Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1386
مرد 160 کیلومتری
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 11:05 AM
ابراهیم نبوی

باهنر، نایب رئیس مجلس گفت: « احمدی نژاد می گوید سرعتش 160 کیلومتر در ساعت است.» در همین راستا از داوطلبان درخواست می شود، به ده سووال زیر پاسخ داده و بهترین گزینه را تا قبل از تصادف انتخاب کنند و پاسخ آن را به این آدرس بفرستند: میدان انقلاب، بطرف پائین، بعد از چهارراه لشگر، به سمت بهشت زهرا.

سووال اول: اگر یک قطار سرعتش 160 کیلومتر در ساعت باشد، و ترمز نداشته باشد، چه اتفاقی می افتد؟
1) اول سوت می کشد، بعد با کوه برخورد می کند و از خط خارج می شود.
2) اول از خط خارج می شود و سپس در حالی که سوت می کشد با کوه برخورد می کند.
3) چون ریل داغ می شود، صندلی راننده هم داغ می شود در نتیجه در برنامه صندلی داغ تلویزیون شرکت می کند و در حالی که به سووالات، جواب های نامربوط می دهد، با کوه برخورد می کند.
4) راننده وسط راه دوست ونزوئلایی خودش را می بیند و خودش را از قطار پرت می کند بیرون و قطار بدون اینکه سوت بکشد، وسط کوه می رود

سووال دوم: یک خودرو ساعتی 160 کیلومتر می رود و پس از یک سال، دو هزار کیلومتر عقب مانده است، علت این موضوع به کدام یک از دلایل زیر است؟
1) خودروی مذکور در مسیر مشخصی حرکت نمی کند، بلکه هر روز و هر هفته به یک طرف متفاوت با قبل با سرعت 160 کیلومتر می رود.
2) خودروی مذکور با سرعت به سمت عقب در حال حرکت است، به همین دلیل هرچه سریع تر برود، بیشتر دور می شود.
3) خودروی مذکور چون دچار مشکل فنی است، به همین دلیل فقط وقتی راه می رود با سرعت 160 کیلومتر می رود، در بقیه مواقع یا به عقب می رود، یا ایستاده است.
4) هر سه جواب غلط است، چون جواب درست را باید سخنگوی راننده اعلام کند.

سووال سوم: اگر یک خودرو با سرعت 160 کیلومتر در جاده غیراستاندارد و نامطمئن حرکت کند، چه اتفاقی می افتد؟
1) همین اتفاقی که در یک سال و نیم گذشته افتاده است.
2) بعد از یک مدت ماشین و خودش و مسافران را نابود می کند.
3) زیاد گرد و خاک می کند و همه را می ترساند و احتمالا توی دره می افتد.
4) بعد از مدتی که از شهر خارج شد و به خارج رفت، توی گل گیر می کند، برای همین صاحب ماشین او را از رانندگی بیرون شهر منع می کند و یکی دیگر را به جایش می گذارد.

سووال چهارم: اگر یک راننده بطور سرزده با سرعت 160 کیلومتر به مدت یک سال مداوم حرکت کند، چه اتفاقی برای موتور خودرو می افتد؟
1) بعد از یک سال آب روغن قاطی می کند و جوش می آورد و راننده آن می افتد به جان زن و بچه و معلم و کارگر و روزنامه نگار.
2) چون تخت گاز می رود و لنت ترمز هم ندارد، دچار سوختگی هسته ای می شود و به فکر انرژی هسته ای می افتد.
3) موتورش از کار می افتد و تورم می کند و سرعت رشد آن پائین می رود.
4) موتورش داغ می کند و سیلندر می سوزاند و بقیه راه را پیاده می رود.

سووال پنجم: اگر در یک سفر دسته جمعی یکی از رانندگان با سرعت 160 کیلومتر حرکت نموده، اما بقیه رانندگان با سرعت پائین حرکت کنند، کدام یک از حالات زیر اتفاق می افتد؟
1) راننده مورد نظر از همه جدا می شود و مورد توجه قرار می گیرد و حال می کند و در حالی که دارد حال می کند و عکسش را می گیرند، با دیوار برخورد می کند.
2) بقیه جا می مانند و فراکسیون تشکیل می دهند و از ماشین او پیاده می شوند.
3) بسرعت و تنهایی می رود به کاراکاس و وقتی برمی گردد، می بیند تمام سوختش تمام شده.
4) بعد از مدتی به عنوان تندروترین راننده سال شناخته شده و مسافران از دست او از وحشت سکته می کنند.

سووال ششم: اگر اتومبیلی سوخت کافی و ارزان داشته و یک باک ذخیره ارزی هم داشته باشد و ماشینش هم متعلق به سی سال قبل باشد و با سرعت 160 کیلومتر حرکت کند، کدام یک از حالات زیر اتفاق می افتد؟
1) به دلیل سرعت بالا و عدم استفاده از عقل، سوختش را از دست می دهد و بعد از دو سال متوقف می شود و بقیه باید او را هل بدهند تا کارش تمام شود.
2) تمام سوخت را از دست می دهد و باید با انرژی هسته ای بقیه مسیر را برود.
3) مجبور به استفاده از ذخیره سوخت می شود و آن را هم تمام می کند و قیمت بنزینش بالا می رود.
4) هم خودرو را نابود می کند، هم سوخت را تمام می کند و هم به مقصد نمی رسد.

سووال هفتم: اگر اتومبیلی با سرعت 160 کیلومتر از وسط شهر عبور کرده و اتومبیلی با چراغ روشن از روبرو بیاید، چه اتفاقی برای راننده خواهد افتاد؟
1) اول چراغ ماشین روبرو را بصورت هاله نور می بیند و بعد تصادف می کند.
2) اول تصادف می کند و بعد احساس می کند هاله نور دیده است.
3) احساس می کند هاله نور دیده است و در اولین فرصت این موضوع را برای همه تعریف می کند.
4) خودش چیزی نمی بیند، اما کسی که کنار دست او نشسته است، احساس می کند هاله نور می بیند، به همین دلیل در حالی که از ترس می لرزند، موضوع را برای بقیه و راننده تعریف می کنند.

سووال هشتم: راننده یک خودرو با سرعت 160 کیلومتر در ساعت به مدت یک سال در جاده های کشورهای مختلف اروپایی و آفریقایی و آمریکایی و آسیایی حرکت کرده است. نتیجه این اتفاق چه خواهد بود؟
1) به دلیل تندروی علیه او یک قطعنامه صادر می کنند.
2) به دلیل تندروی و عدم رعایت قوانین بین المللی علیه او دو قطعنامه صادر می کنند.
3) به دلیل تندروی و عدم رعایت قوانین بین المللی و ایجاد خطر برای همسایگان علیه او سه قطعنامه صادر می کنند.
4) همین طوری زرت و زرت قطعنامه علیه او صادر می کنند.

سووال نهم: اگر یک خودرو با سرعت 160 کیلومتر با مانع برخورد کند، نام خیابان محل تصادف چیست؟
1) شهید احمدی نژاد
2) شهید محمود احمدی نژاد
3) خیابان شهدای سوم تیر
4) اتوبان شهید احمدی نژاد( دولت سابق)

سووال دهم: اگر راننده یک خودرو در حین حرکت با سرعت 160 کیلومتر معلم کلاس اول خودش را ببیند که دارد از خیابان رد می شود، چکار می کند؟
1) چون ترمز ندارد، هیچ کاری نمی تواند بکند.
2) ماشین را می زند به دیوار و عکاس ها را خبر می کند و یک دستکش می خرد و دست معلمش را ماچ می کند و به مسیر خودش ادامه می دهد.
3) به همراهانش می گوید که حواس شان باشد تا وقتی برگشت حتما دست معلم را ماچ کند.
4) در حالی که با سرعت 160 کیلومتر دارد وسط جمعیت پنج هزار معلم معترض می رود، دست معلم کلاس اولش را ماچ می کند

پنجشنبه 13 اردیبهشت ماه سال 1386
دولت روی شیروانی داغ ( ابراهیم نبوی)
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 1:44 PM

 

می خواستم طنز بنویسم، قضیه جدی شد، راستش را بخواهید نمی توانستم این حرف هایی را که می خوانید، نگویم.

نادرشاه هفت سال پادشاه خوبی بود، ملت دوستش داشتند، هفت سال پادشاه بدی بود، پدر مردم را درآورد. گاهی اوقات مسوولان مملکت ما هنوز به یک سال نرسیده به هفت سال دوم نادر می رسند. از سه چهار ماه قبل که بحران دولت شدید شد و مجلس و منتقدان اصولگرای دولت چاره ای جز برخورد با این دولت نداشتند، احساس خطر بوجود آمد. دولت هم که در رویای جهانی شدن احمدی نژاد به سر می برد، مجبور شد خودش را جمع و جور کند و به نظر می رسد فعلا دولت دارد خط عوض می کند. به نظرم این مشخصات در دولت احمدی نژاد وجود دارد:

1) در درون حاکمیت دولت احمدی نژاد به عنوان دولتی ناکارآمد شناخته شده است. این ناکارآمدی تقریبا در همه حوزه ها اثبات شده است، دولت توانایی عمل کردن به هیچ وعده ای را ندارد.

2) در میان مراجع و روحانیون و مذهبی های سنتی، دولت احمدی نژاد دولتی است که نمی تواند ظواهر جامعه را درست کند.

3) در سطح جهان، دولت احمدی نژاد به عنوان دولت خطرناک شناخته شده است.

4) در میان مردم، گروههای مختلف صنفی هر کدام به دلایل مختلف با دولت مشکل دارند. زنان مشکل دارند، چون خواسته هایی دارند که این دولت به دلیل همان خواسته ها سرکوب شان می کند، دانشجویان نه می توانند نفس بکشند و سوسول بازی دربیاورند، نه می توانند سیاسی بشوند و مخالفت کنند، نه می توانند چپ باشند و در کنار دولت چپ احمدی نژاد قرار بگیرند، چون متهم به توده ای بودن می شوند و نه می توانند راست باشند، چون متهم به آمریکایی بودن می شوند. معلمان مشکل مالی و حقوق و دستمزد دارند. رانندگان و کارگران مشکل صنفی دارند. از همه بدتر، احمدی نژاد تا دهان باز می کند، یک دردسر جدید به وجود می آید. مثلا در هفته گذشته مردم اقلید خود بخود دشمن احمدی نژاد شدند و از دیروز مردم اهواز و آبادان به دلیل تغییر ناگهانی رئیس منطقه آزاد اروند مخالف دولت شدند. قضیه ساده است، آقای الف نون دهان باز می کند، عده ای تمام زندگی شان در معرض خطر قرار می گیرد. این خبر کوچکی نیست که در ده روز گذشته 60 نفر از مردم اقلید که هیچ مشکل سیاسی نداشتند، توسط گلوله نظامیان زخمی شدند و دو نفر کشته شدند. فقط بخاطر اینکه احمدی نژاد در جمع هیجانزده شد و حرفی را زد که نباید می زد. دولت بدون اینکه هیچ نیازی به دشمن داشته باشد، به دلیل ماهیت ناکارآمد و غیرمردمی اش تولید دشمن( و نه مخالف) می کند، از طرفی هم دوستانش را ناامید می کند. مثلا دیروز احمدی نژاد توسط حزب الله به دلیل بوسیدن دست خانم معلم دوران کودکی اش شدیدا متهم شد که رفتار غیر اخلاقی دارد، در حالی که مردم عادی نیز به دلیل این رفتار احمدی نژاد طرفدار او نشدند، چون همزمان دارند کار او را در برخورد با بدحجابی می بینند. مساله این است که دولت مثل بیماری که دچار مشکل عدم کنترل مجاری ادراری و اداری خودش است، دائما دارد یک جای جدیدی را کثیف می کند.

5) دولت از رقبای خود می ترسد و می خواهد رقبا را تبدیل به مخالف و مخالفانش را سرکوب کند، اما هیچ مخالف شناخته شده ای جلوی چشم دولت نیست، به همین دلیل دولت دارد دشمن می سازد. مخالفان دولت هم دائما اعلام می کنند که نه طرفدار براندازی اند و حتی برخی از آنها اعلام می کنند که طرفدار دولتند، اما دولت به آنها اتهام می زند که جاسوس دشمن هستند، مثلا حسین موسویان به عنوان دیپلماتی که دو روز قبل بازداشت شد، چندی قبل کلی دلیل آورده بود که اعمال دولت در حوزه هسته ای چقدر خوب است. یا مثلا نوشین احمدی خراسانی یکی از کسانی که کمپین یک میلیون امضا را حمایت می کند، در مصاحبه اش کلی توضیح می دهد که حرف های ما اصلا خطرناک نیست. اما دولت و قوه قضائیه به زور به او می گویند که قصد براندازی دارد. یا همین حسین درخشان بدبخت بیچاره، این همه مقاله می نویسد که اثبات کند که طرفدار دولت و حتی وزارت اطلاعات است، اما به او اتهام می زنند که عامل اسرائیل است. دانشجویان کشور اصلا سیاست را رها کرده اند و یک صدم بحرانی که در دوره خاتمی ایجاد می کردند، نمی کنند، اما یک دفعه از طرف آنها نشریه چاپ می کنند و آنها را مجبور می کنند که به رهبری اهانت کنند که بعدا بشود سرکوب شان کرد. به نظر می رسد دولت مثل لات های مستی که وسط کوچه دنبال نفس کش می گردند، عربده می کشد که کسی نفس بکشد، اما کسی حرفی نمی زند، با این وجود به هرکسی که از کوچه رد می شود، حمله می کند. مشکل این است که دولت آماده جنگ بیرونی و سرکوب داخلی است و ابزارش را هم دارد، اما کسی نیست که بخواهد بجنگد یا مورد سرکوب قرار بگیرد.

6) یک بحران بزرگ دولت این است که اگر بخواهد حمایت عامه مردم را به دست بیاورد، حمایت نظامیان و مراجع را از دست می دهد و اگر حمایت مراجع و نظامیان را بدست بیاورد، حمایت عمومی را از دست می دهد. اگر اولی را از دست بدهد، در انتخابات اگر نگوئیم از اصلاح طلبان و میانه روها، حداقل از رقبای اصولگرای خودش شکست می خورد. و اگر بخواهد حمایت مراجع را از دست بدهد، باز هم در انتخابات شکست می خورد، چون حمایت سیستم دولتی و آرای ساخته شده را از دست می دهد. احمدی نژاد حالا دیگر نه می تواند ادعا کند ضدامپریالیست است، نه می تواند ادعا کند مدافع تهیدستان است، نه می تواند ادعا کند طرفدار علم است، نه می تواند ادعا کند طرفدار اخلاق است، شده است یک وضعی که از هر طرفش را بگیرند، از طرف دیگر بحران بوجود می آید.

7) در حال حاضر دولت به ابزارهای شناخته شده قدیمی پناه برده است، می گوید که ضد امپریالیست است، اما این ضدامپریالیست بودن را از طریق سرکوب عوامل آن اثبات می کند و نه از طریق مبارزه واقعی یا جنگ با امپریالیسم. دولت هرکسی را عامل امپریالیسم می داند و می خواهد سرکوب کند، از طرفی بازی های نمایشی مردمی بودن با حضور استانی و شهرستانی و با دادن پول برای کسانی که برای رئیس جمهور نامه بنویسند می دهد، و از طرف دیگر با کشاندن پلیس در خیابان به بهانه مبارزه با بدحجابی وحشت عمومی ایجاد می کند. این رفتارها معمولا فقط یک نتیجه دارد و آن اینکه مردم را روز بروز از دولت منزجرتر می کند.

8) در داخل حاکمیت نیز یک معادله دو جانبه وجود دارد، دولت اگر بخواهد با دشمنان بجنگد انتخابات را از دست می دهد، اگر نخواهد با دشمنان بجنگد و در فضای آزاد زندگی کند، از سوی رقبا به سقوط نزدیک می شود. به نظر می رسد که دولت مثل گربه ای است روی شیروانی داغ، هر کاری بکند، با بحران مواجه می شود. این وضع را در زبان فارسی استیصال می گویند، مردم ایران در این موارد اخلاق بسیار بدی دارند، وقتی می بینند کسی به چنین بحرانی افتاد از او دور می شوند، نگاهش می کنند و سعی می کنند ضربه نخورند تا طرف کاملا از حرکت بایستد

سه شنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1386
هشدار به سلمانی های مردانه
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 10:58 AM

گزارش رویترز از تهران: - سه شنبه 11 اردیبهشت 1386 [2007.05.01]

فردریک دال

پلیس ایران به سلمانی های مردانه هشدار داد که مدل موهای غربی را به مشتری ها پیشنهاد نکنند و ابروهایشان را بر ندارند. این ها نشانه هایی است از سختگیری مقامات ایرانی درباره طرز لباس پوشیدن و مد لباس که بر خلاف ارزش های اسلامی است.

این اتفاق درست یک هفته بعد از اینکه پلیس سختگیری هایش را علیه جمعیت فزاینده زنان جوان، افزایش داد که با مانتو های کوتاه و رنگ روشن و تنگ، در آغاز فصل تابستان قانون را نقض کرده بودند، افتاد.

طبق قوانین اسلامی که از بعد از انقلاب سال 1979 برقرار شد، زنان مجبورند که موهایشان را بپوشانند و لباس های بلند و گشاد و به رنگ تیره بپوشند تا اندامشان مشخص نشود. ناقضان این قانون ممکن است با شلاق، جریمه نقدی و زندان مواجه شوند.

پلیس تهران اعلام کرد: "طبق بخشنامه رسمی، مغازه های سلمانی باید از ارائه مدل موهای غربی بپرهیزند و ابروی مردان را برندارند".

مردان جوان ایرانی در سال های اخیر به سرو وضع و طرز لباس پوشیدن خود توجه بیشتری به خرج می دهند. این پدیده بطور خاص در تهران بیشتر دیده می شود. موهایی که با ژل بالا رفته اند و به آن "مدل خروسی" می گویند در بین پسران شایع شده اند و بعضی از آنها آرایش هم می کنند. تعداد زیادی از سلمانی های مردانه تهران مدل موی هنرپیشه های هالیوودی و افراد مشهوررا پیشنهاد می کنند.

محمد افتخاری فرد، رئیس اتحادیه سلمانی داران، گفت: "پلیس آرایش مو در سلمانی ها باید زیر نظر پلیس قرار بگیرد. سلمانی هایی که این قوانین را در نظر نگیرند، مغازه شان به مدت یک ماه تعطیل می شود و حتی ممکن است پروانه کارشان را از دست بدهند. اخیرا سلمانی ها مردان را آرایش می کنند و مدل مو هایی را که در آمریکا و اروپا رایج است، بکار می برند. بخشنامه ای به اتحادیه فرستاده شده که در آن نوشته شده است، مردان را آرایش نکنید و ابروهایشان را نباید بردارید، به همین دلیل انجام این خدمات، ممنوع شده است".

از زمانی که احمدی نژاد تندرو در انتخابات ریاست جمهوری سال 2005 پیروز شد، وعده داد که کشور را به ارزش های انقلاب بازگرداند و به همین دلیل تندرو ها کنترل ها را بر آنچه به نظر آنها رفتار غیر اخلاقی می آمد، افزایش داد

سه شنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1386
جملات ناقص
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 10:56 AM

ابراهیم نبوی

نمی دانم تیترهای روزنامه ها و وب سایت ها اشکال دارد یا آنتن گیرنده ها اشکال دارد، در هر حال من ادامه جملات آقایان را از منابع نسبتا آگاه بدست آوردم و آنها را نوشتم.

سردار احمدی مقدم: لباس باید چهار مشخصه داشته باشد... پاره باشد، کثیف باشد و بو بدهد، دراز و پهن باشد که همه جا را بپوشاند، هیچی از هیچ جا بیرون نزده باشد.

حداد عادل: مجلس و دولت برای خدمت به معلمان آنچه می توانست انجام داد.... در نتیجه تعدادی از آنان دستگیر و زندانی شدند و وضع بقیه معلوم نیست.

احمدی نژاد: علم باید در زندگی مردم جاری شود... من خودم تلاش کردم تا می توانم علم را در زندگی مردم جاری کنم، البته بعد از اینکه کاملا جاری شد، بهتر است مردم خودشان را آب بکشند، چاوز هم در ونزوئلا علم را بر مردم این کشور جاری کرده است، ولی برای آنها نجس پاکی مهم نیست.

صفار هرندی: تاکنون کشور تا این حد یکدست نبوده است... نه، منظورم صرفا این نیست که همه کارها دست ایشان است، ولی فعلا کشور یکدست است.

احمدی نژاد: ما باید تا سال 1404 کشور نمونه منطقه شویم، ولی من معتقدم زودتر از آن هم می توانیم به این هدف برسیم. حتی می توانیم در عرصه جهانی نیز اول شویم... علتش هم این است که من دو سال دیگر که رفتم بالاخره یک آدم درست و حسابی می آید و تا سال 1404 ایران را کشور نمونه می کند.

رهبر انقلاب: گرایش اصلی نظام کمک به محرومان است... و ما برای کمک به محرومان، آنان را رئیس جمهور و عضو کابینه کردیم.

سردار رویانیان، معاون راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی: تلفات جاده ای ایران به زیر صفر رسید... حتی از سال آینده ما در جاده ها سالی حداقل 3 درصد افزایش جمعیت و زاد و ولد خواهیم داشت.

چمران: برای شهردار کردن احمدی نژاد 35 جلسه گذاشتیم... و در تمام این 35 جلسه این آدم یک کلمه حرف نزد که ما بفهمیم اینکاره نیست.

فرمانده ناجا: متاسفانه کسانی که لباس دینی برتن دارند، از طرح نیروی انتظامی حمایت نمی کنند... و وقتی می پرسیم چرا، می گویند می خواهیم آبروی لباس دینی را پیش مردم بیش از این از بین نبریم.

آیت الله موسوی اردبیلی: کاری نکنید مردم از دین زده شوند... البته من می خواستم این حرف ها را دو سال قبل بگویم، کمی دیر شد.

زاهدی: دانشجوی سیاسی بازداشت نشود، البته در دانشگاه،... بیرون دانشگاه هم که فاصله زیادی نیست، همان طرف خیابان که باشند، ما با انگشت اشاره می کنیم، مساله حل است.

توصیه بوش به رایس: با متکی مودبانه برخورد کن... ماچش نکن، بهش دست نده، گازش نگیر، زیاد بهش لبخند نزن و در مورد قزوین هم هیچی نگو.

خبرگزاری ها: الاغی در یاسوج دو بره را خورد و مرد... وی واقعا الاغ بود

سه شنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1386
ضرب و شتم شدید دانشجویان در پلی تکنیک
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 10:55 AM
 

دانا شهسواری – نادر کرمی

دانشجویان دانشگاه امیر کبیر که از روز شنبه پس از هشدار های انجمن اسلامی منتخب ریاست دانشگاه وارد فاز جدیدی از اعتراض به مدیریت دانشگاه شده بودند، دیروز با وضعیت جدیدی روبه رو شدند که حاصل جعل نشریات انجمن اسلامی این دانشگاه بود.

این اقدام در حالی صورت گرفت که روزهای هفته جاری هریک شاهد اعتراضی در این دانشگاه بودند: در ابتدای هفته دانشجویان مانع از حضور رییس دانشگاه (دکتر رهایی) در سر کلاس درس شدند و روز یکشنبه تجمع وسیعی با حضور دانشجویان در دفاع از انجمن اسلامی منتخب دانشجویان برگزار شد و به زد و خوردهایی نیز میان دانشجویان و نیروهای انتظامات منجر گردید. بازداشت بابک زمانیان مسئول روابط عمومی انجمن اسلامی و از دانشجویان فعال سیاسی نیز به نوبه خود به تشدید اعتراضات دانشجویی انجامیده بود.

با این حال، در شرایطی که عصر روز یکشنبه مذاکراتی میان دانشجویان و رییس دانشگاه انجام شده بود و علی صابری خبر از انتخاب اعضای هیات نظارت بر انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به منظور برگزاری انتخاباتی آزاد را داده بود، ظهر دیروز دانشجویان انجمنی - به تعبیر سایت ادوارنیوز- درگیر یک "نمایشنامه کثیف امنیتی" شدند.

بر اساس گزارشات مختلف، دیروز چهار نشریه که همگی به ظاهر از نشریات انجمن اسلامی منتقد ریاست دانشگاه بودند بصورت هماهنگ در دانشگاه پخش شد که حاوی مطالبی توهین آمیز و کاریکاتورهایی موهن از رهبر جمهوری اسلامی بود. این توطئه ای بود که دانشجویان هیچ گاه فکر آن را هم نکرده بودند.

"روحانیت مساوی تحجر"، "معلم+کارگر+ دانشجو= برانداز"، "براندازی دیکتاتوری و نظام"، "دیکتاتوری اسلامی سرنگون باید گردد" از تیترهای اصلی این چهار نشریه بود.

این نشریات در حالی پخش شد که بسیاری از دانشجویان از چاپ نشریات "ریوار" به مدیرمسوولی پویان محمودیان، "سرخط" به مدیرمسوولی مجید شیخ‌‏پور، "سحر" به مدیرمسوولی احمد قصابان و "آتیه" به مدیرمسوولی مقداد خلیل‌‏پور با مطالب موهن و "یکسان" خبر نداشتند و تنها پس از توزیع این نشریات توسط بسیج دانشگاه بود که متوجه مطالب و انتشار آنها شدند. حتی مدیران مسوول و دست اندر کاران این چهار نشریه نیز با دیدن لوگوی نشریات خود بر بالای این مطالب شوکه شدند و بلافاصله اعلام کردند که در نشر این مطالب، نقشی نداشته اند.

در همین رابطه احمد قصابان، مدیرمسوولی نشریه سحر به ایلنا گفت: ما کاملا از این مطالب بی‌‏خبر بودیم و حدود ساعت 13 امروز متوجه انتشار چنین نشریاتی شدیم. وی ادامه داد: نشریاتی که با لوگوی نشریات نزدیک به انجمن به چاپ رسیده‌‏اند، به هیچ وجه به ما ارتباط ندارد و ما کاملا از این قضیه بی‌‏اطلاع هستیم.

قصابان افزود: نشریه "سحر" که هم‌‏اکنون در توقیف موقت به سر می‌‏برد، امروز با تاریخ 10/2/85 به چاپ رسیده است و کاملا مشخص است که لوگوی آن اسکن شده است.

با انتشار این اوراق، مسئولان نشریات دانشجویی برای تکذیب انتشار چنین مطالبی به سمت دفتر رییس دانشگاه رفتند که با حادثه جدیدی مواجه شدند: بسیجیان به ظاهر داغداری که متحصن شده بودند به محض دیدن دانشجویان به سوی آنها حمله کرده و به شدت آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

یکی از دانشجویان به خبرنگار روز گفت: "بسیجی ها که به نظر می رسد تعدادی از آنها دانشجویان اینجا هم نباشند و از دانشگاه های امام حسین و ... آمده باشند با چوب و چماق به ما حمله کردند و بسیاری از اعضای انجمن مجروح شدند و از سر و صورت آنها خون می ریزد ، یکی دو نفرهم حتی بی هوش شده اند و یکنفر را هم به بیمارستان منتقل کرده اند".

این دانشجو می افزاید: "در چنین شرایطی نیروهای امنیتی که حضورشان بسیار چشمگیر بود و ماموران حراست و انتظامات اجازه ندادند آمبولانس اورژانس برای انتقال مجروحین به داخل محوطه دانشگاه بیاید".

در همین حال معاونت فرهنگی دانشگاه نیز با انتشار بیانیه ای تمامی نشریات دانشگاه را توقیف شده اعلام کرد وعده برخورد با مسوولان این نشریات داد و انتشار هر نشریه‌‏ای در دانشگاه امیرکبیر را تا اطلاع ثانوی ممنوع کرده است.


سرکوب هماهنگ

دانشجوی مصاحبه کننده با روز اتفاق دیروز را اقدامی از قبل هماهنگ شده و برای تخریب انجمن اسلامی منتخب می داند و می گوید: "ما این هفته انتخابات شورای مرکزی انجمن اسلامی داریم؛ به همین علت این برنامه ها را برای فشار بر ما و تعلیق افرادی که دوست ندارند عضو شورای مرکزی شوند طرح ریزی کرده اند. از این رو به نظر من این اقدامی هماهنگ بود چرا که مدیریت فرهنگی دانشگاه هم در اقدامی هماهنگ با بسیج پس از نیم ساعت از شروع پروژه بسیج در بیانیه ای کلیه نشریات دانشگاه را توقیف کرد و خبر از برخورد با مسوولان این نشریات داد".

وی چنین ادامه می دهد: "به نظر من نیروهای امنیتی با هماهنگی رئیس دانشگاه از بیرون این پروژه را طراحی کرده اند و بسیج هم مجری آن است؛ آن هم در حالیکه هیچکدام از اعضای انجمن اسلامی و مدیران مسوول این نشریات در چاپ این نشریات مسوولیتی ندارند و تمام مسوولیت این تخلف به عهده بسیج، نهادهای امنیتی و رئیس دانشگاه است که خواسته اند با چاپ جعلی این نشریات هویت انجمن اسلامی و نشریات مستقل را زیر سئوال ببرند و بدین ترتیب جلوی هر گونه صدای اعتراضی را بگیرند".

این دانشجو می افزاید: "در ابتدای هفته 10 نشریه از نشریات انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر در اقدامی هماهنگ و اعتراضی، محتوای نشریات خود را بطور یکسان و مشابه اما با لوگوهای خود چاپ کردند. این اقدام مستمسکی شد که اکنون بسیج نیز با سوء استفاده از این فضا دست به چنین اقدامی بزند. مطالب و حرفهای ما همواره نقد به عملکرد مدیران دانشگاه بوده اما اکنون با چاپ این چهار نشریه و ارتباط دادن آن به سران نظام، مدیریت دانشگاه قصد دارد بحث را به مسائل امنیتی بکشاند و دانشجویان را یکباره سرکوب کند اما از این پروژه هم رو سیاه بیرون خواهد آمد".

بسیج وارد می شود

به دنبال این اتفاقات، موسوی رئیس بسیج دانشگاه امیرکبیرامروز به خبرگزاری ایسنا گفت: "در این نشریات توهین‌هایی به مبانی دینی و حکومتی صورت گرفته که از جمله چاپ کاریکاتوری موهن است".

وی تصریح کرد: "ما در حال نامه‌نگاری با مراجع قم و پیگیری از طریق دفتر آیت‌الله هاشمی شاهرودی هستیم تا این افراد به اشد مجازات برسند و حتما از دانشگاه اخراج شوند."

همچنین سید مهدی موسوی‌فر در گفتگو با خبرگزاری فارس، درباره اهانت امروز چهار نشریه دانشجویی این دانشگاه به مقدسات و انتشار کاریکاتوری موهن، گفت: "این اولین باری نبود که چنین کاری توسط این نشریات و گروه های حامی آنان انجام می شد. آنان پیش از این نیز توهین های مشابهی کرده بودند که مستندات آن را به صورت دقیق منتشر خواهیم کرد".

مسوول بسیج دانشجویی دانشگاه امیر کبیر تصریح کرد: "طی چند روز گذشته آنان بارها با اعضای بسیج دانشجویی درگیر شده و دانشجویان بسیجی را مورد ضرب و شتم قرار داده اند".

وی با اشاره به ادعای مسئولان این چهار نشریه دانشجویی مبنی بر جعلی بودن نشریات منتشر شده، گفت: "به غیر از آنها چه کسی ممکن است دست به چنین اقداماتی بزند؟ آنها طی روزها و هفته های گذشته مرتبا به طور روزانه نشریاتشان را منتشر می کردند؛ اگر راست می‌گویند، چطور شده که بنا به ادعای آنها، امروز به یکباره هیچ کدام از این چهار نشریه را منتشر نکردند؟ پس معلوم می شود که آنان کاملا هدفمند دست به این هتاکی ها زده اند و می‌خواهند مسئولیت اقدام خود را به گردن دیگران بیاندازند".

نشریات جعلی بودند

اما پویان محمودیان نماینده مدیران مسوول در کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه امیرکبیردر این درباره گفت: "هیچ یک از مدیران مسوول نشریات دانشجویی که این اتفاق برای آنها افتاده در جریان نبوده‌اند واتفاق رخ‌داده پروژه‌ای برای بدنام کردن نشریات دانشجویی است".

مدیران مسوول این چهار نشریه با صدور بیانیه مشترکی چاپ این نشریه را توطئه خوانده اند.در بیانیه این دانشجویان آمده است: "ما مدیران مسوول چهار نشریه، اعلام می کنیم نشریات پخش شده امروز(دوشنبه) با این عناوین و این لوگو کاملا جعلی بوده و مورد قبول و تائید اینجانبان نمی باشد.بنابراین مطالب منتشره هیچ ارتباطی به ما ندارد".

در ادامه این بیانیه می خوانیم: "اقدام هماهنگ و از پیش برنامه ریزی شده بسیج که حتی با حضور بسیج سایر دانشگاه ها در جلوی دفتر ریاست و بلافاصله پس از پخش شدن نشریات جعلی در دانشگاه همراه بوده و جوسازی آنان که خواستار اخراج مدیران مسوول نشریات فوق شدند آشکارا حاکی از یک پروژه امنیتی برای برخورد با فعالین دانشجویی می باشد".

این بیانیه ادامه می دهد: "جای بسی تاسف است که عده ای که همواره دم از مذهب می زنند و فریاد وا اسلاما سر می دهند برای پیشبرد اهداف سیاسی حتی حاضرند در نشریات جعلی به ائمه اطهار نیز توهین کنند".

این چهار مدیر مسوول در پایان بیانیه خود ضمن تبری جویی از این اتهامات، خواستار پی گیری این مساله و معرفی و محکوم کردن عاملان این حرکت موهن شده اند.

انجمن اسلامی منتخب دانشگاه امیر کبیر نیز با محکوم کردن این مساله در این ارتباط بیانیه ای صادر کرده که در قسمتی از آن آمده است: "بر همه واضح است که انتشار چند نشریه با این حد از توهین در تاریخ دانشگاه بی سابقه است و از سوی انجمن اسلامی نیز محکوم می باشد؛ توهین به روحانیت آن هم آنقدر وقیحانه از هیچ مسلمانی بر نمی آید".

این بیانیه می افزاید: "مدیران مسئول وقتی از انتشار این نشریات مطلع شدند از انتظامات دانشگاه درخواست جمع آوری این نشریات را نمودند. ولی انتظامات که همیشه سینه چاک جمع آوری این نشریات بود این بار بی هیچ عکس العملی موضوع را به حال خود رها کرد که جای تامل دارد".

همچنین شورای صنفی با صدور بیانیه ای ضمن محکوم کردن این مساله تاکیدکرده است: "و مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین.دانشجویان و اعضای محترم هیئت علمی نیک مستحضر هستند که انتشار این گونه مطالب به اسم نشریات مستقل دانشجویی تنها منفعت خود کامگان و انحصار طلبان را تأمین کرده و بهانه خوبی برای برخورد با دانشجویان دگراندیش دانشگاه به دست نهادهای امنیتی مخالف استقلال دانشگاه خواهد بود".

دفتر تحکیم وحدت نیز با صدور بیانیه ای به این امر اعتراض کرده است. در قسمتی از بیانیه این تشکل فراگیر دانشجویی امده است: "ضمن محکوم نمودن این اقدامات شرم آور معتقدیم این تهاجم هماهنگ علیه اتحادیه انجمنهای اسلامی به خاطر انتقاداتمان از بی تدبیری های مسئولین دولت نهم و دفاع از حقوق اساسی مردم بوده است. اکنون مسئولین دولت نهم می کوشند با انواع روشهای غیر قانونی و به دور از هر اخلاقی صدایمان را خاموش نمایند".

همزمان انجمن اسلامی 6 دانشگاه کشور در نامه ای سرگشاده به اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، خود را از اهانت چند نشریه دانشجویی که از نام انجمن اسلامی سوء استفاده کرده اند، اعلام کرده و آورده اند: "اخیرا عده معدودی که به مدد حمایت‌ها و رانت‌های سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای برخی خودفروختگان سیاسی داخلی و خارجی، ‌قصد دارند اقدامات خود را به جریان اصیل دانشجویی و بخصوص انجمن‌های اسلامی دانشجویان نسبت دهند، ‌با کمال وقاحت و با ادعای دموکراسی و احترام به حقوق و عقاید انسان‌ها، این جسارت را پیدا کرده‌اند که به صورت غیرقانونی از نام و مهر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر سوء استفاده نموده و در نشریات به اصطلاح دانشجویی خود به مقدسات میلیون‌ها مسلمان ایرانی توهین نمایند".

این بیانیه از سوی انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های تربیت معلم، ‌علوم پزشکی شهید بهشتی، شاهد، علوم قضایی، یزد و سمنان صادر شده است

پنجشنبه 6 اردیبهشت ماه سال 1386
مناظره بوش و احمدی نژاد
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 11:26 AM
ابراهیم نبوی 

احمدی نژاد اعلام کرد که حاضر است در حضور رسانه های گروهی با جرج بوش مناظره کند. البته جرج بوش اول اعلام کرد که چنین مناظره ای را انجام نخواهد داد، اما پس از اینکه رایس و چند نفر دیگر به جای او فکر کردند تصمیم گرفته شد که مناظره صورت بگیرد، متن این مناظره به شرح زیر گزارش شده است.

گزارشگر: ما در حضور دو رئیس جمهور جنجالی جهان، مناظره ای را شاهد خواهیم بود که امیدواریم که در این مناظره دو دولت و دو ملت به همدیگر نزدیک شوند و در پایان به صلح و دوستی و آرامش جهان منجر شود. از دو رئیس جمهور می خواهم هر کدام در مهلت مقرر نظرات شان را بگویند و به سووالات احتمالی که در دیالوگ طرف مقابل است، پاسخ دهند.

احمدی نژاد: آقای بوش! من با تمام احترامی که برای ملت آمریکا قائل هستم، می خواهم به عنوان نماینده ملتم و از سوی پابرهنگان و گرسنگان آمریکایی از شما بپرسم که چرا نمی خواهید به راهی که حضرت مسیح و خداوند گفته است و ملت ها می خواهند، بروید؟ چرا در مقابل خواسته های ملت ها جز با زبان اسلحه سخن نمی گوئید؟ چرا در مسائل بین المللی دخالت می کنید و فکر می کنید دنیا بازیچه دست شماست و مردم جهان برده شما هستند، آیا می دانید مردم جهان از شما متنفرند؟

جرج بوش: من اصلا فکر نمی کردم شما اینجوری باشید، با این که عکس های مختلفی از شما را دیده بودم، خیلی به نظر عجیب تر می رسیدی. ولی این جوری که می بینم مثل اینکه خیلی هم آدم عجیبی نیستی. راستش رو بخوای به خودم هم گفتند که خیلی ها در دنیا از من متنفرند، ولی رایس می گه اکثر سیاستمداران همین طوری هستند، اخیرا که نظر سنجی کردند من و تو و اون یارو کره ای و یکی از آفریقایی ها از همه منفورتر بودیم، خب مردم اینجوری هستند. ولی خود تو هم در کشور خودت در انتخابات رای نیاوردی؟ ظاهرا توی انتخابات مجلس سنا بود، درست می گم؟

احمدی نژاد: البته من به اینجا نیومدم که با شما در مورد مسائل ایران و آمریکا حرف بزنم، اختلاف ما سرجای خودش، من می خوام به ملت آمریکا بگم که دولت ایران از شما حمایت می کنه، و همانطور که قبلا هم گفتم بسیاری از مردم آمریکا هر روز با ما تماس می گیرند و می گن که چقدر ما رو دوست دارند، حتی خیلی از ایرانی هایی که در آمریکا زندگی می کنند هم طرفدار ما هستند.

بوش: درسته، حرفت رو قبول دارم، ولی من هم به مردم ایرانی که هر روز با ما تماس می گیرند و از ما می خوان که به شما حمله کنیم خیلی احترام می گذارم، حتی شنیدم دوسه هزار سال قبل هم توی ایران روی سنگ در مورد حقوق بشر چیزهایی می نوشتند، چطوره که اگر آمریکایی ها تو رو دوست دارند، و ایرانی ها منو دوست دارند، تو بیا آمریکا من می رم ایران. اون جوری من به عراق نزدیک هستم و تو به چاوز، موافقی؟

احمدی نژاد: من حاضرم بیام آمریکا و مشکلات شما رو حل کنم، ولی تو نمی تونی بری ایران، چون ممنوع الورود هستی و ویزا نداری.

بوش: من که ویزا نمی خوام، من گذرنامه آمریکایی دارم، به هر کشوری می تونم مسافرت کنم، حتی می خواستم پاکستان هم برم، ولی چون کردی بلد نیستم نرفتم.

احمدی نژاد: ولی من کردی و انگلیسی بلد نیستم و اصلا هم مهم نیست، چون من وقتی ونزوئلا می رم هم با مترجم می رم و مترجم من گاهی اوقات یک ساعت بعد از اینکه من و چاوز با هم توافق کردیم تازه ترجمه می کنه که اون چی گفته. این فرق ما ایرانی ها با شما آمریکایی هاست.

بوش: حالا هرچی دلت خواست به من گفتی، لعنتی! این غنی سازی رو کی می خوای متوقف کنی، من بخاطر خودت می گم، چون اگر این کار رو نکنی من ممکنه نطنز و اصفهان و بوشهر رو با خاک یکسان کنم.

احمدی نژاد: من نمی خوام در مورد غنی سازی حرف بزنم، چون این حق مسلم ماست، قبول داری؟ اگه قبول نداری بگو؟

بوش: فرض کن قبول دارم، کی می خوای دکمه استاپ رو بزنی، ببین، اگر متوقف کنی من کلی بهت نفت می دم. چند بار به این سولانا گفتم که این حرف ها رو به رفسنجانی که قبلا مدیر تلویزیون تون بود بگه، ولی انگار بهت چیزی نگفته.

احمدی نژاد: من نمی خوام در مورد رابطه ایران و آمریکا حرف بزنم، ولی شما باید سر مصدق و کودتای 28 مرداد از ما عذرخواهی کنین. البته ملی کردن نفت رو آیت الله کاشانی انجام داد.

بوش: من نمی دونم مصدق کیه و در موردش چیزی هم نشنیدم، شاید کارتر این کار رو کرده، من می تونم ازش بپرسم، ولی آلبرایت گفت یک بار از شما عذرخواهی کرده، مگه تو کشور شما چند بار عذرخواهی می کنن؟ تازه کلینتون هم می خواست از خاتمی عذرخواهی کنه، ولی اون رفت توی توالت، نمی دونم بعدش کجا رفت.

احمدی نژاد: خاتمی به من مربوط نیست، مصدق رو شماها حمایت کردید و خودتون هم برش داشتین، این یعنی دخالت در امور کشورهای دیگه. ما می گیم شما باید از عراق برین بیرون، ولی شما نمی رین، برای چی؟ این سووال رو هر روز دانشجوها از من می کنن.

بوش: ببینم، تو اینقدر با دانشجوها سروکله می زنی و توی اون نامه هم نوشته بودی حوصله ات سر نمی ره، من چند بار دانشجوها رو دیدم همه اش حرف های عجیب می زنند، تازه، مگه دانشجوهای ایرانی تازگی ها عکس خودت رو آتیش نزدن؟ دیدی منم بلدم جوابت رو بدم؟ این یکی ، دوم هم این که ما نمی تونیم از عراق بریم بیرون، چون اگر ما بریم بیرون، شما می رین توش. اگر قول می دین که شما توی عراق نرین ما تا سال 2008 از عراق می ریم بیرون.

احمدی نژاد: ما که نمی تونیم از عراق بریم بیرون، چون عراق و آمریکا به هم چسبیده و ما هزار ساله که با عراق رابطه داریم.

بوش: ولی دولت عراق دوست نداره شما برین توی عراق، یکی از ملاهای عراقی خودش اینو به من گفت. طالبانی هم خیلی از دست شما ناراحته، تازه شما باید حقوق بشر رو رعایت کنید، من و لورا اصلا از قیافه فمینیست ها خوش مون نمی آد، ولی شما حق ندارین فمینیست ها و زنان ایرانی رو کتک بزنید، من خودم عکس هاش رو دیدم، رنگ بنزهای پلیس تون هم سفید و سبز هست.

احمدی نژاد: شما هم حق ندارین سیاهپوست ها رو تکه تکه کنین، ما تحقیق کردیم و یک گروه دویست سال در آمریکا سیاه ها رو تکه تکه می کردن.

بوش: همون هایی که رئیس شون اومده بودند تهران برای کنفرانس هولوکاست؟ کوکس کوکلوس کلان ها رو می گی؟

احمدی نژاد: نه، این هایی که می گی که با ما دوست هستند، مگه اون ها سیاه ها رو می کشتند؟

بوش: آره، البته الآن خیلی وقته این کار رو نکردن، ولی اگر بهشون چیزی نگیم بازهم می کنند. خب بگو ببینم، شما از کی می خواهید حقوق بشر رو رعایت کنید؟

احمدی نژاد: شما دیگه دم از حقوق بشر نزنین. شما خودتون حقوق بشر رو در گوانتانامو و ابوغریب نقض می کنید، ولی ما مسائل داخلی داریم با کسانی که تخلف می کنند و اونها رو مجازات می کنیم، شما برای چی از دشمنان نظام حمایت می کنید؟

بوش: اولا که ابوغریب تعطیل شد، خودم دستور دادم، توش عکس های پورنو می گرفتند و من وقتی دیدم خیلی ناراحت شدم، ولی شما هم زندان مخفی دارین، ما هم به زندان مخفی شما اعتراض داریم. در ضمن ما فقط از تلویزیون خودمون به فارسی حمایت می کنیم، من گفتم به اپوزیسیون شما پول ندن.

احمدی نژاد: ولی خودت خدائیش قبول داری من از تو محبوب تر هستم؟ من هرجا می رم پرچم شما رو آتیش می زنند و مردم می گن مرگ بر آمریکا. برای چی کاری کردید که مردم اینطوری بگن؟

بوش: من قبول دارم که محبوبیت من کم شده، ولی مال تو هم کم شده، مال نصرالله بالاست، الآن اوضاع همه خرابه، ولی من به این چیزها کار ندارم، من می گم شما نباید بمب اتمی بسازید.

احمدی نژاد: ببین جرج! تو چرا متوجه نمی شی؟ ما می گیم اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم، اولی الامر یعنی ولی فقیه، یعنی ما از مقام ولایت دستور می گیریم و ایشون گفته که بمب اتمی حرامه.

بوش: قربون دهنش! دستش درد نکنه، پس اگر گفته حرامه، چرا بمب اتمی می سازین؟ چه فایده داره؟ الآن همه دنیا با شما دشمن شدند بخاطر همین. سی ان ان و ان بی سی و فاکس رو نگاه کن تا بفهمی.

احمدی نژاد: اتفاقا مردم دنیا همه شون ما رو دوست دارند و هر روز مصاحبه های من رو پخش می کنند، تو اگر راست می گی شبکه اول و دوم و سوم و شبکه خبر رو نگاه کن تا بفهمی دنیا دست کیه. حتی روشنفکران آمریکایی هم با شما مخالفند، کسانی مانند نوام چامسکی یا شان پن در بوستون و کالیفرنیا.

بوش: تو می فهمی این نوام چامسکی چی می گه؟ من چند بار از رایس خواستم برام توضیح بده که این یارو چی می گه، اون هم خیلی توضیح داد، ولی متوجه نشدم، در حالی که معمولا حرف های مایکل مور رو می فهمم، مرتیکه خیکی!

احمدی نژاد: آقای بوش! هیچ وقت ظاهر مردم رو مسخره نکن، خلقت خداست، این نوام چامسکی می گه شما باید از عراق برید بیرون، ایران غنی سازی بکنه و آمریکا و اروپا دائما اختلاف داشته باشند. اینها رو می گه. فهمیدی؟

بوش: ولی رایس چیزهای دیگه ای می گفت، کاش کشورهای ما و شما دوست بودند، تو می تونستی این جور چیزها رو به من بگی. چون بعضی اوقات فقط حرف های تو رو می فهمم، مثلا این اروپایی ها که دائما در مورد حقوق بشر زرت و پرت می کنند، من که نمی فهمم چه مزخرفی می گن، می خوان دنیا رو پر از گی و لزبین بکنند.

احمدی نژاد: البته من هم از دست اروپایی ها ناراحتم، ولی ما گیر کردیم دیگه، چه کنیم؟ این گی و لزبین کجایی هستند؟

بوش: اینها همه جا هستند. من فقط از تو یک سووال دارم، این رو به من بگو، بعدا وقت بگذاریم با هم از این حرف ها بزنیم، تو گفته بودی من از کاخ شیشه ای خودم بیام بیرون و مردم رو ببینم، من از اون روز دارم فکر می کنم که منظورت از کاخ شیشه ای چی بوده؟ من تنها چیزی که از حرف هات نفهمیدم همین بود.

مناظره در این مرحله به پایان رسید و ادامه آن به زمانی دیگر موکول شد