بدست آمده از این کاخ همچنان در معرض تهدیدات زیست محیطی و انسانی قرار دارد.

مرمت این کاخ هخامنشی به باستان‌شناسان امکان می‌داد تا تصویر واضحی از آن بدست‌آورند، اما "با بالا آمدن آب و کامل ‏شدن دریاچه محل این کاخ به نیزار" بدل می‌شود.‏

‏"ساخت موزه پاسارگاد" از دیگر تعهدات سازمان آب منطقه‌ای فارس بود که برای آن هزینه‌ای بالغ بر یک میلیارد تومان در ‏نظر گرفته شده بود. نه تنها این هزینه پرداخت نشده است که "کلنگی هم برای احداث این موزه" زده نشده است.

‎نتیجه کاوش ها‎

کاوش‌های باستان‌شناسی در حوضچه دریاچه سد سیوند منجر به کشف آثار ارزشمندی از قبیل کوره‌های پخت سفال مربوط ‏به 7 هزار سال قبل، ساختارهای هخامنشی از قبیل کشف کاخی متعلق به داریوش اول و روستایی متعلق به دوره هخامنشی، ‏و همچنین سازه‌های شراب سازی متعلق به عهد ساسانی شد. به این مجموعه باید آثار ارزشمند دیگری از قبیل سکونت‌گاه ‏کوزه‌گران 7 هزار ساله و اجساد آن‌ها که در کف خانه‌هایشان مدفون شده بودند را نیز باید اضافه کرد. همچنین این کاوش‌ها ‏در غاری واقع در این تنگه منجر به کشف بقایای حضور انسان 10 هزار سال قبل شد.‏

این کشفیات در تعداد بی‌شماری ادامه داشت و با پایان یافتن کاوش‌های باستان‌شناسی و در حالی که هنوز بخشی از ‏محوطه‌های شناسایی شده کاوش نشده بود، قرار شد چندتایی از آثار کشف شده به جهت منحصر به فرد بودن ‌آن‌ها منتقل ‏شوند. در این میان دو کوره پخت سفال متعلق به 7 هزار سال قبل و سازه‌های شراب‌سازی عهد ساسانی انتخاب شدند که تنها ‏کوره‌های پخت سفال منتقل شدند و سازه‌های شراب سازی در تنگه باقی ماندند تا غرق شوند.‏

تاکنون آبگیری سد سیوند منجر به غرق شدن روستای هخامنشی و محوطه مسکونی متعلق به 7 هزار سال قبل شده و ‏همچنان دریاچه در حال پر شدن است و به زودی تمامی آثار دیگر نیز غرق می‌شوند.‏

از دیگر آثار غرق شده می‌توان به کوره‌های باقی مانده پخت سفال مربوط به 7 هزار سال قبل اشاره کرد که تنها 5 کوره از ‏زیر خاک بیرون آمد و مطالعات ژئوفیزیک نشان می‌داد که 4 کوره دیگر در زیر خاک مدفون مانده است و در حال حاضر ‏تمامی آن‌ها به غیر از دو کوره‌ای که متقل شد غرق شده است.‏

از دیگر آثار غرق شده، دیوار پردیس شاهی بود که کل محوطه تنگه بلاغی را در یک دور کامل شامل می‌شد و اکنون ‏بخش‌هایی از آن زیر آب رفته است.‏

‎اقدام غیر قانونی‎

سد سیوند درحالی آبگیری خود را در واپسین روزهای فروردین سال 1386 آغاز کرد که قرار بود تا پایان بررسی های ‏باستان شناسی این اقدام به تاخیر بیفتد.‏

ابتدای فروردین ماه گذشته هر چند "اسفندیار رحیم مشایی"، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از آب گیری این ‏سد خبر داده بود اما نمایندگان مجلس، محافل دوستدار میراث فرهنگی و بسیاری از ساکنان استان فارس تصور می ‏کردند با وجود مخالفت های ملی و کارشناسی نسبت به این موضوع، دولت نهم به این زودی و پیش از پایان بررسی تیم ‏های کاوش و باستان شناسی اقدام به آب گیری سد سیوند نمی کند. با این حال محمود احمدی نژاد در جمع شهروندان ‏مرودشتی به طور رسمی از آب گیری سد سیوند خبر داد. وی در بیست و هفتمین سفر استانی خود اعلام کرد: "از همین ‏سفر آبگیری سد سیوند آغاز خواهد شد."‏

سه روز پس از اظهارات احمدی نژاد، این سد آبگیری شد. ‏

همین موضوع و اقدام وزارت نیرو و آب منطقه ای فارس موجب شد تا ایرانیان زیادی به دیوان عدالت اداری در مورد اقدام ‏این دو نهاد دولتی در آغاز آبگیری سد سیوند شکایت کنند. از آن زمان تا کنون شکایت های مردمی از رئیس سازمان میراث ‏فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و وزیر نیرو به دادسرای عمومی تهران و دیوان عدالت اداری تقدیم شد و تا کنون ‏‏4350 نفر این شکایت نامه را امضاء کرده‌اند. ‏

این پرونده هم اکنون در دیوان عدالت اداری مفتوح است و نزدیک به یک سال از شکایت مردمی پرونده سد سیوند گذشته ‏هنوز به جوابی منتهی نشده است. گفته می شود درگذشت دکتر پرویز ورجاوند که سمت کارشناسی پرونده شکایت مردمی ‏از آبگیری سد سیوند را در دادسرای دیوان عدالت اداری بر عهده داشت، باعث شد این پرونده با تاخیر زمانی رسیدگی ‏مواجه شود اما ده روز پیش "محمد علی دادخواه"، وکیل پرونده شکایت مردمی از آبگیری سد سیوند به خبرگزاری میراث ‏فرهنگی گفت:"نخستین هدف از این شکایت دستور موقت جلوگیری از آبگیری بود که هنوز چنین دستوری صادر نشده و ‏این پرونده همچنان در مرحله بازپرسی متوقف مانده است."‏

وی افزود:"در آخرین جلسه‌ای با بازپرس پرونده وی اعلام کرد بر اساس شکایت صورت گرفته، استعلام شده و پاسخی نیز ‏دریافت کرده است. اما بازپرس استعلام و پاسخ آن را به نشان نداد."‏

با این حال دادخواه با اظهار امیدواری از پیگیری پرونده سد سیوند به میراث خبر گفت:"امیداریم در سال جدید، پرونده سد ‏سیوند به طور جدی در دادسرای عمومی تهران پیگیری و تا زمان مشخص شدن حکم دادگاه دستور موقت آبگیری صادر و ‏دریاچه تخلیه شود."‏

   1      2    >>