Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 31 مرداد ماه سال 1386
سیاست روسها در برنامه هسته ای
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 5:37 PM
چهارشنبه 31 مرداد ماه سال 1386
ملتی که 215 درصد است
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 07:58 AM

ابراهیم نبوی

یکی از خوبی های کشوری که در آن مرکز آمارگیری رسمی وجود ندارد و اگر کسی مثلا عباس عبدی بیچاره و حسین قاضیان زندانی اگر در آن نظرسنجی کنند، دستگیر می شوند، این است که آقای محترمی مثل باهنر که هر هفته ده تا هنر از هر لنگ و پاچه اش سرازیر می شود، می تواند هر گلواژه محبتی را اعلام کند. مثلا اینکه باهنر گفت: « هشتاد و پنج درصد مردم طرفدار اصول گرایان هستند.» آگاهان توضیح دادند که از کجا فهمیدند 85 درصد طرفدار اصول گرایان هستند؟

دلیل اول: رفراندوم، طبیعی است وقتی گروهی 85 درصد طرفدار داشته باشد، هرگز رفراندوم برگزار نمی کند، چون ممکن است تعداد آرای آن 15 درصد بیشتر شود و در نتیجه در رفراندوم شکست بخورد.
دلیل دوم: انتخابات، اصولگرایان 85 درصد طرفدار دارند، کارگزاران هم بر اساس آمارهای مربوط به هاشمی احتمالا 30 درصد طرفدار دارند، اصلاح طلبان هم بر اساس آخرین آمارها حدودا 45 درصد طرفدار دارند، همه واقعیات هم نشان می دهد که پنجاه درصد مردم هم اصولا به هیچ کدام از این گروهها علاقه ندارند، جمعا حساب کنیم 210 درصد مردم فقط طرفدار این چهار گروه هستند. طبیعی است که با این وضع شورای نگهبان باید این همه محدودیت برای بقیه ایجاد کند.
دلیل سوم: در آخرین انتخابات ریاست جمهوری احمدی نژاد که اصولگرایان همه جمع شدند و به او رای دادند، 35 درصد از کل رای دهندگان طرفدار اصولگرایان بودند، پنجاه درصد هم در این مدت با دیدن موفقیت های او، صحنه های اعدام، کتک خوردن در خیابان، افزایش قیمت ها، غنی سازی هسته ای و راه افتادن نیروگاههای هسته ای، اوضاع سیاست خارجی طرفدار اصولگرایان شدند، 50 درصد و 35 درصد می شود 85 درصد.
دلیل چهارم: اصولا اصولگرایان سنتی 20 درصدشان احمدی نژاد را قبول دارند، طرفداران احمدی نژاد هم 15 درصدشان اصولگرایان سنتی را قبول دارند، اصولگرایان میانه رو هم 30 درصدشان اصولگرایان سنتی را قبول دارند، اصولگرایان تندرو هم 30 درصدشان اصولگرایان میانه رو را قبول دارند، اگر اعداد 20 و 15و 30و 30 را جمع کنیم می شود همان 85 درصد که باهنر گفته است.

محمود اف 15
برادر سردار پیمانکار میلیاردرصادق محصولی گفت: « سرعت احمدی نژاد مثل یک جت فانتوم است.» آگاهان از این سرعت نتایج زیر را گرفتند.
نتیجه اول: هزینه اش بالاست و تنها فایده اش این است که می تواند بسرعت خراب کند.
نتیجه دوم: فقط به درد جنگیدن می خورد.
نتیجه سوم: دائما توی آسمان سیر می کند.
نتیجه چهارم: روی زمین به درد نمی خورد و فقط باید از آن مواظبت کرد.
نتیجه پنجم: مثل بقیه هواپیماهای ایرانی بالاخره یکی از همین روزها سقوط می کند.

گوچی و ورساچه، دولچه گابانا و شانل
لامروت! لااقل بگذار یک روز از افتتاح کارخانه بگذرد، بعد دنیا را بترسان. رئیس جمهور موفق و پیروز در کلیه عرصه های نبرد که دیروز به فیشی رفت باکو و به کیشی برگشت به اردبیل( یا بالعکس) در باکو گفت: « روابط تهران، باکو با توجه به ظرفیت ها بسرعت می تواند توسعه یابد. ما از حقوق ملت ها و انسان ها دفاع می کنیم.» وی توضیح نداد که از حقوق کدام ملت ها و کدام انسان ها دفاع می کند و آیا ملت ایران جزو کسانی که رئیس جمهور ایران از آنها دفاع می کنند، هست یا نه، ولی احمدی نژاد به هنگام افتتاح بزرگترین کارخانه نساجی و تولید پوشاک خاورمیانه در اردبیل به ابرقدرتهای جهان، بخصوص ابرقدرت شانل، گوچی، دولچه گابانا و ورساچه هشدار داد: « به ابرقدرت ها نصیحت می کنم، از موفقیت های ایران درس عبرت بگیرند.» وی که هنوز کارخانه اش تازه دیروز راه افتاده است، گفت: « مارکهای خارجی باید از پوشاک حذف شوند. باید پوشاک ایران حرف اول را در دنیا بزند.» وی درخواست نکرد و پیشنهاد نداد، بلکه دستور داد که « باید پوشاک ایران حرف اول را در دنیا بزند.» در همین راستا امت شهیدپرور اعلام کردند که از این پس « اگر دست دشمن از آستین پیراهن شانل درآمده باشد با مشت محکم توی دماغ گوچی می زنند.» همچنین پابرهنگان مقیم علی آباد بالاتر اعلام کردند که « از این پس هر مزدوری پا توی کفش تیمبرلند بکند، پایش را قلم خواهند کرد.» آگاهان پیش بینی کردند که بزودی بسیج دانشجویی با لباس های دارا و سارا در صحنه حاضر شده و ضمن برگزاری یک تظاهرات میلیونی شعارهای زیر را خواهند داد. « ما پیرو رهبریم، آدیداس نمی خریم.»، خواهران نیز شعار دادند: « کراوات ورساچه، این آخرین پیام است، گوچی برو حیا کن، این گفته امام است.» این تظاهرات در روزهای آینده ادامه خواهد شد.

 

سه شنبه 30 مرداد ماه سال 1386
بنزین ویژه نیمه شعبان!
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 06:56 AM

 

سهمیه‌بندی باعث شده زباله‌ها روی زمین بمانند

در حالی که دایره انتقادها از طرح سهمیه‌بندی بنزین به قدری گسترده شده که حتی به محافل اصولگرایان نیز رسیده است، سایت‌های خبری از تصمیم دولت احمدی نژاد برای ارایه سهمیه بنزین اضافه‌ای به عنوان هدیه دولت به مناسبت نیمه شعبان و به بهانه رفع مشکلات مردم برای مسافرت خبر داده‌اند. این در حالی است که مشکلات ناشی از اجرای غیرکارشناسی سهمیه‌بندی بنزین همچنان گسترش می‌یابد و آخرین نمونه از تبعات این طرح، ناتوانی خودروهای خدماتی شهرداری تهران از جمع‌آوری زباله‌ها به علت نداشتن بنزین است.

دیروز سایت خبری فردا نوشت: "همزمان با جشن نیمه شعبان و سالروز میلاد امام زمان قرار است سوخت ویژه ای توسط دولت و تحت عنوان "بنزین مسافرت" به عموم مردم داده شود. قیمت بنزین عیدی و هدیه‌ای دولت بین 150 الی 200 تومان اعلام شده است."

این سایت در ادامه از این طرح انتقاد کرد و نوشت: "به نظر می رسد اقداماتی مانند انتخاب بنزین به عنوان هدیه و عیدی دادن توسط دولت، باعث ایجاد شائبه تبلیغاتی بودن و فراموشی اهداف طرح پر هزینه سهمیه بندی بنزین می‌شود. قبل از این نیز دولت در اقدامی مشابه، تعطیلات دو روزه اضافه ای بر تعطیلی رسمی عید فطر را به مردم هدیه داده بود که باعث بروز مشکلات بسیاری شده بود."

این خبر در حالی منتشر می‌شود که پیش از این بارها نمایندگان نسبت به استفاده تبلیغاتی دولت احمدی نژاد از سهمیه بنزین هشدار داده بودند و برخی از ناظران، مقاومت دولت در برابر اعلام سهمیه آزاد بنزین را نیز با همین هدف ارزیابی کرده بودند.

بنزینی برای جمع‌آوری زباله‌ها نیست

شهردار تهران دیروز بار دیگر در جمع خبرنگاران شورای شهر به طرح مشکل بنزین خودورهای خدماتی شهرداری پرداخت و گفت: "تا این لحظه مشکل بنزین خودروهای خدماتی شهرداری تهران حل نشده و سهمیه بنزین شهرداری افزایش نیافته است."

اعتراض قالیباف در حالی است که پیش از مسئولان دولتی گفته بودند شهرداری از لحاظ سهمیه بنزین مشکلی نخواهد داشت و به خدمات شهری ادامه خواهد داد. سلیمی مدیرعامل سازمان خدمات موتوری شهرداری تهران نیز از همکاری وزارتخانه‌های نفت و کشور برای دادن بنزین مورد نیاز به خودروهای حمل زباله خبر داده و گفته بود قول داده‌اند که این مشکل حل خواهد شد. اما اکنون سخنان شهردار تهران مشخص کرده که دولت هیچ‌گونه همکاری در این زمینه انجام نداده است.

اعتراض شهرداری تهران به خودروهای جمع‌آوری زباله محدود نمی‌شود و خودروهای سازمان بهشت زهرا، آتش نشانی و دیگر خودروهایی که به ارایه خدمات شهری می‌پردازند نیز در هفته‌های گذشته با مشکل کمبود بنزین برای ادامه کار خود مواجه شده بودند

دوشنبه 29 مرداد ماه سال 1386
سرداران و سربداران
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 07:57 AM
ابراهیم نبوی

 یکی از مباحث فلسفی مهم تاریخی عصر سردارسالاری، این است که آیا سردار سالار است، یا سالار سردار است، ولی در هر حال این دو تا حد زیادی به هم ربط دارند. البته طبیعی است که سرداران سپاه به انجام وظایف ملی خود برای دفاع از میهن مشغولند، مثلا، سردار جعفری گفت: « دستگاههای نظارتی بانکها به بهانه حیثیت سازمانی جرائم مالی را افشا نمی کنند.» وزیر دفاع، سردار نجار نیز در مورد دفاع از مرزهای کشور اعلام کرد: « مخالفان کاهش سود بانکی مریض اند.» البته فکر نکنید که چون دوتا سردار در امور بانکی نظر دارند، بقیه هم همین طورند، مثلا سردار طلایی دو هفته قبل گفت: « شورای شهر تهران را روی انگشت می چرخانم.» در مقابل سردار ذوالقدر که مثل سایر نظامیان در سیاست و انتخابات دخالت نمی کند، و فقط مسوول برگزاری انتخابات است، گفت: « انتخابات را مکانیزه می کنیم.» خبرنگاران ما در جستجوی جایی که سرداران در آن نقش نداشته باشند، با سردار انصاری برخورد کردند. سردار انصاری گفت: « موتورسواری خانمها جرم نیست.» سردار نقدی نیز از ریاست ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا استعفا داد و احتمالا به یک کار نظامی مانند نظارت بر ورزشهای زیرآبی و ریاست دانشکده فیزیک و فضا مشغول خواهد شد. سردار محصولی هم که قرار بود وزیر نفت شود و فعلا قرار است سردار نادران از مجلس به جای وزیر استعفاداده شده، وزیر خواهد شد، گفته بود: « من افتخار می کنم میلیاردر هستم.» در همین راستای پر از سردار، سردار فیروزآبادی، ضمن نشان دادن کل دندانهایش به مخالفان دولت سرداران، گفت: « دولت احمدی نژاد محبوب رهبر است.» آگاهان با صدای بلند فریاد زدند: بر منکرش لعنت! حداد عادل هم که تصادفا سردار نیست، ولی احتمالا توی خانه سردار صدایش می کنند، گفت: « سپاه فرزند برومند انقلاب است.» آگاهان توضیح دادند که البته از آن فرزندانی که توسط انقلاب خورده می شود، نیست، بلکه از آن فرزندانی است که توسط آنها انقلاب خورده می شود. با تمام این اوصاف، کارشناسان کف کردند که چرا آمریکا اعلام کرده است که می خواهد « سپاه را جزو گروههای تروریستی اعلام کند.» این بیچاره ها که یا دارند کار بانکی می کنند، یا ساختمان می سازند، یا موی پسرها را کوتاه و مانتوی دخترها را دراز می کنند و اصلا در دولت نقش صد در صد ندارند و فوقش هشتاد درصد دولت دست اینهاست. با این وجود، آمریکا ضمن اعلام اینکه « نیروهای سپاه قدس در عراق هستند.» گفت: « پنجاه عضو سپاه، شبه نظامیان عراقی را آموزش می دهند.»
نتیجه گیری اخلاقی: فعلا خبرها یا مربوط به سرداران است، یا سربداران.

اراذل و اوباش نابود شدند
یکی از فواید اعدام های اخیر که به نام اشرار و اراذل و اوباش صورت گرفت و ملت شریف ایران با حضور در صحنه به آرامش رسیده و متوجه شدند که عاقبت خلاف چیست، این بود که دولت موفق شد اشرار را نابود کند و چنان بترساند که امروز در اثر حمله اشرار مسلح به تعدادی خودرو، بیش از سی نفر از مسافران به گروگان گرفته شدند، دو نفتکش آتش زده شد، سه تریلی نابود شد، و یک کامیون و دو خودرو سواری و احتمالا یک اتوبوس متوقف و مسافران بدبخت آنها گرفتار اشرار بلوچستان شدند. ظاهرا این اقدامات توسط گروه عبدالمالک ریگی که مدتی قبل دولت اعلام کرد که گروه مذکور کاملا از بین رفته است، انجام گرفت. پس نتیجه می گیریم که اعدام کسانی که توی خانه خوابیده بودند و به عنوان اشرار معروف بودند، در ملاء عام تاثیر زیادی روی از بین رفتن شرارت دارد.

شاهرودی بدو بیا که داداششو کشتن
قاضی مرتضوی که به نظر می رسد کلیه مشکلاتش با قورت دادن حیا و چیزهای دیگر حل شده است، در دیدار با خانواده دانشجویانی که در زندان شکنجه شده اند، گفت: « هنوز شکنجه نکرده ایم که بفهمید شکنجه یعنی چه.» به نظر شما این یعنی چی؟

یکشنبه 28 مرداد ماه سال 1386
صندلی مصدق
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 07:56 AM

یکشنبه 28 مرداد ماه سال 1386
رسوای زمانه منم....
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 07:55 AM

خطی برای الهه، صدایی آسمانی

در گوشه ای از تهران، در خلوت و شاید بی خبری، هنرمندی چشم بر جهان فروبست که پیش از رفتن، سال ها پیش از آن، خود خوانده بود:رفتم، رفتم، گریزانم از دیدارت رفتم، رفتم....رفتم....رفتم

زنی با صدایی آسمانی، با ترانه هایی که تا صدا هست و موسیقی هست و تا خاطره هست، با ماست: الهه.

هم او که خواند: از خون جوانان وطن لاله دمیده؛

هم او که از عاشقان"رسوای زمانه" گفت: شمع و پروانه منم،رسوای زمانه منم، بیگانه منم....

وهم او که از"زمانه ما"نالید: چرا در زمانه ما، رنگ مهر و وفا، عشق و صدق و صفا نیست، خدایا، خدایا، ای رقم زن ما، تا به کی ناروایی...

و صدای این زن، که بهار غلامحسینی، نام داشت و شهره به "الهه"، از وی چنان پیشی گرفت، که حتی امروز چه بسیار که ترانه هایش را زمزمه می کنند، بی آنکه نامش بدانند: مکن هرگز یاد مرا، برو پیشم دیگر میا، مبر نامم بهر خدا....

این"صدا" که از آن مهم ترین خوانندگان تاریخ موسیقی ایران بود، سه روز پیش در بیمارستانی در تهران، و به دنبال سرطانی که سال ها خوره جان شده بود،خاموشی گرفت. خاموشی گرفت؟

نه. صاحب این صدا رفته است، اما صدایی که برنامه "گل ها" بدان صد گل شد، خاموشی پذیر نیست.

الهه، زندگیش نیز چون صدایش پرآوازه بود.او از شاگردان عبدالله دوامی، استاد بزرگ ردیف موسیقی ایران و غلامحسین بنان، خواننده "الهه ناز" بود. در اوان بیست سالگی صدایش مورد توجه داوود پیرنیا، تهیه کننده برنامه گلها در رادیو ایران قرار گرفت. هم او بود که از مهندس همایون خرم، آهنگساز برجسته ایران خواست آهنگی برای صدای الهه بسازد. حاصل "رسوای زمانه" بود: رسوای زمانه منم، دیوانه منم....

و او همچنان خواند و خواند: کعبه دل ها، فریب، یک شاخه گل، رقص شکوفه ها، دل دیوونه، تجدید عهد... و بسیاری ترانه های دیگر، یکی بعد از دیگری، برگی افزودند بر کارنامه"صدا"؛ صدایی که "دل بشکسته را به خانه کعبه" می برد و هربار"قصه دل" از سر می گرفت"رنجش افزون می شد".

از به یادماندنی ترین ترانه های خانم الهه، ترانه "از خون جوانان وطن لاله دمیده"، ساخته و سروده عارف قزوینی بود که استاد روح الله خالقی آن را تنظیم کرد.

بعد از انقلاب اسلامی و با توقف پخش برنامه گلها و ممنوعیت خوانندگی، الهه به خارج مهاجرت کرد وبه آمریکا رفت: کالیفرنیا، جایی که ایرانیان بسیاری در آن گرد آمده بودند. جایی که "صدا" را قدر نشناخت. دوران، برای همه "دیگر" شده بود.

و در این عصر بی وفایی و تنهایی، الهه کنسرتی داد که برگزار کننده اش سازمان مجاهدین خلق بود؛ او خود اما گفت "هیچ اطلاعی از اینکه هدف کنسرت تبلیغ سازمان مجاهدین خلق است" نداشته. و این در پاسخ همه آنانی بود که صدای او را نیز مانند "مرضیه" صدایی"ملی" می خواستند نه سیاسی.

الهه، پاسخ را داد: "تمام گروههای اپوزیسیون به جای اینکه به کمک من بیایند فقط من را بیشتر و بیشتر به طرف مجاهدین هل دادند، این بود نتیجه فشارها و انتقادات و حملات بیرحمانه ای که به من می کردند، من دیگر هیچ پناهگاهی نداشتم، در چنین وضعیتی، مجاهدین پروژه ای از نشان دادن محبت و احترام و غیره نسبت به من آغاز کردند، در این فاز، من واقعاً به چنین محبتهایی نیازمند شده بودم، در آن زمان اگرچه من متوجه می شدم که اینها دروغ است ولی نیازی وچیزی در رفتار و گفتارشان بود که جلبم می کرد و از طرف دیگر بشدت علاقه مند شده بودم که بیشتر در مورد آنها بدانم، من از طرف آنها دعوت شدم که به عنوان خواننده به آنها بپیوندم و البته فکر می کردم که آنها جنگجویانی برای آزادی اند".

هنرمند اما دیر یا زود، به امن جای هنر برگشت؛ هر چند این بار تنها نبود. سرطان بر جانش خیمه زده بود.و سه ماه پیش صدایش و "دل بشکسته اش" به خانه برد. همان جا که امروز آرامگاه ابدی اوست: ایران.

به احترام این"صدا" بر می خیزیم که "رقصد سنبل، خندد مینا، قمری نالان، بلبل گویا."

یکشنبه 28 مرداد ماه سال 1386
پرچم شیطان(ابراهیم نبوی)
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 07:52 AM
بی شعور! بی شعور خودتی! توئی! می گم خودتی! بابای تو سپور شهرداری یه! عوضش ما ماشین پیکان جوانان داریم، بابای خودت چی که کفشش پاره اس! بابای من صد تا کفش داره، تازه عموی منم خارجه! عوضش عموی تو کچله، ولی عموی من شیرینی فروشی داره! عموی من اصلا کچل نیست، کلاهش اون جوری یه! عموت کچله! عموی تو صهیونیسته! عوضش داداش تو تروریسته، تازه زندونش هم کردن! باشه که عموی من زندونی یه، از صهیونیست که بهتره!....

به این بازی های بچه ها دقت کردید؟ احمدی نژاد گفت: « اسرائیل پرچم شیطان است.» آمریکا هم گفت: ایران در ترورهای عراق نقش دارد. احمدی نژاد هم گفت: « ریشه تفرقه در جهان اسلام خارجی است.» آگاهان سایر موارد خارجی را در ایران و جهان اسلام توضیح دادند:
- ریشه افزایش قیمت مسکن خارجی است.
- مطبوعات و رسانه های ایران با پول خارجی ها حمایت می شود.
- ریشه مخالفت زنان ایران با حقوق خانواده به استکبار هلند مربوط است.
- علت راه نیفتادن نیروگاه بوشهر به روسیه مربوط است.
- علت تجاوز برخی لات های شهرضا ماهواره های استکباری ترک تبار آمریکایی است.
- علت مشکلات و محدودیت های علمی و تحقیقاتی ما استکبار جهانی است.
- دشمنان دولت خاتمی و هاشمی و بنی صدر و بازرگان و شاه و مصدق و رضا شاه و قاجار را اداره می کردند.
نتیجه گیری: ما مردم بوق هستیم.

افتخارات تروریستی
من که زبانم مو درآورد بس که گفتم. بالاخره یک سال دیگر یا من شرمنده اخلاق اسلامی شما هستم، یا شما شرمنده اخلاق مزخرف من. واقعا این آقایان عزیز فکر می کنند قضیه شوخی است و این آمریکایی ها دارند گل کوچک یا فوتبال سالنی بازی می کنند، آخرش هم یا ما می بریم که نوشابه مفتی آنها را می خوریم، یا می بازیم که برای شان کانادا می خریم کوفت شان بشود. واقعا فکر می کنند بازی بازی است، حالا خوب است سمت راست مان یک حکومت کله خر مثل طالبان آب شد و رفت توی غار یا زیر زمین و اثری از آثارش نماند و سمت چپ مان هم یک صدام حسین با آن همه مجسمه و اهن و تلپ را از توی سوراخ موش کشیدند بیرون. و نکته اینکه هر دوتاشان وقت داشتند که قضیه را آرام جمع و جور کنند، چنانکه بشار اسد، شب اگر خواب مرحوم ابوی را نبیند یا صبح اگر احمدی نژاد به او تلفن نزند، بالاخره یکی به میخ یکی به نعل خودش را وسط این بمب و خمپاره یک جوری به خانه می رساند که زنده بماند. اما این دوستان ما اصلا انگار نه انگار. به دنبال احتمال اعلام اسامی رهبران کشور در قطعنامه بعدی ماه سپتامبر شورای امنیت سازمان ملل که توسط فرانسه پیشنهاد داده شده و هنوز کسی به سفارت مذکور کاری نداشته، و به دنبال احتمال اعلام نام سپاه پاسداران به عنوان یک گروه تروریست، حجت الاسلام سید احمد خاتمی امام جمعه پهناور تهران، گفت: « این افتخار است که آمریکا سپاه را تروریست بخواند.» آگاهان توضیح دادند که البته افتخار دارد، ولی یک دردسرهایی هم دارد که ناجور است. فقط همین مان مانده که پلیس در تمام دنیا بریزد در سفارتخانه های ایران و ماموران سفارتخانه ها را به عنوان اعضای سپاه ببرند مسافرت غیر علمی. ظاهرا قرار است سفرا و کارداران مرتبط با سپاه که در چند سفارتخانه چنین افرادی نیستند، به ایران برگردند. البته، دیروز در سقوط یک فروند هلیکوپتر سپاه، شش نفر از نیروهای نظامی کشته شدند. آگاهان پیشنهاد کردند که سپاه یکی از این دو کار را بکند، یا بگذارند که آمریکا پاسداران را دستگیر کند، یا با هلیکوپتر پرواز کنند. چون اگر همینطور پیش برود و این قطعنامه تا سه ماه دیگر تصویب نشود، دیگر کسی برای دستگیر شدن باقی نمی ماند. حرف از سه ماه بعد شد، این وزیر نفت سابق هم چه دل خوشی دارد، گفت: « اگر فکری به حال انرژی نکنیم، تا 15 سال آینده با فاجعه روبه رو خواهیم شد.» آگاهان گفتند: حالا کو تا 15 سال آینده؟ یکی از آگاهان مسائل نفتی اعلام کرد که در حال حاضر به دلیل بی برنامه گی در مورد رسیدگی به منابع نفتی « نفت ایران به دلیل عدم تزریق به موقع گاز در برخی میادین نفتی مدفون شد.» فعلا که وزیر نفت رفته خانه شان، از وزیر صنایع هم خبری نیست، قرار است شیبانی، رئیس کل بانک مرکزی هم تا دو سه روز دیگر به دلیل اشتباهات احمدی نژاد در سیاست خارجی برکنار شود.

چه شجاعتی! چه قدرتی!
موسی قربانی نژاد، یکی از شخصیت های مصرف کننده و یا تولید کننده دستمال در مجلس گفت: « ترمیم کابینه کار شجاعانه ای بود.» آگاهان سایر کارهای شجاعانه دولت در ماههای گذشته را به این شرح اعلام کردند:
اول: حضور رئیس جمهور و دعوت همه جهان به اسلام کار بسیار شجاعانه ای بود که باعث شد رابطه ما با 40 درصد جهان به هم بریزد.
دوم: اعلام موضع رئیس جمهور در مورد هولوکاست یک اقدام شجاعانه دیگر بود که تا به حال ده میلیارد دلاری خرج مان شده است.
سوم: سفرهای شهرستانی رئیس جمهور یکی از شجاعانه ترین کارهای دولت احمدی نژاد بود که باعث شده که ملت ایران به این شجاعت پی برده و فعلا هشتاد درصد وعده های استانی عمل نشده و مردم از شجاعت رئیس جمهور که با وجود عمل نکردن به وعده هایش باز هم وعده می دهد، دهان شان چنان باز مانده که فک شان جر خورده است.
چهارم: یکی از شجاعانه ترین اقدامات دولت این بود که با وجود اینکه بانک مرکزی اعلام کرد که نرخ تورم 17 درصد است، دولت اعلام کرد نرخ تورم 13 درصد است و با وجود اینکه مردم گوجه فرنگی را می خریدند 3200 تومان، رئیس جمهور اعلام کرد گوجه فرنگی 1500 تومان است و تا کنون هیچ رئیس جمهوری در جهان تا این حد شجاعت نداشت که وسط مردمک چشم مردم نگاه کند و حقیقت را بگوید.
پنجم: چند شجاعت بزرگ دیگر دولت یکی در اقلید بود که رئیس جمهور با شجاعت تمام موضع گرفت و در یک هفته 45 نفر زخمی و کشته شدند، یکی در ماجرای سوخت بود که 13 پمپ بنزین آتش گرفت و تعدادی اعدام شدند و اصولا رئیس جمهور شجاعی داریم.
ششم: همین که کسی رئیس جمهور باشد و حرفی را زده باشد که همه مردم شنیده باشند و بعد بگوید که من چنین حرفی نزدم، واقعا اقدام شجاعانه ای است.

همه مخالفان رئیس جمهور
همین طوری خوب است، دست نزنید. بگذارید بازی به همین شکل ادامه پیدا کند. فعلا دولت مورد انتقاد همه دوستان و دشمنان قرار گرفته و یواش یواش افتاده به خودزنی. فکر می کنم اگر اوضاع چنین برود که دارد می رود، رئیس جمهور کلیه وزرا را مرخص کند، سرپرستی همه وزارتخانه ها را خودش عهده دار شود، 36 تا شورای تصمیم گیری را یکی پس از دیگری منحل کند. سخنگوی دولت را هم بفرستند لای دست شمسی پهلوون که با هم کشتی بگیرند. خودش می ماند و علی و حوضش. از یک طرف مجلس خبرگان باید تشکیل شود برای تعیین جانشین مرحوم مشکینی که تا اطلاع ثانوی خبری نیست و از ترس ریاست هاشمی اجتماع بیش از دو نفر از خبرگان توی یک اتاق ممنوع است. خاتمی هم دارد پرونده دار می شود و بعید نیست که همین روزها بفرستندش انفرادی و یک دفعه دیدی بعد از سه ماه بیرون آمد و اعتراف کرد که مصباح یزدی است. آیت الله شاهرودی هم توپخانه را رو به دولت گرفته و شلیک می کند و یکی از همین روزهاست که قاضی مرتضوی با حکم معاون هنری احمدی نژاد، شاهرودی را دستگیر و بریا بازجویی به روزنامه کیهان ببرد. هاشمی رفسنجانی هم که زیر آتش خمپاره کیهان است. دعوا با احمدی نژاد به سطوح بالا کشیده شده و خاتمی و هاشمی و شاهرودی هر سه آمده اند وسط دعوا. بعد از انتقاد شدید اللحن هاشمی شاهرودی از دولت احمدی نژاد، معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهوربی خیالی طی کرد و گفت: « انتقاد آیت الله شاهرودی، پیش از آنکه بر دولت نهم وارد باشد، ناشی از روندهای دولت های قبلی است.» یعنی که منظور ما نیستیم، اما بامزه این که روزنامه « نان به نرخ روز خور» سیاست روز، در یک حمله بی سابقه به رئیس قوه قضائیه که به دلیل انتقاد وی از دولت صورت گرفته است، قوه قضائیه را بدتر از ویرانه خواند و اعلام فرافکنی رئیس قوه قضائیه را کرد. از طرف دیگر جلد چهارم خاطرات هاشمی منتشر شد که در آن « نظر مخالف آیت الله خمینی نسبت به دائمی بودن رهبری » گفته شده و نظر موافق آیت الله خمینی در مورد حذف شعار « مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی» در سال 1364 اعلام شد. از آن طرف سایت احمدی نژاد خواستار برخورد با هاشمی رفسنجانی شد. خاتمی هم که تکلیفش معلوم است، وقتی شاهرودی و هاشمی را به توپ می بندند، لابد خاتمی را هم می اندازند ته چاه. البته خاتمی گفت: « من از اسلامی دفاع می کنم که برای آزادی احترام قائل است.» آگاهان گفتند، ما این بنده خدا را خیلی وقت است ندیدیم، انشاء الله تشریف بیاورند، چشم. خاتمی این وسط یک پشت چشم هم نازک کرد و یک قهر مخفی لایتی کرد و گفت: « عطای قدرت را به لقایش بخشیدم تا قدرتمندان احساس نکنند که مزاحم آنها هستم.» منتهی وسط کار دوباره همان بازی بازی های قدیمی صادر شده و اعلام شد: « به انقلاب و اسلام پشت نخواهم کرد.» آگاهان از آقای خاتمی خواستند با این وضع خطرناک اصلا به انقلاب و اسلام پشت نکند که اینها رحم و مروت سرشان نمی شود. مرتضی حاجی هم وعده سرانتخابات صادر کرد و گفت: « ملت، پاسخ مخالفان خاتمی را می دهد.»

پنجشنبه 25 مرداد ماه سال 1386
طرحی جدید در دستور کار آمریکا
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 08:25 AM

معرفی سپاه به عنوان سازمان تروریستی

همزمان با حضور محمود احمدی نژاد درکابل ورد ادعاهای مقامات آمریکایی مبنی بردخالت درارسال سلاح به این کشور، مقامات آمریکایی اعلام کردند قصد دارند سپاه پاسداران را درلیست سازمان های تروریستی بگنجانند. مقامات رسمی ایران هنوز واکنشی به این خبر نشان نداده اند، اما خبرگزاری فارس به نقل از "یک مقام آگاه در وزارت امور خارجه" نوشت: "اینگونه اخبار در چارچوب فعالیت‌های تبلیغاتی - روانی دولتمردان آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران بوده و فاقد ارزش حرفه‌ای است".

 

این مقام آگاه در عین حال با برخوردی محتاطانه با این خبر گفت: "در حال حاضر نسبت به اخباری که از مراجع رسمی منتشر نشده، نمی‌توان اظهار نظر قطعی کرد".

این تصمیم که ازشدیدترین اقدامات مقامات آمریکایی طی ماه های گذشته به شمار می رود، درنوع خود بی سابقه است. تا کنون درمیان چهل ودو عضو سازمان های تروریستی ازمنظر وزارت خارجه آمریکا، هیچ گاه بخشی ازنیروهای نظامی یک کشورمستقل قرارنداشته اند.

این خبر درحالی منتشر می شود که طی هفته های گذشته مقامات نظامی آمریکایی درمنطقه بارها از دخالت ایران درتجهیز، آموزش ومسلح کردن نیروهای شبه نظامی شیعه درعراق سخن گفتند. مقامات ایرانی هم بارها این ادعاها را تکذیب کردند؛ اما بوش هفته گذشته گفت برای بازی کردن نقشی غیرسازنده درعراق، ایرانی ها باید هزینه آن را بپردازند.

ازسوی دیگر، اقدام اخیرآمریکا پس ازآن صورت می گیرد که دور دوم مذاکرات هیات ایرانی وآمریکایی دربغداد به تازگی به پایان رسیده است. مذاکراتی که مقامات ایرانی انتظار داشتند طی ماه های آینده فراتر ازموضوع امنیت درعراق، موضوعات دیگر مورد اختلاف بین دوکشور را نیز شامل شود.

همچنین گنجاندن نام سپاه پاسداران در لیست سازمان های تروریستی در روزهایی اعلام شده که علی لاریجانی خود را برای دیدار با محمد البرادعی و گفت و گو درخصوص "برنامه اقدام" در تهران آماده می کند. مقامات آمریکایی به صراحت گفته اند این کار برای تحت فشارگذاشتن متحدان این کشور واعضای شورای امنیت برای موافقت با تحریم سوم ایران است. به همین جهت به نظر می رسد آنها که طی ماه های گذشته ازمفید بودن مذاکرات اروپا وایران اظهارناامیدی کرده بودند، پیش از آغاز مذاکرات تهران، عملا همه عزم خود را برای تصویب تحریم جزم کرده اند.

خبر گنجاندن نام سپاه پاسداران در لیست سازمان های تروریستی، دیروز توسط مقامات عالی رتبه دولت آمریکا در گفت و گو بانیویورک تایمز، روزنامه ای که به ارتباط با منابع عالی رتبه دولتی مشهوراست، اعلام شد. این درحالی است که طی هفته های گذشته، علائمی از سوی مقامات ایرانی مبنی برتمایل به مذاکره گسترده با آمریکا صادر شده بود. از جمله اظهارات هفته گذشته علی اکبرهاشمی رفسنجانی درنماز جمعه تهران که در آن خواستار مذاکره با آمریکا درهمه سطوح شده بود. اما ظاهرا پیامی که در سخنان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بود، مورد توجه مقامات آمریکایی قرارنگرفته است. چرا که از دید آنان "پیشنهاد هاشمی چیزتازه ای" با خود نداشت.

ایالات متحده سالهاست ایران را متهم به حمایت از تروریسم می کند وایران نیز درمقابل این اتهامات را رد می کند. اما جدا کردن سپاه پاسداران به عنوان یکی از بازوهای نیروهای مسلح درایران به عنوان شاخه ای که چنین اقداماتی را انجام می دهد، حاکی از آن است که دور تازه ای از سختگیری و فشار برروی دولت ایران آغاز شده است. اقدامی که درکنار فشار دولت آمریکا براعضای شورای امنیت به منظور توافق برروی دور سوم تحریم و همچنین فشارهای اقتصادی که از طریق قطع ویا کاهش روابط دوستان اروپایی وآسیایی ایران صورت می گیرد، عملا حلقه تلاش های اقتصادی وسیاسی برای زمین گیرکردن ایران را کامل می کند. به این اقدام می توان حضور سه ناو هواپیمابر آمریکایی درخلیج فارس را نیز افزود که به گفته شاهدان بعد ازحمله این کشوربه عراق در سال 2003 تا کنون از چنین حجمی برخوردارنبوده است.

دیپلمات های اروپایی گفته اند کاندولیزارایس وزیر امورخارجه آمریکا پیشتر درخصوص این حرکت آمریکا به همتایانش هشدارداده بود. اقدامی که ظاهرا به دلیل تاخیر درتلاش های انجام شده برای تصویب قطعنامه تحریم علیه ایران درشورای امنیت سازمان ملل وافزایش فشارهای اقتصادی صورت می گیرد.

قراردادن نام سپاه پاسداران درلیست سازمان های تروریستی از منظر رایس درجهت دوهدف عمده صورت می گیرد: اول اینکه نئوکان های محافظه کار آمریکایی راکه برای حمله نظامی به ایران بی تابی می کنند اندکی آرام کند و دیگر اینکه فشاربیشتری بر متحدان آمریکا وارد آورد تا برای برقراری تحریم علیه ایران درشورای امنیت سازمان ملل تلاش کنند.

همزمان مقامات وزارت خزانه داری آمریکا درتلاش هستند تا تحریم های سخت تری راعلیه اعضای دولت ایران از جمله ممنوعیت های گسترده سفر ونیز ممنوعیت های گسترده انتقالات مالی موسسات ایرانی برای تجارت با خارج ازکشور اعمال کنند. آنها همچنین به دنبال این بوده اند که حتی خارج از آنچه درمسیر تحریم های سازمان ملل انجام می شود بانک های آسیایی واروپایی را متقاعد کنند گام های اضافه تری از آنچه هم اکنون انجام می دهند، بردارند و فشاراقتصادی بیشتری به ایران وارد کنند.

قراردادن نام سپاه پاسداران درلیست سازمان های تروریستی عملا به دولت آمریکا اختیارخواهد داد تا درزمینه بلوکه کردن حساب های مالی سازمان های وابسته به سپاه درهرجای دنیا، دست بازتری داشته باشد. مخصوصا این عمل هر گونه دارایی متعلق به سپاه را درآمریکا مسدود خواهد کرد، اگرچه انتظار نمی رود سپاه هیچ دارایی درآمریکا داشته باشد.

موافقت رایس با گذاشتن نام سپاه درلیست سازمان های تروریستی درحالی صورت می گیرد که وی طی سال گذشته عملا از افرادی بود که در جلب رضایت بوش برای گام برداشتن درمسیر دیپلماتیک موفق عمل کرد.این مسیر همان راه شورای امنیت سازمان ملل است که درآن از ایران موکدا خواسته می شود برنامه غنی سازی اورانیوم خود را متوقف کند وگرنه با تحریم های این سازمان مواجه خواهد شد.

به نوشته نیویورک تایمز، طی ماه های گذشته بحث های جدی در درون دستگاه بوش درخصوص اینکه مسیر دیپلماتیک می تواند موثر باشد یا نه وجود داشته است. بحث هایی که معمولا ازسوی معاون رییس جمهوری آمریکا دیک چنی صورت گرفته که جزو کسانی است که معتقدند باید گزینه نظامی با جدیت بیشتری مورد توجه قرارگیرد.

روز سه شنبه محمود احمدی نژاد ادعاهای مقامات آمریکایی مبنی برتهیه سلاح برای گروه طالبان را رد کرد. او که درکابل سخن می گفت بعداز گفت وگو باحامد کرزای گفت ایران کاملا ازدولت جدید افغانستان حمایت می کند.

هم اکنون چهل ودو سازمان در لیست سازمان های خارجی تروریستی وزارت خارجه آمریکا قراردارند که ازجمله آنها می توان به القاعده، حزب الله لبنان، حماس وگروه اسلامی جهاد اشاره کرد. تا کنون ایالات متحده تخمینی درخصوص اندازه سپاه پاسداران نداشته است. موسسه "امنیت جهانی" که یک موسسه تحقیقاتی است مجموع نیروهای سپاه را 125 هزار نفر تخمین زده بود.

پنجشنبه 25 مرداد ماه سال 1386
ابراهیم نبوی
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 08:23 AM

اقتصاد مال چه کسی است؟
اوضاع اقتصادی کشور در حال رشد بسیار سریع است. قیمت زعفران پنج برابر شد و ما کلی خدا را شکر کردیم، چون فکر می کنم این همه زعفران که ملت برای ما سوغاتی می آورند، می توانم بفروشم و به جای آن بلیط هواپیما بخرم، چون قیمت بلیط هواپیما پنج برابر نشده و فقط 25 درصد اضافه شده است. در همین راستا احمدی نژاد برای کنترل بهتر وضع پولی و مالی کشور، شورای پول و اعتبار را منحل کرد. آگاهان پیش بینی می کنند که در روزهای آینده کلیه شوراهایی که دست و پاگیر هستند و احتمالا باعث می شوند که رئیس جمهور نتواند به سفرهای تبلیغاتی اش برسد، منحل خواهد شد.

آخرین جملات قصار
این جملات قصار امروز دریافت شد. « ایرانی ها دو دسته اند، یا سیاست زده اند یا از سیاست، زده شده اند.» و « سه راه برای پولدار شدن وجود دارد: یا بابات برات پول در بیاره، یا بابای مردم رو برای پول دربیاری، یا بابات دربیاد تا پول دربیاری.

ده پرسش و ده پاسخ
با توجه به اهمیت پرسش و پاسخ در طول تاریخ، در این بخش ما به پرسش های مهمی که در سایت ها و خبرگزاری ها مطرح بوده و هیچ کس به آنها پاسخ نداده است، پاسخ می دهیم:

پرسش اول: با توجه به پخش فیلم غارت شدن فروشگاه شهروند حکیمیه توسط ملت قهرمان و آزاده ایران، علت غارت مذکور را در شب اعلام سهمیه بندی بنزین چگونه ارزیابی می کنید؟
پاسخ اول: ارزیابی نمی کنیم، می بینیم.

پرسش دوم: خبرگزاری ها مطرح کردند که احتمالا جکی چان به ایران سفر خواهد کرد، تحلیل شما از این سفر چیست؟
پاسخ دوم: به نظر می رسد که سفر جکی چان به ایران، کاملا طبیعی و منطقی باشد، اگر مقایسه کنید، نزدیک ترین بازیگر در سینمای جهان و از میان بازیگرانی مانند جک نیکلسون، آل پاچینو، جورج کلونی، جانی دپ، مایکل داگلاس و غیره به احمدی نژاد، همین جکی چان است که احتمالا اکثر فیلمهایش را هم احمدی نژاد باید دیده باشد. من حدس می زنم اگر جکی چان به ایران نرود، احتمالا آمیتاباچان به ایران سفر می کند. البته محمود بصیری معروف به محمود خروس[ بازیگر فیلم درخشان خروس و ارایشگاه زیبا] خودمان آن قدر شبیه است که به نظر می رسد گاهی او را به عنوان بدل احمدی نژاد می برند نطق کند. و به نظرم ان دو سه دفعه ای که گلی به قالبی زده نشده کار همان محمود خروس بوده است.

پرسش سوم: با توجه به اینکه دو جهانگرد بلژیکی به ایران سفر کرده و توسط گروههای قاچاقچی دستگیر و با کمک نیروهای انتظامی آزاد شدند، فکر می کنید عواقب این رفتار چه خواهد بود؟
پاسخ سوم: احتمالا این جهانگردان تا یک سال گیج می مانند که بالاخره پیش پلیس بیشتر امنیت داشتند یا پیش دزد؟

پرسش چهارم: دو توریست چینی به دلیل عکسبرداری از اماکن نظامی بازداشت شدند، فکر می کنید چه سرنوشتی در انتظار آنان است؟
پاسخ چهارم: چون ایرانی تبار نیستند زنده می مانند و بعد از آماده شدن کت و شلوار و ملاقات با رئیس جمهور و دریافت هدایای مربوطه، آزاد می شوند. ولی احتمالا در بازگشت دولت چین آنها را دستگیر می کند که در این مورد با هیچ کس حرف نزنند.

پرسش پنجم: با توجه به اینکه آقای ناصر مکارم شیرازی گفته است که « با وجود اینترنت ایمان در خطر است... و اسلام زمانی پیشرفت کرد که خبررسانی کند و ساده و ابتدایی بود....» باید چکار کنیم؟
پاسخ پنجم: باید اینترنت را نابود کنیم و کاری کنیم که خبررسانی کند و ساده و ابتدایی شود.

پرسش ششم: چرا آیت الله مصباح یزدی گفته است که « ترس از خدا ابزار مقابله با گرانی است.»
پاسخ ششم: چون اگر مردم از خدا بترسند دیگر هیچ چیزی نمی خرند و تقاضا کاهش پیدا می کند، و طبعا گرانی از بین می رود، ولی چون دولت احمدی نژاد وجود دارد، دولت راهی برای افزایش قیمت ها پیدا می کند.

پرسش هفتم: چرا آقای احمد زیدآبادی گفته است، شریعتی را ستایش می کنم؟
پاسخ هفتم: چون گنجی تخته گاز رفته است، طبیعتا زیدآبادی هم ترمز گرفته است.

پرسش هشتم: آقای سقای بی ریا گفته است که « خاتمی که با زن نامحرم خارجی دست می دهد، چگونه می تواند فتوای مفتیان وهابی را خنثی کند؟»
پاسخ هشتم: علت صدور فتوای مفتیان وهابی علیه مراکز دینی شیعه کسانی هستند که با زنان دست نمی دهند، بنا براین طبیعتا کسی که با زنان دست می دهد، می تواند جلوی آن فتوا را بگیرد.

پرسش نهم: در وب سایت بالاترین نوشته بود: چرا جشن تولد و ازدواج مان یک شب است ولی مراسم مرگ مان چند شب؟ و چرا مطربی برای شادکردن مردم شغل بدی است، ولی مداحی برای گریاندن مردم، شغل خوبی است؟
پاسخ نهم: چون ما ایرانی ها اگر چند شب پشت سر هم خوشحال باشیم فشار خون مان می رود بالا و برای مان خوب نیست و ممکن است روی مان زیاد بشود و فکر کنیم هر کاری می توانیم بکنیم و بعد هر کاری می خواهیم بکنیم... پس این وسط دولت چکاره است؟

پرسش دهم: چرا مشاور رئیس جمهور گفته است « اختلاف میان اصلاح طلبان خواست خدا بود»
پاسخ دهم: چون اختلاف میان اصولگرایان خواست شیطان بود و معمولا شیطان موفق تر از خداست، به دنیا نگاه کنید.

چهارشنبه 24 مرداد ماه سال 1386
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 07:46 AM
   1      2      3      4    >>