Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 30 فروردین ماه سال 1386
شلوارهای فاق کوتاه و براندازی نرم
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 11:55 AM

 

ابراهیم نبوی

سردار احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی فرمانده نیروی انتظامی دیروز مسائل مختلفی را در مصاحبه خود ارائه داد که لازم است توضیحاتی در مورد آن داده شود، به همین دلیل توضیحاتی که لازم است در مورد آن می دهیم.

ای دل غافل
سردار گفت: « بدحجابی تبلور محسوس آن چیزی است که در پشت صحنه رخ می‌دهد و ما از آن غافلیم.»
توضیح: ظاهرا سردار تازه بعد از 27 سال متوجه شده کسانی که بدحجاب هستند، در پشت صحنه بی حجاب هستند و تا امروز فکر می کرد که آنها در پشت صحنه هم با حجاب هستند، ولی چون ایشان به پشت صحنه نمی تواند وارد شود، غافل از این موضوع بود.

تهدید ملی هفتاد درصدی

سردار گفت: « موضوع امنیت اخلاقی یک تهدید ملی است.»
توضیح: هفتاد درصد جامعه برای کل جامعه تهدید ملی محسوب می شوند و برای حفظ سی درصد از مردم از تهدید هفتاد درصد دیگر باید جلوی هفتاد درصد را گرفت.

براندازی خاموش از طریق خشتک
سردار گفت: « تردید نکنیم که فعالیت در حوزه امنیت اجتماعی نوعی براندازی خاموش است. »
توضیح کافی: فعالیت نویسندگان براندازی خاموش است، تجمع زنان براندازی خاموش است، تحصن معلمان براندازی خاموش است، فعالیت در اینترنت براندازی خاموش است، راه رفتن با کفش پاشنه بلند براندازی خاموش است، عرق خوری براندازی خاموش است، روسری نازک براندازی خاموش است، شلوار فاق کوتاه براندازی خاموش است، ماهواره براندازی خاموش است، مانتوی کوتاه براندازی خاموش است، شعر بلند براندازی خاموش است، انفجار اشکالی ندارد، تریاک کشیدن براندازی خاموش است، آدم کشتن با احساس مهدور الدم بودن طرف اشکالی ندارد...
سووال اساسی: این چه نظامی است که آمریکا و اسرائیل و اروپا و جهان نمی توانند آن را از بین ببرند، اما شلوار فاق کوتاه پسران و روسری نازک دختران و یک استکان مشروب آن را نابود می کند؟

تهاجم فرهنگی و عرق سگی
سردار گفت: « فاصله تولید تا مصرف مشروبات الکلی تنها 10 روزه است و به این ترتیب تولید کنندگان تا زمان مصرف مشروبات حتی هزینه‌ای دریافت نمی‌کنند و تمامی ریسکها را می‌پذیرند تا به اهداف تهاجم فرهنگی خود دست یابند. کشف بیش از4میلیون لیتر مشروبات الکلی در سال گذشته بسیار تکان‌دهنده است، این در حالیست که این مقدار تنها 25 تا 30 درصد مقدار مشروبی است که در کشور توزیع می‌شود.»
توضیح: اصولا در ایران توزیع مشروبات الکلی هیچ سودی ندارد و کلیه کسانی که این کارها را می کنند، فقط برای تهاجم فرهنگی، که معلوم نیست کجای آن فرهنگی است، مشروب می فروشند و حتی اگر سودی هم ببرند، آن را برای کمک به ناشرین ضد انقلاب و روزنامه نگاران برانداز و فیلسوفان جاسوس می دهند.
توضیح دوم: آدمها اصولا دو نوعند، یا به فکر تغییر جامعه اند که برانداز هستند، یا به فکرحال کردن هستند که آنها هم برانداز هستند، نوع سومی هم وجود دارد که معتادند و اصلا توی باغ نیستند که آنها هم برانداز هستند، فقط می مانند فیلسوفان که آنها هم برانداز هستند.

چرا جلوی آن را نمی گیرید؟
سردار گفت: « تاثیر مصرف قرصهای روانگردان بیشتر از مشروبات الکلی و مواد مخدر است.» و اضافه کرد: « امروزه یک میلیون و 200 هزار معتاد روزمصرف در کشور وجود دارد که این آمار به اضافه 700 تا800 هزار نفری است که به صورت تفننی مواد مخدر مصرف می‌کنند.»
سووال: ایران بالاترین مصرف کننده مواد مخدر و مهم ترین مرکز عبور مواد مخدر در جهان است، به عبارت دیگر مواد مخدر از طریق ایران به بقیه دنیا می رود، خب، چرا جلوی آن را نمی گیرید؟

ماهواره هم براندازی خاموش است
سردار گفت: « بیشترین بهره‌برداری از برنامه‌های ماهواره‌ای بخشهای غیراخلاقی است.»
توضیح: و به همین دلیل دولت فقط جلوی ماهواره ها و وب سایت های سیاسی را می گیرد.

چت کردن هم براندازی خاموش است

سردار گفت: « وبلاگها، سایتهای اینترنتی و انواع آموزش‌های غیراخلاقی و برقرای روابط نامشروع از طریق چت و ... از جمله موارد تهاجم فرهنگی است که نیروی انتظامی به طرق مختلف خواهان برخورد با آن است.»
توضیح: در صورتی که نه مشروب می خوردید، نه بدحجاب بودید و نه فیلم سکسی پخش می کردید و نه روسری سه سانتی و شلوار فاق کوتاه می پوشیدید، خیالتان راحت باشد، در این حالت به جرم ورود به اینترنت، چت کرده، وبلاگ نویسی و خواندن وب سایت ها می توانید براندازی نرم کنید و حتما مجازات شوید.

نظرسنجی ناموسی
سردار گفت: « طبق نظرسنجی‌های صورت گرفته برقراری امنیت ناموسی در کشور دغدغه‌ نخست مردم است، پس از این مساله نیز مواد مخدر و امنیت جانی و مالی مطرح می‌شود. حوادث در کشور زیاد نیست، اما مردم بسیار نگران هستند.»
توضیح اول: اصولا نظر مردم خیلی مهم است و جمهوری اسلامی برای مردم و نظرات شان ارزش زیادی قائل است، از جمله شرکت در میتینگ ها، انتخابات آزاد، نظرسنجی های غیرانتظامی و رفراندوم که جزو انواع براندازی به شمار می آید.
توضیح دوم: برای مردم ایران طبیعی است که پوشیدن شلوار فاق کوتاه و روسری سه سانتی خطر بیشتری دارد، تا اینکه کسی آنها را بکشد و یا منفجر شوند.
توضیح سوم: این نظرسنجی ها کاملا معتبر است و نیروی انتظامی کاملا آن را تائید می کند.
توضیح چهارم: انرژی هسته ای اولویت اصلی ما نیست، بلکه امنیت ناموسی در صدر مسائل است.

متاسفانه تعداد فیلمها کم است
سردار احمدی‌مقدم به فیلمبرداری‌های مخفی از اتاق‌های پرو، استخرهای زنانه، حمام خصوصی، سرقت فیلمهای خانوادگی‌ و انتشار آن در سطح گسترده اشاره کرد و گفت: « متاسفانه نیروی انتظامی از درصد کمی از این جرایم مطلع می‌شود.»
علت تاسف: برادران مجبور می شوند به جای دیدن فیلم های جدید، همان قبلی ها را چند بار ببینند.

شلوارهای فاق کوتاه و پابرهنه ها

سردار گفت: « با پوشش نامناسب برخی از آقایان از جمله بلوزهای کوتاه و تن‌نما، شلوارهای فاق کوتاه برخورد خواهد شد.»
توضیح: لطفا برای جلوگیری از براندازی شلوار کردی یا پیژامه بپوشید و به جای بلوزهای کوتاه، برادران نیز مانتو استعمال کنند.

پلیس ننگ را با رنگ پاک می کند
سردار گفت: « پلیس کاری با رنگ لباس ندارد.»
توضیح: و این مشت محکمی است به دهان یاوه گویانی که می خواهند بگویند در ایران آزادی اجتماعی وجود ندارد.

همه چیز با ضریب ده
سردار گفت: « طی اجرای طرح افزایش امنیت اخلاقی در سال گذشته، یک میلیون تذکر ارشادی به افراد داده شد، 100 هزار تن به نیروی انتظامی ارجاع و از این تعداد نیز 10 هزار تن به مراجع قضایی منتقل شدند.»
توضیح: نیروی انتظامی با دقت تمام عمل می کند و تمام اقداماتش قابا تقسیم به 10000 است و الکی آمار ارائه نمی دهد.

احساس کن، بهت دستور می دم، احساس کن!

فرمانده ناجا وعده داد که تا پایان سال، احساس امنیت افراد افزایش ‌یابد.
پیش بینی: طبیعی است با این برنامه دقیق و قابل اجرایی که ریخته شده است، حتما این احساس افزایش می یابد و اگر کسی احساس نکند که امنیت اجتماعی افزایش یافته، به عنوان مرتکب براندازی نرم دستگیر و به مراجع ذیصلاح معرفی شدید می شود.

نتیجه گیری فلسفی: شما اگر کار سیاسی کنید براندازی کردید، اگر کار فرهنگی کردید براندازی نرم کردید، اگر بچه سوسول باشید و اصلا کاری به هیچ چیز نداشته باشید هم براندازی کردید، اگر هم در خانه تان بکپید و تریاک بکشید و عرق بخورید باز هم براندازی کردید، پیدا کنید کسانی را که براندازی نمی کنند؟
تقدیر و تشکر: از سوی کلیه براندازان از اینکه معلوم شده است که هفتاد درصد ملت برانداز هستند، با این وجود هشتاد درصد ملت پشتیبان حکومت هستند، تشکر می نمایم.

سه شنبه 28 فروردین ماه سال 1386
لولی شنگول در شیراز
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 10:56 AM

ابراهیم نبوی

در راستای سفر دیروز رئیس جمهور محترم کشور به شهر شیراز و استقبال گسترده تلویزیونی و عکاسی مردم از ایشان و به مناسبت این روز فرخنده و مبارک و میمون و چی توز که قرار است در آن سد سیوند آبگیری شده و پاسارگاد را در راستای 300 و 400 و غیره نابود کنیم، حافظ شیرازی که هرگز تصور نمی کرد که شهر شیراز به چنین مصیبتی دچار آید، شعری سروده است که تفسیر بخشی از آن را تقدیم می کنیم:

خوشا شیراز و وضع بی مثالش
خداوندا نگه داراز زوالش

خوشا: چه خوب، چه باحال، تیریپ صفا، عالی، این اصطلاح قبل از روی کار آمدن احمدی نژاد زیاد استفاده می شد.
شیراز: نام شهری با صفا که دیروز رئیس جمهور به آنجا سفر کرده است.
وضع بی مثال: در گذشته به معنی خیلی با حال بود، ولی در حال حاضر به معنی ضایع و ناجور نیز به کار می رود.
خداوندا: ای خداوند! ای خدا! معمولا وقتی دست آدم به هیچ جا بند نمی شود، از خداوند درخواست می کند که به او کمک کند. خداوند: آفریننده جهان، خالق هستی که معمولا از ایشان برای رفع کمبودهای دولت هم استفاده می شود.
زوال: نابودی، از بین رفتن، مثال: یک سد درست می کنیم و باعث نابودی یک اثر تاریخی که قرنها وجود داشت، می شود.

معنی: شیراز خیلی جای خوبی می باشد و وضع بی نظیری دارد و ای خدا، کاری کن که در اثر این رفت و آمدها و افتتاح سد و این چیزها از بین برود.
تفسیر: خدایا! عجب گیری کردیم، یک شهر تروتمیز داشتیم که فقط یک سد سیوند کم داشت که دچار زوال شود.

به شیراز آی و فیض روح قدسی
بجوی از مردم صاحب کمالش

آی: بیا، تشریف بیار، بیا دیگه، « آی» به جای « آخ» و « اوف» در هنگام خوردن ضربه به کار می رود. « آی» در اینجا به نوعی دعوت کردن همراه با درد و فشار گفته شده است.
فیض روح قدسی: معادل همان « هاله نور» و « معجزه هزاره سوم» است.
بجوی: جستجو کن، بگرد، تعقیب و مراقبت کن، کار اطلاعاتی کن.
صاحب کمال: گروهی از نخبگان و فیلسوفان و روشنفکران که بعدا اعتراف می کنند که جاسوس دشمن بودند و از فریدام هاوس یا بودجه نجس هلندی استفاده می کردند.

معنی: اوی! ای آقوی هاله نور! لطفا به شیراز بیایید و همزمان با آمدن تان حتما سعی کنید که روی نخبگان این شهر کار اطلاعاتی مناسب انجام دهید، تا مشکل گرانی مسکن هم کمتر شود.

که نام قند مصری برد آن جا؟
که شیرینان ندادند انفعالش

قند مصری: همان شیرینی دانمارکی سابق است که در آن زمان به آن قند مصری می گفتند، اما بعد از اینکه کاریکاتوریست روزنامه الاهرام مصر تعدادی کاریکاتور موهن کشید، اسمش را عوض کردند و گذاشتند شیرینی دانمارکی. البته قند مصری در گذشته به کسانی که در ایران مردم از آنها بدشان می آمد، ولی در مصر قهرمان ملی این کشور بودند هم گفته می شد.
شیرینان: کسانی که خودشیرینی می کنند. مجموعه ای از طرفداران دولت که خیلی موجودات شیرینی هستند، در زمان حافظ مثل برادر یا خواهر « شاخ نبات» و در زمان حاضر مثل برادر زری بافان و خواهر شمسی پهلوون و غیره، معمولا این شیرینان کارشان این بود که یا هاله نور می دیدند یا احساس معجزه می کردند.
انفعال دادن: ترتیب دادن، حال طرف را گرفتن، پوز زدن، مخش را در فرقون تیلیت کردن، دهان سرویس کردن.

معنی: چه کسی از عناصر معلوم الحال طرفداری از کاریکاتوریست های موهن کرده بود که طرفداران دولت حالش را نگرفتند؟
توضیح تاریخی جغرافیایی: ظاهرا در آن زمان هم یک عده ای دور و بر شاه شجاع و بقیه حکام شهر بودند که هر کسی حرف می زد، خودشان را شیرین می کردند و پوز طرف را می زدند.

صبا زان لولی شنگول سرمست
چه داری آگهی؟ چون است حالش؟

صبا: یک باد خنک که رایحه خوش خدمت هم از آن احساس می شد. در گذشته نام یک خبرگزاری هم بود، مثل « ایرنا» و « ایسنا» و « ایلنا» که فقط خبرهای دولتی را می دادند و نام « صبا» به عنوان مخفف« صادرات باد ایران» یا موسسه ای که خبرها را در جهت باد صادر می کرد، آورده شده است.
لولی شنگول سرمست: همان « م.ش.نگ» خودمان است که در گذشته ظاهرا یک جوان شهرستانی بود که زیادی قاط می زد و دائما هم به دنبال دادن خبرخوش بود.
آگهی: خبر، تبلیغات ریاست جمهوری، اطلاعاتی که از طرف دولت به مطبوعات بدهند و چاپ کنند.

معنی: ای خبرگزاری عزیز! لطفا کلیه اخباری را که از سفر اخیر ریاست محترم و شنگول و م.ش.نگ( منتخب شورای نگهبان) کشور دارید، زودتر همراه با عکس و اطلاعات لحظه به لحظه و گزارش و غیره منتشر کنید.
تفسیر: اصولا دادن اخبار تبلیغاتی سفر انواع موجودات مشنگ به شهرستانها برای کاهش گرانی ها و مبارزه با استکبار جهانی و افزایش حقوق معلمان لازم است.

گر آن شیرین پسر خونم بریزد
دلا چون شیر مادر کن حلالش

شیرین پسر: ناز پسر، مشنگ جان، خوشگل پسر، عزیز دل بابا، شیرین بابا، جیگر جان.
شیر مادر: نام نوعی شیر و پودر شیر که قبلا کارخانه بیسکویت مادر برای اطفال پخش می کرد و به جای شیرمادر همراه با سرلاک استفاده می شد.

معنی: در اینجا شاعر شدیدا بحران مالی و شغلی پیدا کرده و بکلی زده زیر همه چیز. فاطمه رجبی در همین رابطه گفت: « اگر صد بار هم از این تحفه الهی بگویم کم گفته ام.» الهی درد و بلای خودت و همه آشناهات بخوره توی سر من و بچه هام و شوهرم.

مکن از خواب بیدارم خدا را
که دارم خلوتی خوش با خیالش

از خواب بیدار کردن: یکی از کارهایی که مردم زیاد دوست ندارند و شاعر هم در آن مورد هشدار داده است.
خلوت خوش: محلی که در آن رایحه خوش صادر و تصمیم خبر های خوش گرفته می شود.
خیال: برنامه هایی که قرار است در پنجاه سال آینده در مورد انرژی هسته ای و قله های علمی و غیره اجرا شود.

معنی: خدای عزیز! اینجانب دارم تصور می کنم که با دوستان شیرین داریم به قله های پیروزی و افتخار می رسیم، لطفا تا اطلاع ثانوی مرا از خواب بیدار نکن.
تفسیر روانشناختی: یکی از بهترین حالات برای آدمها آرمانگرایی که قصد مدیریت جهان را دارند، ولی بلد نیستند کفش و جوراب خودشان را مدیریت کنند، این است که در میان دوستان شهرستانی و خارجی مورد تشویق قرار بگیرند، اما مجبور نشوند از خواب بیدار شوند.
توضیح روانشناختی: این شعر نشان دهنده وجود سندرومی به نام سندروم استکهلم، ترکیبی از مالیخولیا و پارانویا و حالت مانیا دپرسیو در شاعر است.

چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر
نکردی شکر ایام وصالش؟

هجر: دور شدن، فراق، فاصله افتادن با چشم انداز بیست ساله، از وضع مناسب دور شدن و تا گردن در جای بد گیر کردن.
ایام: دوران، روزگار، دوره، عهد. مثال در جمله: « در ایام احمدی نژاد پدرشان بیرون رفت و مادرشان ازدواج کرد و برای خواهرشان نامزد پیدا شد.»
وصال: نزدیک شدن، به هم رسیدن، رفتن بالای قله، چسبیدن، وصل شدن، مثل سریش آویزان شدن.

معنی: ای دوست عزیز! تو که می ترسیدی به این وضع گرفتار شوی، برای چی انتخابات را تحریم کردی و فرق احمدی نژاد و خاتمی را نفهمیدی؟
هشدار بهداشتی: موقع انتخابات بعدی مواظب باشید شصت پای تندروهای راست توی چشم رادیکال های چپ تان نرود که بعدا خودتان ا لعن و نفرین کنید که این چه غلطی بود کردیم.

سه شنبه 21 فروردین ماه سال 1386
تجاوز بر پلنگ تیزدندان ( طنزی از ابراهیم نبوی)
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 1:31 PM

اولا که من هرچه کردم نفهمیدم چه اتفاقی افتاده است که باید جشن هسته ای بگیریم، البته نفس جشن گرفتن برای مردمی که دائما در حال عزاداری هستند، بسیار چیز خوبی است، ولی چه اتفاقی افتاده که قبلا نیفتاده بود؟ قبلا همین مقدار سانتریفیوژ فعال بود، داشت کارش را می کرد و قرار بود اضافه شود. حالا چه چیز جدیدی اتفاق افتاده است؟ البته از این ماجرا دو نتیجه می شود گرفت: اول اینکه اگر در این دنیا با قلدری پیش برویم کسی جرات ندارد نگاه چپ به ما بکند. دوم اینکه: شاهنامه آخرش خوش است. من که ته دلم روشن نیست، حالا می گوئید آدم ترسویی هستم، اشکالی ندارد، ولی این دنبکی که زده می شود، فردا صداش بدجوری درمی آید. البته یک احتمال هم وجود دارد و آن اینکه برخلاف آنچه من فکر می کنم دنیا دست یک مشت ببوی گاگول است که ما مثل آب خوردن سرشان را کلاه می گذاریم و کار خودمان را می کنیم.

خبری که همه می دانستیم

امروز بالاخره همان خبری که صد و هفتاد و سه هزار و دویست و چهل و دو بار اعلام شده بود و همه می دانستند، دوباره اعلام شد. جشن هسته ای برگزار شد و دادار دودور راه افتاد که ما وارد یک مرحله ای شدیم که قبلا نشده بودیم. آقای سعیدی مسوول امور بین المللی سازمان انرژی اتمی گفت: « این که ادعا می شود ورود به مرحله صنعتی غنی سازی به معنای نصب 3 هزار سانتریفیوژ است، صحت ندارد. ما در آستانه تولید صنعتی غنی سازی قرار گرفتیم... وی از اعلام تعداد سانتریفیوژهای نصب شده خودداری کرد.» آقازاده هم ضمن تشکر از کلیه دولت های سابق و لاحق، بحصوص دولت احمدی نژاد، گفت: « به تولید انبوه سانتریفیوژ و آغاز تولید صنعتی دست یافتیم.» یعنی اینکه قرار است تولید صنعتی را آغاز کنیم، بعدا چه می شود؟ ایران می تواند سوخت اتمی تولید کند. بعد از اینکه سوخت اتمی تولید کردیم چه می شود؟ پولدار می شویم و درآمدمان زیاد می شود. بعدا چه می شود؟ بعدا دو حالت دارد؛ یا یک دولتی داریم که بلد است کشور را اداره کند یا دولتی مثل دولت احمدی نژاد داریم که هرچه بیشتر پول دستش می دهی، زندگی ات بدتر می شود. پس نتیجه می گیریم که انرژی هسته ای خیلی چیز خوبی است و انشاء الله با این خبر خوش قطعنامه های سازمان ملل همه بایگانی می شود و از جنگ هم خبری نمی شود، آمریکایی ها هم از خلیج فارس می روند و خاورمیانه هم می افتد دست همین دولت هایی که هست و به خوبی و خوشی و در کمال عدالت و آزادی، همان طوری که تا پنج سال قبل جمهوری اسلامی و طالبان و صدام در بهشت خاورمیانه زندگی می کردند، به زندگی ادامه می دهیم، به امید آن روز

مهرورزی و گریه خوشحالی
ادامه خبرها: در جشن هسته ای امروز احمدی نژاد از خوشحالی خبری که خودش داده بود، گریه اش گرفت. سووال: چرا گریه کرد؟ جواب: چون بعد از دو سال احساس می کرد موفق شده است که یک کاری انجام دهد. علی لاریجانی هم گفت: « ایران امروز چرخه سوخت خود را کامل کرده و اگر غربی ها مایل به تفاهم با ایران هستند، وقت آن است.»، احمدی نژاد هم که خودش می داند که این کار در خدمت چیست، گفت: « تولید سوخت هسته ای ایران در خدمت گسترش صلح جهان است.» آقامحمدی هم گفت: « هیچ مساله ای در مذاکرات تابو نیست. پیام صلح و دوستی خود را به دنیا اعلام می کنیم.» متکی هم که بالاخره در یک جشن دعوت شده بود و قرار نبود نامه ای برای کسی ببرد، گفت: « روز 20 فروردین روز تجلی اراده ملت ایران در موضوع هسته ای است.» البته، به یک نکته توجه کردید یا نه؟ در این جشن هسته ای تقریبا هیچ کدام از بزرگان کشور و آدم حسابی ها کسی حضور نداشت. آمریکا اعلام کرد: « ایران به سرپیچی از خواست جامعه بین المللی ادامه می دهد.»، رویترز گفت: « احتمالا این خبر خشم غرب را برخواهد انگیخت.» بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل هم از ایران خواست به درخواست شورای امنیت تمکین کند.

چند نتیجه گیری اخلاقی از جشن هسته ای:
اول: این معادله دو طرف دارد، یا جهانیان در آن پیروز می شوند که می زنند مملکت مان را نابود می کنند، یا دولت ایران موفق می شود که می زند پدر ملت ایران را در می آورد.
دوم: ما نفت و گاز داریم، ولی آزادی و عدالت نداریم، از این به بعد نفت و گاز و انرژی هسته ای خواهیم داشت و آزادی و عدالت نداریم.
سوم: اگر قرار باشد مثل امروز که نفت صادر می کنیم و بنزین وارد می کنیم، از فردا قرار باشد نیروگاه هسته ای داشته باشیم و غنی سازی هم بکنیم، و دائما هم ریش مان دست پوتین باشد، چه اتفاقی می افتد؟
چهارم: به قول دائی جان ناپلئون: مشکل این قمر این نیست که نفخ دارد، مشکلش این است که عقل ندارد، حالا ما یک قمر داریم که هم نفت دارد، هم گاز و هم انرژی هسته ای، ببین چه سروصدایی از این قمر صادر بشود.

تجاوز بر پلنگ تیز دندان
داستان ملوانان انگلیسی هم داستانی شده است. به دنبال مصاحبه 200 هزاردلاری « فی ترنی» ملوان زن انگلیسی با رسانه های بریتانیایی که در آن گفته است: « می ترسیدم به من تجاوز کنند... ایرانی ها من را مجبور کرده بودند لباسهایم را دربیاورم.» وزیر دفاع انگلیس سریعا عرض سابقش مبنی بر آزادی فروش خاطرات ملوانان به زسانه ها را درز گرفت و گفت: « نیروهای بازداشتی دیگر حق فروختن خاطرات خود را ندارند.» یک ساعت قبل از صدور این دستور، ما با فی ترنی مصاحبه ای انجام دادیم که سیصد هزار دلار آب خورد، ولی می ارزید. به این مصاحبه دقت کنید.

ما: چطور شد شما را دستگیر کردند؟
فی( چون ایرانی هستیم با ما ندار شده و با اسم کوچک همدیگر را صدا می زنیم): ما داشتیم توی آب می رفتیم یک دفعه دیدیم به طرف ما حمله کردند، اول فکر کردیم ایتالیایی هستند، چون پرچم شان مثل ایتالیایی ها بود، ولی برعکس زده بودند، به همین دلیل...
ما: چطور فهمیدید که ایتالیایی نیستند؟
فی: وقتی با آنها انگلیسی حرف زدیم و دیدیم که به جای حرف زدن با دست هایشان با چشم و ابروی شان حرف می زنند، حدس زدیم ایتالیایی نیستند...
ما: پس مطمئن نبودید که ایتالیایی نیستند؟
فی: نه، به نظر ما ایتالیایی بودند، تا اینکه ایرانی ها توضیح دادند که ایتالیایی ها خیلی وقت است از جنگ رفته اند، بعد ما متوجه شدیم که ایرانی هستند.
ما: چرا در مقابل آنها مقاومت نکردید؟
فی: چون خیلی با خشونت به ما گفتند که باید تسلیم بشویم. ما هم دیدیم خشن هستند، با هم تصمیم گرفتیم برویم ببینیم ایران چه جوری است، راستش را بخواهید من دلم می خواست اصفهان را هم ببینم.
ما: مگر شما اسلحه نداشتید، چرا هیچ مقاومتی نکردید؟
فی: راستش را بخواهید برخوردشان جوری نبود که آدم بخواهد جنگ کند، ضمنا آنها از ما دور نبودند و نمی شد به آنها تیراندازی کرد، می ترسیدیم جنگ بشود و بزنیم همدیگر را بکشیم.
ما: در تهران چطور بود؟
فی: خیلی سخت بود، اول اینکه من را از بقیه جدا کردند، چون گفتند زن هستم و بقیه مرد هستند، من اعتراض کردم و گفتم که چرا من را جدا می کنید، آنها را جدا کنید، آنها هم همین کار را کردند، یعنی آنها را جدا کردند.
ما: کجا زندانی شدید؟
فی: نمی دانم، ولی سلول انفرادی بود و ما را برای بازجویی می بردند.
ما: چطور شد شما را لخت کردند؟
فی: به من گفتند لباس ات را دربیاور، من گفتم نه اول شما لباس تان را در بیاورید، بعد من.
ما: بعد چی شد؟
فی: آن خانم فکر کرد من لزبین هستم، به همین دلیل به من گفت مگر تو بچه نداری، خاک بر سرت!
ما: از کجا فهمیدید می خواهند به شما تجاوز کنند؟
فی: شب خوابیده بودم که صدای ریختن چیزی مثل چای در لیوان آمد، بعد در باز شد و یک نفر به من چای داد، معمولا وقتی کسی در زندان به من چای می دهد، احساس می کنم ممکن است به من تجاوز کند.
ما: آیا به شما گفته بودند که ممکن است اگر اسیر شوید به شما تجاوز کنند؟
فی: بله، گفته بودند، ولی زیر حرف شان زدند، ظاهرا ایرانی ها در جریان نبودند.
ما: بازجویی ها چطور بود؟
فی: خیلی بد، چشم من را می بستند، و من دائما فکر می کردم می خواهند به من تجاوز کنند، بعد می پرسیدند ماموریت تان چیست و بدون هیچ تجاوزی برمی گرداندند زندان.
ما: آیا شما را تهدید به مرگ هم کردند؟
فی: بله، یک روز دیدم یک نفر دارد با من ور می رود، آمدم بغلش کنم، دیدم یک زن است، گفتم چیه؟ هیچ چیز نگفت، فقط مرا اندازه گرفت، اندازه قد و دور کمر و این جور جاها، من فکر کردم حتما می خواهند مشحصات مرا به مسوولین تجاوزشان بدهند تا ببینند من برای تجاوز مناسب هستم یا نه، ولی بعدا فکر کردم ممکن است بخواهند برای من تابوت درست کنند، ولی آخرش معلوم شد می خواهند برای من لباس بدوزند.
ما: وقتی جلوی دوربین می رفتی چه احساسی داشتی؟
فی: خیلی بد بود، وقتی دوربین را دیدم مطمئن شدم می خواهند جلوی دوربین به من تجاوز کنند و فیلم پورنو بسازند، ولی می دانستم ایرانی ها فیلم پورنو تولید نمی کنند، ولی بعدا متوجه شدم که این هم دروغ است و فقط می خواهد از ما اعتراف بگیرند.
ما: بدترین چیزی که در خاطرتان هست چیست؟
فی: روز آخر بود، یکی آمد در زد، من فورا خودم را برای تجاوز آماده کردم، گفت: لباس ات را بپوش برویم. گفتم: بپوشم یا در بیاورم؟ گفت: می خواهیم برویم پیش رئیس جمهور. گفتم: نه، اون نه، نمی شود پیش یکی دیگر برویم؟ گفت: نمی خواهی آزاد بشوی؟ گفتم: پس تجاوز چه می شود؟ چیزی نگفت.
ما: اگر به شما تجاوز کرده بودند چه می کردید؟
فی: داستانش را یک میلیون پاوند می فروختم.


ذوالقدر: دیدید رفتم و برگشتم
چشم شان کور، دنده شان نرم، همین است. فکر می کنند ایرانی ها هم همین طوری هستند که مثلا یکی را ممنوع السفر کنند، طرف بنشیند توی خانه و زانوی غم بغل بگیرد، اصلا از این خبرها نیست، از فردا از روی لیست سازمان ملل همه با هم سفر به دور دنیا. در پی سفر ذوالقدر، معاون وزیر کشور که سفرش براساس قطعنامه سازمان ملل ممنوع شده است، به مسکو، این کشور توضیح داد که « سفر معاون وزیر کشور ایران به روسیه ناقض قطعنامه شورای امنیت نبود.» البته قرار شده که همه افراد لیست بعد از سفر و موقعی که مطمئن شدند که برگشته اند خبرش را اعلام دارند.

پس از چهار سال
احمدی نژاد چهار سال اش تمام شد، از دستشویی بیرون آمد و گفت: اگر کسی می خواد من دیگه کاری ندارم

جمعه 17 فروردین ماه سال 1386
فال امروز
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 1:01 PM

چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را

غبار خـــاطری از رهگــذار مــا نرســـــــد

جمعه 10 فروردین ماه سال 1386
بهار
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 01:05 AM
چهارشنبه 1 فروردین ماه سال 1386
حاجی هسته ای
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 09:08 AM