مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 28 دی ماه سال 1385
دو حکایت
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 6:31 PM

خسرو پرویز، از شاهنشاهان بزرگ ساسانی، روزی با همسرش، شیرین گفت:
پادشاهی، خوش است اگر دائم باشد!
شیرین گفت: اگر دائم بود هرگز به تو نمی رسید!
عمرت چو دو صد بود؛ چو سیصد چو هزار
زین کهنه سران برون برندت ناچار
گر پادشهی و گر گدای بازاری
این هر دو، به یک نرخ بود، آخر کار!

حکایتی از گلستان سعدی:
هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان در هم نکشیدم مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم، به جامع کوفه در آمدم دلتنگ، یکی را دیدم که پای نداشت. شکر نعمت حق تعالی به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم.
مرغ بریان به چشم مردم سیر
کمتر از برگ تره بر خوان است
وان که را دستگاه و قدرت نیست
شلغم پخته مرغ بریان است

 

پنجشنبه 14 دی ماه سال 1385
مرگ پروانه ها
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 4:38 PM

 

پیله وران درکارند

پروانه ها بردارند

مارا باش

 

که دست به مشت

وسر به پشت ، درگذشتیم

بی آنکه دیده باشیم

از آنچه ، سرگذشت

چهارشنبه 13 دی ماه سال 1385
آرش کمانگیر
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 6:40 PM

روزگاری بود
 روزگار تلخ و تاری بود
بخت ما چون روی بدخواهان ما تیره
دشمنان بر جان ما چیره
شهر سیلی خورده هذیان داشت
 بر زبان بس داستانهای پریشان داشت
زندگی سرد و سیه چون سنگ
 روز بدنامی
 روزگار ننگ
غیرت اندر بندهای بندگی پیچان
 عشق در بیماری دلمردگی بیجان
 فصل ها فصل زمستان شد
 صحنه گلگشت ها گم شد نشستن در شبستان شد
در شبستان های خاموشی
 می تراوید از گل اندیشه ها عطر فراموشی
 ترس بود و بالهای مرگ
کس نمی جنبید چون بر شاخه برگ از برگ
سنگر آزادگان خاموش
خیمه گاه دشمنان پر جوش
مرزهای ملک
همچو سر حدات دامنگستر اندیشه بی سامان
 برجهای شهر
همچو باروهای دل بشکسته و ویران
دشمنان بگذشته از سر حد و از بارو
هیچ سینه کینهای در بر نمی اندوخت
هیچ دل مهری نمی ورزید
هیچ کس دستی به سوی کس نمی آورد
هیچ کس در روی دیگر کس نمی خندید
باغهای آرزو بی برگ
 آسمان اشک ها پر بار
گر مرو آزادگان دربند
روسپی نامردان در کار
انجمن ها کرد دشمن
رایزن ها گرد هم آورد دشمن
تا به تدبیری که در ناپک دل دارند
 هم به دست ما شکست ما بر اندیشند
نازک اندیشانشان بی شرم
که مباداشان دگر روزبهی در چشم
 یافتند آخر فسونی را که می جستند
چشم ها با وحشتی در چشمخانه هر طرف را جست و جو می کرد
وین خبر را هر دهانی زیر گوشی بازگو می کرد
 آخرین فرمان آخرین تحقیر
مرز را پرواز تیری می دهد سامان
گر به نزدیکی فرود اید
خانه هامان تنگ
 آرزومان کور
 ور بپرد دور
تا کجا ؟ تا چند ؟

آه کو بازوی پولادین و کو سر پنجه ایمان ؟
هر دهانی این خبر را بازگو می کرد
چشم ها بی گفت و گویی هر طرف را جست و جو می کرد

                                                                 سیاوش کسرایی

دوشنبه 11 دی ماه سال 1385
زمستان است . . .
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 10:30 AM
دهه پیش، مهدی اخوان ثالث، شاعر بزرگ معاصر برای تصویر استبداد شاهی، شعر جاودانه ای سرود به نام "زمستان است". و اکنون زمستان 1385 با هفته ای آغاز می شودکه آن شعر را به یاد می آورد و عواقب استبداد کنونی را برای کشورو مردم ایران در فهرست طویلی از اخبار رقم می زند.

هفته با تصویب قطعنامه تحریم جمهوری اسلامی در شورای امنیت سازمان ملل آغاز می شود. محمود احمدی نژاد که دولت نظامی ـ امنیتی او نقش اساسی در این تصویب دارد، طبق معمول بلندگوی عوامفریبی را به دست می گیرد. او خطاب به غرب و شورای امنیت می گوید: "به زودی شما از این اقدام ناچیز و سطحی خود به شدت پشیمان خواهید شد." حداد عادل که کمی عاقل تر است، نمی داند در "برابر وضع موجود" بخندد یا گریه کند. و اعضای مجلس تحت ریاست او، منوچهر متکی را به جلسه غیر علنی می خوانند تا دریابند چه شده است.

اعضای مجلس تازه متوجه شده اند که "بیهوده به چین و روسیه اعتماد" کرده اند. و بدون اینکه از میلیاردها دلاری که به این کشورها باج داده شده سخنی به میان بیاورند فریاد وامصیبتا برداشته اند.علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی که با مرکز قدرت رابطه خویشاوندی دارد، هم از برگزاری سمینار هولوکاست در تهران انتقاد می کند، و هم به شدت سیاست خارجی دولت احمدی نژاد را مورد انتقاد قرار می دهد.او که حتما بیانیه سراسر ستایش گروهی از روحانیون قم از هاشمی رفسنجانی را خوانده است، سئوال با معنایی مطرح می کند: "چرا در این زمینه از تجارب ارزشمند هاشمی رفسنجانی و خاتمی استفاده نمی شود؟" مجلس بعد از این جلسه مصوبه ای را درباره قطعنامه تصویب می کند که داد حسین شریعتمداری را در می آورد و آن را خلاف شعارهای آتشین می داند. قاعدتا اعضای مجلس هم مانند علاء الدین بروجردی متوجه شده اند "صدور قطعنامه علیه ایران تحریم هایی را در پی دارد که باعث خواهد شدمشکلات اقتصادی در کشور بیش از پیش شود."

بیانیه ملی ـ مذهبی های ایران که امضای 11 شخصیت برجسته سیاسی را بر پای خود دارد، خطر را بسیار فراتر از این می بیند. بیانیه که از"جنگ و تخریب" نگران است، نتیجه می گیرد: "گو این که به نظر می‌رسد قطعنامه شورای امنیت ظاهراً معطوف به منع هرگونه تعاملات در رابطه با تکنولوژی هسته‌ای و موشک‌های بالستیک و همچنین منع صدور ویزا در رابطه با افراد و متخصصین فعال در این دو عرصه و بلــوکه کردن دارایی‌های مربوط به آن می‌باشد، ولی باید توجه داشت چنان که از قرائن و شواهد مشاهده می‌شود مسئله به همین جا ختم نخواهد شد. در صورتی که تحریم‌های اعمال شده به نتایج مورد نظر نرسد، مسئله به تدریج روند پلکانی را در پیش خواهد گرفت. طرف مقابل به استناد شکست راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز برآن خواهد شد در جهت بسیج جامعه بین‌الملل و آماده کردن افکار داخلی خود به منظور اتخاذ تصمیمات و اقدامات شدیدتر از محدوده ماده 41 منشور گام بردارد که به نوبه خود فرآیند فاجعه‌باری را در پی خواهد داشت. به همین جهت اعلام اعزام ناوگان گسترده به منطقه خلیج‌فارس را باید در این رابطه و فراتر از یک تهدید سیاسی – نظامی تلقی نمود."

عطاء الله مهاجرانی که سخنان تونی بلر را در سفرهفته قبلش به خاورمیانه ارزیابی می کند، از زاویه ای دیگر به همان نتیجه ملی ـ مذهبی ها می رسد. نخست وزیر انگلستان که خواستار اتحاد کشورهای میانه روی عرب علیه جمهوری اسلامی شده بود، گفته است: "ایران مهم ترین خطر برای این منطقه است." وزیر فرهنگ دولت خاتمی که به ناچار ساکن غربت لندن است، می نویسد "با ایجاد موج مصنوعی قصد صید ماهی بزرگ تر ر ا دارند." رابرت گیتس، وزیر خارجه جدید آمریکا هم از "تقویت حضور نظامی ایالات متحده در خلیج فارس" خبر می دهد. نیروهایی که دارند آماده صید ماهی بزرگ می شوند.

خانم کوندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا چنان حر ف می زند که حضور قویترنیروی نظامی آمریکا در خلیج فارس، همان "پیام محکمی" است که "شورای امنیت به اتفاق آرا"به جمهوری اسلامی داده است. روزنامه آمریکایی کریستین ساینس مانیتور، حرف او را باز می کند: "قطعنامه 1737 سکوی آمریکا و اروپا برای اقدام های بین المللی دیگر علیه ایران است." که به قول وزیر خارجه فرانسه اگر "سرکشی" کند، به انزوای کاملش منجر خواهد شد. همان کاری که تندروهای نظامی ـ امنیتی مشغولش هستندتا سایت "ضد جنگ" بنویسد: "ایران با رد این قطعنامه عملا جنگ را انتخاب کرده است."

جنگی که اخبار هفته نشان می دهد جمهوری اسلامی در آن تنها خواهد بود. در آستانه آشتی سوریه -اسراییل که بشار اسد به استقبالش رفت تا کشور خود را از خطر نجان بدهد؛ محمود عباس رئیس حکومت خودگردان فلسطین هم این هفته به دیدار اوهودالمرت نخست وزیر اسراییل می رود.

دولت عربستان سعودی حاصل تحقیقی را که سفار ش تهیه اش را داده بود، منتشر می کند: "ایران با حمایت های لجستیکی و مالی از احزاب سیاسی شیعه در عراق در صدد است تا نوعی «دولت در دولت» در این کشور به وجود بیاورد." و درست در روزهایی که نیروهای آمریکایی دو مقام امنیتی جمهوری اسلامی را در عراق دستگیر کرده اند؛ ژنرال "کادول" که از فرماندهان نظامی- امنیتی امریکا مستقر در عراق است، در گفتگو با نیویورک تایمز مدعی می شود که اسناد و مدارکی از دستگیر شدگان بدست آمده که حکایت از نقش آنها در انتقال مهمات و مواد انفجاری از داخل خاک ایران به عراق دارد.

نیویورک تایمز سپس می نویسد: "با دستگیری های اخیر، اکنون ارتش امریکا مستقر در عراق نقشه ها، عکس و نوارهای ویدئوئی در اختیار دارد که ثابت کننده نقش دستگیر شدگان حداقل در یکی از انفجارهای اخیر در عراق است."
دادگاه فدرال آمریکا هم در همین اوضاع و احوال ایران را مسئول انفجار پایگاه"خبر" در سال 1996 می شناسد.

در هفته ای که زمستان سرد سیاسی با آن شروع می شود، بیانیه 542 نفر از فعالان سیاسی، اجتماعی و دانشجویی کشور در اعتراض به سرکوب و افزایش فشار در دانشگاه ها انتشار می یابد. اعدام های اهواز، موج تازه ای را در جهان علیه نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی بر می انگیزد.

نیروهای سیاسی که تدارک انتخابات مجلس در سال آینده را می بینند، همچنان درباره انتخابات 24 آذر بحث می کنند. بهزاد نبوی این انتخابات را "شکست بزرگ تمامیت خواهی" می داند و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که او عضو برجسته رهبری آن است، در بیانیه تحلیلی خود "24 آذر" را "روز شکست اقتدارگرایان پوپولیست" ارزیابی می کند .سایت انتخاب ـ متعلق به جناح راست ـ هم "بالا پریدن مصباح یزدی از نفر شانزدهم به رده ششم" را نتیجه ریختن آرای کس دیگری به نام او می داند.

در هفته ای که دولت "مهرورزی"حتی یک کافه را هم نمی تواند تحمل کند و دستور پلمب "کافه تیتر" را می دهد که توسط دو روزنامه نویس جوان بیکار شده برپا شده بود؛ یک مقام امنیتی از ظهور "هفته ای یک امام زمان قلابی" اظهار نگرانی می کند.

هفته اول "زمستان" به پایان می رسد، اما هنوز خبرهای هولناک در راه است. در حالیکه وزیر جهاد کشاورزی دولت امنیتی ـ نظامی از "توان ایران برای تامین غذای 300 میلیون نفر" خبر می دهد قیمت نفت باز هم سقوط می کند. دولت عربستان سعودی بودجه سال آینده اش ر ابا احتساب نفت بشکه ای 35 دلارمی بندد. اقتداگرایان هم که خواب شیرین بالا رفتن قیمت نفت را می دیدند، با خوش خیالی روی بشکه ای 45 دلار حساب می کنند.

و هنوز، خبرهایی که از یخبندان زمستان امسال می گویند، ادامه دارند.عباس عبدی می نویسد که تاکنون 1/ 5 میلیون نامه درخواست کمک از نوع بهزیستی و کمیته امدادی به دولت احمدی نژاد رسیده است. و این تنها بخشی از کسانی اند که محتاج حداقل کمک برای ادامه زندگی خود هستند. دولتی هم که قرار بود پول نفت را سر سفره آنان ببرد، در روزهای آخر هفته اعلام می کند که یک میلیارد دلار به عراق وام می دهد. روز چهارشنبه نامه سرگشاده "سندیکای صنعت برق ایران" به سران سه قوه از بحران صنعت برق خبر می دهد. این صنعت در آستانه ورشکستگی کامل است. نامه هشدار می دهد که کشور در زمستان با "بحران خاموشی" روبرو خواهد شد.

آری زمستان است. زمستانی که تصویر شعر اخوان در قیاس با سرما وخاموشی آن به بهار می ماند

یکشنبه 10 دی ماه سال 1385
شکوه علفزار
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 11:54 AM

هیچ چیز نمی تواند

شکوه علفزار و طراوت گلها را بار دیگر بازگرداند اما

غمی نیست باید قوی بود و

 به آنچه بجا مانده است امید بست.

شنبه 9 دی ماه سال 1385
سال نو میلادی مبارک
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 4:11 PM
دوشنبه 4 دی ماه سال 1385
آیا میدانید ....
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 10:04 AM

که تکنولوژی فناوری هسته ای که ایران قصد دستیابی به آن را دارد یک فناوری منسوخ شده و در بین پنج فناوری غنی سازی اورانیوم بدترین آنهاست ؟

آیا میدانید که تمام کاربردهایی که انرژی هسته ای در کشاورزی - صنعت برق - پزشکی -انرژی و ... دارد بوسیله راکتورهای آب سبک هم قابل دسترسی است ؟

آیا می دانید که سازمان انرژی اتمی طرح ساخت راکتورهای آب سبک در اکثر دانشگاههای کشور را داشت ؟

آیا می دانید که تمام امکانات و دانش هسته ای را که سازمان اتمی به هند داده به ایران هم داده بود ؟

و آیا های دیگری که توسط رژیم احمدی نژاد سانسور می شود و ما هیچ اطلاعی از آنها نداریم پس بیایید چشمهایمان راباز کنیم و گول عوامفریبی ها را نخوریم .

یکشنبه 3 دی ماه سال 1385
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 6:31 PM

«جاده»

 

کدام جاده رفتنی است ؟

                     مسافری که رفته بود

                                    و خسته بازگشته

                 گفت :

                      به گفته اعتماد نیست

                            به پای خویش تکیه کن

                      تمام جاده رفتنی است !