Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 25 بهمن ماه سال 1386
والنتیاین بر مومنین مبارک باد
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 08:59 AM

طنزی از سید ابراهیم نبوی 

 در راستای این که اصولا والنتیاین( کثرالله امثالهم) از اعیاد مهمه در ممالک اسلامی است و ‏فرارسیدن آن باید جشن گرفته شود، و در راستای این که اصولا توجه به والنتیاین برای همه ملت ‏های جهان لازم بوده و اصولا این احتمال وجود دارد که تا ده سال دیگر والنتیاین یک عید مهم ‏ایرانی و اسلامی شده و این عید محترم در ممالک مسلمین جشن گرفته شود و در عوض کفار و ‏غربی های خائن به جای آن عید فطر را جشن بگیرند، لذا پیام های مسوولان محترم را به امت ‏شهیدپرور، از هر جناح و نوع و جهت، منتشر می کنیم.‏

آیت الله خامنه ای: والنتاین تهاجم تیرهای زهرآگین دشمن است به قلب های ملت ها و این جوانان ‏ما نمی گذارند این توطئه دشمن که می خواهد قلب مسلمین را نشانه بگیرد، کارگر بیفتد. ‏

آیت الله هاشمی رفسنجانی: از طریق همین والنتاین بود که در تمام دوران سازندگی ما توانستیم در ‏شرایط سخت اقتصادی سدها را بسازیم و کشور پیشرفت کند و امروز خیلی از کسانی که آن ‏روزها دشمنان والنتاین بودند، شعار مهرورزی می دهند و من این روز مبارک والنتیاین را به ‏ملت بزرگوار و نسل جوان و مسوولان و شهدا و وزرای سازندگی و روحانیت عزیز و رهبری ‏نظام و همه تبریک می گویم.‏

آیت الله کروبی: روز والنتیاین روزی است که ما با قدرت از آن دفاع می کنیم و البته مردم باید در ‏شب والنتیاین هشیار باشند و اجازه ندهند که خواب شان ببرد تا یک دفعه همین مخالفان والنتیاین به ‏اسم ملت با آنها کاری نکنند که در همان شب با ما کردند.‏

احمدی نژاد: والنتیاین یک سنت حسنه ملت عزیز ایران است که ما می خواهیم همه ملت ها ‏والنتیاین داشته باشند، چرا ملت آمریکا نباید والنتاین داشته باشد؟ ما همان طور که از همان اول ‏گفتیم اصلا بنای این دولت بر والنتیاین بود و همین مهرورزی که امروز تمام دنیا دنبال آن است ‏همان والنتاین ماست که ما به آن رسیدیم ولی آمریکایی ها والنتاین ملت خودشان را هم هالوووین ‏کردند و یک هدف بزرگ والنتیاین غنی سازی قلب های ملت ها در برابر صهیونیسم والنتاین ‏ستیز و آمریکایی هاست. ‏

سید محمد خاتمی: والنتیاین حق این ملت بزرگ است و راهی است برای گفتگو میان ملت های ‏جهان و این استبداد است که می خواهد با نابودی والنتیاین با آزادی حقیقی مبارزه کند. البته ما ‏والنتیاین را به معنای مردم سالارانه و دینی آن می خواهیم.‏

شورای نگهبان: والنتیاین به هر شکل و صورت مخالف ماده یک تا 152 قانون اساسی و نص ‏صریح قرآن و اظهارات رهبری بوده و هر نوع طرفداری از هر نوع والنتیاین در هر نوع ‏خاورمیانه توسط هر کدام از نامزدهای انتخابات باعث رد صلاحیت آنها می شود. ‏

حداد عادل: البته ما هم می خواهیم این روز مبارک والنتیاین را تبریک بگوئیم، اما هنور دولت ‏تصمیم خود را در این مورد به مجلس اعلام نکرده و ما در مورد این روز با دولت هماهنگی کافی ‏داریم. ما منتظریم که ایشان با ما تلفنی تماس بگیرند و بگویند که موضع ما در مورد والنتیاین ‏چیست که اصولا ما در این مورد هیچ اختلاف نظری نداریم.‏

حزب مشارکت ایران اسلامی: تمام تلاش ما در مجلس ششم برای این بود تا با تحصن نمایندگان ‏ملت این والنتیاین بزرگی که پس از دوم خرداد اتفاق افتاد، نهادینه شود، اما بدخواهان ملت و ‏آزادی و مردم سالاری، والنتیاین اصلاحات را هالووین کردند. ‏

آیت الله خزعلی: غرب و جهان و خارج هم خودش می داند که این عید کفرآمیز و فاسد والنتیاین ‏هم مثل نوروز باید جای خودش را به عید غدیر بدهد و عید غدیر باید والنتیاین همه ملت ها باشد.‏

هیات های موتلفه اسلامی: والنتاین توطئه نهضت آزادی و مصدق السلطنه علیه آیت الله کاشانی ‏بود که فدائیان اسلام با شلیک گلوله ای به قلب عوامل والنتاین در رژیم ستمشاهی با آن جنگیدند و ‏تمام تلاش دولت های گذشته برای زنده کردن والنتاین مرده ای بود که جاسوسان غربی می ‏خواستند به زور به این ملت تحمیل کنند.‏

پنجشنبه 25 بهمن ماه سال 1386
امروز ۲۴ بهمن سالمرگ فروغ فرخزاد
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 08:55 AM

 وقتی اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود
و در تمام شهر
قلب چراغ های مرا تکه تکه می کردند
وقتی که چشم های کودکانه عشق مرا
با دستمال تیره قانون می بستند
و از شقیقه های مضطرب آرزوی من
فواره های خون به بیرون می پاشید
چیزی نبود. هیچ چیز بجز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم : باید، باید، باید
دیوانه وار دوست بدارم

فروغ در بحبوحه ی جوانی، در اوج توفیق در شعر و در رفاه نسبی و آرامش‎ ‎ذهنی بود که روزگار، شکفتگی ‏و پختگی و درخشش او را چشم نداشت و در بعد از ظهر یک‎ ‎روز زمستانی در تصادفی نامنتظر از خودرو به ‏خیابان پرتاب شد و عالمی را داغدار خود‎ ‎کرد.

یاد و خاطره اش جاوید

چهارشنبه 24 بهمن ماه سال 1386
آیا اصولگرایان سرلیست اصلاح طلبان می شوند؟
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 1:46 PM

 

سید ابراهیم نبوی
بعضی ها پیشنهاد می کنند نماز شکر بخوانیم، اما بعضی ها فکر می کنند همین که صدقه بدهیم کافی است. البته ‏برای محکم کاری می توان هم این دو کار را کرد و هم نماز وحشت خواند. چرا که بالاخره آه اصلاح طلبان رد ‏صلاحیت شده در دل سنگ شورای نگهبان اثر کرد و 280 نفر از اصولگرایان و سوسولگرایان رد صلاحیت ‏شده، تائید صلاحیت شدند. کیهان هم خبر از توطئه مهمی داد. این روزنامه افشا کرد که توطئه لیست ندادن اصلاح ‏طلبان در انتخابات کشف شد و توضیح داد که ظاهرا این توطئه بزرگ را اصلاح طلبان می خواستند علیه خاتمی ‏ترتیب بدهند که با این توطئه در انتخابات شرکت نکنند و باعث پیروزی اصولگرایان شوند. در همین راستا و ‏برای روشن شدن افکار عمومی که فعلا در تاریکی بسر می برد، به برخی سووالات جدی در این برهه حساس ‏زمانی پاسخ دادیم.‏

سووال: چرا اصلاح طلبان باید در انتخابات حضور جدی داشته باشند؟‏
جواب: چون اگر حضور جدی نداشته باشند، نمی توانند وارد مجلس بشوند.‏
سووال: اگر حضور جدی داشته باشند، ممکن است انتخاب شوند؟‏
جواب: نه، چون نامزد ندارند کسی نمی تواند به آنها رای بدهد.‏

سووال: اگر اصلاح طلبان نامزد نداشته باشند به چه کسی می توانند رای بدهند؟‏
جواب: آنها می توانند در انتخابات به اصولگرایان رای بدهند. ‏
سووال: اگر آنها به اصولگرایان رای بدهند، ممکن است خودشان انتخاب شوند؟‏
جواب: نه، چون وقتی آدم به کسی رای نداد او انتخاب نمی شود.‏

سووال: با توجه به این که شورای نگهبان صلاحیت 280 نفر را تائید کرد، آیا اصلاح طلبان می توانند در ‏انتخابات پیروز شوند؟
چواب: نه، چون اکثر کسانی که تائید صلاحیت شدند خودشان اعلام کردند اصلاح طلب نیستند.‏
سووال: اگر کسی خودش اعلام کند اصلاح طلب نیست، تائید صلاحیت او باعث پیروزی اصلاح طلبان نمی شود؟‏
جواب: نه، چون وقتی کسی خودش می داند اصلاح طلب نیست، طبیعی است که به زور نمی توان مجبورش کرد ‏که اصلاح طلب باشد.‏

سووال: اگر مردم بخواهند در انتخابات نمایندگان خودشان را انتخاب کنند، باید چکار کنند؟
جواب: مردم نمی توانند این کار را بکنند، شورای نگهبان می تواند این کار را بکند.‏
سووال: چرا شورای نگهبان به جای اینکه خودش نماینده ها را انتخاب کند، یک بار آنها را انتخاب می کند و بعد ‏مردم باید به آنها رای بدهند؟‏
جواب: چون تا حالا این موضوع به عقلش نرسیده است و احتمالا در مرحله بعد این کار را می کند.‏

سووال: آیا مردم می توانند در انتخابات به کاندیدایی که رد صلاحیت شده است، رای بدهند؟‏
جواب: بله، مردم می توانند به هر کسی که دوست دارند رای بدهند.‏
سووال: اگر مردم به کاندیدایی که رد صلاحیت شده است رای بدهند، آیا انتخاب می شوند؟‏
جواب: نه، چون رد صلاحیت شده است، انتخاب نمی شود.‏

سووال: با توجه به اینکه 300 اصلاح طلب رد صلاحیت شده و امروز 280 نفر تائید صلاحیت شدند، آیا شرایط ‏برای رقابت انتخاباتی فراهم نشده است؟‏
جواب: نه، چون این 280 نفری که تائید صلاحیت شدند، آن 300 نفری که ردصلاحیت شدند، نیستند.‏
سووال: با توجه به اینکه 300 نفر از اصلاح طلبان رد صلاحیت شده و پس از پانزده روز 20 نفر از آنها تائید ‏صلاحیت شدند، اگر قرار باشد همه اصلاح طلبان تائید صلاحیت بشوند، چقدر زمان نیاز داریم؟
جواب: حداقل به هفت ماه زمان نیاز داریم، تا آن موقع شش ماه از انتخابات گذشته است.‏

سووال: با توجه به اینکه اصولگرایان، صلاحیت اصلاح طلبان را برای شرکت در انتخابات رد کرده اند، چرا ‏اصرار می کنند که آنها در انتخابات شرکت کنند؟‏
جواب: چون مرض دارند.‏
سووال: اگر کسی چنین مرضی داشته باشد، کی خوب می شود؟‏
جواب: هفت سال و دو ماه بعد.‏

سووال: با توجه به اینکه از 280 نامزد رد صلاحیت شده ای که امروز تائید صلاحیت شدند، 20 نفرشان احتمالا ‏ممکن است اصلاح طلب باشند، این اقدام چه تغییری در نتیجه احتمالی انتخابات می دهد؟‏
جواب: باعث می شود تعداد اصولگرایان رقیب 260 نفر اضافه شود.‏
سووال: آیا اضافه شدن رقبا برای آینده دموکراسی خوب نیست؟
جواب: خوب است، به شرط این رقابت فقط بین یک گروه نباشد.‏

سووال: با توجه به وضعیت فعلی آیا می توان پیش بینی کرد که مجلس آینده مجلسی مردمی باشد.‏
جواب: بله، می توان این پیش بینی را کرد.‏
سووال: به این نوع پیش بینی چه می گویند؟
جواب: پیش بینی غلط.‏

پنجشنبه 18 بهمن ماه سال 1386
یادی از سیاوش کسرایی
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 08:06 AM

 19 بهمن- سالی دیگر از خاموشی سیاوش کسرائی شاعر بزرگ ایران می گذارد. سراینده منظومه جاودانه جان ‏خود را چون قهرمان شعرش فدای آزادی ایران کرد و سرانجام در یخنبدان غربت در خاک غریبه برای همیشه خفت.‏

‏«یک واژه به سادگی یک واژه نیست، ‏
یا نفرین است، یا دعا، ‏
یا زیبائی است، یا تاریخ، ‏
یا پلشتی است، یا شکوفه، ‏
یا دروغ است، یا حقیقت، ‏
یا روشنی است، یا ظلمات»

«آرش» سیاوش کسرایی، واژه مسلحی است در این میدان. و بزرگ ترین فضیلت او، اقرار صریح او به خویش است.‏

یاد و خاطره اش جاوید.

چهارشنبه 17 بهمن ماه سال 1386
باید برگردیم سیبری
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 08:38 AM

با اعلام نهایی نتایج تعیین صلاحیت ها توسط شورای نگهبان، عرصه چنان برای حضور اصلاح طلبان در انتخابات تنگ ‏شد که محمد علی ابطحی، که از طرفداران شرکت در انتخابات بود، از این روزهای سخت با تعبیر‎ ‎‏"بازگشت به سیبری" ‏یاد کرد. او چند روز پیش در آستانه رد صلاحیت ها در وبلاگ خود نوشته بود: "در سیبری روزهای سردی وجود دارد که ‏آدم ها در آن روزها به مسکو پناه می برند" وی اکنون که آمار رد صلاحیت شدگان شورای نگهبان اعلام شده است در ‏بلاگ خود به نقل از یکی‎ ‎‏"دوستان" نوشت: "باید برگردیم سیبری!"‏

هرچند هنوز شورای نگهبان رسما رد صلاحیت ها را اعلام نکرده است اما اصلاح طلبان تقریبا کاندیدای مطرحی برای این ‏انتخابات ندارند. در این ارتباط محمد علی ابطحی، معاون رییس جمهور در دولت خاتمی در وبلاگش به بیان آمار این رد ‏صلاحیت ها پرداخته است.به نوشته وی پس از رد صلاحیت های هیات های اجرایی، اینک هیات های نظارت شورای ‏نگهبان نیز "۱۸۰ نفر دیگر از اصلاح طلبان" را رد صلاحیت کرده است. به نوشته ابطحی: "دیشب در آن جلسه اعلام ‏کردند ۲۴ کرسی در کشور برای رقابت باقی مانده است. امروز ‏‎]‎سه شنبه‎[‎‏ صبح شنیدم که البته این رقم تا ۳۱ کرسی بالا ‏رفته است. یعنی از ۹۰۹ نفر اصلاح طلب شناخته شده ای که در سراسر کشور ثبت نام کرده اند، ۱۳۸ نفر اصلاح طلب تا ‏کنون صلاحیت شان مورد تأیید قرار گرفته که این ۱۳۸ نفر مربوط به ۳۱ کرسی هستند."‏

‎رد صلاحیت شدگان‎

به هر روی بر اساسی آخرین گزارش پایگاه خبری ائتلاف اصلاح‌طلبان، صلاحیت این کاندیدا ها از سوی هیات های ‏نظارت بر انتخابات مجلس رد شده است:‏

محسن آرمین( نماینده مجلس ششم و سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی )، ابراهیم امینی ( نماینده مجلس ششم )، ‏الیاس حضرتی ( نماینده سابق مجلس )بهزاد نبوی( نایب رئیس مجلس ششم و عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی )، ‏علی مزروعی ( نماینده مجلس ششم)، علی شکوری‌راد (نماینده مجلس ششم)، جهانبخش خانجانی (سخنگوی وزارت کشور ‏دولت خاتمی )، عبدالله ناصری (سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و مدیر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در دولت ‏خاتمی)، زهرا نژاد بهرام ( معاون سابق فرماندار تهران )، مصطفی تاج زاده ( معاون سیاسی وزارت کشور در دولت ‏خاتمی و عضو جهبه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی )، علیرضا تابش( مدیر کل دفتر وزارتی وزارت ارشاد ‏در دولت خاتمی )، حسن یونسی (فرزند حجت‌الاسلام و المسلمین علی یونسی و وکیل دادگستری )، کسری نوری (سردبیر ‏روزنامه ایران در دولت خاتمی)، رسول منتجب‌نیا (نماینده ادوارمجلس)، جواد اطاعت(نماینده سابق مجلس)، محمدجواد حق ‏‏‌شناس (مدیر کل سیاسی سابق وزارت کشور)، ابوالفضل شکوری (نماینده سابق مجلس )، مسعود سلطانی فر (استاندار در ‏دولت خاتمی)، اعظم سقطی( عضو حزب اعتماد ملی )‏

‎پایان راه ؟‎

تمامی داوطلبان نمایندگی، نامه های رد صلاحیت خود را تا دوشنبه دریافت کردند و امروز فرصت خواهند داشت به ‏آخرین مرجع رسیدگی کننده، اعتراض کنند؛ این در حالی است که خیلی به برگشتن رای امیدی نیست. ‏

در این میان موضع اصلاح طلبان قابل توجه است. هر چند دسته دوم هنوز مایل اند به امداد های غیبی امیدوار باشند اما ‏تعداد افراد ناامید نیز در این طیف کم نیست. مرتضی حاجی، رییس ستاد اصلاح طلبان تهران، در واکنش به اخبار منتشر ‏شده، گفته است: "رد صلاحیت ها دامن لیست تاییدی هیئت های اجرایی را هم گرفته است."‏

همچنین محمدرضا عارف، معاون اول دولت محمد خاتمی، گفته است: "ردصلاحیت ها گسترده تر از دور اول بوده و عملاً ‏
امکان هر گونه حضور برای رقبای اصولگرایان و حاکمیت از بین رفته است.اگر خبرهای اولیه رد صلاحیت ها درست ‏باشد، فضایی برای رقابت نسبی هم باقی نمانده و حضور و رقابت بی معنی شده است."‏

اما موسوی لاری در سخنانی به محدودیت اعمال شده برای اصلاح طلبان اشاره دارد و می گوید: "مسئله اصلی ما در این ‏جلسات این بوده که هیات‌های اجرایی خیلی راحت و بدون هیچ مانعی مسیر انتخابات را به سمتی کشاندند که در بیش از ‏‏170 کرسی نمایندگی مجلس، هیچ‌گونه رقابتی بین جناح محافظه‌کار و اصلاح‌طلب وجود نخواهد داشت و از هم‌اکنون ‏مشخص است که تکلیف این کرسی‌های مجلس روشن بوده و برنده آنها جریان محافظه‌کار خواهد بود. در بقیه کرسی‌های ‏مجلس، از بین 100 تا 120 کرسی نیز با تسامح می‌توان از رقابت سخن گفت؛‌ چراکه در بسیاری از این مناطق بازهم ‏کاندیداهای اول و دوم ما را حذف کرده‌اند و افرادی هم که از نظر گرایش به ما نزدیک‌اند عموما چهره‌های شناخته‌شده‌ای ‏نیستند."‏

وی با اشاره به اینکه "در چنین فضایی مهمترین سؤال مطرح این است که ما می‌توانیم حضور پیدا کنیم یا خیر؟، می گوید: ‏‏"ما پاسخ به این سؤال را نه بر اساس ذهنیت‌ها، حدس و گمان‌ها و تخیلات که بنابر داده‌ها و اطلاعات دقیقی می‌دهیم که از ‏همه مناطق کشور در اختیار ستاد قرار گرفته است."‏

از سوی دیگر، مجید انصاری در جمع دانشجویان امیر کبیر با اشاره به حذف اصلاح طلبان در این انتخابات خاطر نشان ‏کرده است: "از اول انقلاب دو جریان سیاسی عمده در کشور وجود داشته است. اگر 90 درصد افراد یک جریان را ‏ردصلاحیت کنیم دیگر چیزی باقی نخواهد ماند و درمورد اینکه به هر قیمت در انتخابات حضور داشته باشیم؛ چه‌طور ‏می‌توان به هر قیمت در انتخابات حضور داشت."‏

در چنین شرایطی است که ابطحی در وبلاگش نسبت به آینده حضور اصلاح طلبان امیدی ندارد و می نویسد: "در حالی ‏تعداد کرسی برای رقابت اصلاح طلبان به۳۱ رسیده است که عملاً اعلام کاندیدا برای اصلاح طلبان بلا موضوع شده ‏است... در بسیاری از شهرستان ها که ستادهای ائتلاف، فردی برای کاندیداتوری نداشتند، نمی دانند چرا باید بمانند؟ به ‏علاوه کسانی هم که کاندیدا بودند و حتی نام پرآوازه ای در کشور دارند هم علاقه مند به ادامه ماندن نیستند. زیرا اگر قرار ‏باشد ستادها فعال نباشند، کسانی که به آنان قرار است رأی بدهند و یا برای تبلیغات آنان فعالیت کنند، وجود نخواهند داشت و ‏آن ها با همه اسم و رسمشان قربانی می شوند."

سه شنبه 16 بهمن ماه سال 1386
معرفی
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 08:24 AM

سالنمای سال 1387 ایرانی

از مبدأ هجری خورشیدی و 3733 از مبدأ اندازه‌گیری گاهشماری ایرانی

شما دوستان عزیز با مراجعه به لینک زیر می توانید سالنمای ۸۷ ایرانی را در قالب یک فایل پی دی اف با حجم ۲۵۸ کیلوبایت دریافت کنید .

http://www.ghiasabadi.com/persian_calendar_1387.html

 

پنجشنبه 11 بهمن ماه سال 1386
فرمان یک تن
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 09:31 AM

مهرداد شیبانی

نخست برای گرفتن کمونیست‌ها آمدند‎
من هیچ نگفتم‎
زیرا من کمونیست نبودم‎
بعد برای گرفتن کارگرها و اعضای سندیکاها آمدند‏‎
من هیچ نگفتم‎
سپس برای گرفتن کاتولیک‌ها آمدند‎
من باز هیچ نگفتم‎
زیرا من پروتستان بودم‎
سرانجام برای گرفتن من آمدند‏‎
دیگر کسی برای حرف زدن باقی نمانده بود‏

این سخن برشت که برآمدن فاشیسم را تصویر کرده است، درهفته ای که به روز‏‎ ‎‏"امام آمد" می رسد و می رود تا ‏‏"انقلاب اسلامی" را به پایان دهه سومش برساند، سرنوشت انقلاب هم هست.‏

انقلابی که سه سال بعداز پیروزی به سرکوب همه نیروهای دگر اندیش پرداخت، دهه 60 رابه دهه وحشت بزرگ مبدل ‏کرد وهزاران جوان پر شور رابه بهانه ها واسامی گوناگون در خیابانها به گلوله بست، در زندان ها شکنجه داد و به ‏دیدار مرگ فرستاد و سرانجام پرونده این دهه را با قتل عام زندانیان سیاسی بست؛ اکنون تدارک آخرین تصفیه را ‏درخطوط خودی می بیند.‏

اصلاح طلبان درون حکومتی که در برپائی "نظام" نقش اساسی داشته اند، نهادهای آن، از جمله سپاه پاسداران را‎ ‎پایه ‏ریخته اند و دستگاه امنیتی را بر پاکرده اند، وهنوز هم خود را وفادار به‎ ‎‏"نظام" می دانند به گفته محمدخاتمی مورد‎ ‎‏"تسویه عجیبی" قرار گرفتتد وعملا از صحنه سیاست حذف شدند.‏

وزیر کشور دولت احمدی نژاد که در جریان قتل عام 1367 یکی از سه‏‎ ‎‏"قاضی" بود، پیش بینی کرد که از 43 میلیون ‏ایرانی که می توانند درانتخابات شرکت کنند، 35 میلیون نفر به پای صندوق ها رای خواهند آمد. رقم دقیقی که خبر از ‏بسیج‎ ‎‏"مردم" می دهد. مردمی که به نام آنها انقلاب خواهان استقلال و آزادی را سرکوب کرده اند.‏
‏ ‏
سرکوبی که ارابه اش اکنون از روی اصلاح طلبان می گذرد. احمد شیرزاد این هفته نوشت:‏‎ ‎‏"‏‎ 30 ‎سال پیش همه با هم ‏بر قطار انقلاب سوار شدیم تا از تاریکی یک نظام دیکتاتور غیر‎ ‎پاسخگو به روشنایی یک نظام مردمسالار و شفاف سفر ‏کنیم. نمی دانم در آن زمان تو کجا‏‎ ‎بودی، کناری ایستاده و تماشا می کردی، ‌یا مثل امروز معتقد بودی که هر چه حکومت‏‎ ‎انجام می دهد خدشه ناپذیر است؟ شاید اصلاً به این دنیا نیامده بودی و شاید مثل من‏‎ ‎به فرداهای روشنی در پرتو یک نظام ‏سیاسی مردمسالار و اخلاقی فکر می کردی. ما همه با‎ ‎هم از کوچه ها و خیابانهای شهر گذر کردیم و در دالان تاریخی ‏نه چندان طولانی سه دهه‏‎ ‎از عمرمان را گذراندیم. اکنون تو راهت را چنان تنظیم کرده ای که قدرت می خواهد."‏

و قدرت که برای اولین بار درتاریخ ایران شاه و شیخ را در یک لباس بر اریکه قدرت نشانده، وقت آن دیده است که کار ‏اصلاح طلبان را تمام کند. جبهه مشارکت بخدا پناه می برداز این‎ ‎‏"ظلم". سعید شریعتی می نویسد: "غازیان بر مسند ‏قاضیان نشسته و سرنوشت انقلاب رابه سخره گرفته اند." و خلیل اردکانی می پرسد: "چگونه قلمتان چرخید بر این ‏جفا؟" سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از "انتخابات فرمایشی" می گوند. محسن آرمین حرف آخر را می زند: "اصل ‏میزان رای‎ ‎ملت است را به میزان رای یک تن است بدل کرده اند."‏

و مصطفی تاج زاده به همانجا می رسد که 30 سال پیش درچنین روزهائی تمام شد: "اگر استراتژی سازش در خارج ‏وسرکوب در داخل نتیجه بخش بود رژیم پهلوی هنوز بر ایران حاکم بودند."‏

‏ نه، رژیم پهلوی رفت و جانشین آن به گفته اکبر گنجی: "رژیم جمهوری اسلامی، نه نظام فاشیستی و توتالیتر است، نه ‏دیکتاتوری نظامی، بلکه رژیمی سلطانی است. رژیم سلطانی شاه، فقط حوزه سیاست را سرکوب می کرد، اما رژیم ‏سلطانی جمهوری اسلامی علاوه بر حوزه سیاست حوزه اجتماعی را هم سرکوب می کند."‏

سی سال پیش مردم رژیم گذشته را نخواستند وامروز: "بر اساس نظر هیات‌های اجرایی، خدا را شکر دیگر کسی در ‏کشور به نظام جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه اعتقادی ندارد. وقتی نخبگان وابسته به نظام اعتقادی به آن ندارند، ‏می‌شود حدس زد وضع در میان مردم عادی چگونه است."‏

در هفته دوم بهمن 1368، اصلاح طلبان همه تلاش خود را برای "اصلاح" کردند. محمدخاتمی که در کنفرانس ‏‏"داووس"، ناگهان قالیباف و ثمره هاشمی و متکی و علی لاریجانی را دید که هرکدام به بهانه ای خود را به اجلاس ‏جهانی سرمایه داران رسانده اند و مشغول مذاکره هستند، این سفر مهم را نا تمام گذاشت و به تهران برگشت تابقول ‏روزنامه اعتمادملی در "نشست بزرگان" شرکت کند.‏

به گزارش همین روزنامه "بزرگان" اصلاح طلب چنین دیدگاهی داشتند: "یک طرفه شدن رقابت های انتخابات هشتم تا ‏آن حد آشکار شده است که سیدمحمد خاتمی مهم ترین شرط هر انتخابات یعنی رقابت میان نیروهای متکثر سیاسی را در ‏انتخابات پیش رو منتفی دانسته و اکبر هاشمی رفسنجانی هم تلویحاً از اظهارنظر خاتمی دفاع کرده و بیان داشته ‏ضرورتی به حضور در انتخابات غیررقابتی نیست. البته مهدی کروبی دیگر شخصیت محوری جبهه اصلاحات هم ‏دیدگاهی کمابیش مشابه خاتمی و هاشمی بیان کرده است." ‏

دیدگاهی که مشابه جبهه مشارکت، مجمع روحانیون مبارز، نهضت آزادی است و با اعلام نظر جبهه ملی ایران هم کامل ‏شد که این هفته رسما عدم حضور خود در انتخابات را اعلام کرد.‏

‏"نشست بزرگان" با این تحلیل که "چاره یی نیست مگر اینکه در ردصلاحیت های صورت گرفته تجدیدنظر اساسی به ‏عمل آید" تصمیم گرفت اعضای آن یکایک به دیدار رهبر انقلاب بروند تا همان "یک تن" چاره جوئی کند. دیدار ‏محمدخاتمی که پیشتر هم ملاقات شکست خورده ای باآیت الله خامنه ای انجام داده بود، دوشنبه این هفته برگزار شد که ‏هنوز هیچ خبری در باره اش منتشر وهیچ نتیجه ای دیده نشده است. می توان منتظر بود این گفته علی رازینی دادستان ‏اسبق انقلاب اسلامی به واقعیت تبدیل شود: "رای زنی های سیاسی تاثیری در رد صلاحیت ها ندارد." و یا دست بالا ‏می تواند "رد صلاحیت فله ای" را به "تائید صلاحیت قطره ای" تبدیل کند.‏

و به نوشته روزنامه اعتماد: "اگر تحول جدی در ترکیب سیاسی کاندیداهای ردصلاحیت شده رخ ندهد آن گاه باید ماراتن ‏انتخابات مجلس هشتم را رقابت درون جناحی اصولگرایان نامگذاری کنیم."‏

اصولگرایانی که آخرین بندهای سخن مشهور برشت را کامل خواهند کرد و آخرین هیزم تنوری خواهند شد که به شیوه ‏پاکستان و ترکیه، نان ایران را هم توسط نیروهای نظامی خواهد پخت وپرویز مشرفی را هم بر مسند رهبری خواهد ‏نشاند.‏

درهفته ای که ایران به تمامی سرگرم انتخابات بود، خبر رسید که موج چهارم سرما در راه است. قطعی برق هم که از ‏زمان جنگ سابقه نداشت دوباره تهران را دربر گرفت ووزارت نیرو به ملت مژده داد: "قطعی نوبتی برق تا عید ادامه ‏خواهد داشت." سینما گران ایران هم نامه ای اعتراضی علیه سانسور بی سابقه منتشر کردند. درپایان هفته بهرام ‏بیضایی، داریوش مهرجوئی و رخشان بنی اعتماد هم به آنها پیوستند.‏

انتشار آمار اقتصادی نشان داد21 میلیارد دلار نا قابل، "تفاوت در آمدهای نفتی دو ساله بین یانک مرکزی که آن را ‏‏116 میلیارد دلار می داند ووزارت اموراقتصادی که 95 میلیارد دلار گزارش داده، گم شده است."‏

کارگران لاستیک البرز هم که 4 ماه است حقوق نگرفته اند و یک پر این رقم گمشده می توانست نجاتشان بدهد، کفن بر ‏تن اعتصاب خود را آغاز کردند. در دست آنها پلاکاردهایی بااین شعارها دیده می شد: "حکومت عدل علی/این همه بی ‏عدالتی" و "مسئول بی لیاقت این آخرین پیام است/جنبش کارگری آماده قیام است."‏

برای اینکه مهر ورزی شامل زنها هم بشود و فقط متوجه کارگران نباشد، وزارت خانه سردارکیهانی، صفارهرندی ‏مجله زنان را هم بعد ازشانزده سال انتشار توقیف کرد.‏

‏ در مراسمی که سردار سلیمانی معاون هماهنگ ‌کننده نیروی مقاومت بسیج هم حضور داشت، سردار جلالی مسئول ‏سازمان پدافند غیرعامل ‏

ازآمادگی برای "شرایط جنگی" خبر داد و "بسیج" را مامور اداره کشور خواند. اوگفت: "افراد در شرایط جنگی به سه ‏دسته‎ ‎تقسیم می شوند: ‏
‏1-کسانی که به مناطق امن پناه می‌برند؛2- ستون پنجم که البته تعداد آنها کم است؛ ولی وجود دارند؛ 3- عده‌ای هم مثل ‏بسیج‎ ‎که باید در صحنه بایستد و کشور را اداره کند؛ چرا که بسیج مسئول اداره کشور به طورغیرمستقیم در تمام صحنه ‏هاست."‏

و باین ترتیب معلوم شد که بسیج هم مانند سپاه برای سرکوب مردم آماده می شود و باین دلیل که سردار مربوطه می ‏فرمایند: "یکی از مسائلی که دشمن به‏‎ ‎دنبال آن است استفاده از ستون پنجم و عناصر خود فروخته داخلی است." ‏عناصری که تعدادشان آنقدر زیاد است که برای مقابله با آنها هم سپاه و هم بسیج از حالاتمرین می بینند.‏

و در حالی که نیروهای نظامی آماده می شوند که "استراتژی سرکوب در داخل، سازش در خارج" را باقدرت هرچه ‏تمامتر پیش ببرند؛ پیش نویس سومین قطعنامه شورای امنیت هم آماده شد که از دو تای دیگر "لحنش شدیدتر است" و ‏بانک های مهم ایران را تحت کنترل قرار می دهد.‏

جرج بوش هم که تازه پل ولفوویتس، معاون دونالد رامسفلد و طراح اصلی جنگ عراق را به کاخ سفید برگردانده است، ‏در آخرین سخنرانی سالیانه خود به شدت جمهوری اسلامی را موردحمله قرار داد. اوگفت: "ما در برابر نیروهای ‏افراطی می ایستیم که ‏‎ ‎رژیم تهران نماد آن است. حاکمان ایران مردم خوب و با استعداد را سرکوب می کنند و هر‎ ‎جا که ‏آزادی در خاورمیانه پیش می رود به نظرمی رسد که رژیم ایران مخالف آن است.‏‎ ‎ایران از گروههای شبه نظامی در ‏عراق حمایت مالی می کند و به آنها آموزش می دهد.ایران از تروریست های حزب الله در لبنان حمایت و از تلاش های ‏حماس برای تضعیف صلح‎ ‎در سرزمین مقدس حمایت می کند.ایران سرگرم ساخت موشکهای بالستیک با برد فزاینده ‏است و به تلاشهایش‎ ‎برای دستیابی به توانایی غنی سازی اورانیوم ادامه میدهد که می توان از آن برای ساخت‎ ‎جنگ ‏افزارهای هسته ای استفاده کرد‎ .‎پیام من به مردم‎ ‎ایران روشن است مبنی بر اینکه: ما با شما دعوا نداریم. ما به سنتها و ‏تاریخ شما‎ ‎احترام می گذاریم. ما مشتاقانه منتظر روزی هستیم که در آن شما ازادی خود را داشته‎ ‎باشید.پیام من به سران ‏ایران نیز روشن است و آن اینکه غنی‎ ‎سازی هسته ای را به صورتی که قابل راست آزمایی باشد به حال تعلیق ‏دربیاورید تا‎ ‎اینکه مذاکرات بتواند آغاز شود‎.‎برای پیوستن مجدد به جامعه جهانی، نیات‎ ‎هسته ای و اقدامات گذشته خود ‏را روشن، سرکوبگری خود را در داخل کشور متوقف و حمایت‎ ‎خود را از تروریسم در خارج متوقف کنید. اما فراتر از ‏همه اینها بدانید که امریکا‎ ‎با کسانی که نظامیان ما را تهدید می کنند مقابله خواهد کرد. ما در کنار همپیمانان‎ ‎خود خواهیم ‏ایستاد و از منافع حیاتی خود درخیلج فارس دفاع خواهیم کرد."‏

هوپ شفر، دبیر کل پیمان "ناتو" هم بدنبال سفر بوش به خلیج فارس و قرارداد ایجاد دو نیروگاه اتمی، که فرانسه با ‏امارات متحده عربی بست، اعلام داشت: "ما از کشورهای عرب حوزه خلیج فارس می خواهیم که علیه ایران متحد ‏شوند و با ما برای مقابله با جمهوری اسلامی همکاری کنند‏‎.‎‏ برنامه‌های اتمی و موشکی ایران باعث نگرانی مشترک ‏همه ماست."‏

هفته ای دیگر به پایان رسید و ایران را همچنان ناخدای استبداد به سوی نامعلوم می برد.‏

یکشنبه 7 بهمن ماه سال 1386
کوی دانشگاه جمعه ملتهبی را سپری کرد
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 11:16 AM
با اینکه همه خبرهای سیاسی ایران تحت تاثیر انتخابات اخیر و بحث رد صلاحیت هاست، اما روز جمعه با ‏اعتراض دانشجویان ساکن کوی دانشگاه، می رفت که بحرانی دیگر در راس اخبار قرار گیرد؛ اتفاقی که ‏دانشجویان دانشگاه تهران موفق به اداره آن شدند.‏

ناآرامی در کوی دانشگاه از آن جهت پر اهمیت است که پس از وقایع خردادماه سال 82، وحاکمیت فضایی امنیتی ‏و نظامی بر این مجموعه دانشجویی، هر حرکتی با برخورد حراست و ارگان های شبه نظامی داخل دانشگاه روبه ‏رو می شود. ‏

‎‎علت اعتراض‎‎

پس از اینکه در چند روز اخیر اعتراض دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه در مورد کیفیت غذا به جایی نرسید، ‏ظهر جمعه تعداد زیادی از دانشجویان تصمیم گرفتند به کیفیت پایین غذا اعتراض کنند. این دانشجویان پس از آنکه ‏غذای خود را از سلف سرویس دانشگاه تحویل گرفتند به نشانه اعتراض غذا ها را در همانجا روی زمین ریختند. ‏
دانشجویان معترض که تعداد آنان به 500 نفر می رسید، پس از این اقدام دررستوران کوی دانشگاه متحصن ‏شدند.جایی که انتظار داشتند با مسئولان رو به رو شوند؛ اما از آنجا که هیچ یک از مسئولین برای پاسخگویی به ‏این اعتراض صنفی یا شنیدن سخنان معترضان در محل حاضر نشد، دانشجویان تصمیم به راهپیمایی در داخل ‏کوی و بیان اعتراض خود گرفتند. ‏

به دنبال این تصمیم دانشجویان به راهپیمایی در محوطه کوی دانشگاه پرداختند و لحظه بر لحظه هم بر تعداد آنها ‏افزوده شد؛ در این مرحله بود که کم کم مسوولان در کوی دیده شدند. ‏

در این میان اقدام مسوولان حراست کوی قابل توجه بود چرا که آنان پس از آغاز راهپیمایی دانشجویان، ضمن ‏بستن درهای کوی دانشگاه، با خبرکردن نیروهای انتظامی فضا را ملتهب کردند. در حالیکه به گفته بسیاری از ‏دانشجویان، این حرکت به منظور یک اعتراض صنفی و دانشجویی صورت گرفته و لازم نبود نیروهای ضد ‏شورش مجهز به تجهیزات کامل در صحنه حاضر شود.وضعیتی که از دیددانشجویان «تحریک آمیز» تلقی و ‏منجر به تجمع آنان در پشت در های خروجی شد. ‏

در همین ارتباط فرید هاشمی، سخنگوی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران در مصاحبه با به رادیو فردا ‏تاکید کرد که هر چند گاهی اعتراضات غیر صنفی هم می شود اما "مهمترین دلیل این تجمع صنفی بوده است." ‏

هاشمی روایت دیگری از آغاز تجمع ارایه می دهد و دلیل گسترش تجمع را، توهین مدیر کوی دانشگاه می داند. به ‏گفته وی، فرهادی، ‌مدیر کوی وقتی با اعتراض دانشجویان به غذای بی کیفیت مواجه شد نه تنها این موضوع را ‏نپذیرفت بلکه اظهار داشت: "این امکانات رفاهی هم که در اختیار‎ ‎دانشجویان قرار گرفته و کیفیت آن هم مناسب ‏نیست، لطفی به دانشجویان است." ‏

‏ متعاقب این اظهارات، اعتراض دانشجویان بالا گرفت و آنها به سمت یکی از درهای خروجی کوی دانشگاه ‏حرکت کردند وبعد از ساعاتی تعداد آنها به بیش از1000 نفر رسید. ‏

دانشجویان سپس از کوی دانشگاه خارج شدند و به سمت خیابان مجاور کوی دانشگاه، یعنی امیر آباد رفتند. ‏خیابانی که در سالهای اخیر همواره میزبان دانشجویان معترض بوده است و آخرین بار در روزهای خرداد 1382 ‏چنین اعتراضاتی را به خود دید. ‏

دانشجویان پس از خروج از محوطه کوی، همچنان به دادن شعار های صنفی پرداختند: "غذای با کیفیت حق مسلم ‏ماست". آنها همچنین به دلیل بی توجهی های مدیرکل کوی دانشگاه به اعتراضات صنفی دانشجویان، خواستار ‏استعفای "فرهادی" شدند.‏

‎‎تحریکات پلیس‎‎

با این وجود و در حالیکه دانشجویان هیچ شعار سیاسی نمی داند، ماموران یپان های ویژه ضد شورش و نیروی ‏انتظامی با آرایشی خاص، فضای تحریک آمیزی ایجاد کردند. همزمان حدود پنجاه موتور سوار با لباس های سیاه ‏و مجهز به ماسک، در مقابل دانشجویان آرایش تهاجمی گرفتند. البته به گفته فرید‎ ‎هاشمی "درگیری نیروهای ضد ‏شورش با دانشجویان مستقیم نبود و آنها تلاشمی ‏‎ ‎کردند دانشجویان را متفرق کنند؛ با این حال دانشجویان ماندند و ‏به تجمع‎ ‎خود ادامه دادند‎.‎‏"‏

این تجمع عاقبت با درایت دانشجویان و بعد از حضور معاون امور دانشجویی دانشگاه و وعده حل مشکلات ‏دانشجویان به پایان رسید و معترضین به داخل کوی‎ ‎برگشتند‎.‎‏ در این ماجرا کسی دستگیر نشد اما برخی از ‏دانشجویان از احضار به حراست دانشگاه ابراز نگرانی می کنند. ‏

‎‎روزهای ملتهب دانشگاه ها‎‎

‎ ‎دانشگاه های ایران در ماههای اخیر روزهای بسیار ملتهبی را گذرانده اند.در همین ارتباط در هفته های اخیر ‏تعداد قابل توجهی از دانشجویان، به علت آنچه وزارت اطلاعات آن را "گرایش به چپ" نامیده بازداشت شده اند. ‏تعداد زیادی از دانشجویان نیز به کمیته انضباطی احضار شده اند. هاشمی در این باره گفته است: "تعداد‎ ‎دانشجویان احضار شده دانشگاه به کمیته های انضباطی زیاد است. فهرستی‎ ‎طولانی از دانشجویان تهیه شده و به ‏تدریج آنها را به کمیته های انضباطی‎ ‎احضار می کنند. سیاست مسئولان دانشگاه تهران به این صورت است که ‏دانشجویان‎ ‎را به تدریج احضار می کنند تا نتوان بر آن احضارهای فله ای نام نهاد‏‎.‎‏" ‏

جمعه 5 بهمن ماه سال 1386
؟
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 10:48 AM
برخیز تا یکسو نهیم این دلق ازرق فام را
پنجشنبه 4 بهمن ماه سال 1386
دختران بدون پسران
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 7:49 PM

سید ابراهیم نبوی

 در راستای اینکه سرپرست وزارت آموزش و پرورش که در دوران طفولیت همکلاسی احمدی ‏نژاد بود و با همدیگر برای نجات کشور از دست ظلم و جور و بی عدالتی و تبعیض و چیزهای ‏دیگر از جمله جداسازی هر نوع خانم از هر نوع آقا تلاش می کردند، خواستار جداسازی کتابهای ‏درسی شده است و با توجه به این که همین سرپرست محترم گفته است که « نیازهای روحی و ‏جسمی دختران و پسران در شرایط سنی مختلف متفاوت است» پس نتیجه می گیریم که به قول ‏سرپرست جدید وزارت آموزش و پرورش « هدف این تغییرات در کتابهای درسی ایجاد ممنوعیت ‏و محدودیت برای خانمها نیست» بلکه ایجاد محدودیت برای استکبار جهانی است، بنابراین نسخه ‏جدید دروس دبستان برای پسران و دختران که از این پس در مدارس تدریس می شود، بشرح زیر ‏خواهد بود. ‏

آن زن آمد( ویژه مدارس دخترانه)
آن زن آمد
آن زن تنها آمد
آن زن در برف آمد
آن زن چکمه ندارد
آن زن مادر است
آن زن مادر سارا است
آن زن منزل است
آن زن اسم ندارد
سارا با مادر بازی می کند
سارا خواهر دارا نیست
وزیر دارا را با خود از کتاب برد

برف آمد( ویژه مدارس پسرانه)
آن برف آمد
آن برف رحمت بود
آن برف سفید بود
آن برف آن گاز را قطع کرد
دارا گاز ندارد
دارا با پدر گاز ندارد
دارا سرد شد
پدر دارا در برف آمد
دارا آش ندارد
مادر دارا در کتاب دختران آش پخت

سارا و سوسن( ویژه مدارس دخترانه)
آن سارا است
آن سارا با سوسن است
سارا با سوسن بازی کرد
سارا برادر ندارد
سارا با دارا خواهر نیست
آن ممه را لولو برد
سارا سوزن دارد
سارا در آشپزخانه بود
سارا با مادر در آشپزخانه بود
مادر در آشپزخانه نامه نوشت
مادر سارا در روزنامه فحش داد
سارا از مادر فحش یاد گرفت
سارا با مفسدین اقتصادی دشمن بود

نرگس و مادر بزرگ ( ویژه مدارس دخترانه)
نرگس مادر بزرگ دارد
نرگس پدر بزرگ ندارد
پدر بزرگ نرگس در کتاب پسران است
مادر بزرگ در گرگان زندگی می کند
مادر بزرگ یک گاو دارد
آن گاو تلویزیون نگاه می کند
آن گاو شیر می دهد
آن گاو روزنامه نمی خواند
آن گاو روزنامه می خورد
آن گاو مثل گاو است
مادر بزرگ با شیر گاو ماست درست می کند

   1      2    >>