مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 31 تیر ماه سال 1386
گل آقا
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 08:02 AM

یکشنبه 31 تیر ماه سال 1386
قاراپط جدیدالاسلام و موشه عبدالباسط
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 07:52 AM

ابراهیم نبوی

اامروز از اون روزهای بی خبری بود، البته عزرائیل یک دوری اطراف قم و تهران زد و رفت، ولی مثل اینکه خوشبختانه کاری نکرد. فعلا در شهر مثل سابق از امن و امان خبری نیست، همه چیز نصفه نیمه اتفاق می افتد و هست و نیست. تقریبا اکثر بینندگان عزیز از دیدن برنامه « به اسم دموکراسی» احساس رضایت داشتند. فقط معلوم نیست این برنامه را چرا تلویزیون آمریکا پخش نکرد و تلویزیون ایران پخش کرد؟ فرض کنید این برنامه را آمریکایی ها تولید کرده بودند و می خواستند به ایرانی ها بگویند که ما می خواهیم به ایران دموکراسی بیاوریم، احتمالا تلویزیون ایران یک برنامه می ساخت و اثبات می کرد که تمام اظهارات کیان تاجبخش و هاله اسفندیاری و رامین جهانبگلو دروغ است و آمریکایی ها می خواهند به ایران حمله نظامی کنند و یک حکومت دیکتاتوری بیاورند تا کنترل منطقه را در دست بگیرند. خبرگزاری بازتاب هم به پخش این برنامه اعتراض کرد و محسن رضایی هم رسما اعلام کرد که «آمریکا از براندازی جمهوری اسلامی ناامید شده است.»

مرگ آیت الله مشکینی

خبرگزاری انتخاب در عرض دو روز دو گاف سنگین داد، البته زیاد چیز مهمی نیست، همه ماها ایرانی هستیم، از این کارها می کنیم، عجله هم چیز خوبی نیست، خبرها را مثل بی بی سی بهتر است اول بررسی دقیق کنیم و بعد از اینکه مطمئن شدیم لزومی ندارد بدهیم، چون همه از آن خبردار شده اند. آیت الله مشکینی هنوز زنده است و البته پزشکان گفته اند که فعلا همان حال قبلی را دارد. البته اگر ایشان فوت کند، کمی قمر اوضاع زودتر از موعد مقرر به عقرب می رود. از طرف دیگر خبر مرگ خانم سیمین دانشور که انشاء الله قدش سر چشم برادر شوهرش بیاید، اعلام و تکذیب شد. حال سیمین خانم هم خوب نیست و فعلا در اغماست. به نظر می رسد عزرائیل هم مثل علی لاریجانی در حال بلاتکلیفی است و نمی داند چکار کند. ما که به مرگ هیچ کسی راضی نیستیم. خیلی سانتی مانتال شدم و انسان خوبی به نظر می رسم، نه؟

دانشجو بیدار است، از زندگی بیزار است

این مامان قهوه ای ها هم ول نمی کنند. من نمی دانم چه گیری است که به این بچه های دانشجو دارند می دهند؟ به نظر می رسد جمهوری اسلامی حال می کند که تمام کشور بشود یک مجموعه درگیری سنگین خیابانی و سنگربندی و بزن و بکش، مثل لات هایی که تا کتک نزنند یا نخورند حال شان خوب نمی شود. فعلا هشت دانشجو در زندان انفرادی هستند و پنج نفرشان اعتصاب غذا کرده اند. گفته می شود که دارند به عبدالله مومنی فشار می آورند که مصاحبه تلویزیونی کند. احتمالا دارند دنبال سناریو نویس می گردند که تحکیمی ها را یک جوری به لخ والسا وصل کنند، فعلا همه سناریو نویسان گرفتارند و وقت ندارند. دادخواه وکیل زندانیان گفت: «نمی توانم با دانشجویان بازداشتی ملاقات کنم.» آگاهان گفتند: البته همین طوری پیش برود ممکن است با آنها ملاقات کنید، ولی دیگر کسی با شما نتواند ملاقات کند. البته دانشگاهها هم گرفتاری عجیب و غریب دارند. این آقای عمیدزنجانی رئیس دانشگاه تهران هم مثل اینکه خیلی حالش خراب است. عمید زنجانی در یک اظهار نظر شگفت انگیز و غیرمترقبه که به هرکسی در دنیا بگوئی از خنده کف زمین می افتد و باید با کاردک جمعش کنی، گفت: «نشریات دانشجویی از ادبیات طنز استفاده نکنند.» یکی از مشاورین رئیس دانشگاه تهران گفت: دانشجویان باید چیزهایی بنویسند که رئیس دانشگاه آنها را بفهمد، وگرنه ممنوع است.

خدا به خیر بگذراند

از طرف دیگر یک خبر عجیب و غریب رسیده که نمی دانم چطوری می شود نگاهش کرد. خواهر عدنان حسن پور، روزنامه نگار مریوانی گفته است که وی به اعدام محکوم شده است. البته ممکن است از همین تهدیدهایی باشد که توی زندان می کنند که آدم را بترسانند، ولی فعلا با این بالا زدن هاش خون قوه قضائیه معلوم نیست شوخی شوخی از این کارها هم بکنند. البته اگر قضیه کمی جدی تر شد باید همه فشار سنگین بیاورند که پی قضیه را ول کنند. یاد روزهای قبل از اردیبهشت و خرداد سال شصت آدم می افتد که عده ای آدم عاقل در حکومت داشتند جلوی کشیده شدن درگیری ها به خون و خونریزی را می گرفتند، از آن طرف لاجوردی و دوستان در اوین منتظر یک بهانه بودند که وارد سرکوب سنگین شوند. خدا بخیر بگذراند.

خاتمی: هرگز هرگز هرگز

البته اگر بخواهد بشود هم نباید از حالا خبر بدهد، وگرنه نمی گذارند نفس بکشد. نفس هم نکشد که نمی شود، آن وقت نمی تواند حرف بزند و کاری بکند. محمد خاتمی برای هزارمین بار در حالی که مواظب بود انگشترش از دستش درنیاید و کسی دست به طرفش دراز نکند، اعلام کرد: «در دو انتخابات آتی کاندیدا نمی شوم.» آگاهان گفتند: « تا انتخابات سومی هم که ما به گوگوش رای می دهیم و دیگر مزاحم شما نمی شویم.» خاتمی، همچنین برای راحت کردن خیال کلیه امت شهیدپرور و معمولی اعلام کرد: «محوریت جبهه اصلاحات را هم برعهده نمی گیرم.» فعلا با اعلام این موارد در زیرزمین اصولگرایان مراسم عقد و عروسی همزمان برگزار می شود، ولی فعلا عروس رفته بود گل بچیند، وسط راه بنزینش تمام شده و کارت سوخت هم ندارد. از همه اینها گذشته برادر حسینیان معروف به خسرو خوبان، از مشاورت احمدی نژاد استعفا داد تا به دلیل جذابیت های فراوان، خوشنامی، سابقه خوب، چهره دلنشین و نظرات جالبش نامزد انتخابات مجلس شود. از کلیه کسانی که برای رای دادن می روند خواسته می شود از همراه بردن داروی نظافت یا رفتن به حمام خودداری کنند.

دیجیتال فرصت است یا تهدید؟

جدا ما خیلی آدمها بدی بودیم، چرا هر وقت این معاون اول می خواست برود توی اینترنت ما برایش محدودیت بوجود آوردیم و جلوی همه سایت هایی را که می خواست وارد آن بشود گرفتیم؟ مگر این معاون اول عزیز چه کرده بود که ما این همه تهدید در اینترنت برای او بوجود آوردیم؟ واقعا دلمان آمد که سرعت اینترنت این بنده خدا را آنقدر محدود کنیم که یک عکس احمدی نژاد را که می خواهد داونلود کند، یک ساعت طول بکشد؟ چرا؟ معاون اول رئیس جمهور گفت: «قابلیت های عرصه رسانه های دیجیتالی یک فرصت است، نباید آن را تهدید فرض کرد.» آگاهان گفتند: داداش! ما که تهدید نکردیم، شما خودت تهدید کردی، جوری حرف می زنی انگار ما شما رو آره. البته مشکلات معاونین و مشاورین رئیس جمهور در ابعاد مختلف ادامه داشت، شمقدری که درباره اش این شعر سروده شده است که «آن فیلم که از هنر بری بود، طوفان شن شمقدری بود» درباره اظهاراتی که در مورد جدایی احمدی نژاد( در نقش آقا داماد) و صفار هرندی( در نقش عروس تعریفی) کرده بود، تاکید کرد که سخنانش تحریف شده و علاوه بر آن خواستار پیگرد قضائی عوامل انتشار بخش هایی از نامه خیلی محرمانه رئیس جمهور شد.

قرآن عبری و دعای کمیل ارمنی

من فکر می کنم اصولا مسلمین اعم از شیعه و سنی از مسلمان شدن مسلمانان ناامید شده و فکر می کنند اگر این مسلمان های موجود را یک جوری از سرخودشان بازکنند، در عوض از میان مسیحیان و یهودیان، مسلمانان جدید انتخاب کنند، دردسرش کمتر است. بدبختی این است که مسلمانانی مثل ایرانیان و عرب های سعودی و مصر و لبنان و عراق و غیره دارند همه وعده هایی را که در بهشت به آنها داده شده (شامل همه کمک های مالی و جنسی) در همین دنیا دارند انجام می دهند که وقتی می روند جهنم دور هم باشند، بد نگذرد. همه حقه بازی ها و پدرسوختگی ها را هم یاد گرفتند و از هر صدتاشان دو تا هم مسلمان درست و حسابی در نمی آید. در همین راستا هفته قبل اعلام شد که دعای کمیل به زبان ارمنی در ارمنستان منتشر شد. امروز هم اعلام شد که عربستان سعودی قصد دارد بزودی یک قرآن به زبان عبری منتشر کند. آگاهان در همین رابطه شدیدا هشدار داده و گفتند: در میان مسلمانان هیچ موجودی خطرناک تر از کسی که تازه ایمان آورده و تجربه زندگی در میان مسلمین ندارد، نیست. اگر یک دفعه یکی گفت من قاراپط چدیدالاسلام یا موشه عبدالباسط هستم، فورا فرار کنید که ممکن است موج انفجارش شما را هم بگیرد.

امروز، بازی سرنوشت

بازی های دیروز تقریبا همان طوری پیش رفت که گمان زده می شد. دیروز عراق بر ویتنام پیروز شد تا در مقابل برنده بازی ایران و کره جنوبی که امروز برگزار می شود، قرار بگیرد. در عوض عربستان سعودی هم با ازبکستان مسابقه می دهد. ژاپن هم استرالیا را با پنالتی باز هم حذف کرد. این استرالیایی ها هم از وقتی وارد قاره آسیا شدند شانس ندارند.

هری پاتر و قدیسان مرگ

دیروز رفتیم دیدن «هری پاتر و محفل ققنوس» خیلی باحال بود. فکر کنم بیست بار دیگر ببینمش. فکر نمی کنم هرگز رمان و سینما اینقدر به هم نزدیک شده باشند. از طرف دیگر « هری پاتر و قدیسان مرگ» هم وارد بازار شد و مثل توپ صدا کرد. منتظرم ترجمه اش زودتر بشود و برسد و نخوانم. فعلا اصلا دلم نمی خواهد بدانم که آخرش چه اتفاقی می افتد، برای خودم سهمیه بندی می کنم، روزی پنجاه صفحه بیشتر نمی خوانم. البته این هم از آن قول هایی است که احتمالا زیرش می زنم. اعلام شد که تا دیروز 325 میلیون جلد از مجموعه هری پاتر در دنیا به فروش رفته است و این کتاب ها به 64 زبان از جمله فارسی ترجمه شده. و یک پیام به خانم رولینگ دارم که اگر هری پاتر آخرش مرده باشد، من هم یک رمان می نویسم و خانم رولینگ را می کشم.

پنجشنبه 28 تیر ماه سال 1386
توقف در همه امور
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 6:49 PM

تبعات سهمیه‌بندی بنزین کم‌کم مشخص می‌شود -

با گذشت حدود سه هفته از آغاز اجرای طرح سهمیه‌بندی بنزین و در حالی که دستگاه تبلیغاتی دولت احمدی نژاد و صدا و سیما تمام تلاش خود را برای مثبت نشان دادن اثرات این طرح به کار بسته‌اند، تبعات منفی این طرح و نحوه اجرای نسنجیده آن آشکار می‌شود. پایان یافتن بنزین ماشین‌های بهشت زهرا، صدا و سیما، نیروی انتظامی، راهنمایی و رانندگی، ادارات آب و برق، آتش نشانی و... در روزهای اخیر نمونه‌هایی از اولین تبعات اجرای طرحی هستند که اجرای آن توسط مقام‌های بالای نظام "شجاعانه" نامیده شده است.

این طرح که به زعم بسیاری از کارشناسان عجولانه آغاز شد و حتی به اذعان طرفداران سهمیه‌بندی به شکلی نسنجیده توسط دولت نهم اجرا شد، از ابتدا نقاط سیاه متعددی در اجرا داشت که بارها در رسانه‌ها و یا از زبان صاحبنظران مطرح شد. اما دولت احمدی نژاد همواره از این طرح و نحوه اجرای آن دفاع کرده و منتقدان را به سوءنیت متهم کرده است.

با این حال با گذشت سه هفته از مصرف بنزین سهمیه‌بندی، رفته‌رفته مشخص می‌شود که اجرای این طرح تا چه حد بی‌حساب آغاز شده و اگر شیوه‌های جبرانی نظیر ارائه بنزین آزاد برای کاهش تبعات منفی این طرح در نظر گرفته نشود، این تبعات به زودی ابعاد گسترده‌تری پیدا خواهد کرد.

امور خدماتی دولت، تعطیل

در روزهای گذشته اخبار متعددی منتشر شد که همگی حاکی از پایان سهمیه‌های بنزین بعضی از ادارات دولتی تا حداکثر یک هفته بعد بود. این ادارات که عمدتا وظیفه آنها از جنس خدماتی است، خبر داده‌اند که وسایل نقلیه آنها سهمیه بنزین خود را تمام کرده و به زودی از ارائه خدمات باز خواهند ماند.

اولین خبر مربوط به بحران بنزین در صدا و سیما است. بنا به این خبر که در روزنامه مردم‌سالاری منتشر شده، در پی سهمیه‌بندی ناگهانی بنزین و عدم کار کارشناسی جدی درباره سهمیه‌های اختصاص یافته به خودروها، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی در آستانه مشکل جدی قرار گرفته است. یک منبع آگاه در صدا و سیما گفته است اداره نقلیه سازمان به مسوولان آن هشدار داده است که تا پایان این هفته بیشتر سوخت ندارند و باید فکری برای این مساله کرد، چرا که اکثر خودروهای سازمان صدا و سیما عملیاتی هستند و حضور خبرنگاران و تصویربرداران آن در برنامه‌ها و رویدادهای خبری کشور باعث شده که سهمیه بنزین خودروهای صدا و سیما در آستانه اتمام قرار بگیرد.

خبر بعدی مربوط به بحران بنزین در خودروهای سازمان بهشت زهرا است که حمل و نقل جنازه مردگان را در تهران به عهده دارند. در این خبر که در روزنامه اعتماد منتشر شده، آمده است که اگر تا پایان هفته جاری سهمیه مناسبی برای آمبولانس‌های بهشت زهرا اختصاص نیابد، حمل و نقل جنازه‌ها در تهران متوقف خواهد شد. مدیرعامل سازمان بهشت زهرا با اعلام این موضوع خبر داده که آنها تاکنون سعی کرده‌اند با استفاده از موجودی قبلی که در پمپ بنزین اختصاصی بهشت زهرا وجود داشته و نیز 10 هزار لیتر بنزین که فراتز از سهمیه‌ها و به عنوان "مسکن" به مجموعه تزریق شده "به صورت کج و دار و مریز هم که شده" کارها را پیش ببرند تا مشکلی برای مردم پیش نیاید ولی استمرار این وضعیت فقط تا پایان هفته میسر است و اگر تا پایان هفته جاری سهمیه مناسبی برای آمبولانس های بهشت زهرا اختصاص نیابد، حمل و نقل جنازه ها در تهران متوقف خواهد شد.

خبر دیگری که اتفاقی جالب‌تر ولی در عین حال تاسف‌بار را روایت می‌کند، حاکی از توقف عملیات دستگیری یک باند کلاهبردار به دلیل کمبود بنزین است. بنا به این خبر که روزنامه همشهری آن را منتشر کرده، عملیات دستگیری اعضای باندی که با سکه و عتیقه‌های قلابی از مردم کلاهبرداری می‌کردند به علت سهمیه‌بندی بنزین متوقف مانده است. در این عملیات قرار بود ماموران همراه دو تن از متهمان عازم شمال کشور شده و با محاصره مخفیگاه دیگر اعضای باند آنها را دستگیر کنند، اما مدتی بعد نامه‌ای در اختیار بازپرس پرونده قرار گرفت که حکایت از توقف عملیات به خاطر نداشتن سوخت کافی داشت. در این نامه آمده بود که به خاطر سهمیه‌بندی بنزین و نداشتن سوخت کافی، پلیس قادر نیست عملیات دستگیری متهمان را ادامه دهد مگر آن‌که شاکی پرونده، تهیه سوخت را برعهده بگیرد! اما این در حالی بود که سازمان میراث فرهنگی، به عنوان شاکی پرونده نیز اعلام کرده بود که می‌تواند هتل و خودروی مورد نیاز را در اختیار پلیس قرار دهد اما به علت نداشتن کارت سوخت از تهیه بنزین عاجز است!! این روزنامه در ادامه به نقل از بازپرس شعبه 15 دادسرای ناحیه 5 تهران نوشت: در حال حاضر 10 روز از اعترافات دو عضو باند می‌گذرد و این در حالی است که پلیس آخرین بار درخواست کرده بود که متهمان را با اتوبوس به روستای شمالی کشور انتقال دهد اما این کار به خاطر وجود احتمال فرار متهمان و مشکلات امنیتی رد شده و متهمان هنوز در اداره آگاهی به سر می‌برند.

راه حلی که برای این مشکلات مطرح شده، به اندازه خود مشکلات عجیب است. "علی دیرباز" نماینده بندرعباس که از دچار مشکل شدن دستگاه‌های اجرایی چون اورژانس‌ها، آمبولانس‌ها و ادارات برق که به صورت شبانه‌روزی سرویس‌دهی می‌کنند در شهر خود خبر می‌دهد، این راه حل را پیشنهاد می‌کند که مقداری بنزین به صورت "تن‌خواه" در اختیار مدیران استانی قرار گیرد تا هم در امور خود دچار مشکل نشوند و هم بتوانند کار ادارات خدماتی را راه بیندازند.

سفرهای تابستانی، تعطیل

غیر از فعالیت‌های خدماتی، بخش‌های دیگری از فعالیت‌های عادی و روزمره اجتماعی نیز به دنبال اجرای طرح سهمیه‌بندی مختل شده است. یکی از این فعالیت‌ها، سفرهای تابستانی خانواده‌هاست که به گفته مسئولان تا حد زیادی کاهش یافته و در هفته‌های بعد تاثیر آن بیشتر هم خواهد شد.

البته مسئولان ذی‌ربط تاکنون از اعلام هر خبری که به صراحت نشان‌دهنده اثر منفی سهمیه‌بندی باشد، منع شده‌اند و ناچارند در هر اظهارنظری اثرات مثبت این طرح را نیز یادآور شوند. اما با این حال تاثیر منفی سهمیه‌بندی بنزین بر سفرها کاملا واضح و ملموس است و در هفته‌های آینده ملموس‌تر هم خواهد شد. این سخنی است که دبیر اتحادیه هتل‌داران استان اصفهان بیان کرده و ادامه می‌دهد: "سهمیه‌بندی بنزین تاثیرات منفی بر توسعه سفر، به ویژه در شهرستان‌ها دارد و‌ با سهمیه‌بندی بنزین برای هتل‌داری در شهرهایی که ایام پیک فصلی دارند، مشکلاتی ایجاد شده است."

وی در عین حال می‌گوید: از حالا به‌طور قطع نمی‌توان درباره تاثیر سهمیه‌بندی بنزین بر میزان سفرها داوری کرد؛ زیرا مردم هنوز 400 لیتر بنزین در سهمیه خود دارند و هنوز در مراحل ابتدایی این طرح هستیم و تاثیرات آن تا دوماه آینده ملموس‌تر خواهد شد.

اما دبیر اتحادیه هتل‌داران کرمان نیز آمار 40 درصد کاهش گردشگر نسبت به مدت مشابه در سال گذشته را ارائه می‌کند و می‌گوید: هتل‌داران تابستان امسال را از دست دادند.

یک نماینده اصولگرای مجلس هفتم نیز از کاهش مسافرت و افت صنعت گردشگری صحبت می‌کند و مشاهده شخصی خود را شاهد مثال می‌آورد. جلال یحیی‌زاده می‌گوید: شاهد افت صنعت گردشگری و مسافرت به دلیل سهمیه‌بندی بنزین در حوزه‌ی انتخابیه خود هستم. اصولا یکی از دغدغه‌های قبل از سهمیه‌بندی این بود که با تمام تبلیغات و امکاناتی که برای گردشگری و سفرها در این مدت انجام شده، بحث سهمیه‌بندی باعث قفل شدن گردشگری و سفرها شود.

وی می‌افزاید: ممکن است حتی اگر چاره‌جویی نشود، شاهد افت بیشتر سفرها خصوصا در ایام تابستان باشیم و به این وسیله فرصت‌ها را ازدست بدهیم. باید زمینه‌ای فراهم شود تا در بخش گردشگری که کمک به اقتصاد و اشتغال است، این مشکل حل شود. زیرا در همین مدت کوتاه بعد از سهمیه‌بندی بنزین شاهدیم که شهرستان تفت به عنوان یکی از شهرستان‌های ییلاقی در داخل کویر و استان گرم و کویری یزد با کمبود گردشگر مواجه شده است. نماینده تفت ادامه می‌دهد: قبل از سهمیه‌بندی شاهد هجوم گردشگران داخلی و بیرونی به این شهرستان بودیم، اما از همان روزهای اولیه سهمیه‌بندی به شکل کاملا مشهود شاهد کم شدن مسافران به این منطقه هستیم. در حالی که به دلیل مشکلات کاری و مشکلات زندگی مردم معمولا در آخر هفته‌ها ترجیح می‌دادند برای رفع خستگی و استفاده از فضای خوب، مسافرتی به این شهرستان داشته باشند و خود را برای کار در هفته‌ی آینده آماده کنند. ولی متاسفانه به شکل بارزی شاهد کاهش مسافرت‌ها و گردشگران به حوزه‌ی انتخابی خود هستیم.

راه حلی که این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس پیشنهاد می‌کند با راه حل اتحادیه هتل‌داران متفاوت است. او افزودن سهمیه ویژه سفر را مطرح می‌کند، اما اتحادیه مذکور کارت سوخت جدیدی برای گردشگری را پیشنهاد کرده است، به طوری که گردشگران کارت‌های سوخت خود را در مبدا سفر تحویل دهند و با مشخص کردن مقصد سفر خود، ‌کارت سوخت گردشگری دریافت کنند.

این راه حل های عجیب، همگی در این روزها مطرح شده‌اند. در حالی که یک بررسی کارشناسانه ساده می‌توانست از ابتدا مشخص کند که با اجرای سهمیه‌بندی به این شکل، مردم دیگر بنزینی برای سفر بین شهری نخواهند داشت و برای همین مسافرت‌ها کاهش می‌یابد، اوقات فراغت خانواده‌ها که با سفر پر می‌شد خالی می‌ماند یا به طریق دیگری پر می‌شود، کسب و کار هتل‌ها و رستوران‌ها و... کساد خواهد شد و خلاصه همه کسانی که از طریق سفر مردم به محل سکونت ایشان ارتزاق می‌کردند بیکار خواهند شد.

با این اوصاف، اکنون وقتی معاون سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان خراسان رضوی اعلام می‌کند که هتل‌های رزروشده مشهد در ایام تعطیلات تابستان به محض آغاز طرح سهمیه‌بندی بنزین کنسل شدند، یا مدیر اتحادیه هتل‌های استان تهران می‌گوید ‌شهر مشهد و شهرهای شمالی کشور در نقطه اوج کاهش مسافر قرار گرفته‌اند، دیگر کسی از شنیدن این خبرها تعجب نمی‌کند.

تنها نکته باقی‌مانده شاید همان باشد که ابوالقاسم خزعلی در سخنرانی اخیر خود مطرح کرده است: "سهمیه‌بندی بنزین باید در دولت‌های سابق صورت می‌گرفت، اما دکتر احمدی‌نژاد با شجاعت این کار را انجام داد. البته این کار باید در دوره دوم صورت می‌گرفت تا مردم دوباره به آقای احمدی‌نژاد رای دهند..."

پنجشنبه 28 تیر ماه سال 1386
سه اعتراف و آش شور و قاضی کور
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 08:00 AM

ابراهیم نبوی

آش اینقدر شور بود که صدای آشپزباشی هم درآمد! اعترافات اجباری - انفرادی تلویزیونی کیان تاجبخش، رامین جهانبگلو و هاله اسفندیاری امروز از تلویزیون پخش شد. قسمتی از این اعترافات را دیدم، معلوم شد که ظاهرا صدا و سیما و وزارت اطلاعات در حال ساخت یک سریال مستند سیاسی تلویزیونی بودند و متن آن هم نوشته شده بود، فقط دنبال سه بازیگر می گشتند که نقش جاسوس و جاسوسه را بازی کنند. گیر دادند به این سه نفر بیچاره، البته فرقی هم نمی کند، می شد بایستند جلوی ورودی فرودگاه مهرآباد و سه نفر دیگر را بگیرند، آخرش همین می شد. نکته مشترک در همه این اعترافات این است که هیچکدام از این سه نفر به دوربین نگاه نمی کنند. محسنی اژه ای، به عنوان صاحب عزای این واقعه گفت: « قوه قضائیه گفته است اعترافات بار حقوقی ندارد.» قوه قضائیه رسما اعلام کرد: «سخنان اسفندیاری و تاجبخش اعترافات قانونی نیست، آنها کارشناس اند.» بر همین اساس سازمان کارشناسان مقیم مرکز بخشنامه ای را صادر کرد. به موجب بند اول این بخشنامه، از این به بعد کلیه کارشناسان برای دادن نظر حتما باید دوره زندان انفرادی را حداقل به مدت یک ماه بگذرانند. و به موجب بند دوم همین بخشنامه، برای دوره کارشناسی ارشد گذراندن شش ماه انفرادی، با قطع تلفن و ملاقات و قطع دارو و کاهش وزن به میزان 20 کیلو الزامی است.

در ادامه همین راستا، آیت الله شاهرودی رئیس قوه قضائیه که خیلی خوش سر و پستان است، خبرش هم نقل خزینه های تاکستان است، گفت: «مدیران قضائی در اتاق ها را باز کنند.» کارشناسان شدیدا به کسانی که از جلوی اتاق های مدیران قضایی رد می شوند هشدار دادند که مواظب باشید از همین درهای باز سنگ توی سرتان نخورد. همه اینها به کنار، شیرین عبادی جای خواهر من، دستش را با دستکش می بوسم، گزارش شیرین عبادی در مورد وضع زنان در ایران به کمیسر عالی حقوق بشر ارائه شد.

آمریکا آمریکا، ما داریم می آئیم

به نظرم قضیه تهدید بازی جدی است. البته من که اینقدر گفتم که هفته ای دوبار برای اپیلاسیون موهای زبانم باید بروم سراغ خدیجه خانم، اما به دنبال تهدید ها، خدا را شکر فعلا محمود نفتی لالمونی گرفته و منوچ جان در حال تبدیل به یک چهره جذاب بین المللی است. من می ترسم شوخی شوخی امسال جایزه نوبل صلح را بدهند به منوچ متکی، ولی چون احتمالا موقع گرفتن جایزه با خانمی که جایزه را می دهد، دست نمی دهد، ممکن است جایزه را از او بگیرند و بدهند به بن لادن. در همین راستا، منوچ عضو ثابت و دائم و غیرقابل تعویض وزارت خارجه دیروز گفت: « درخواست آمریکا را دریافت کردیم.... مذاکره می کنیم.» به دنبال اعلام این موضع گیری سریع برخی از آگاهان کل کشیدند و شادی کردند، بعضی از آگاهان دیگر هم عصبانی شدند و پرچم آمریکا را آتش زدند. علی آقامحمدی گفت: «گفتگو نباید وسیله تداوم دشمنی باشد... احتیاط واجب در مذاکره با آمریکا آن است که با احتیاط برخورد کنیم.» آگاهان برخی شرایط شرعی مذاکره با آمریکا را بدین شرح اعلام کردند:

مساله اول: مستحب موکد است که وقتی خواست مذاکره کند، اگر طرف مقابله زن باشد، یک لگد به او بزند و توافق را پس از لگد امضا کند.

مساله دوم: احتیاط واجب است که اگر مذاکره جدی شد، موبایلش زنگ بزند و مذاکره را بای نحو کان منقطع و در دو مرتبه جاری کند، تا استکبار بدون اذن ولی دخول نکند به ام القرای مسلمین.

مساله سوم: انجام مذاکره یا ترک آن در مورد ملت اگر بالغ باشد با وکیل و در مورد صغیر منوط به اذن ولی است و اگر بدون اذن ولی عقد کند، و داخل شود، باید شصت مومن را سیر بکند.

بهزاد از اردبیل نمی آید

به نظر می رسد که اصولگراها از ترس احمدی نژاد در انتخابات آینده چشم امیدشان به اصلاح طلبان است. محبیان که دیروز به اصلاح طلبان سفارش کرده بود «رادیکال ها را برای به دست آوردن آرا به حاشیه برانند»، گفت: « دولتی ها از تجربه شوراها درس بگیرند.» آگاهان پرسیدند: دولتی ها؟ تجربه؟ درس؟ کیهان هم صریحا و مشخصا و بطور علنی و در روز روشن از شورای نگهبان خواست صلاحیت کلیه نامزدهای کارگزاران را رد کند. البته دبیر شورای نگهبان مثل همیشه گفت: « سلامت انتخابات را تضمین می کنیم.» یکی از آگاهان یواشکی گفت: « این دروغ می گه، تضمین نمی کنه.» حسین مرعشی هم اعلام کرد: « کارگزاران لیست اختصاصی نمی دهند.» چمران که در میان انبوهی از ریش محاصره شده بود، در شرایط ادراک کامل وضعیت « احمدی نژادی» گفت: « مغرور نشویم.» آگاهان گفتند: «جان مادرتان! این دفعه را هم مغرور بشوید، دفعه بعد با هم حساب می کنیم.» بهزاد نبوی هم گفت: « هنوز تصمیمی برای کاندیداتوری نگرفته ام، در هر حال از اردبیل کاندیدا نمی شوم.» حسین مرعشی گفت: « اطمینان مردم از نظارت بر انتخابات در حضورشان موثر است.» فعلا به نظر می رسد مردم چنان احساس گرفتاری می کنند که اکثر کسانی که اصلا حاضر نبودند به هیچ وجه در انتخابات شرکت کنند، دنبال یک صندوق خالی می گردند که تا حد امکان مطمئن باشد.

شوک الکتریکی ابراهیم نبوی به مغز شما!

آقا! من غیر از اینکه پیشنهاد می کنم کسانی مثل شادی صدر و شیرین عبادی و غیره به فکر نامزدی مجلس باشند، پیشنهاد می کنم کسانی مثل علی دائی از اردبیل، خداداد عزیزی از مشهد، رضا کیانیان و بهروز افخمی و ابراهیم حاتمی کیا از تهران نامزد شرکت در مجلس بشوند، حتی کشاندن کسانی مثل الهی قمشه ای و خیلی از استادان دانشگاهها که احتمالا خط و ربط سیاسی اصلاح طلبانه و بالعکس ندارند، از شهرستانها کار بسیار خوبی است، روی این پیشنهاد فکر کنید. راستی حالا که حرف از علی دائی و خداداد عزیزی و فوتبالیست ها شد، این خبر خوب هم حال مان را اندکی جا آورد که تیم ملی ایران با نتیجه 2 بر صفر بر تیم مالزی پیروز شد و به عنوان تیم اول گروه رفت برای مسابقه با کره جنوبی. تبریک تبریک تبریک.

ماضی بعید: انرژی هسته ای حق مسلم ما بود؟

فکر می کنید الآن اگر از احمدی نژاد بپرسند وضع غنی سازی چطور است، چه جوابی می دهد؟ احتمالا می پرسد: « غنی سازی چی؟ من؟ من نگفتم غنی سازی!» به نظر می رسد که موضوع انرژی هسته ای هم مثل خیلی چیزها( منظورم چیزی که شما به آن فکر می کنید نیست.) در حال محو شدن از حافظه ملت و دولت است. خبرگزاری ها اعلام کردند که در جریان قطع برق در روزهای اخیر خسارات سنگین به پالایشگاهها وارد شد. همزمان با همین واقعه میمون و مبارک و چی توز، وزیر نیرو در کمال خونسردی اعلام کرد: «ایران صدور برق به کشورهای همسایه را توسعه می دهد.» آگاهان گفتند: تو که زدی خودت رو به اون راه، چی بگیم؟ در همین راستای انرژی هسته ای، دویست تومن بسته ای، گند نیروگاه روسی اوکراین هم درآمد و ظاهرا نیروگاه هسته ای اوکراین به سرنوشت چرنوبیل دچار شده است. ما را ببین که روی کی حساب کرده بودیم! البته قضیه نیروگاه هسته ای ظاهرا خیلی وحشتناک تر از این چیزهاست، چون به دنبال زلزله در ژاپن، فعالیت بزرگترین نیروگاه هسته ای ژاپن هم متوقف شد. حالا جان مادرتان! بیخودی اسب کورش و داریوش مان دور برندارد، کشوری که قبرستان بهشت زهرایش اعلام می کند که به دلیل مشکل سوخت بنزین از جابجایی مرحومین مغفورین معذور است، چطوری می خواهد نیروگاه انرژی هسته ای را که اگر مثل صنعت نفت امروز ایران اداره شود، هفته ای یک فاجعه اتمی اتفاق می افتد، اداره کند؟ باز خدا را شکر که این محمود خوش تیپ آلزایمر دارد، یادش می رود، وگرنه ما بودیم و چرنوبیل در اردبیل. البته امروز احمدی نژاد یک گلواژه جدید پرتاب کرد و گفت: « بسیج تا نابودی فسادها خواهد ایستاد.» همان خانم معلم دبستان احمدی نژاد که دستماچ شده بود، گفت: « ببخشین اش، منظورش از فسادها همون مفاسد بود.»

مرید بازار و ریدیم دیم

الآن وضع خاصی در مملکت امام زمان حاکم است، از یک طرف عده ای به این نتیجه رسیدند که احمدی نژاد تمام شد ه است و باید به فکر بعدی بود. عده ای هم دارند به این فکر می کنند که این دو سال را چطوری طاقت بیاورند. البته همه اینطور نیستند، عده ای هم تازه وقتی که یارو تاریخ مصرفش دارد تمام می شود یاد مرید و مراد بازی افتاده اند. به دنبال اختلاف احمدی نژاد و صفار هرندی که از زبان شمقدری مشاور احمدی نژاد بیان شد، صفار هرندی گفت: «من از مریدان آقای احمدی نژادم.» آگاهان به صفار هرندی گفتند: «در مورد تو مشکلی نیست، هر غلطی دلت می خواد بکن.» صفار هرندی که هفته قبل در مورد کودتای خزنده در مطبوعات هشدار داده بود، گفت: « کودتای خزنده را من نگفتم.» احتمالا تا هفته دیگر صفار هرندی خواهد گفت: اصلا صفار هرندی من نیستم.

در همین راستا، احمدی نژاد گفت: « اظهارات مشاورم توهین به من است.» آگاهان به احمدی نژاد توضیح دادند که زیاد خودش را ناراحت نکند، چون مشاور ایشان هم یکی از مردم عادی ایران است و همان کاری را کرده است که مردم در این دوسال از صبح تا شب دارند انجام می دهند. البته وسط این شاهکارهای آفرینش، یک دفعه رئیس هیئت مدیره بیمه ایران همچون ستاره ای تتق زد و درخشید و گفت: « دستور احمدی نژاد واجب الاطاعه شرعی است.» البته آگاهان به بیمه شوندگان اعلام کردند که اصلا نگرانی بابت قراردادهای بیمه شان نداشته باشند، چون خوب کسی مدیر بیمه است، کسی که تا این حد مواظب است که تصادف نکند و مشکلی پیدا نکند، حتما مواظب بیمه مردم هم هست. از طرف دیگر مهدی شهید کلهری، یا همان کلهر، مشاور احمدی نژاد در امور لیلا فروهر و تهرانجلس گفت: «ده درصد بودجه دستگاههای اجرایی باید صرف تبلیغات شود.» آگاهان این کاهش عظیم در بودجه تبلیغاتی دولت را به مردم تبریک گفتند و اظهار امیدواری کردند که این سی درصدی که تا به حال صرف تبلیغات دولت و سفرهای استانی و بین المللی و خاصه خرجی های نامه بازی و تبلیغات تلویزیونی و غیره می شد، از این به بعد به شکل دیگری تلف شود. و مهم ترین خبر احمدی نژادی این که رسانه های مملکت گل و بلبل اعلام کردند که « موزه یادمان ریاست جمهوری احمدی نژاد » بزودی ایجاد می شود. اختمالا قرار است اسم این موزه را « تماشاگه عبرت» بگذارند. ولی خودمانیم! دقت کردید همه دارند با احمدی نژاد مثل کسی که مشرف به موت است و باید به فکر خرما و حلوای مجلس ختمش بود، برخورد می کنند؟

ترس برادر خودمان است

یکی از نوشته هایی که در سال گذشته مرا شدیدا تکان داد و به فکر فرو برد و وادار شدم در مورد نحوه برخورد خودم در زندان و در دوران کار مطبوعاتی که عملا کار سیاسی هم بود، فکر کنم نوشته ای بود که در خاطرات « هیلاری کلینتون» خواندم. نوشته بود که وقتی می خواستم وارد سیاست شوم خیلی فکر کردم و زمانی تصمیم گرفتم وارد سیاست شوم که مطمئن شدم شجاعت تحمل برخوردهای مخالف یا فشارها را خواهم داشت. شاید گفتن این حرف از طرف من که حالا بیرون گود نشسته ام، یا در دسترس خطر نیستم، چندان جالب نباشد، ولی واقعا خیلی از ما ایرانی ها این قدر از فعالیت سیاسی دچار ترس هستیم که همین ترس باعث می شود طرف مقابل مان همیشه با اعتماد به نفس بیشتری با ما برخورد کند. این روزها روزهای سختی است، اگر فعالان سیاسی کشور کمی شجاعانه تر، الزاما منظورم گستاخانه نیست، برخورد نکنند، روزهای سخت تری در انتظار همه است. یک هفته است که دارم روی جمله پروین اردلان فکر می کنم که گفت و نقل کردم که « مقاومت دائمی، سرکوب دائمی را به چالش می کشد.» رمضان زاده گفت: « ما در ایران می مانیم و جلوی هرکسی که خواست مملکت را بفروشد، می ایستیم.» آگاهان چیزی نگفتند، کمی خجالت کشیدند و آرزو کردند که کاش کار دیگری کرده بودند.

کدام روزنامه های دوم خردادی؟

جالب است، می زنند 150 روزنامه و نشریه را در هشت سال تعطیل می کنند و نفس همه را می برند و تازه بعد از همه این زد و بند، رسالت می نویسد: «صاحبان رسانه های جبهه دوم خرداد بایستی در روزنامه های تحت نظر خود بازنگری جدی کنند.»

پنجشنبه 28 تیر ماه سال 1386
سناریوی بد، تدوین ناشیانه
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 07:58 AM

نمایش فیلم اعترافات

eteraf.jpg

اولین قسمت ازمجموعه دو قسمتی"به اسم دموکراسی" که حاوی اعترافات هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو بود دیشب در حالی از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، که به گفته محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات و به نقل از قوه قضاییه "بار حقوقی" ندارد.

پخش آگهی‌های پیاپی شبکه‌های مختلف تلویزیون ایران برای برنامه فوق در روزهای گذشته باعث شده بود که این برنامه و محتوای آن مورد توجه ناظران قرار بگیرد و بازتاب‌هایی در محافل سیاسی و رسانه‌ای پیدا کند. اما با پخش قسمت اول این برنامه شبه مستند در شامگاه روز چهارشنبه مشخص شد که دست‌کم در نیمه اول این فیلم، نه اعترافات تکان دهنده‌ای وجود داشت، نه ارتباط یا حتی شباهتی بین گفته‌های این سه تن با تکه‌های مستندی که درباره انقلاب مخملین در قرقیزستان در این فیلم آمده بود دیده شد و نه هیچ‌یک آنچه "اعترافات" رامین جهانبگلو، هاله اسفندیاری و کیان تاج‌بخش در زندان نامیده می‌شد، اتهامات قانونی مشخصی را اثبات می کرد.

متن برنامه

در این برنامه یک ساعته که در پر بیننده ترین ساعت یعنی 21:45 دقیقه آغاز شد، ابتدا هاله اسفندیاری سخن گفت که لباس و روسری سیاه به تن داشت و در اتاقی شبیه اتاق یک هتل با امکانات مبلمان و یخچال، نشسته بود.

جلوی میز عسلی مقابل هاله اسفندیاری نیز یک نسخه روزنامه دولتی"ایران" قرار داشت و نوشته هایی روی چند برگ کاغذ که هاله اسفندیاری پس از گفتن هر چند جمله نگاهی به آن ها می انداخت.

وی در مقابل دوربین با معرفی خود شروع کرد و اینکه"من کارهایی از جمله برگزاری همایش،سمینار و گذاشتن جلسات سخنرانی انجام می دادم و در هر نوبت نیز متخصصینی را از ایران دعوت می کردیم تا به این جلسات بیایند و صحبت کنند.صحبت آنها عموما 35 دقیقه طول می کشید و 25 دقیقه هم به سئوال و جواب ها اختصاص داشت".

وی در بخش دیگری از سخنان خود می گوید:"کار اصلی در برگزاری کنفرانس ها و سمینار ها،ایجاد شبکه ارتباطی خارج از کنفرانس و در لابی محل برگزاری آن بین متخصصین و کارشناسان ایرانی و با غیر ایرانی است.من هم دو بار در این کنفرانس ها از جمله کنفرانس UCLA شرکت کردم و افراد دیگری همچون جودیتی آفه، استادانی از دانشگاه دفاع ملی آمریکا، دیوید مناشری از اسرائیل، یوسی ادفرد از افسران سابق اطلاعاتی که اکنون مجله لیموی تلخ را منتشر می کند،ا فرادی از وزارت امور خارجه و متخصصینی از ایران به این کنفرانس ها دعوت می شدند".

وی افزود: "در طی یکی از همین کنفرانس ها بود که از من خواسته شد گروهی کاری در رابطه با مسایل زنان تشکیل بدهم".

در اینجا تصاویری از انقلاب مخملی در اوکراین،گرجستان و قرقیزستان نشان داده شد. سپس اسفندیاری به مسایل جوانان اشاره کرده و گفت: "در راستای کمک به جوانان با موضوع حادثه 18 تیر من در مرکز ویلسون از رامین جهانبگلو خواهش کردم به آمریکا بیاید و نظراتش را بگوید اما او گفت تنها می تواند خواسته ها و حرفهای دانشجویان را اعلام کند که همین کار هم انجام شد، اما اکنون دیگر آقای علی افشاری در آمریکا است و از مرکز ملی دموکراسیNAE بورس تحقیقاتی گرفته است".

وی در ادامه در مورد فعالیت ها در دانشگاه تنها گفت: "بسیاری از دانشگاهها از بنیاد ها کمک تحقیقاتی می گیرند و از جمله دانشگاه هاروارد در این زمینه فعال است و آقای محسن سازگارا نیز بورسی در همین رابطه از دانشگاه هاروارد گرفته است".

هاله اسفندیاری در مورد نحوه تامین بودجه مرکز ویلسون گفت:"بودجه جاری مرکز از طریق کنگره آمریکا تامین می شود اما بودجه بورس ها و افرادی که می آیند از طریق بنیاد سوروس و مراکز دیگر تامین می شود".

وی در مورد بودجه هایی که بنیاد سوروس در اختیار مرکز ویلسون قرار داده اظهار داشت:" بنیاد سوروس تا کنون سه بار بودجه هایی را در مورد ایران در اختیار مرکز گذاشته است".

وی در پایان صحبتهایش در قسمت اول این فیلم در مورد وظیفه خود گفت:" هدف اصلی من شناسایی افراد کلیدی، ارتباط دادن آنها و وصل کردن این افراد به شبکه در داخل و خارج از کشوربود".

رامین جهانبگلو، که چند ماه پیش از زندان آزاد شد و برای یک دوره تحقیقاتی به هند رفت و برنگشت، نفر دومی بود که اعترافاتش در این فیلم مستند گنجانیده شده بود. وی گفت: "اسفندیاری در سال 2002 از من و چند نفر دیگر از کارشناسان ایرانی برای حضور در کنفرانسی تحت عنوان UCLA درآتن پایتخت یونان دعوت کرد که من هم به آنجا رفتم و در آتن و سپس در اردن با تعدادی از افراد اسرائیلی و آمریکایی که ماموران اطلاعاتی بودند آشنا شدم.افرادی که در کنفرانس ها شرکت داشتند تشکیل حلقه ای را می داند و برای کار های عملیاتی نقش های مهمی بر عهده می گرفتند. فعالین زیادی از این شبکه نیز که در سفارتخانه ها فعالیت داشتند همواره به دعوت از ایرانیان می پرداختند".

بعد از وی کیان تاجبخش حلقه اعتراف را تکمیل کرد و او نیز در همین زمینه ها سخن گفت.

گفته های رامین جهانبگلو وتاجبخش بسیار کوتاه بود و قسمت اعظم برنامه به هاله اسفندیاری و نیز تصاویری از انقلاب مخملی در اوکراین و گرجستان و قرقیزستان اختصاص داشت.

فضایی که تاجبخش و اسفندیاری در آن حضور داشتند بسیار شبیه به هم بود؛ در حالیکه در فیلم جهانبگلو تنها تصویر او و دیوار سفید پشت سرش معلوم بود.

در مجموعه اعترافات این سه نفر اما نکات مشترک بسیار بود؛ همه آنان به شکلی کاملا مصنوعی از واژه هایی همچون "شبکه"،"اسراییل"،"ماموران اطلاعاتی"،"جذب"،"دانشجویان"،"بنیاد سوروس" و.. استفاده می کردند.هر سه نفر به شیوه یکسانی معرفی خود را آغاز کردند و سئوالات هم حال و هوای هدایت شده ای داشت. از جمله سئوال و جواب های یکسانی درباره سیاست سازان، هدف از برنامه گذاری برای ایرانیان، چگونگی شکل دهی شبکه ها، تامین کننده مالی آنها، تاکید بر دام گذاری برای استادان دانشگاه و دانشجویان و تشکیل نهادهای مدنی.

همچنین در این فیلم در بخش هایی که صحنه هایی از روند تغییرات در گرجستان، اوکراین و قرقیزستان را نشان می داد همواره حضور روزنامه ها و مجلاتی که به فعالان انقلاب مخملی کمک می کردند مورد تاکید تصویری قرار می گرفت. در عین حال که چنین القا می شد که پشت پرده انتشار تمام این نشریات، یک آمریکایی حضور دارد که همه هزینه ها را تامین می کند.

هیاهوی بسیار برای هیچ؟

بینندگانی که فیلم دیشب را تماشا می‌کردند، اگر پیش از دیدن فیلم از منظور (ظاهرا پنهان) سازندگان فیلم مطلع نبودند، متوجه نمی‌شدند که این سه نفر هم از نگاه سازندگان فیلم عامل انقلاب مخملین در ایران هستند، و حتی متوجه نمی‌شدند که چه ربطی بین ماجرای قرقیزستان و جمهوری‌های شوروی سابق با این سه نفر و با ایران وجود دارد.

یک کارشناس سیاسی مقیم تهران می گوید: "روند زیگزاگی سناریوی این مستند که به شکلی کاملا سردرگم بین اعترافات پاره‌پاره این سه زندانی، ترجمه مقطع مستندی درباره انقلاب در قرقیزستان و تصاویر مبهم و محو شده‌ای از شورش‌های شهری که احتمالا به تظاهرات 18 تهران وبعد از آن در شهر تهران مربوط بود، پاس داده می‌شد، بیش از آنکه حتی شبیه برنامه "هویت" (1375) یا اعترافات فعالان سیاسی و دانشجویی (1381) باشد، شبیه محتوای ستون "اخبار ویژه "روزنامه کیهان بود؛ از این لحاظ که انبوهی از اسم‌ها واصطلاحات لاتین در کنار تعداد معتنابهی نام افراد که از قضا همگی با یکدیگر ارتباطات مشکوک دارند، نهاده می‌شود تا مشخص شود که یک مجموعه توطئه‌گر وجود دارند که در زمینه‌ای قرار است توطئه کنند."

به گفته کارشناس فوق: "چیدن ناشیانه دکور در اطراف تاج بخش و اسفندیاری تا چنین القا کند که اینها در خانه به‌سر می‌برند در حالی که حتی مطبوعات چاپ ایران هم بارها و بارها درباره حضور آنها در زندان خبر نوشته اند؛ برگه‌هایی که در فیلم در کنار جهانبگلو و در دست تاج بخش قرار داشت؛ بردن دوربین برای سه بار به روی کاغذ در دست کیان تاج بخش تا نشان دهد که مشخص شود نوشته‌های روی کاغذ به زبان انگلیسی است، تا نکند کسی تصور کند که اینها متن اعترافات است که بازجو در اختیار ایشان قرار داده؛ بیان اشتغال در "بنیاد فرح" از زبان هاله اسفندیاری که بلافاصه پس از آن کیان تاجبخش نیز به کار پدر خود در این بنیاد اشاره می‌کرد؛ بی‌ارتباطی گفته‌های این سه نفر با پلان‌هایی که از مستند مربوط به قرقیزستان گزینش شده بود؛ تاکید بی‌معنا بر اصرار طرف خارجی که به کتابخانه‌های دانشگاهی خدمات دیجیتال ارائه می‌داد به اینکه یک نهاد غیردولتی باید مسئولیت این کار را داشته باشد و تکرار اینکه "آن خارجی‌ها می‌خواستند خودشان مستقیما بر این موضوع نظارت کنند" ؛ تکرار چندباره شناسایی و دعوت سخنرانان از زبان هاله اسفندیاری که مشخص نبود جنبه مجرمانه آن چیست؛ اشاره مکرر به نام بنیاد سوروس بدون ارائه هیچ‌گونه توضیحی درباره آن و ... همگی نشانه‌های شکست آشکار این پروژه امنیتی هستند که به نظر می‌رسد حتی نه به شیوه وزارت اطلاعات دوران سعید امامی، بلکه کاملا به شیوه سطحی و پیش پا افتاده روزنامه کیهان ساخته شده است و به لحاظ اطلاعاتی، سیاسی و حتی تبلیغاتی هیچ ثمر و اثری ندارد."

نهایت آن که اگرچه تا قضاوت نهایی باید منتظر پخش قسمت دوم این برنامه نیز ماند، تا این لحظه می توان گفت که "به اسم دموکراسی" به مراتب از "هویت" ، "چراغ" ، فیلم کنفرانس برلین و دیگر پروژه‌های تصویری نهادهای امنیتی که از رسانه ملی ایران پخش شده است، ضعیف‌تر و کم‌اثرتر بوده است

چهارشنبه 27 تیر ماه سال 1386
از اول مرداد گشاد گشاد راه بروید
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 08:11 AM

ابراهیم نبوی

در راستای اهمیت آرایش موی مردان که باعث انحراف در جامعه، توسعه ناامنی، گسترش حضور استکبار جهانی در خلیج فارس، افزایش مصرف سوخت، افزایش بی رویه تورم و بخصوص قیمت مسکن می شود، لذا هر نوع اصلاح و هر نوع اصلاحات تا اطلاع ثانوی در حکم همراهی با آمریکا و انگلیس و بحرین و شارجه محسوب و با شدیدترین نحو با آن برخورد می شود، به همین دلیل به مصاحبه ای که با سردار « دارام دام» انجام داده ایم، توجه فرمائید.

ما: لطفا در مورد مرحله بعدی طرح امنیت اجتماعی توضیح بفرمائید.
سردار دارام دام: ما در مرحله اول طرح امنیت اجتماعی به خانمهایی که با اشکال شنیع و انحرافی در ملاء عام ظاهر می شدند، برخورد کردیم که الحمدالله موفق شدیم که خواهران را کنترل کرده و فعلا هیچ خواهر کنترل نشده ای که قدرت تنفس داشته باشد، الحمدالله نداریم. در مرحله دوم هم با اراذل و اوباش برخورد کردیم که در ابتدا تعدادی از آنها که لات های محل بودند، توسط گنده لات های محل که الحمدالله به مسیر اسلام هدایت شده اند، هدایت شدند که در اثر هدایت این اشخاص تعدادی زخمی شدند و تقریبا هیچ کسی نبود که به مسیر الهی هدایت نشود و سالم بماند. در میان این اراذل کسانی بودند که نمی خواستند به بهشت بروند که ما مجبور شدیم آنها را به سوی بهشت ببریم که البته کمی دردناک بود. در مرحله سوم که از اول مرداد ماه اجرا خواهد شد، ما بعون الله تعالی و در راستای تضاد آنتاگونیستی الهی با استکبار با مدل های موی انحرافی برخورد شدید می کنیم و موهای عناصر منحرف را سرجایشان می نشانیم.

ما: رئیس جمهور محبوب قبل از انتخابات فرموده بودند که ما با مدل موی پسران کاری نداریم، چطور شد که این موضوع مورد توجه قرار گرفت؟
سردار دارام دام: اقدامات ما کاملا در راستای فرمایشات ریاست محترم جمهوری است، ایشان قبل از انتخابات فرمودند که ما با آرایش موی پسران کاری نداریم که این فرمایش کاملا صحیحی است و ما قبل از انتخابات با مدل موی پسران اصولا کاری نداریم که در آینده نیز اگر ایشان دوباره نامزد انتخابات شدند، نیروی انتظامی قبل از انتخابات هیچ کاری با مدل موی پسران نخواهد داشت.

ما: لطفا بفرمائید که پسران باید مدل موهای شان چگونه باشد؟
سردار دارام دام: البته مسائل خصوصی هر کسی به خودش مربوط است و ما در آن دخالت نمی کنیم، ولی وقتی کسی به خیابان می آید، این نوعی تجاوز به حریم جامعه است. ما مدل موی خاصی را پیشنهاد نمی کنیم، ولی مو نباید بلند باشد، نباید مرتفع باشد، نباید جوری شانه شده باشد که نشانه های انحراف در آن مشهود باشد، چون براساس اطلاعاتی که ما داریم غربی ها دارند از همین سوراخ مدل مو در جامعه انحراف ایجاد می کنند. جوانان باید سنت های ایرانی و اسلامی را کاملا رعایت کنند و به نظر ما مدل موی آلمانی بهترین نوع رعایت سنت های ایرانی و اسلامی است.

ما: لطفا بفرمائید که نحوه منحرف شدن مردم از طریق موی پسران چگونه است؟
سردار دارام دام: ما بررسی کردیم و دیدیم وقتی پسران موهای شان را بلند می کنند یا آن را بالا می دهند، یا آن را روی پیشانی می ریزند، یا هر کاری غیر از همین مدل مویی که من دارم، می کنند باعث جلب توجه رانندگان و بعضا افرادی که در خیابان حرکت می کنند شده که ما با لپ تاپ این موارد را بررسی کردیم و دیدیم که بسیاری از تصادفات که باعث افزایش قیمت اتومبیل و در نتیجه قیمت مسکن و بخصوص قیمت سبزیجات شد که در این مدت شاهد بودیم که مدل موی انحرافی و مستهجن برخی از جوانان از خدا بی خبر چگونه توی چشم انقلاب و شهدای اسلام رفت. ما به مردم این نوید را می دهیم که اگر مدل موی جوانان اصلاح شود، حتما مطبوعات خائن هم دست از گران کردن قیمت مسکن برمی دارند.

ما: به نظر شما ریشه انحراف موی جوانان در کجاست؟
سردار دارام دام: ما شش ماه و به اندازه 14 هزار نفر ساعت کار تحقیقاتی و پژوهشی کردیم و سه گردان از نیروهای ما مشغول تعقیب و مراقبت بودند و در همین بررسی ها که وزارت اطلاعات هم کمک های شایانی به ما کرد، ما متوجه شدیم که علت اصلی مدل موی جوانان اماکنی به اسم آرایشگاه است که در سالهای اخیر به اسم اصلاح ضربات زیادی به انقلاب زده است. ما با تمام آرایشگران منحرف و مساله داری که بخواهند توطئه های خود را علیه انقلاب انجام دهند، اخطار می کنیم که دست از عناد و دشمنی با نظام بردارند، بسیاری از همین آرایشگران که دوره های مخصوص را در آرایشگاههای موساد و سیا و اینتلیجنت سرویس و شوارتسکف آلمان دیده اند، که همین شوارتسکف اعتماد ما را هم به مدل آلمانی لجن مال کرده است، و ما با این آرایشگران منحرف برخورد می کنیم و در صورت ادامه اعمال کثیف شان آنها را بازداشت می کنیم.

ما: نحوه تشخیص آرایشگران منحرف چگونه است؟
سردار دارام دام: این کار بسیار ساده است، ما خواهرانی داریم که در نیرو فعالیت می کنند و در صورت دیدن مدل های موی انحرافی سریعا تحریک شده و به ما اطلاع می دهند، این خواهران در مقابل آرایشگاهها مستقر خواهند شد و به محض تحریک از طریق لپ تاپ به ما اطلاع می دهند. ما از کلیه مردم قهرمان و شهیدپرور ایران می خواهیم که به محض دیدن موهایی که تحریک شان می کند با پلیس تماس بگیرند و قبل از اینکه مجرم از محل وقوع جرم بگریزد یا کچل بشود و یا موهایش را بزند جلوی این فاجعه را بگیرند.

ما: در این مرحله طرح امنیت اجتماعی تا چه میزان پلیس به تنگ و گشاد بودن لباس توجه خواهد کرد؟ لطفا در این مورد مردم را روشن کنید؟
سردار دارام دام: اصولا ما طرفدار گشاد هستیم، این یک اصل اساسی است، ما به عنوان اصولگرا با تمام قاطعیت در مقابل هر نوع چیز تنگی که مردم از آن استفاده کنند، می ایستیم و تا بستن تنگه هرمز هم پیش می رویم. آمریکا گمان نکند، با چسباندن مانتو یا پیراهن یا هر چیز دیگری به اندام مردان یا زنان و غیره می تواند انحرافی در انقلاب ایجاد کند. پوشیدن لباس تنگ اصولا جرم است، ما به حکم « لایکلف الله نفس الا وسعها» هیچ تکلیفی نداریم جز اینکه گشاد کنیم. این حرف من نیست، حرف تمام ملت است و کسانی هم که مخالف این حرف باشند دستگیر می شوند و بعدا موافقت خواهند کرد. برجستگی های بدن انسان، از هر نوع که باشد برای نظام جمهوری اسلامی تفاوت نمی کند، اگر بنا بود این برجستگی ها در ملاء عام ظاهر شود، خداوند لباس گشاد را برای نجات بشر گرفتار در چنگال اهریمنان مستکبر خلق نمی کرد. نه خواهران و نه برادران حق ندارند برجستگی های شان را با لباس تنگ به منصه ظهور برسانند و ما در این مرحله پوشندگان لباس های تنگ را دستگیر و آنها را گشاد می کنیم. البته در مورد شکم آقایان در این مرحله ما برخوردی نخواهیم کرد، چون یک سنت ایرانی و اسلامی است و اشکال خاصی ندارد، اما در مراحل بعدی کسانی که اندازه باسن شان از خط قرمزهای نظام بخواهد فراتر برود، ما با آن هم برخورد می کنیم و در آن حالت ما کاری به تنگی و گشادی لباس هم نداریم، چون مساله یک مساله ملی است.

ما: در مورد فاق شلوار چه هشدارهایی برای امت همیشه در صحنه دارید؟
سردار دارام دام: فاق شلوار کوتاه اهانت به نظام است و من بارها این نکته را گفته ام. ما اجازه نمی دهیم که فاق شلوار که یکی از اهداف استکبار برای ایجاد انحراف در نظام اسلامی است، کوتاه باشد. در دوره اصلاحات ما هشت سال خون دل خوردیم و شاهد شلوارهای فاق کوتاهی بودیم که چه مسائلی را برای نظام ایجاد نکردند. استکبار از طریق کوتاه کردن فاق شلوار قصد دارد ما را از آرمان های نظام منحرف و توجه ما را به چیزهای دیگری معطوف کند که من صراحت بیش از این را جایز نمی بینم.

ما: شما در مورد گردن برادران چه هشدارهایی می دهید؟
سردار دارام دام: ما با هر نوع گردنبند مارک دار برخورد قاطع می کنیم و اجازه نمی دهیم گردن مردان ایرانی محل بروز افکار الحادی و انحرافی باشد، البته اگر مارک هم نداشته باشد، ما آن را جایز نمی دانیم و اصولا در مرحله بعد، ما از امت شهیدپرور و والدین پسران و دختران می خواهیم که گردن شان فقط به اندازه ای باشد که دیگران را تحریک نکند. ما فقط خواسته مردم را اجرا می کنیم. مردم دوست ندارند کسی گردنش دیده شود، این موضوع در قانون اساسی هم پیش بینی شده و ما برای اجرای فرامین الهی و قانون اقدام می کنیم.

ما: نظر شما در مورد لباس های آرم دار چیست؟
سردار دارام دام: ما نظر شخصی نداریم، بلکه فقط نظر نظام را ملاحظه می کنیم. و از نظر نظام آرم های منحرف روی لباس برای ایجاد شکاف در میان مسوولان و دولت و ملت است که آرم های منحرف باید از روی لباس های منحرف برچیده شود. البته آرم هایی مانند آرم های نظامی لباس نیروی انتظامی و پلیس اشکالی ندارد، ولی آرم هایی مانند نایک که اصولا برای دهن کجی به اسلام و انقلاب اسلامی طراحی شده، برای ما غیرقابل قبول است.

ما: لطفا اندازه مانتو را هم بفرمائید؟

سردار دارام دام: مانتو یکی از مهم ترین اهداف ماست که نباید اغواگرانه باشد، ما با هر نوع مانتوی اغواگرانه برخورد جدی می کنیم، چون خبرهایی به ما رسیده است که دشمن از طریق شکاف های بغل برخی مانتوهای انحرافی و اغواگر قصد نفوذ در میان صفوف به هم چسبیده ملت ما را دارد. ما هشدار می دهیم که شکاف های تان را بدوزید، وگرنه ما آنها را به سختی خواهیم دوخت. اندازه مانتو البته اگر هر چه بلندتر باشد بهتر است، ولی خط قرمز ما در مانتو درست روی زانوست، اما اکیدا توصیه می کنیم که برخی از خانم هایی که مانتو می پوشند، نباید قد بلند داشته باشند که اگر دست شان را دراز کردند، اندازه مانتوی شان بالای زانو برود. ما در مرحله بعد اگر پسران منحرف اصلاح نشدند در نظر گرفتیم که آنها نیز مانتوهای مناسب باید بپوشند تا امنیت جامعه حفظ شود.

ما: دیگر توصیه خاصی برای پسران و دختران ندارید؟
سردار دارام دام: ما البته نمی خواهیم در مسائل خصوصی افراد دخالت کنیم. ملت مومن و خداجوی ایران در این سالها اثبات کردند که هیچ سلاحی بر آنان کارگر نیست، این ملت الگوی کامل بسیاری از مردم جهان است و بسیاری از مردم جهان آرزو می کنند ای کاش در ایران زندگی می کردند و ما هر روز توی سر آنها می زدیم. البته ما معتقدیم ملت ایران بهتر از همه ملت های جهان می فهمد باید چه کند، اما در مورد لباس پوشیدن ما بهتر می فهمیم مردم باید چه کنند

چهارشنبه 27 تیر ماه سال 1386
نمایش آمریکایی های در بند در تلویزیون ایران
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 08:09 AM

واشنگتن پست -

رابین رایت

تلویزیون ایران برای اولین بار دوشنبه شب تصاویری از دو تبعه ایرانی- آمریکایی در بند را پخش و اعلام کرد، فیلم کامل این ویدئو که شامل اعترافات هاله اسفندیاری و کیان تاج بخش است، چهارشنبه و پنجشنبه پخش خواهد شد. کلیپ های پخش شده که بخش هایی از برنامه گسترده تلویزیون ایران تحت عنوان "به نام دموکراسی" است، شامل اظهارات هاله اسفندیاری و کیان تاج بخش در مورد فعالیت هایشان است. تهران مدعی است فعالیت های این دو تن با هدف تضعیف امنیت ایران و برپایی انقلاب نرم طراحی شده اند.

هاله اسفندیاری مدیر برنامه های خاورمیانه در کانون بین المللی اندیشمندان وودرو ویلسون در این کلیپ می گوید فعالیتش "به نام گفتگو، به نام حقوق زنان، به نام دموکراسی" بوده است. این مادربزرگ 67 ساله که در این فیلم روسری سیاه و کت به تن دارد، در مکانی خارج از بخش 209 زندان اوین، که در سلولی انفرادی نگه داشته شده، نشان داده می شود. وی از تاریخ 8 ماه مه در بازداشت به سر می برد. زیرنویس فیلم، خانم اسفندیاری را متهم می کند که عامل "انقلاب مخملی" 2003 در گرجستان بوده است که به استعفای رئیس جمهور این کشور ادوارد شواردنادزه ختم شد.

کیان تاج بخش مشاور مؤسسه انجمن آزاد جرج سوروس که در تاریخ 11 ماه مه دستگیر شده است نیز در این فیلم می گوید: "نقش کانون سوروس پس از فروپاشی کمونیسم تمرکز بر روی جهان اسلام بوده است." تصاویر وی در حالی نشان داده می شود که یادداشت در دست دارد. در این برنامه همچنین تصاویری از رامین جهانبگلو محقق ایرانی- کانادایی که سال گذشته به اتهامات مشابه دستگیر شد، نشان داده می شود. وی پس از چهار ماه بازداشت با اعتراف به اینکه عوامل خارجی از تخصص او استفاده کرده اند، در ماه اوت آزاد شد.

شائول بخاش همسر هاله اسفندیاری و استاد دانشگاه جرج میسون در یک مصاحبه، دولت ایران را متهم کرده که به "اعترافات" ساختگی تلویزیونی به شیوه ک.گ.ب متوسل شده است. وی می گوید: "در این فیلم نشان داده می شود که هاله می گوید سخنرانان و دانشگاهیان ایرانی را به کانون ویلسون می آورده است. تنها بدگمانی می تواند این اقدام را معادل با فعالیت جنایتکارانه نشان دهد."

بخاش می گوید این اشاره که هاله اسفندیاری با آشوب های سیاسی گرجستان در ارتباط بوده، "مضحک" است، چرا که او هرگز به گرجستان نرفته و به هیچ وجه با این کشور در ارتباط نبوده است. هاله بخاش دختر خانم اسفندیاری که در واشنگتن وکیل است، می گوید "مادرش پس از 10 هفته بازداشت در زندان و چهار ماه تحت نظر خانگی رنگ پریده و لاغر بنظر می رسد. او وزن کم کرده و حداقل 10 سال از آخرین باری که او را دیده ام، پیرتر شده است".

لی همیلتون رئیس کانون ویلسون و دموکرات اسبق کنگره آمریکا از ایالت ایندیانا در بیانیه ای می گوید: "هرگونه اظهارات اسفندیاری بدون حضور وکلیش اجباری است و هیچگونه اعتباری ندارد." این در حالی است که شیرین عبادی وکیل هاله اسفندیاری از دسترسی به موکل خود منع شده است.

مؤسسه انجمن آزاد در بیانیه ای اعلام کرده نشان دادن دو آمریکایی دربند در لباس شخصی و در یک محل مسکونی، تلاشی برای وارونه جلوه دادن شرایط یکی از بدنام ترین زندان های خاورمیانه است. دو تن از اتباع دیگر ایرانی- آمریکایی نیز در ایران بازداشت شده اند. علی شاکری تاجر مقیم کالیفرنیا در همان روزی که هاله اسفندیاری بازداشت شد، در فرودگاه تهران دستگیر شد و هم اکنون در زندان اوین به سر می برد. پرناز عظیما روزنامه نگار رادیو فردا که بودجه آن توسط آمریکا تأمین می شود، از زمان ضبط پاسپورتش در چند ماه گذشته قادر به ترک ایران نیست و هم اکنون به قید ضمانت 500 هزار دلار آزاد می باشد.

رابرت لوینسون مأمور اسبق اف بی آی نیز از ماه مارس تاکنون در ایران مفقود شده است. وزارت خارجه آمریکا به رغم ارسال پنج پیام به دولت ایران، روز گذشته اعلام کرد که هیچگونه اطلاعی از جا و مکان و شرایط وی ندارد. این وزارتخانه روز گذشته خواستار آزادی فوری آمریکایی ها توسط ایران شد. به گفته تحلیلگران مسائل ایران، احتمالا ً تندروهای دولت ایران بدنبال استفاده از این قبیل دستگیری ها برای اعمال فشار به آمریکا هستند.

منبع: واشنگتن پست، 17 ژوئیه، 2007

دوشنبه 25 تیر ماه سال 1386
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 06:33 AM


"
من از مردن نمی ترسم
هراسم از نمردن زیر بار یوغ شیطان است
نه از جامانده های نسل بوسفیان
نه از بوجهل های حافظ قرآن
نه از افعی ضحاکان
من از تردیدهای کاوه می ترسم
من از ماندن به هر قیمت در این ویرانه می ترسم."

 

پنجشنبه 21 تیر ماه سال 1386
شوخی می کنم، جدی نگیرید
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 07:50 AM

ابراهیم نبوی

سندی فاش شده که گویا آمریکایی ها قصد دارند تا 45 روز دیگر به ایران حمله کنند. فعلا این خبر پخش شده و بعضی ها هم تکرارش کرده اند. البته طبیعی است که علت پرداختن به چنین موضوع احمقانه ای و عدم توجه به مسائل اساسی ایرانیان در طول تاریخ، مانند ادامه جنبش دانشجویی یا دستگیری منصور اصانلو یا رابطه « حرکت راه درخشان و جنبش دادائیسم» یا حتی بالاترین موضوعات اینترنتی، این چیز است که احتمالا ممکن است شوخی شوخی همین فاجعه ای که بر سر عراق و افغانستان آمد و حالا بعید نیست سر ایران بیاید، واقعا اتفاق بیافتد. با توجه به احتمال وقوع چنین واقعه ای مهم و قابل پیش بینی برخوردهای زیر توسط گروههای مختلف پیش بینی می شود.

قوه قضائیه: با توجه به اینکه سازمان ملل و سازمان های مدافع حقوق بشر و کشورهای اروپایی و غیره نسبت به مواردی مانند سنگسار و اعدام نوجوانان حساس هستند و ممکن است این بهانه را هم روی بهانه های دیگر بیفزایند و به دلیل نقض گسترده حقوق بشر توسط دولت ایران با ایران برخورد کنند، احتمالا تا هفته آینده هر کسی هم که در این 15 سال سنگسار نشده یا حکم اعدامش لغو شده است، سریعا تا هفته بعد حکم شان اجرا می شود و احتمالا از هفته آینده برای اینکه همه جهانیان در جریان قرار بگیرند و خدای ناکرده فکر نکنند که جمهوری اسلامی یک دولت قابل اصلاح و یک کشور قابل زندگی است، تصویر سنگسار و اعدام ها را بطور مستقیم و برای عبرت ملت شهید پرور پخش می کنند که عبرت بگیرند و دیگر به احمدی نژاد رای ندهند.

قوه مقننه: با توجه به اینکه سازمان ملل و گروه هشت و گروه پنج باضافه یک و شش ضربدر هشت و اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا و چین و هند و شوروی و قرقیزستان و ولتای علیا همگی توافق کرده اند که غنی سازی در ایران باید متوقف شود، و شورای امنیت بطور طبیعی هر دو ماه یک قطعنامه صادر می کند، احتمالا قوه مقننه برای جلوگیری از این روند خطرناک طرح سه فوریتی ای را تصویب می کنند که ایران بمب اتمی را که قبلا تولید کرده باید تا دو ماه دیگر به اروپا و عربستان و پاکستان و سایر کشورهایی که برد موشک های ایران به آنجا می رسد، پرتاب کنند. احتمالا مجلس بعد از تصویب این طرح سه فوریتی با اکثریت قاطع طرح را تصویب و کلیه نمایندگان به پناهگاه می روند.

قوه مجریه: با توجه به ورود سه نا