شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تولد خورشید بر شما مبارک

به امید پایان یلدای تاریک ایران

![]() |
![]() |
![]() |
شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تولد خورشید بر شما مبارک

به امید پایان یلدای تاریک ایران

اصولا برای ما ایرانیان که از هر اتفاقی درس می گیریم و بعد از مدتی درسمان را فراموش می کنیم، درس گرفتن از انتخابات، موضوع مهمی است. فارغ از همه اتفاقاتی که رخ داده است و براساس همان آمارهای اعلام شده، دروس زیر توسط اینجانب اخذ شده و پیشنهاد می کنم دیگران هم خودشان هر جور که بلد هستند، از این انتخابات درس بگیرند:
درس اول: ستاد انتخابات کشور، تا یک هفته قبل از انتخابات، فقط یک چیز را می دانست و آن این که چه کسانی نباید برنده انتخابات بشوند، این ستاد یک لیست از برندگان تهیه کرده بود و قصد داشت آن را به عنوان نتیجه انتخابات اعلام کند، اما اعضای خانواده، بعضی از مسوولان انتخابات و دوستان وزیر کشور و معاونانش به آنها گفتند که اول باید رای گیری انجام شود و بعد لیست اعلام شود. وزیر کشور با همان لهجه کرمانی گفت: « ها؟ همه جا همی طوره؟» آنها گفتند: « بله»، وزیر کشورگفت: «اگر ورگزار نکنیم، مردم را می برن که ای لیستو از کیسه ما به در جکیده؟» همه گفتند: « بعله» و از یک هفته قبل از انتخابات وزارت کشور تازه تصمیم گرفت حوزه رای گیری مشخص کند و کامپیوتر بخرد و از اعضای فامیل و آشنا برای شمارش آراء استفاده کند.
درس دوم: محافظه کاران 25 درصد از مردم را با خودشان داشتند که این 25 درصد در انتخابات ریاست جمهوری به احمدی نژاد رای دادند، در این انتخابات اعمال احمدی نژاد باعث شد که 5 درصد از این 25 درصد فریب خورده و به او رای بدهند، 20 درصد دیگر هم به بقیه محافظه کاران رای دادند. اصلاح طلبان هم 15 درصد طرفدار داشتند که با زحماتی که کشیدند 5 درصد به آنها اضافه شدند،و این افراد به اصلاح طلبان رای دادند، گروهی از مردم هم به آدمهای مستقل، خوشگل، آشنا و غیره رای دادند. جمعا 60 درصد از مردم در انتخابات شرکت کردند، پس نتیجه می گیریم که اگر محافظه کاران خودشان را جر بدهند در انتخابات بعد 25 درصد رای می آورند، اما اگر اصلاح طلبان خودشان را جر بدهند، احتمالا می توانند هر انتخاباتی را با 35 درصد از طرفداران ببرند. طبیعتا معلوم و مشهود است که 30 درصد مردم ایران در شرایط عادی در هیچ انتخاباتی شرکت نمی کنند. (توضیح: کلیه این ارقام تا 50 درصد احتمال خطا دارد. نقل از عباس عبدی)
درس سوم: معلوم شد که اصولا مردم ترجیح می دهند در انتخابات شرکت کنند تا اوضاع کمی تغییر کند و بهتر شود و تا حدی فهمیده اند که اگر در انتخابات شرکت نکنند، اوضاع بدتر می شود و بهتر نمی شود، بنابراین مردمی که در انتخابات شرکت کردند، به دو گروه افراطی نه گفتند: اول به دولت افراطی احمدی نژاد و حامیانش( لیست رایحه و مصباح) که با وجود تقلب سنگین و استفاده از صدا و سیما به عنوان بوق شخصی رئیس جمهور ده درصد از آراء را هم به دست نیاورد و دوم به افراطی های مخالف نظام که تحریم انتخابات سیاست همیشگی شان است. به قول عماد افروغ: مردم به جریانهای ماکیاولیستی نه گفتند. فهرست کسانی که رای آوردند نشان می دهد که مردم به نیروهای میانه رو، محافظه کار( به معنی انگلیسی و واقعی کلمه) و اصلاح طلب( به معنی رایج کلمه) رای می دهند.
درس چهارم: یکی از معیارهای مهم در انتخابات این بود که اکثر مردم به راست های طرفدار دولت که می شناختند( ازجمله مصباح، زریبافان، بذرپاش، پروین احمدی نژاد، نسرین سلطانخواه و...) رای ندادند و به اصلاح طلبانی هم که نمی شناختند( مسجد جامعی و ابتکار و نجفی را مردم می شناختند) رای ندادند. اصولا مردم برای رای دادن ترجیح می دادند که لااقل اسم آدمها را چند بار به دلایل خوبی شنیده باشند. نکته بسیار مهم این که در فهرست اولیه برگزیدگان تهران نفر دوم فرمانده پلیس تهران( با چهره ای نسبتا معقول و خوشنام)، نفر سوم هادی ساعی( قهرمان تکواندو)، نفر چهارم رسول خادم (کشتی گیر)، نفر پنجم عباس شیبانی( پیرمرد قدیمی و بازمانده از دوران سینمای صامت)، نفر ششم علیرضا دبیر( کشتی گیر) هستند.
درس پنجم: در انتخابات خبرگان، تعداد کمی از نیروهای اصلاح طلب حضور دارند، علت این است که در بسیاری از شهرها حتی یک نفر هم از اصلاح طلبان تائید صلاحیت نشده بود. توضیح مهم اینکه در مورد خبرگان اصولا معنی لیست حامیان دولت و اصلاح طلبان و اصولگرایان کاملا با شوراها متفاوت است. در این گروه که از روحانیون سرشناس هستند، بسیاری حضور دارند که شان سیاسی ندارند و فقط نامزد اصولگرایان یا اصلاح طلبان هستند. ضمن اینکه انتخابات خبرگان توسط اکثر چهره های شناخته شده اصلاح طلبان هم تا دو سه روز پیش از انتخابات تحریم شده بود و این نکته مهم است که چگونه اصلاح طلبان موفق شدند در انتخاباتی که تحریم کرده بودند 30 درصد از کرسی ها را به دست بیاورند و این از معجزات خداوند است. والله علیم بذات الصدور.
درس ششم: تعداد زنان انتخاب شده در انتخابات بسیار زیاد است و این موضوع نشان می دهد که اصولا مردم ترجیح می دهند به موجودات خطرناکی مثل مردها زیاد رای ندهند، چون در هر حال خطر مردان برای جامعه از زنان بیشتر است. من فکر می کنم میزان زنان برگزیده در انتخابات شوراها از نسبت زنان برگزیده در بسیاری از کشورهای غیرمسلمان هم بیشتر باشد. از طرف دیگر تعداد نامزدهای برگزیده مستقل که جزو هیچ لیستی نبودند، بیش از بیست درصد برگزیدگان و چهاربرابر لیست حامیان دولت است.
درس هفتم: انتخابات 24 آذر باعث افتادن شکاف عمیق در میان محافظه کاران، ایجاد نزدیکی میان نیروهای میانه رو و اصلاح طلب، انزوای نیروهای تندروی طرفدار و مخالف دولت، فعال شدن نیروهای اجتماعی و سیاسی و از همه مهم تر خاموش شدن هاله نور احمدی نژاد شد. دیگر حامیان دولت نمی توانند بگویند که احمدی نژاد چهره محبوب مردم ایران است. احمدی نژاد برای گروهی از مردم به نقطه امیدی تبدیل شده بود که نقطه مذکور بعد از یک سال و نیم از صفحه افکار عمومی کشور حذف شده است.
درس هشتم: نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور در این انتخابات حضور نداشتند، اصلا وجود نداشتند، تنها برخی از نیروهای چپ معتدل شده مانند فرخ نگهدار و اصلاح طلبان غیر تندرو در انتخابات 24 آذر زنده بودند. درس مهم این انتخابات برای ایرانیان مقیم فرنگ این است که باید جهت نگاه شان را مشخص کنند، آنهایی که امیدی به درست شدن ایران ندارند، وقت نازنین شان را برای کشوری که به سرعت و شدت درست بشو نیست، هدر ندهند. و آنهایی هم که فکر می کنند باید برای ایران کاری بکنند، باید چهره شان را بسوی ایران بگیرند و وقت شان را با پالتاک بازی و اجلاس بازی و تشکیلات سازی هایی که هیچ اثری در داخل کشور ندارند، حرام نکنند.
درس نهم: من فکر می کنم انتخابات 24 آذر اولین پیروزی اصلاح طلبان بعد از دوم خرداد بود. در حقیقت پیروزی دوم خرداد هم اول اتفاق افتاد، بعدا معلوم شد که اصلاح طلبان وجود دارند و اصلاح طلبان برای آن پیروزی کاری نکرده بودند. در 24 خرداد اصلاح طلبان توانستند روی 20 درصد از حائزین شرایط تاثیر بگذارند، این مهم ترین اتفاق است. حاصل انتخابات 24 آذر می تواند به یک پیروزی بزرگ تبدیل شود و آن اینکه اگر اصلاح طلبان یک سال کار کنند، همین فردا فهرست نامزدهای سال آینده را برای مجلس بنویسند، برای سال آینده رسانه پیدا کنند، بیخودی تند نروند و از اصول تشکیلاتی و سیاسی عدول نکنند، چهره های سیاسی شان را نسوزانند، در آن صورت پیروزی در مجلس هشتم یعنی سازماندهی 30 تا 35 درصد از حائزین شرایط و ایجاد یک جبهه واقعی برای مبارزه همه جانبه سیاسی. از طرف دیگر محافظه کاران هم اگر عقل داشته باشند در این یک سال می توانند نیروهای شان را حفظ کنند تا در یک ایران دوحزبی واقعی با چرخش قدرت همه نیروهای اجتماعی فعال شوند و بدین ترتیب تعادل سیاسی بعد از صد سال در ایران ایجاد شود.
درس دهم: انتخابات 24 آذر نه درس بیشتر نداشت، اما چون ده فرمان، ده فرمان بود، مورد دهم هم محض تفریح نوشته شد.
صندوق خودش را دزدید
فعلا براساس خبر رسمی ستاد انتخابات کشور که اقدام به صندوق ربایی از دست خودش کرده است، اولین نتایج شوراها در تهران چنین اعلام شد که به ترتیب چمران، مرتضی طلائی، هادی ساعی، رسول خادم، عباس شیبانی، علیرضا دبیر... معصومه ابتکار، احمد مسجد جامعی، محمد علی نجفی، پروین احمدی نژاد( یازدهم)،... زریبافان( بیست و ششم)، بذرپاش( بیست و نهم)، سلطانخواه( چهل و یکم) هستند. اما اعتماد ملی با اعتماد کامل به نظر خودش فهرست دیگری را به عنوان فهرست نهایی اعلام کرد که بر اساس این فهرست معصومه ابتکار اول است و تقریبا تمام 15 نفر اصلی جزو فهرست ائتلاف اصلاح طلبان است. آگاهان با نویسنده این نوشته ها( طبیعتا منظورم خودم هستم) تماس گرفتند و اعلام کردند که جز دلایلی که دیروز شمردم، یک دلیل دیگر هم برای اعلام نکردن نتیجه انتخابات شوراها وجود دارد. آگاهان گفتند چون وزارت کشور می خواهد ابتدا فهرستی را اعلام کند که راست ها در آن رای بیشتری دارند، به همین دلیل آرای صندوق هایی که به نفع راست هاست اول اعلام می کند. اما مشکل این است که در بقیه صندوق ها آرای ریخته شده به نفع راست ها نیست. پورمحمدی گفت: « نتیجه قطعی انتخابات شوراها اگر اتفاق خاصی رخ ندهد تا فردا ظهر اعلام می شود.» آگاهان اتفاقاتی را که می تواند باعث شود تا فردا نتیجه قطعی اعلام نشود، به شرح زیر پیش بینی کردند:
اتفاق اول: بعد از اینکه شب تمام شد، صبح بشود.
اتفاق دوم: بعد از دوشنبه، سه شنبه باشد.
اتفاق سوم: میزان آرای پروین جان از اینکه هست کمتر شود.
اتفاق چهارم: اصلاح طلبان در شمارش آرا رای بیشتری بیاورند.
اتفاق پنجم: صندوق ها و آرای موجود و شمارشگران آرا و کامپیوترها غیب شود.
اتفاق ششم: وزارت کشور در اثر دیدن نتیجه آرا، مثل کامپیوترهای این وزارتخانه هنگ کند.
اتفاق هفتم: احمدی نژاد به جای رفتن به کرمانشاه به وزارت کشور برود.
آگاهان اعلام کردند که جز این اتفاقات، بقیه وقایع از جمله سیل و زلزله و وبا و جنگ جهانی سوم و غیره در اعلام بموقع آرا تاثیر ندارد.
ثمره هاشمی، بادامچیان را دوست دارد
واقعا که دیدن وقایع دوران احمدی نژاد یک اتفاق منحصر بفرد در زندگی ماست و مطمئنا دیگر در جهان تکرار نخواهد شد. ثمره هاشمی، مردی که می خواست وزیر کشور باشد، دوازده ساعت بعد از اعلام نام جلودارزاده و غفوری فرد به عنوان برگزیدگان انتخابات میاندوره ای تهران، گفت: « تا آنجا که من شنیده ام، غفوری فرد و بادامچیان دارای اکثریت هستند.» وی بلافاصله افزود: « نتیجه انتخابات عوض شد.» با این حال چند ساعت بعد، معاون همان ثمره هاشمی که می دانست به هیچ صورتی امکان تغییر نتایج انتخاباتی مورد نظر وجود ندارد، گفت: « همان غفوری فرد و جلودارزاده دارای اکثریت هستند.» تقریبا همه نیروهای سیاسی که در انتخابات شرکت کردند، از جمله برگزار کننده انتخابات در صحت نتایج هر سه انتخابات شکایت کردند. اصلاح طلبان و کارگزاران رسما شکایت شان را به جاهای مختلف نوشتند. رایحه خوش خدمت، که قرار است کفش احمدی نژاد را به عنوان آرم تشکیلاتش انتخاب کند، از وزارت کشور خواست که آرای تهران را بازخوانی کند. وزارت کشور به رایحه مذکور گفت: بابا شما که خودمونید. از طرف دیگر اسدالله بادامچیان نیز با ارسال نامه ای از وزارت کشور خواست که آرا را دوباره بخوانند و محض رضای خدا ایشان را برنده انتخابات اعلام کنند. شیخ قدرت علیخانی، که نام زیبایش کلیه مظاهر قدرت از جمله شیخ، قدرت، خان و قربانش بروم حضرت علی(ع) را دارد، اما خودش تصادفا اصلاح طلب شده است، گفت: « نسبت به لیست اعلام شده شورای شهر تردید داریم، زیرا خبرهایی که به ما می رسید، چیز دیگری بود و شمار اصلاح طلبان در لیست قبلی بیش از لیست فعلی است.» تقریبا همه نمایندگان مهم اصولگرای مجلس برگزاری انتخابات را بسیار نامطلوب توصیف کردند. گرامی مقدم، سخنگوی اعتماد ملی نیز اعلام کرد: « نتایج اعلام شده آرای شورای شهر تهران واقعی نیست.» اما جالب ترین جمله انتخاباتی دیروز توسط لر عصبانی شهر و مردی که تا آخر ایستاده است، یعنی شیخ مهدی اصلاحات بیان شد. مرد لر عصبانی گفت: « آنها که گفته اند رای مصلحتی است، دخل و تصرف در آن را حرام نمی دانند.» شیخ مهدی کروبی زیباترین تشبیهی را که ممکن است برای فهم موضوع گم شدن صندوق های رای گیری مورد استفاده قرار داد و گفت: « مگر صندوق رای، تغار ماست است که گم و بعد از مدتی پیدا شود.» آگاهان بعد از ساعتها فکر و تحقیق در ادبیات کهن یادشان آمد که تغار ماست چیست و تازه بعد از آن به این فکر افتادند که مگر تغار به آن گندگی هم گم می شود؟ اما کارشناسان تذکر دادند که وقتی صدها صندوق به آن بزرگی گم می شود، لابد تغار ماست هم گم می شود.
پروین جان! عصبانی نشو
اما موضوع پروین جان تبدیل به یک مشکل ملی شده است. تا به حال سابقه نداشته است که یک نفر در ایران معروف بشود، و خواهرش یا دخترش یا مادرش یا همسرش یا پسرش یا برادرش در انتخابات جزو اولی ها نباشد، از جمله است فائزه هاشمی و جمیله کدیور و رضا خاتمی و مرحوم علیرضا نوری و حتی مادر حمید جلایی پور که مدتها قهرمان ملی کشور بود. اما در این انتخابات احمدی نژاد ثابت کرد که پروین جان که تا این لحظه از وی فقط یک پارچه سیاه و تعدادی چشم و دماغ دیده شده است، یک پدیده استثنایی است. فعلا مشکل خواهرومادر رئیس جمهور به معضل دموکراسی ایران تبدیل شده است
انتخابات برگزار شد. رایحه خوش خدمت گفته می شود، در انتخابات شهرهای بزرگ موفق نشد اکثریت را به دست بیاورد. در انتخابات خبرگان هاشمی رفسنجانی فعلا رای اول تهران است و احتمالا اگر معجزه هاله نور از وزارت کشور شامل حال « قله های ثروت» نشود، نتیجه خبرگان تهران به نفع راست سنتی و نه راست مصباح تمام خواهد شد. در شورای شهر تهران فعلا هیچ چیز معلوم نیست، ظاهرا صندوق های رای را احمدی نژاد و پورمحمدی برده اند به ارادان و دارند با چرتکه رای ها را می شمارند. تقریبا همه گروههای سیاسی به این نتیجه رسیده اند که رای ها باید با دست شمرده شود، اما فعلا معلوم نیست صندوق ها کجاست.
چند نتیجه گیری اخلاقی از انتخابات
به نظر من نتیجه انتخابات تهران هرچه که بشود، حاصل آن تا به این لحظه بسیار خوب بوده است، لابد فکر می کنید سرم به جایی خورده و قاطی کردم. ضمن تائید این خبر، به موارد زیر توجه کنید:
اول: مهم ترین موضوع این انتخابات این است که سیستم رای سازی نظامیان در سراسر کشور جواب نمی دهد و میان راست ها اختلاف اساسی وجود دارد، درست برعکس این موضوع در میان نیروهای میانه رو و اصلاح طلب اتفاق افتاده، به این معنی که آنها دارند می فهمند برای انتخابات بعدی، یعنی مجلس هشتم باید از همین فردا کارشان را شروع کنند.
دوم: لیست احمدی نژاد و حامیان دولت و مصباح یزدی در این دو انتخابات رای نیاورد، ممکن است اکثریت در تهران از این لیست باشد یا بشود، اما ظاهرا سفرهای استانی مهم ترین اثرش این بود که مردم استانهای مختلف احمدی نژاد را دیدند و فهمیدند که نباید به او رای بدهند، و نتیجه این سفرها معکوس از آب درآمد. کاش طرف را می شد وادار کرد که در تهران هم چند سخنرانی بگذارد که مردم تهران هم از این به بعد بیشتر در انتخابات شرکت کنند.
سوم: بازهم سروصدای رای ملت نشانه تقویت نظام است، با فس فس آغاز و با فس فس ادامه یافت. به نظر می رسد دو نتیجه از این انتخابات می شود گرفت، اولا داستان تحریمی ها تمام شد و مردم فهمیدند وقتی در انتخابات نباشند، نتیجه حاصله به نفع شان نیست و اینکه بعد از انتخابات شعارهای نفرت انگیز حضور درخشان مردم نشانه تائید نظام است، از آن صداهایی است که مثل توپ و تانک و مسلسل و کرکره دیگر اثر ندارد و ثانیا: حالا دیگر مساله واقعی و روشن است، دولت باید برای برگزاری انتخابات درست تحت فشار قرار بگیرد، نیروهای اعتماد ملی و مشارکت با همین تعدادی که وارد شوراها و خبرگان شده اند، باید کارشان را برای سازماندهی نیروهای اجتماعی و تعیین نامزدهای انتخابات بعد و درگیری با وزارت کشور برای برگزاری درست و سالم انتخابات پیش ببرند.
چهارم: نتیجه انتخابات، در بدترین شکل آن، شرایط را برای دولت احمدی نژاد نه تنها بهتر نکرد، بلکه دولت فهمیده است که اگر تقلب نکند و شرایط انتخاباتی را کاملا در دست نگیرد، در هر انتخاباتی بازنده است. حامیان دولت، برخلاف ادعاهای روزهای قبل از انتخابات هجده میلیون رای که هیچ، همان شش میلیون رای مرحله اول احمدی نژاد را هم به زور می آورند.
پنجم: من فکر می کنم باید برای آینده نزدیک، هرنیروی سیاسی هر کاری را که می تواند برای تغییر وضعیت باید انجام دهد. هر چه فشار نیروهای تندرو بر دولت بیشتر شود، آنها مجبور می شوند با نیروهای میانه رو و خواستار تغییرات کنار بیایند، و از سوی دیگر ورود نیروهای اصلاح طلب و میانه رو به قدرت، دولت را از یکپارچگی خارج کرده و قدرت استبداد را کم می کند و امکان حضور نیروهای معترض و مخالف اصلاحات را هم بیشتر می کند. من فکر می کنم حتی اگر کسی رضا پهلوی را هم قانع کند که تهران خیلی هم برای زندگی جای بدی نیست و او هم برای تغییر وضعیت تغییر کند، خوب است. در هر حال به نظر من مخالفان دولت نباید خشتک همدیگر را جر بدهند. ما یک دولت و یک حکومت داریم که باید تغییر کند، در این حال فکر می کنم به اندازه کافی انگیزه داشته باشیم. به همین دلیل بهتر است توی سر هم نزنیم.
ششم: فرض کنیم که یک ماه دیگر انتخابات مجلس هشتم برگزار می شود، همان کارهایی را که آن روز شروع می کنیم، الآن شروع کنیم. مهم ترین فقر نیروهای مخالف حکومت در ایران رسانه است، وجود رسانه می تواند وضع افکار عمومی را کاملا تغییر دهد. این انتخابات در شرایطی برگزار شد که رسانه ملی کشور در روز انتخابات از فهرست دولت علنا دفاع می کرد. اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو باید برای انتخابات بعدی رسانه های خودشان را پیدا کنند. رسانه هایی که بتواند همه مصرف کنندگان رسانه ها اعم از رسانه های نوشتاری، الکترونیکی و شفاهی را پوشش دهد.
هفتم: من واقعا فکر می کردم نتیجه انتخابات خیلی بدتر از این باشد. نتیجه انتخابات راستش را بخواهید خیلی برایم امیدوار کننده است، با توجه به اینکه مطمئنم آنچه مهم است، نتیجه اعلام شده و رسمی انتخابات نیست. انتخاباتی که وزیر کشورش رسما اعلام می کند طرفدار یک جناح سیاسی است، و صندوق انتخابات اش معلوم نیست کجاست، و شیوه شمارش آرای اش یک روز بعد از انتخابات معلوم نیست. من نگران نتیجه انتخابات نیستم، مشکل من افکار عمومی است. من مثل ابله ها فکر می کردم در این یک سال و نیم واقعا مخ ملت در فرقون دولت تیلیت شد و رفت، ولی مثل اینکه این خبرها هم نیست. یک سال دیگر کار دارد تا بقیه مسیر هم به جای خوب برسد. البته اگر کسی انقلاب نارنجی کند، من هم بسرعت لباس نارنجی می پوشم و تا آخرین تکه لباس برای آزادی کشور مبارزه می کنم، ولی تمام بدبختی من این است که در این مدت، مغزم فقط چیزهای ممکن و کاملا منطقی را می فهمد و نمی توانم در رویاهایم زندگی کنم.
فعلا می رویم تا فردا ببینیم بقیه نتیجه انتخابات چه می شود.
پدرآیت الله خاخام شمعون احمدی نژادیان
مرحوم احمدی نژاد، رئیس جمهور محبوب سابق کشور که موفق نشده است آرای خودش را در یک سال حفظ کند( و در آرای قبلی اش هم تردید داریم) پس از کنفرانس هولوکاست از تمام پیروان ادیان الهی خواست که برای نابودی اسرائیل متحد شوند. بلافاصله بعد از صدور این دستور هاله مذکور، وزارت اطلاعات اقدام به دستگیری وسیع برخی از مسیحیان در رشت، کرج و تهران کرد. ظاهرا این پیروان ادیان الهی به محض اینکه دستور هاله نورانی را شنیدند می خواستند بدون ویزا و گذرنامه برای نابودی اسرائیل اقدام کنند، و وزارت اطلاعات هم به همین دلیل آنها را دستگیر کرد. قرار است بعد از آزادی این افراد، اقدامات ادیان الهی تحت رهبری « پدرآیت الله خاخام شمعون احمدی نژادیان» آغاز شود. فعلا مسیحیان جهان برای احمدی نژاد پیام داده اند که قبل از اینکه ادیان الهی برای آزادی اسرائیل بروند، لطفا خودتان پیروان ادیان الهی را آزاد کنید، بقیه اش طلب تان. همزمان با همین دستور معاونت خداوند بر روی زمین و رهبر ادیان توحیدی، شمعون احمدی نژادیان، 38 مفتی و رهبر وهابی عربستان سعودی خون شیعیان را مباح دانستند، اما چون قضیه خیلی خطری است، اخبار مربوطه را فعلا از جلوی چشم ملت برداشتند. به نظرم این مقدمه چینی عربستان برای جلوگیری از حضور ایرانی ها در مراسم حج است.
شمسی پهلوون دوباره اومد
شمسی پهلوون، زنی که مثل شیر می غرد، دوباره پیدایش شد و اعلام کرد که ملت ایران به هاشمی رفسنجانی رای نمی دهند. ملت ایران هم گفتند موش کور شما را میل کند تا متوجه نوع تغذیه اش نشود و برای لج کردن با آبجی فاطی همیشه قاطی رفتند و به قله های ثروت رای دادند. براساس آخرین اطلاع واصله پدر، برادر، شوهر و سایر اعضای نسبتا شریف آبجی فاطی جمع شده و دست و پای طرف را گرفته اند که زیاد حرف نزند، اما پسر مربوطه دارد جیغ می زند: ننه مو ول کنین!
نصب ده هزار مخزن جدید زباله در تهران
در راستای جمع و جور کردن عواقب تصمیم گیری ها و اقدامات اخیر رئیس جمهور محبوب سابق شهرداری تهران اعلام کرد، بزودی ده هزار مخزن جدید زباله در تهران نصب می شود.
انتخاب با جذابیت های زنانه
وب سایت بازتاب نوشت: « در شهرهای قزوین، زنجان، بندرعباس و اهواز برخی کاندیداهای خانم، با تمرکز بر جاذبه های زنانه موفق به کسب آراء شدند.» یکی از آگاهان که شدیدا به صحت این خبر معترض بود، اعلام کرد: قزوین؟ جذابیت زنانه؟
روزنا: براساس آخرین اخبار دریافتی از نتیجه شمارش آرای انتخابات شوراها در سراسر کشور، حزب اعتمادملی و ائتلاف اصلاحطلبان در 16 استان کشور، اکثریت آرا را در انتخابات شوراها کسب کردند.
اسماعیل گرامیمقدم؛ سخنگوی حزب اعتمادملی با اعلام این خبر گفت: پس از گذشت نزدیک به 24 ساعت از پایان انتخابات شوراهای اسلامی، نتایج آرا در سراسر کشور و مراکز استانها حاکی از آن است که در 16 استان کشور لیست حزب اعتمادملی و ائتلاف اصلاحطلبان به طور قطع اکثریت آرا را در انتخابات شوراها کسب کردند.
وی با بیان اینکه شمارش آرا در برخی استانها از جمله تهران هنوز به پایان نرسیده است و در برخی استانها نیز کاندیداهای مستقل اکثریت آرا را کسب کردند، گفت: ضمن تشکر و تقدیر از مردم ایران به دلیل حضور گسترده در سومین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا، اعلام میکنیم لیست حزب اعتمادملی و ائتلاف اصلاحطلبان موفقیت قطعی را در 16 استان کسب کردند
منبع : روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com
موضوع کاملا جدی است. در این انتخابات باید شرکت کرد و به فهرست اصلاح طلبان در شوراها و مجلس خبرگان باید رای داد. بارها گفته ام و بار دیگر می گویم که:
اول: ایران در آستانه یک دوراهی سرنوشت ساز است، یک سوی این دوراهی جنگ جهان صنعتی برای حفظ ارزشهای بشری با دولت بی مسوولیت و بی لیاقت جمهوری اسلامی به رهبری احمدی نژاد است و سوی دیگر آن نشان دادن این واقعیت است که ایران احمدی نژاد نیست و مردم و نیروهای سیاسی ایران خودشان لیاقت و توانایی آن را دارند که جلوی یک دولت جنگ طلب و بی عرضه را بگیرند. ما در این انتخابات یا به جهان نشان می دهیم که توانایی حل مشکلات مان را داریم، یا آنها برای حل مشکل شان که توسط دولت کنونی ایران ایجاد شده است، با کل کشور ما برخورد می کنند. اگر جنگ یا تحریم آغاز شود، ایران نابود می شود نه دولت جمهوری اسلامی یا دولت احمدی نژاد.
دوم: به نظر من کسانی که احساس می کنند توانایی آن را دارند که حکومت جمهوری اسلامی ایران را از طریق نافرمانی مدنی یا انقلاب یا فشارهای بین المللی تغییر دهند یا نابود کنند، حتما تلاش شان را بکنند. در این یک سال و نیم همانطور که احمدی نژاد نشان داد که در حل مشکلات کشور بسیار ناتوان و در ایجاد بحران بسیار تواناست، اپوزیسیونی که قصد سرنگونی حکومت یا انقلاب یا تغییر اساسی حکومت را دارد نیز نشان داد که توانایی بسیار کمی برای اثبات مدعایش دارد. اپوزیسیون، با تعریفی که گفتم باید تا وقتی که توانایی اش را اثبات نکرده و راهی برای جلوگیری از این بن بست وحشتناک ندارد، خودش را از جلوی راهی که نیروهای میانه رو و معتدل دارند کنار بکشد.
سوم: وجود حکومت و دولتی یکپارچه و اقتدارطلب برای هرگونه تغییری خطرناک است. مصلحت دید چنین است که حتی اگر قصد برخورد انقلابی هم با حکومت را داریم، آن حکومت یکپارچه و یکدست نباشد، بدین لحاظ برای همه مخالفان سیاسی حکومت، شکست گروه حامیان دولت در این انتخابات امری حیاتی است. لذا باید برای رسیدن به یک پیروزی درخشان که تنها با حضوری وسیع مقدور است، باید در انتخابات شرکت کنیم.
چهارم: از نظر من تنها راه منطقی برای تغییرات در ایران، حضور نیروهای اصلاح طلب، میانه رو و مخالف جنگ در حکومت است. ما باید انتخابات شوراها را ببریم تا اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو قدرت مواجهه در انتخابات سال آینده برای مجلس هشتم را داشته باشند. پیروزی در انتخابات مجلس هشتم این امکان را فراهم خواهد کرد که دولت احمدی نژاد تحت فشار مجلس قرار بگیرد و امکان پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری با حضور شخصی مانند خاتمی فراهم شود. این دو سال فرصتی است تا نیروهای اصلاح طلب و میانه رو در عرصه مبارزه سیاسی و انتخاباتی خود را متشکل کنند و مشکلات شان را حل کنند و خطوط تفاهم و نزدیکی به هم را بیابند. از سوی دیگر این دوران فرصتی است تا نیروهای رادیکال از یک سو به عنوان نیروی فشار بر دولت و حکومت عمل کنند و از سوی دیگر منطق های واقعا قابل اجرا را برای حضور خود درفضای سیاسی داخل کشور فراهم کنند.
پنجم: شرکت در انتخابات شوراها نیازمند کوششی دشوار است. دشوار از این رو که مردم ایران که از بسیاری عادات منطقی سیاسی فاصله دارند و به همین دلیل بسرعت بی انگیزه شده و یا بسرعت فعال می شوند، را باید به حضور در صحنه انتخابات قانع کرد. این کار یک عمل واقعا سیاسی است. هر کسی شخصا وظیفه دارد مانند یک حزب عمل کند، افراد را قانع کند که در انتخابات حضور پیدا کنند و سرنوشت کشور را تغییر دهند. نام ایران، تاریخ کشورمان، حیثیت ایرانی، تمامیت ارضی و آزادی و عدالت در کشور ما بازیچه دست قدرت طلبان کوتاه قدی قرار گرفته است که ایران را برای رویاهای جهانگسترانه، ناممکن و غیرانسانی شان می خواهند. ما باید از این سرنوشت بیرون برویم و جز حضوری گسترده چاره ای برای نجات کشورمان نداریم.
ششم: محمود احمدی نژاد در یک سال و نیم فقر و گرانی، ویرانی اقتصادی و اجتماعی، بی حیثیتی جهانی، ناامنی و بحران در روابط سیاسی، استبداد و انحطاط و تحقیر را برای جامعه ما به ارمغان آورده است. دروغ گویی و فریبکاری، شعار دادن هائی برای بازی با افکار عمومی، روش هائی بود که این موجود وارد جامعه ایرانی کرد و ما سزاوارش نبودیم. او سوار بر افکار عمومی برخی مسلمانانی که در جهان غرب زندگی می کنند، با صرف پول نفت و دادن شعارهای خطرناک کاری کرد که خود در موقعیت رهبری یک جریان متحجر و بنیادگرا قرار گرفته و سرمایه های ملی ایران هزینه خرید این موقعیت شد. موقعیتی که اکنون نه به سود کشورمان که کاملا به زیان آینده ایران است. از سوی دیگر تبلیغات صدا و سیما و رسانه های دولتی در این دو سه سال تلاش کرد تا به مردم ایران بگوید که شما ضد آمریکایی، مذهبی، شورشگر، رهبر دنیای اسلام و نجات دهنده دیگران هستید، در حالی که جامعه ایران هزاران مشکل دارد که باید ابتدا آنها را حل کند. ما باید برای مردم توضیح بدهیم که چهره واقعی این ملت چیست و جای آنها در کجای جهان است. حالا دیگر ما با رئیس جمهوری طرف نیستیم که قول دروغ می دهد و مردم را فریب می دهد، بلکه با رئیس جمهوری طرف هستیم که دروغ هایش فاش شده و بی حقیقت بودن او در همین یک سال و نیم معلوم شده، اینها را برای مردم باید بگوئیم.
هفتم: انتخابات خبرگان به دلایل مختلف صحنه دشواری شده است، در حالی که مجلس خبرگان در چند سال آینده نقش اساسی در سرنوشت ایران دارد. پشت دست به دندان گزیدن برای فرصت های از دست رفته، دردی را از ما درمان نمی کند، تنها می توانیم چنگ بزنیم تا آنچه می شود نگه داریم و هرچه می شود، حفظ کنیم. از این رو معتقدم برای انتخابات خبرگان هرچه بتوانیم تعداد بیشتری از روحانیون میانه رو و اصلاح طلب را به این مجلس بفرستیم به نفع آینده کشور است.
هشتم: یک سال و نیم قبل، مردم ایران با عدم مشارکت نیمی از جمعیت در انتخابات ریاست جمهوری سرنوشت تلخی را شاهد بود. عدم مشارکت نیمی از مردم، نه تنها باعث سقوط حکومت و ایجاد فشار جهانی بر حکومت نشد، بلکه باعث ایجاد فشار بیشتر استبداد بر ملت ایران شد. امروز ملت ایران یا آنقدر توانایی و عقلانیت دارد که بتواند از اشتباه نه چندان دور، اما بسیار بزرگش درس بگیرد. این درس بسیار ساده است؛ باید در انتخابات حاضر شد و جلوی رشد بیشتر استبداد و نابودی کشور را گرفت.
فردا روز سرنوشت است. روزی که هیچ کس نباید در خانه بماند، چرا که دفتر سرنوشت ما را در خیابان می نویسند
با توجه به ضرورت حضور در صحنه های انتخابات و دادن رای در همین صحنه ها و برای اینکه بتوانیم تشخیص دهیم به کدام کاندیدا باید رای بدهیم، برخی روش های زیر که کاملا شخصی و احساسی است، پیشنهاد می شود. لطفا در صورت استفاده از آن، این روش ها را برای دیگران هم پیشنهاد کنید.
از طریق لمس کردن( برادران):
چشم مان را می بندیم و صورت کاندیدای مورد نظر را لمس می کنیم، اگر زبر بود و دست مان خراش برداشت، متوجه می شویم جزو حامیان دولت است. اگر نرم بود و فقط کمی ته ریش داشت می فهمیم اصلاح طلب است، اگر بخشی از صورتش بسیار نرم و بخشی از آن بسیار زبر بود می فهمیم جزو کارگزاران است، اگر خیلی نرم بود می فهمیم جزو جنبش مظلومان شهر است.
از طریق لمس کردن( واحد خواهران):
اگر هنگامی که چشم مان را بستیم و دست مان را دراز می کنیم تا صورت کاندیدای مورد نظر را لمس کنیم، و در همین هنگام یک صدای جیغ بلند گوشخراش زنانه شنیدیم متوجه می شویم که شخص مورد نظر آبجی رئیس جمهور است. در این حالت بسرعت از محل واقعه فرار می کنیم.
از طریق نگاه کردن:
چشم مان را می بندیم و کاندیدای مورد نظر را فقط به اندازه یک لحظه نگاه می کنیم. اگر احساس درد شدید کردیم، می فهمیم کاندیدای مورد نظر جزو حامیان دولت است. اگر احساس گرسنگی شدید کردیم، می فهمیم کاندیدای مورد نظر جزو جنبش مظلومان شهر است. اگر احساس کردیم چشم مان تار می بیند، احتمالا کاندیدای مورد نظر چمران است. اگر احساس کردیم « یک چیزهایی دارد یادمان می آید» کاندیدای مورد نظر جزو اصلاح طلبان است. اگر احساس کردیم چشم مان دچار خطای دید شده، کاندیدای مورد نظر جزو کارگزاران است.
از طریق بوکردن:
اگر بوی خاصی می داد یا رایحه خاصی از او به مشام می رسید، نتیجه می گیریم که دوسال دیگر قیمت نان چهار برابر می شود.
از طریق گوش کردن:
به حرف های کاندیدا گوش می کنیم، اگر دیدیم حرف هایش خیلی خوب است، ولی به درد مردم لبنان می خورد، از او می خواهیم به لبنان برود و عضو شورای شهر بیروت شود [آن ها هم البته گناه دارند بابا عروس خاورمیانه بودند حالا چه گناهی کرده اند که پول های ملت ایران از تهران به در آمده و به حلقوم سید حسن نصرالله رفته که لبنان را داغان کند]، اما اگر دیدیم حرف هایش یک مشت حرف های معمولی است می فهمیم احتمالا ممکن است به درد بخور باشد.
از طریق لباس:
اگر دیدیم جوراب کاندیدا پاره است، ولی قیمت عینکش 200 دلار است، می فهمیم جزو حامیان دولت است و به او رای نمی دهیم.
از طریق جغرافیا:
به او یک نقشه نشان می دهیم و او را در یک اتاق تنها می گذاریم، اگر بعد از بازگشت به اتاق دیدیم بخش هایی از نقشه پاک شده و بخش های دیگری به آن اضافه شده، می فهمیم که این کاندیدا اگر روی کار بیاید حداقل دو سالی ما را با مشکل مواجه می کند.
از طریق زندان:
از او می پرسیم مهم ترین زندان کشورمان کجاست؟ اگر در مورد گوانتانامو و ابوغریب حرف زد، می فهمیم اگر روی کار بیاید احتمالا ما را هم در زندان اوین زندانی می کند، اما اگر گفت نمی دانم مهم ترین زندان کشور کجاست، می فهمیم طرف از اکثریت است ما می ترسد و فکر می کند ما حزب اللهی هستیم، بنا براین به او رای می دهیم.
از طریق پاسپورت:
به پاسپورت کاندیدا نگاه می کنیم، اگر دیدیم تا قبل از روی کار آمدن احمدی نژاد فقط یک بار حج عمره رفته و بعد از آن تمام صفحات گذرنامه اش مهر اروپا و آمریکا و آفریقا و لبنان دارد، می فهمیم جزو پابرهنگان خوش رایحه حامی دولت است و به او رای نمی دهیم. اگر دیدیم قبل از روی کار آمدن احمدی نژاد تمام صفحات شناسنامه اش مهر اروپا و آمریکا دارد، اما بعد از آن ممنوع الخروج شده، می فهمیم ملی مذهبی است و صلاحیتش تائید نشده، بنا براین نمی توانیم به او رای بدهیم. اگر پاسپورتش فقط مهر ترکیه و دبی داشت می فهمیم عضو دفتر تحکیم است و انتخابات را تحریم کرده. اگر پاسپورت نداشت، می فهمیم از خودمان است و می توانیم به او رای بدهیم.
از طریق نام طرف:
نام او را می پرسیم، اگر گفت اسمم کیانوش است ولی بچه ها مرا میثم صدا می کنند، می فهمیم جزو حامیان دولت است. اگر گفت اسمم یاسر است، ولی بچه ها مرا هوخشتره صدا می کنند، می فهمیم جزو هواداران دموکراسی و حقوق بشر است و احتمالا شش ماه بعد به پاریس می رود و همانجا می ماند، برای همین به او رای نمی دهیم. اگر گفت اسمش اصغر است، اما بچه ها او را دکتر صدا می کنند، می فهمیم طرفدار جنبش مظلومان شهر است و برای اینکه یک ساعت به سخنانش گوش نکنیم، سریعا از دستش فرار می کنیم. اگر گفت اسمم سید محمد است، اما بچه ها به من فریبا می گویند، می فهمیم اصلاح طلب است و می توانیم به او رای بدهیم از همه بهترست.

برنامه سخنرانی رئیس جمهور از حدود 10 روز قبل برنامه ریزی شده بود. ابتدا همه را گمان بر این بود که احمدی نژاد در دانشگاه علم و صنعت، جایی که خودش عضو هیات علمی آنجاست سخن خواهد گفت؛ آن هم به مناسبت 16آذر، روز دانشجو.
بعد از این بود که خبر رسید رئیس جمهور به تبعیت از خاتمی در دانشگاه تهران سخنرانی خواهد کرد و احتمالا در تالار دانشکده فنی. اما او در نهایت دانشگاه امیر کبیر را انتخاب کرد که در سال جاری ناآرام ترین دانشگاه کشور بوده است، و آن هم به درخواست سازمان بسیج دانشجویی و بر اساس طومار اعضای این سازمان که 16 هزار امضاء زیر آن بود.
به این ترتیب بود که احمدی نژاد برای دومین بار در سال جاری پا بر زمین پلی تکنیک گذاشت. او در حالی به امیر کبیر وارد شد که تعداد زیادی مامور با لباس شخصی او را احاطه کرده بودند. اعضای سازمان بسیج نیز بر گرد محافظان حلقه زده بودند.
و همه در حالی که روز پیش از آن برنامه دانشجویان این دانشگاه به مناسبت روز 16 آذر با فشار غیر قابل تصور مسوولین و نیروهای امنیتی مواجه شده بود. برنامه ای که قرار بود به انتقاد از دولت نهم در نحوه برخورد با دانشجویان کشور و جنبش دانشجویی اختصاص داشته باشد.
اما روز قبل، روز قبل بود. دیروز دانشگاه توسط نیروهای امنیتی پاکسازی شده بود. تمام شکاف ها، سوراخ ها، درز های دیوارها، زیر زمین ها، محوطه و... مورد بازبینی قرار گرفته بود تا مبادا زهر چشمی متوجه رئیس جمهور شود. بی جهت نبود که تنی چند از نیروهای امنیتی تمام شب پیش از آن را در دانشگاه به صبح رساندند.
شبی که دوربین صدا و سیما هم توانست به اندرون دانشگاه راه یابد و حتی دانشجویان مقیم خوابگاه را نیز به تصویر بکشد.
مجری خبر ساعت 20 و سی دقیقه شب به تعداد زیادی از خوابگاهها سر زد. با دانشجویان گپ و گفتی انجام شد. دانشجویانی که وضعیت دانشگاه، امکانات، مدیریت و... را کاملا مثبت ارزیابی کردند و همه نیز در نصایحی حکیمانه از مردم خواستند در انتخابات شورا ها و مجلس خبرگان شرکت کنند تا "مانع سروری ایادی استکبار" شوند. در پایان گزارش نیز نیز یکی از دانشجویان با موبایل عکس یادگاری با مجری صدا و سیما انداخت.
و البته که موبایل فقط برای عکس گرفتن نبود. از روز شنبه با برخی از فعالان دانشجویی تماس تلفنی گرفته شد و آنان از حضور در مراسم روز یکشنبه و دوشنبه منع شدند. در پاره ای موارد هم خانواده ها را تهدید کردند که فرزندشان را در یکشنبه و دوشنبه در خانه نگاهدارند تا برایشان درد سر درست نشود.
دیروز صبح وقتی رئیس جمهور وارد امیر کبیر می شد در اطراف دانشگاه پر بود از مامور، چه با لباس رسمی و چه با لباس شخصی. دانشگاه امیر کبیر در اشغال ماموران بود و هیچ کس نمی توانست بدون اجازه وارد دانشگاه شود.
و البته باز هم موتورسواران هوندایی و پولسار و دوربین های متعدد و.....
بسیاری هم بر پشت بام برخی از ساختمانهای اطراف دانشگاه امیر کبیر، که برای توسعه فضای آن خریداری شده، پاس می دادند. دبیر ستان البرز هم پذیرای تنی چند از ماموران بود، با خودروهای سفید رنگ لندکروز و بدون آرمی که آنتنی به بلندی 3 متر داشتند.
درب های خیابان های حافظ، رشت و ولی عصر نیز تحت کنترل بودند.بدان گونه که مردم عادی و رهگذران با صحنه ای روبه رو بودند که بیشتر یادآور حضور در پادگانی نظامی بود.
اما از ساعات اولیه صبح دیروز دانشجویان دسته دسته برای حضور در این سخنرانی به سمت دانشگاه امیر کبیر می رفتند. و البته کمتر کسی اجازه عبور می یافت؛ گویا از قبل نشان کرده بودند که چه کسانی باید حضور یابد، و چه کسانی نه. دارندگان اجازه حضور اغلب از جمله اعضای بسیج دانشجویی و نیز دانشجویان دانشگاه های امام حسین و امام صادق بودند. به طوری که در ساعت هفت و نیم صبح و قبل از ورود دانشجویان، عملا سالن از کسانی پر شده بود که به قول خود رئیس جمهور بیشتر "دانشجو نما" بودند تا دانشجو. با این وجود تعداد دانشجویان به اندازه ای بود که ماموران نتوانستند مانع حضور آن عده ای از دانشجویان شوند که با فشار و هجوم خود را به داخل دانشگاه رساندند.
از ورود خبرنگاران هم به شدت جلوگیری می شد؛ جز چند خبرنگار از خبرگزاری های مورد تایید و نیز دوربین همیشگی صدا و سیما. البته یکی از دوربین ها در هجوم دانشجویان دختر شکسته شد.
وقتی احمدی نژاد وارد تالار محل سخنرانی شد، همان ها که به هزار ترفند خود را به دانشگاه خویش رسانده بودند تا گوشه ای از جای غصب شده شان را بگیرند، احمدی نژاد و تیم وی در دولت نهم را مسبب اعتراضات دانشجویی خواندند. با فریادهایی که احمدی نژاد نمی توانست آن را ناشنیده بگیرد.
این دانشجویان که احمدی نژاد آنان را "دانشجو نما" نامید معتقد بودند جو دانشگاه چنان خفقان آور و پلیسی شده است که آنان چاره ای جز اعتراض ندارند.
یکی از دانشجویانی که در تالار محل سخنرانی احمدی نژاد حضور داشت در گفت و گو با روز گوشه ای از این جلسه را چنین ترسیم کرد: "دانشجویان معترض عکس احمدی نژاد را وارونه گرفته بودند تا او را متوجه اعتراضات خود و نیز این نکته بکنند که مهر ورزی او نیز خشونت ورزی از آب در آمده است. معترضین همچنین عکس دانشجویان اخراجی و نیز سه ستاره ای و دکتر کیوان انصاری را در دست داشتند. دانشجویان مرتب شعار می دادند: "محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد"، "مرگ بر دیکتاتور"، "نظامی حیا کن، دانشگاه را رها کن"، "دروغگو برو بیرون"، "حکومت زور نمی خوایم، دولت مزدور نمی خوایم"، "آزادی، آزادی حق مسلم ماست" و....

این دانشجو در ادامه در خصوص برخورد بسیج با دانشجویان داخل سالن می گوید: "دانشجویان معترض ابتدا به شعار دادن پرداختند و با ورود رئیس جمهور شعارها شدت بیشتری گرفت. آن وقت بسیجی ها وارد عمل شدند و به ضرب و شتم دانشجویان پرداختند، که این کار خشم بیشتر دانشجویان را برانگیخت و شعارها متوجه بسیجیان نیز شد".
متین مشکین، دانشجوی دوره دکتری که از امیر کبیر اخراج شده است و یک تن دیگر از جمله کسانی بودند که توسط تیم لباس شخصی ها مضروب و بلافاصله به بیمارستان منتقل شدند، اما حال آنان رضایتبخش اعلام شده است.
این دانشجو در مورد سخنرانی رئیس جمهور اظهار داشت: "او دنبال این بود که از شعار های ما بهره برداری دیگری کند؛ به طوری که وقتی ما شعار می دادیم دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد، او می گفت در زمان فعالیت دانشجویی ما این شعار را سر می دادند چون دانشجویان این مملکت همواره ضد دیکتاتور بودهاند و خواهند بود و افتخار دانشگاه در این بوده که همیشه دیکتاتور را در هر لبا