مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 29 اسفند ماه سال 1385
نوروز باستانی بر شما فرخنده باد
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 10:15 AM
سه شنبه 22 اسفند ماه سال 1385
کلاه هسته ای
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 10:31 AM
سه شنبه 22 اسفند ماه سال 1385
هاله در شورا
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 10:28 AM

 

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com

من برای دفاع از حقوق هسته ای ایران خودم به شورای امنیت می روم. محمود هسته ای با طرح ابتکاری اش تمام جهان را در شگفتی فرو برد. مجریان رسانه های خبری جهان در هنگام پخش خبر نمی توانستند جلوی خنده شان را بگیرند. آگاهان سیاسی بعد از خواندن خبر دست به تلفن بردند و از دوستان شان پرسیدند: این یارو راست می گه که می خواد توی جلسه شورای امنیت شرکت کنه.

از راه نیویورک به کاراکاس
خلاصه اهم این خبر: به دنبال اعلام تمایل احمدی نژاد برای سفر به نیویورک، آگاهان احتمال دادند که وی هوم سیک شده و می خواهد وسط راه سری هم به کاراکاس بزند. با این حال اگرچه اعضای شورای امنیت از تصمیم احمدی نژاد شگفت زده شدند، اما مخالفت نکردند. نماینده چین گفت: « بسیار خنده دار است اگر او بیاید، بویژه در شرایطی که پذیرش قطعنامه( ضد ایرانی) در دستور کار شورای امنیت است.» نماینده چین گفت: « احمدی نژاد بی معناست.» با این وجود احمدی نژاد با سفیر چین تماس گرفت و گفت: حالا شما موافقت کنید ما بیاییم، اگر خندیدید هم ما چیزی نمی گیم. نماینده روسیه نیز گفت: « این موضوع عجیب و جالب است.» نماینده آمریکا هم گفت: « تا حالا درخواست ویزا ندیده ایم، بنابراین نمی توانم بگویم چگونه امکان پذیر است.» در همین حال محمد محمدی، رئیس کمیته روابط خارجی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، ضمن انتقاد از سفر احمدی نژاد به نیویورک گفت: « حضور احمدی نژاد در شورای امنیت متناسب با شان و جایگاه رئیس جمهوری نیست.» آگاهان توضیح دادند که دیگر موضوع شان رئیس جمهور منتفی شده و مساله ای نیست. محمدی گفت: « حضور روسای جمهور در زمانی که پرونده همان کشور مطرح است، معمول نیست، این حضور از موضع ضغف است و تاثیر گذار نیست.» همچنین زیبا کلام در این مورد گفت: « این تصمیم حکایت از آن دارد که احمدی نژاد نه وزیر خارجه اش را قبول دارد، نه نماینده ایران در سازمان ملل و نه رئیس شورای امنیت ملی و این بدعتی است که نتایج منفی دارد.» اما به نظر می رسد درست ترین نظر را کاظم جلالی داده است و گفته است: « قطعنامه شورای امنیت علیه ایران به زودی صادر می شود.»

هاله در شورا
الف نون: حاج آقا! اینها می گن که قطعنامه صادر می کنند، ولی ما یک طرحی داریم که به حول و قوه الهی در آنجا حاضر می شیم و جلوی صدور قطعنامه رو همون طور که تا به حال نگذاشتیم عملیاتی بشه می گیریم. ما برای عزت مسلمین فکر کردیم در جلسه شرکت می کنیم، من روبروی نماینده چین و روسیه می نشینم و خیره می شم به چشماشون، و یک طوری به اون ها می رسونم که چقدر پول دادیم، با همین دست هام حالت شمردن پول رو می گیرم که خجالت بکشن و اینها شرمنده می شن و یک وتویی چیزی می گیریم و این یک معجزه ای است. من در تمام مدت نگاه می کنم به چشم نماینده روسیه و زیر لب می گم نیروگاه بوشهر، نیروگاه بوشهر، به چشم چینی ها هم نگاه می کنم و می گم، ایران اویل ایران اویل. اون ها دیگه خودشان می فهمند. البته باید مستقیم به چشم اونها خیره شد که بیدارشون کرد. البته آفریقای جنوبی هم در جلسه هست که اجداد اونها از نسل بلال حبشی هستند، و من وسط جلسه یک اذان رو شروع می کنم که اونهان هم یادشون بیاد و این خودش مقدمه ای است و اگر رای دادند به نفع ما که فبها، اگر ندادند هم ما با ایرانیانی که در نیویورک و آمریکای لاتین تشنه پیام اسلام هستند ملاقات می کنیم.

حضور آلت جرم در محل واقعه
چرا اگر احمدی نژاد در جلسه شرکت کند، شورای امنیت قطعا علیه ایران قطعنامه صادر می کند؟
اول: برای اینکه طرف اصل جنس است و حضورش نشان دهنده خطر است.
دوم: برای اینکه اگر احمدی نژاد در جلسه حاضر باشد، دیگر هیچ توضیحی از طرف دیپلمات های کارکشته برای اینکه ایران مقاصد صلح آمیز دارد، با دیدن احمدی نژاد بی ثمر می ماند.
سوم: وجود احمدی نژاد در جلسه خودش نوعی ارائه آلت جرم در محضر دادگاه است.
چهارم: اگر احمدی نژاد در جلسه نباشد، ممکن است اعضای شورا به نوعی دچار فراموشی شده و موقع تصویر کردن ایران یاد داریوش و کورش و مصدق و خاتمی بیفتند و کمی در صدور قطعنامه شدیداللحن تعلل کنند.

مجمع تشخیص مصلحت
اصولا یکی از خوبی های جلساتی که در سطح سران کشور برگزار می شود، این است که آدم متوجه می شود، موضوع یک چیز دیگری است و موضوع اینکه هست، نیست. جلسه مجمع تشخیص مصلحت برگزار شد و طی این جلسه آیت الله خامنه ای گفت: « ترکیب مجمع تشخیص مصلحت مجموعه ای از نخبگان با گرایش های مختلف و مسوولان سه قوه است.»، « در مواقع لزوم مصلحت ها به ارزشها خدشه وارد نکند و موانع خودساخته در مسیر حرکت پرشتاب جامعه بوجود نیاید.»، « کشور در شرایط بسیار خوب و در مسیر تحرکی فوق العاده قرار دارد و نشانه های تاثیر حرکت ملت ایران در جهان نیز مشهود است.» هاشمی رفسنجانی هم از رهبر تشکر کرد و گفت: « حضور افراد صاحب نظر و علاقمند به نظام در مجمع فضایی کارشناسانه و به دور از گرایش های سیاسی در این نهاد مهم بوجود آورده است.» در پایان جلسه آقای رفسنجانی از همکاری خوب دولت با مجمع تشکر کرد.
نتیجه گیری اول: در حال حاضر بین دولت و مجمع درگیری وجود دارد.
نتیجه گیری دوم: مجمع و دولت می خواهند به نحوی رهبری را به رخ طرف مقابل بکشند، اما ماجرا برعکس شده است.
نتیجه گیری سوم: گرایش های مختلف در مجمع وجود دارد، یعنی در انتخابات جدید گرایش های مختلف را در مجمع از بین بردیم.
نتیجه گیری چهارم: هاشمی تشکر کرد یعنی هاشمی نشان داد که با همه این موارد من هستم.
نتیجه گیری پنجم: رهبری از هاشمی تشکر کرد، یعنی رهبری به هاشمی گفت: دیدی!..

پوتین بن ذی الجوشن
بدبختی است، موقعی که نوبت بقیه بود، همه شان حضرت عباسی بودند، نوبت به اولیاء که رسید آسمان تپید و پوتین شد شمربن ذی الجوشن. ظاهرا داستان پول نیروگاه بوشهر یک طرف ماجراست، تا به حال باید آمریکا را راضی می کردیم تا روسیه نیروگاه بوشهر را بسازد، حالا راضی کردن این یکی به این سادگی ها نیست. آقازاده، مردی که از کوپن شروع کرد و به اورانیوم رسید، گفت: « روس ها درباره نیروگاه بوشهر سیاسی کاری نکنند.»، پوتین هم نه گذاشت و نه ورداشت، صریح و پوست کنده گفت: « اول تعلیق، بعد بوشهر». شیرزاد هم به عنوان نماینده سابق و کارشناس انرژی هسته ای گفت: « روس ها تا جایی که امکان دارد، ساخت نیروگاه بوشهر را به تعویق می اندازند تا درآمد بیشتری کسب کنند.» اما خبر بامزه تر، روندی است که در روسیه همزمان با چپ گرایی بین المللی آغاز شده است. اعلام شد که با کشته شدن تعدادی از خبرنگاران در روسیه در حالت های عجیب و غریب مانند سقوط از پنجره، تصادف با دوچرخه، افتادن از روی شاخه درخت، سکته به دلیل استفاده از تیغ موکت بری، دموکراسی در این کشور به سوی دیکتاتوری می رود.

اقتصاد متعلق به چیز است
البته یک راه مهم برای برون رفت از بحران اقتصادی دولت احمدی نژاد وجود دارد، من پیشنهاد می کنم این دولت مثل خاتمی تصمیم بگیرد آزادی مطبوعات را حمایت کند و به نویسندگان کمک کند و توجهش را معطوف به تولید موسیقی ایرانی کند، مطمئنا اگر این کارها را جدی بگیرد، کل مشکل اقتصادی ایران حل می شود. مشکل دولت احمدی نژاد این است که می خواهد با فاصله طبقاتی و گرانی مبارزه کند و طبیعی است که چنین دولتی روز بروز از نظر اقتصادی مشکل بیشتری پیدا می کند.

اصل 44 اجرا شود
وزیر رفاه که شنبه به وزارت نرسیده، یکشنبه دویست تا را اخراج و سه شنبه صد تا را با مینی بوس از ارادان وارد کرد، گفت: « فقط دولت احمدی نژاد می تواند اصل 44 را عملیاتی کند، چون هنوز تعلقاتی برای مدیران این دولت ایجاد نشده است.» مصری در کمال سرمستی و شادمانی گفت: « امسال هیچ فرد حمایتی زیر خط مطلق فقر نداشتیم.» آگاهان به مصری تبریک گفتند و دویست تا ماچش کردند. سعید لیلاز هم گفت: « انتقادات هاشمی به دولت به دو دلیل صورت می گیرد، اول به این خاطر که پس از انتخابات شوراها دیگر دولت پشتوانه مردمی ندارد، و دیگر وضع اقتصادی کشور که بخاطر اعمال دولت بسیار بد است.» فعلا هاشمی و احمدی نژاد دارند روی نیمکت به هم کمک می کنند و غلط های همدیگر را می گیرند و پاک کن به هم قرض می دهند، اما از زیر میز دارند لگد می زنند و خشتک همدیگر را جر می دهند، شمسی پهلوون هم آدامس می چسباند زیر هاشمی. از آن طرف نمایندگان مجلس و دولت قیمت بنزین را بالا بردند، اما فعلا جفت شان پشیمانند، وزیر مسکن هم اعلام کرده که « دولت برای کاهش قیمت مسکن در سال آینده راهکارهایی در نظر دارد.» راستش را بخواهید هروقت کسی اعلام می کند که راهکارهایی را در نظر دارد، من می فهمم قرار است یک بلایی سر ملت بیاید. البته همه خبرها به این بدی که می گویند نیست. وزیر اقتصاد که وسط جلسه از خواب پریده بود، گفت: « همه چیز خوب است.» وی تکرار کرد: « همه چیز خوب است، ... خوب است، ... خروپف، خر...و... پف»،

السانتریفیوژ، ماالسانتریفیوژ، و ما ادریک ماالسانتریفیوژ
این سانتریفیوژ فعلا مشکل اساسی کشور ماست. وقتی چرخ های سانتریفیوژ می چرخد، بقیه چرخها از کار می افتد، وقتی بقیه چرخها راه می افتد، سانتریفیوژها می ایستند. این سعید حجاریان هم گاهی مثل این عباس عبدی که از اوضاع مملکت خبر ندارد و از دور می گوید لنگش کن شده است. می گوید: « چرخ های سانتریفیوژ می چرخد، ولی چرخ اقتصاد از کار افتاده است.... ما در حالت صلح مسلح هستیم.» نوشته حجاریان را در مورد وضع کشور بخوانید، با وجود اینکه زیاد در جریان خبرها نیست، ولی گاهی اوقات چیزهای بامزه ای می گوید.

حالا چرا چای؟
رسول دیناروند، معاون غذا و داروی وزارت بهداشت، یکی از مهم ترین معضلات کشور را در آستانه احتمال وقوع جنگ، طرح سووال از دولت، قطعنامه جدید شورای امنیت، تصویب بودجه، سووالات اهانت آمیز در وزارت آموزش و پرورش و دزدیده شدن اصغر آقا( سردار عسگری سابق) مطرح کرد و گفت: « دولت به جای قند و شکر، خرما، کشمش و توت خشک را جایگزین می کند و با وجود گرانتر بودن آن، دولت برای حفظ سلامت پرسنل خود این هزینه ها را متقبل می شود.» آگاهان پرسیدند حالا چه اصراری است که به جای قند و شکر کارکنان دولت چیزی بخورند؟ وزارت بهداتش گفت: خب، نمی شود که چای را تلخ خورد. آگاهان گفتند: خب، چای را حذف کنید، ضرر چای که از ضرر قند و شکر بیشتر است. مسوولان وزارت بهداشت پرسیدند: پس چه چیزی به جای چای بخورند؟ پاسخ داده شد: صبح ها فرنی و شله زرد و عصرها کاهو و سکنجبین. این بهترین رژیم متناسب با رژیم است.

برادر عسگری پناهنده نشده، بلکه همسرشان 46 ساله است
داستان این برادر عسگری هم که دچار غیبت صغری شده است، فعلا نقل محافل است. همسر سردارعسگری گفت: « اسرائیل یا آمریکا عسگری را دزدیده اند»، خانواده عسگری امروز به سفارت ترکیه رفتند. معلوم نیست اگر سردار عسگری را آمریکا و اسرائیل دزدیده اند، چرا خانواده ایشان به سفارت ترکیه مراجعه کرده اند؟ خانواده عسگری گفتند که « معاون وزیر دفاع سابق ایران( منظور دوران خاتمی است، پنج مرتبه) پناهنده نشده است.» و توضیح دادند که این سردار در هتل جیران اقامت داشته و نام هتل که قبلا گیلان و جیلان و قیلان ذکر شده در حقیقت همان جیران بوده. از طرف دیگر یکی از منابع ناآگاه و احتمالا سوراخ، اعلام کرد که « علیرضا عسگری ربوده شده، به پایگاه اینجرلیک در ترکیه منتقل و به یکی از مقرهای پنهانی سیا برده شده است... تمام تلاش آنها برای انتقال وی به ابوغریب و گوانتانامو و گرفتن اعتراف از وی جلوی دوربین تلویزیون است.» به نظر می رسد منبع مذکور احتمالا حسن شایانفر یا حسین شریعتمداری است، چون فقط به عقل کامل این دو تا نابغه می رسد که ممکن است سیا یک سردار سپاه را جلوی دوربین بیاورد و به اعتراف وادار کند و مردم دنیا هم بنشینند و چنین مزخرفاتی را ببینند و باور کنند. البته ما برای این برادر عزیز که عکسش امروز منتشر شد و شبیه کسانی بود که احتمالا در حال حاضر در آلمان هستند، آرزوی سلامت می کنیم. راستی گفتم آلمان، خبر داده شد که شهرام جزایری فعلا در فرانکفورت است. دلم می خواهد اگر این طرف ها بود پیدایش کنم و یک مصاحبه درست و حسابی با او بکنم. با مزه می شود.

تلویزیون اصلاح طلبان و بی بی سی
آقا این بی بی سی شاهکاری است. قرار است بسرعت تلویزیون فارسی راه بیندازد و قطعا این کار را خواهد کرد، اما قول می دهم تا زمانی که من و سایرین قدرت بینایی و شنوایی داریم، چنین تلویزیونی راه نمی افتد. فعلا بی بی سی دارد نظر سنجی می کند و می خواهد ببیند که اگر تلویزیون راه انداخت و رنگ میزهای دفتر کار مشکی بود، دیوارها چه رنگی بشود؟ در همین حیص و بیص آقای میم ت. مدینه گفت و همگان را دچار سوزش نمود، آقای مصطفی تاج زاده گفت: « اصلاح طلبان باید تلویزیون ماهواره ای راه می انداختند.»

راست ها به چپ، چپ ها به راست
همزمان با متهم شدن میشل باشله، رئیس جمهور سوسیالیست شیلی به فساد، خویشاوند سالاری و سقوط منحنی رشد اقتصادی، وی مسوول اغتشاشات و آشوب های اجرای سیستم جدید حمل و نقل عمومی است و گفته می شود محبوبیت وی کاهش چشمگیری داشته است. منظور این است که یک چیزی است مثل احمدی نژاد، منتهی یک کمی خوشگل تر و ربطی به چی توز و پفک و بهانه نمکی ندارد. از طرف دیگر رهبر مخالفان دولت زیمبابوه مورد ضرب و شتم قرار گرفت و قرار شد غلط کند. حضرت آیت الله محمد رضا حکیمی ادام الله ظله اعلام کرد: « مرگ کاسترو فاجعه بشری است.»

ماست دارای انرژی هسته ای است
براساس آخرین اخبار، یکی از هموطنان که از مراسم استقبال از ریاست محترم جمهوری در یکی از شهرستانها برمی گشت و برای اولین بار در چنین مراسمی شرکت کرده بود، در پاسخ به این سووال که شعار مراسم چی بود، اظهار داشت والله نفهمیدم، ماست حق مسلم انرژی هسته ایه ، حق مسلم انرژی هسته ای ماسته، حق داریم از ماست انرژی هسته ای بگیریم ، حق مونه از انرژی هسته ای ماست بگیریم ، انرژی مون ماست شده یا ماست مون انرژی داره ، هسته مون ماست داره، یا ماستی مون هسته داره، انرژی مون حق داره هسته دار باشه ، یا هسته مون حق داره انرژی داشته باشه، ماست مون حق داره، حق مون ماست داره، مسلما ماست مون حقه، حق مون هم مسلما ماسته.... وی پس از مدتی به بیمارستان انتقال یافت.

چند خبر زیر این هفت آسمان
احمد توکلی که تا قبل از این یک چیزهای دیگری می گفت، اعلام کرد: « دولت فعلی پاک پاک نیست.» قرار است برادر توکلی را هفته بعد بیندازند جلوی شمسی پهلوون که بخوردش تا دیگر از این نظرات هولناک ندهد. یک آقایی به نام سقای بی ریا که از مسوولان دفتر ریاست جمهوری است و اسمش به آدم یادآوری می کند که حتما یک مشکلی در کار اوست، گفت: « سفر احمدی نژاد به قم دستاورد های خوبی داشت.» بر اساس اخبار واصله از اداره راهنمایی و رانندگی که در طول شش ماه گذشته دائما آمار می دادند که میزان تصادفات به نصف و 60 درصد رسیده و فلان و بهمان شده، دیروز اعلام شد که « در ده ماه اول امسال، 24 هزار نفر در تصادفات رانندگی جان خود را از دست داده اند.» یعنی میزان تصادفات حدود کمتر از نیم درصد کاهش داشته است. از طرفی وزیر علوم اعلام کرد: « حتی یک دانشجو بخاطر انتقاد از رئیس جمهور احضار نشده است.»، آگاهان توضیح دادند که اکثر این بازداشتی ها بخاطر اهانت به دربان دانشگاه یا وزیر احضار شده اند و اگر کسی به رئیس جمهور اهانت کند به این سادگی نیست که فقط بازداشتش کنند. خبر داده شد که بالاخره بعد از پنج سال « هم میهن» و « شرق» رفع توقیف و کرباسچی تبرئه شده است. اما همین امروز اعلام شد که شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده فعلا زندانی خواهند ماند. این خط این نشان، اگر رفقای شادی و محبوبه سریعا کاری نکنند، اینها را سه چهار ماهی آن تو نگه می دارند

پنجشنبه 17 اسفند ماه سال 1385
احمدی نژاد زیر آرواره های کوسه
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 6:52 PM

 

 "کوسه" بازگشته است و آماده است که رئیس جمهور را بدرد. "کوسه" لقب رئیس جمهور سابق، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، 73 ساله است. مردی سالخورده که صورتش چروک خورده ولی هرگز درهم نشکسته است. در سال 2005 آماده به دست آوردن شغل قبلی اش بود که دو دوره پیاپی تا سال 1997 به آن پرداخته بود. محمود احمدی نژاد 51 ساله، فردی گمنام اما تازه نفس، در انتخابات او را شکست داد. رفسنجانی که به نظر می رسید آماده بازنشستگی است، در یک قدمی بازگشت بزرگش بعد از شکست سنگین در انتخابات مجلس در سال 2002، متوقف شد. باتجربه ترین سیاستمدار جمهوری اسلامی، رقیب بزرگ رهبر، و متهم به بی انضباطی های مالی است که رئیس جمهور مورد حمایت پاسداران وعده مبارزه با آن را داده بود، او در انتخابات پیروز نشد. او میدان را برای تازه وارد خالی کرد و یا به گفته بعضی از ایرانی ها، طناب دار را به گردنش آویخت.

حالا چوبه دار آماده است و رفسنجانی خودش را برای ضربه نهایی آماده می کند. سلاح مرگبار برای "رئیس جمهور پاسداران"، وضعیت اقتصادی است که احمدی نژاد وعده داده بود که قصد دارد ساده زیستی انقلابی را بازگرداند و به امتیازهای ویژه پایان بدهد و پول نفت را بر سر سفره فقرا بیاورد. جنگ صلیبی که احمدی نژاد به راه انداخت، بعد از بیست ماه اظهارات توهین آمیز و اصلاحات ناچیز، باعث نارضایتی شده است. رکود اقتصادی که از اقدامات اقتصادی رئیس جمهور به وجود آمده ، باعث شده است که قیمت ها سربه فلک بگذارد و سود سالانه که در قالب سوبسید ها و مبلغی که بین شرکت هایی که در امور دولتی همکاری می کردند، قطع بشود.

افت قیمت نفت خام، خطر را برای اقتصاد متکی به نفت افزایش می دهد و تاخیر پرداخت ها را برای دولتی که برخلاف وعده ها نشان داده است ناتوان است، رقم می زند. برای پیچیده تر و اسفناک تر شدن این وضعیت، تحریم ها و منزوی تر شدن کشور که بنا به گفته بسیاری از ایرانی ها حتی از دست رئیس جمهور هم دررفته است، اضافه شده است. این وضعیت عالی برای انتقام "بی رحمانه" رفسنجانی است. او که جایگاه محکمی در شورای تشخیص مصلحت نظام دارد که ارگانی است که وظیفه اش تشخیص مصلحت در موارد اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان است، دیروز به احمدی نژاد اعلام جنگ داد. این اولین ضربه آرواره های کوسه بود که سه قانون آخر بودجه را تکه پاره کرد.

به عقیده رفسنجانی، دولت جدید به سند چشم انداز که بر اساس آن باید سالانه 10 درصد اتکا به نفت کاهش پیدا می کرد، بی اعتنایی کرده است. رفسنجانی می گوید: "مجمع تشخیص مصلحت می توانست نسبت به این بی اعتنایی، موضع گیری کند، اما ترجیح دادیم به دلیل اوضاع کنونی کشور و منافع آن، به شکل عمومی اقدام نکنیم". اما حالا، رئیس جمهور سابق رسما پیشنهاد کرده است که کنترل اقتصادی کشور را از دولت، در واقع رئیس جمهور، بگیرند و به ارگانی بسپارند که قانون اساسی بر آن نظارت دارد [؟]

رفسنجانی اعلام کرد: "ما زمانی به دولت جدید فزصت دادیم تا بتواند به وعده هایش عمل کند، اما این فرصت به پایان رسیده و مجمع تشخیص مصلحت نظام، باید بطور جدی وارد عمل بشود و بر فعالیت های اجرایی، نظارت کند". کسی نمی داند آیا مجمع تشخیص مصلحت نظام، طبق قانون اساسی می تواند در موارد اقتصادی که به مجلس رفته است، مداخله کند یا نه؟ و دقیقا همین تردید هاست که گزنده بودن اقدامات رفسنجانی را نشان می دهد.
رفسنجانی که در حساب و کتاب دقیق است، جوری رفتار می کند که رهبر انقلاب از او پشتیبانی کند. بی دلیل نبود که بلافاصله بعد از جمله فوق، گفت که مقامات بلندپایه کشور، در پشت درهای بسته درباره مشکلات اقتصادی کشور، بحث کردند. با این اقدام یک گاز کوچک از گردن احمدی نژاد گرفت که یعنی این بار نمی تواند روی حمایت رهبر انقلاب، علی خامنه ای، حساب کنی

 

پنجشنبه 17 اسفند ماه سال 1385
دستگیری گسترده شبانه معلمان
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 08:57 AM

آخرین خبر

در آخرین ساعات دیشب خبر رسید که ماموران اطلاعات در یک حرکت ناگهانی و همگانی با حمله خانه فعالان فرهنگیان پنح تن از آنان را دستگیر و به محل نامملومی منتقل کرده اند.

دستگیری شبانه فعالان صنفی فرهنگیان به صورت گسترده از ساعت 11 شب به وقت تهران آغاز شد. تا ساعت چهار صبح به وقت تهران این عده دستگیر شده اند :
1- علی اکبر باغانی دبیرکل کانون صنفی معلمان
2- محمود بهشتی لنگرودی سخنگوی کانون صنفی
3- علیرضا هاشمی دبیرکل سازمان معلمان
4- محمد داوری عضو شورای مرکزی سازمان معلمان
5- علی پورسلیمان عضو شورای مرکزی سازمان معلمان

آگاهان تعداد دستگیرشدگان را بیش از 20 نفر دانسته اند که در میان آنها فعالان صنفی کانونهای استانها و شهرستانها نیز حضور دارند که بعضی از آن ها در حال حرکت به سوی تهران برای شرکت در تحصن سکوتی بوده اند که قرارست امروز صبح در مقابل مجلس برپا شود

یکشنبه 6 اسفند ماه سال 1385
طنزی از ابراهیم نبوی
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 1:58 PM

امروز غلامحسین الهام سخنگوی رئیس جمهور که به دلیل توانایی های ذاتی و بی نظیرش، وزیر دادگستری شده است، در مراسم تودیع شرکت کرد. وی که شدیدا احساساتی شده بود، به روابط خودش با رئیس جمهور و عمق احساساتش نسبت به این « معجزه هزاره سوم» اشاره کرد. امروز ما نیز به اندازه الهام دلتنگ هستیم، به همین دلیل سخنان این موجود مورد الهام را که کمابیش شعری زیبا در رثای یک دوست و یک قطب و یک مولا و چند چیز دیگر بود، می خوانید.

من رییس‌جمهور را بسیار دوست دارم
.... و دوست‌داشتن هم گناه نیست
من محمود را دوست دارم و فاطی را
و دلم تنگ می‌شود
محمود! دلم تنگه، دلم واسه ات خیلی تنگه
و دلتنگی‌ام را نمی‌توانم پنهان کنم
چون دیگر دکتر را کمتر می‌بینم
و راه دل، از دیگر مسیرها جداست.
مثل مسیر انقلاب که از مسیر آزادی جداست

و ملت ما در راهپیمایی 22 بهمن، یک گام بلند برداشت
قرار بود این گام به قله های اتمی برسد
و قرار بود سمفونی هسته ای خوانده شود
و 22 هزار تن بگویند
انرژی هسته ای ، دویست تومن بسته ای
اما فعلا اکبرآقا سفارش زرشک پلوی هسته ای داده است
و قرار است ولایتی به جای مروارید، از مسکو خاویار بیاورد
من دلم برایش تنگ می شود
فاطمه دلش برایش تنگ می شود
من می گویم: فاطی! دیگر هاله نور را هر روز نمی بینم
و فاطی می گوید: و دیگر معجزه هزاره سوم را هر روز نمی بینی
و ما گریه می کنیم.
من و فاطی، من و قاطی!

دفتر رییس‌جمهور
نه خاستگاه و نه فرودگاه هیچ حزب، دسته و جریانی نبود
سعی کردیم راه دفتر به روی مردم بسته نباشد.
برای این کار هر روز راه را باز می کردیم
با بیل، با کلنگ، با دست، با تفنگ
و مردم می آمدند و یار در سفر بود
کسی نمی‌تواند او را کانالیزه کند.
او اصلا به هیچ صراطی مستقیم نمی شود، کانال را که بی خیال!
من می‌گویم کسی تصور نکند می‌تواند گوش دل رییس‌جمهور را مصادره کند
چرا که مصادره‌شدنی نیست.
گوش دل یعنی چه؟
واقعا منظور الهام از گوش دل چیزی بود، یا همینطوری از دهانش پرید؟

کسی نمی‌تواند حوزه‌ی دل و فکر کسی را که متعلق به ملت است مصادره کند
چرا که رییس جمهور متعلق به ملت و امانت جهان اسلام است
و هیچ کس نمی‌تواند او را محدود و کانالیزه کند.
او خودش محدود و کانالیزه هست
بیشتر از این؟

از ساحل دور می شویم
من و فاطی، بی هاله نور، بی معجزه هزاره سوم
ما سعی کردیم ساحل دفتر رییس‌جمهور را آرام نگه داریم
امواجی برخورد می‌کرد
سعی داشتیم با موج‌شکن این امواج را به آرامش تبدیل کنیم.
موج شکن گاهی مثل بیل می خورد توی سر امواج
و آنها باندپیچی می شدند، با عشق
موج‌شکن ما تا این حد ظرفیت داشت.
امیدوارم آقای شیخ‌الاسلام بتواند خیلی بهتر به این وظیفه عمل کند.

امروز می روم و از ساحل محمود آباد دور می شوم
اگرچه از محمود آباد هستم، اما در محدوده ولایت علی آباد هستیم
می روم تا از دور هاله نور را ببینم
مسوولیت سنگینی است و من علی‌رغم دلتنگی‌ام
کمی احساس سبکی می‌کنم.
مگر چه کاری کردم که احساس سبکی می کنم؟
دل من برای رییس‌جمهور می‌تپد.
ما در دفتر یک امانت داشتیم
چرا که تصور بر این است که در دولت نهم
آرمان‌های امام عملیاتی می‌شود.
من و فاطی برای عملیاتی شدن دلمان تنگ می شود

ما سعی داشتیم
وقت رییس‌جمهور را در راستای مصالح کشور تنظیم کنیم
وقتی که به آفریقا و آمریکای لاتین نرفته بود
و وقتی که در پشتکوه و علی آباد کتول پشت پایش را نمی خاراند
و وقتی که با آن لباس های لری و کردی و ترکمنی اش مثل شان پن ارادان دل ما را نمی برد
امید دارم اگر قصوری از من سر زده است بر من ببخشند.
وسع ما بیشتر از این نبوده است.

ای خدا! ای عشق! ای مولا، یا سیدی! یا ولی! یا بزرگوار
یا رزاق! یا قهار! یا فعال! یا قادر!
تو مثل کوهی و من مثل یک تکه ماکارونی خشک
ای قشنگ تر از پریا
ای که دنیا دیگه مثل تو نداره
نداره نمی تونه بیاره
ای همه چیز
کاش من سنگ بودم و تو من را شوت می کردی توی جوب

من تلاش دارم مسیر نوکری مردم را در پیش بگیرم
در هرجا که باشم این مسیر را ادامه خواهم داد.
ما از شما اطاعت می‌کنیم و تا آخر نیز اطاعت خواهیم کرد.
ای خاک بر سر من
ای افتخار بر تو

در پایان جلسه
دکتر الهام بتدریج کوچک و کوچک و کوچک شد
کاملا ذوب شد و محو
تلاش فاطی و سایر دوستان برای پیدا کردن وی به نتیجه نرسید
و اگر مثل شهرام جزایری پیدایش نشود
قرار است بزودی یک وزیر دادگستری دیگر به مجلس معرفی شود

یکشنبه 6 اسفند ماه سال 1385
زبان تند
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 1:54 PM