مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 27 مهر ماه سال 1385
ممنوعیت اینترنت با سرعت بالا
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 4:10 PM

 

حکومت اسلامی ایران با ممنوع کردن استفاده از اینترنت با سرعت بالا، راه جدیدی برای خاموش کردن صدای مخالفان سیاسی اش در داخل کشور و "مبارزه با نفوذ فرهنگ غرب" پیدا کرده است.

در کشوری که حدودا 5 میلیون کاربر اینترنت دارد، ارائه دهندگاه خدمات اینترنتی نباید اینترنت با سرعت بیش از 128 کیلوبایت در ثانیه در اختیار مشتریانشان بگذارند. این اقدام شرکت مخابرات ایران دشواری های بیشتری را برای دانلود کردن موسیقی، فیلم و برنامه های تلویزیونی غربی که به باور مقامات ایرانی باعث از بین رفتن فرهنگ اسلامی در میان نسل جوان شده است، ایجاد می کند. همچنین تلاش مخالفان سیاسی را که از طریق شبکه های اینترنتی اطلاعات می دهند بی ثمر می گذارد.

این اقدام به دنبال جمع آوری بشقاب هاب ماهواره ای غیر قانونی که میلیون ها ایرانی برای تماشای تلویزیون های غربی از آن استفاده می کنند، صورت گرفته است. اقدام اخیر، اعتراض نمایندگان مجلس، شرکت های اینترنتی، و اساتید دانشگاه را به دنبال داشت که معتقدند این عمل جلوی پیشرفت ایران را می گیرد. رمضانعلی صادق زاده، رئیس کمیسیون ارتباطات مجلس می گوید: "همه کشورهای جهان به طرف مدرن شدن می روند و مهم ترین عامل آن دسترسی به اینترنت با سرعت بالا است. ایران هم برای توسعه ودسترسی به علوم معاصر، به آن نیاز دارد."

ایران به بسته پیشنهادی غرب که در اختیار دادن تکنولوژی اینترنت در قبال توقف برنامه های اتمی ایران، در آن پیش بینی شده بود، پاسخی نداد.

بسیاری از وبلاگ ها و وب سایت های با استفاده از تجهیزات فیلترینگ ساخت آمریکا، سانسور می شوند. ایران بعد از چین بیشترین رقم فیلترینگ را دارد. لینک های با سرعت بالا بوسیله آنتی فیلترینگ ها به سایت های فیلتر شده وصل می شوند.

شرکت مخابرات توضیحی نمی دهد و تنها اعلام کرد که این تصمیم توسط " مجموعه ای از سیاستگذاران" اتخاذ شده است. با این حال روزنامه اعتماد که طرفدار اصلاح طلبان است معتقد است که این تصمیم گیری بخشی از مبارزه با "تهاجم فرهنگی غرب" است. این روزنامه می نویسد: "گفته می شود که دلایل پشت پرده ممنوعیت استفاده از اینترنت با سرعت بالا، همان دلایل جمع آوری دیش های ماهواره ای است."

پرستو دوکوهکی، وبلاگ نویس ایرانی می گوید: "این اقدام به منظور عقیم کردن مخالفان حکومت، طرح ریزی شده است. اگر بخواهید برگزاری یک تجمع را از قبل اعلام کنید، وب سایت های رسمی و روزنامه ها آن را خیلی دیر اعلام می کنند. بنابر این می شود خبر را بدون ذکر عنوان در اینترنت گذاشت و اطلاعات را پخش کرد. ممنوع کردن اینترنت با سرعت بالا این امکان را محدود می کند. با وجود داشتن امکانات مخابراتی و تکنولوژی فیبر نوری و شبکه اینترنتی، دولت مردان می خواهندد که ما توسعه نیافته باقی بمانیم."

این سخت گیری در فضایی شکل گرفت که محدودیت های رسانه ها افزایش پیدا کرده بود. آقای احمدی نژاد، اخیرا به ریاست صدا و سیمای جمهوری ایران به شدت تاخت که چرا افکار عمومی را از تحریم می ترساند [؟] شرق، که مهم ترین روزنامه اصلاح طلب ایران بود، ماه گذشته تعطیل شد.

منبع: گاردین، 18 اکتبر 2006

دوشنبه 24 مهر ماه سال 1385
متن کامل سخنان احمدی نژاد در جامعه مهندسین پیرو رهبری
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 5:19 PM

احمدی نژاد از ارتباط خود با خدا گفت:

معجزه فقط خروج شتر از کوه نیست

 

محمود احمدی نژاد باردیگردر مراسم افطاری با اعضای جامعه مهندسین از اتصال خود به آسمان خبرداد. او گفت که برخی دوستانش به او می گویند که به جایی وصل است. رییس جمهوری که گفته بود می خواهد درجمع حاضر با برخی دوستان شوخی کند گفته است که "خیلی وقت‌ها در موضوع هسته‌ای من به دوستان می‌گویم نگران نباشید، اینها فقط هارت و پورت می‌کنند. اما دوستان باور نمی‌کنند و می‌گویند تو به جایی وصل هستی! من مدام می‌گویم الان غرب در برابر ما خلع سلاح شده و نمی‌داند چگونه موضوع را جمع کند اما دوستان می‌پرسند تو حرف‌های آسمانی می‌زنی! بعد ما را مسخره می‌کنند!"

به نوشته ایرانیوز که به ارائه گزارشی ازاین جلسه پرداخته، او سپس افزوده است: "باور کنید ما از لحاظ حقوقی و از دید افکار عمومی امروز کاملاً موفق بوده‌ایم. من اینها را از روی اطلاع می‌گویم. یکی از من پرسید؛ فلانی می‌گویند تو ارتباط داری. گفتم بله دارم. پرسید واقعاً ارتباط داری؟ با چه کسی؟ و من گفتم: با خدا ارتباط دارم. مگر خدا نگفته که هیچ راهی از کفار بر مؤمنین باز نمی‌شود.اما همین دوستان می‌نشینند و می‌گویند احمدی‌نژاد حرف‌های عجیب و غریب می‌زند. خداوند اگر ما مومن باشیم، این پیروزی و این معجزه را نشان می‌دهند. مگر حتماً باید در این قرن چهارده از دل کوه شتر بیرون بیاید تا دوستان قبول کنند معجزه را. "

او همچنین گفته است که به مانند خودش به جورج بوش نیز الهام می شودمنتها ازنوع شیطانی اش: "این رئیس جمهور آمریکا هم مثل ماست. یعنی به ایشان هم الهام می‌شود. البته نه از نوع آقای الهام خودمان (خنده جمع) بلکه الهام از نوع شیطانی‌اش. شیطان به رئیس جمهور آمریکا الهام می‌کند."

رییس جمهوری درخصوص مساله هسته ای نیزگفت: "البته آنها خودشان الان در منجلاب مانده‌اند یعنی نمی‌دانند با ما چه کنند. ما هم یک میلی‌متر عقب نمی‌رویم. اول به این دلیل که اگر کمی عقب بنشینیم یعنی حتی اگر تعلیق را برای یک روز قبول کنیم، آنها می‌گویند پس اینها تحت فشار عقب‌نشینی می‌کنند و دوم آنکه اگر چنین کنیم آنها به همه دنیا می‌گویند که اینها غنی‌سازی‌شان را بالاخره متوقف کردند. مگر ما در دوره پیش همه چیزمان را متوقف نکردیم! خوب چه چیزی به دست آوردیم؟ البته همان زمان خیلی‌ها می‌گفتند خوب اصلاً اگر کل کار هم متوقف شود مگر چه اتفاقی می‌افتد؟ ما چه چیزی را از دست می‌دهیم؟ من الان می‌گویم که ما به لطف خدا بسیاری از مسیر را جلو آمده‌ایم و شما هم مطمئن باشید که آنها جرأت حمله به ما را ندارند."

احمدی نژاد درخصوص حرکت ناو آیزنهاور به سوی آبهای خلیج فارش گفت: "این هم از آن حرف‌هاست. من الان می‌گویم که خیالتان راحت باشد. ۲ ناو می‌آیند که بیایند. حالا برخی در ایران این خبرها را در بوق کرده‌اند که ۲ ناو دارند می‌آیند. چرا ۲ ماه پیش که ۱۴۰ ناو آنها می‌رفتند چیزی نمی‌گفتید؟ اتفاقاً من اعتقاد دارم همین که آنها می‌آیند یعنی ممکن نیست اتفاقی بیافتد، اگر آنها از منطقه بروند خطرناک است و معلوم می‌شود نقشه‌ای دارند."

احمدی نژاد، دوستت داریم

به گزارش ایرانیوز، احمدی نژاد گفته که امروز مبانی نظری و روحیات مردم نه تنها در منطقه که در کل جهان درحال تغییر است و این همان صدور انقلاب است که امام (ره) سالها پیش ترسیم نموده بودند: "بر این اساس ما امروز همان روحیه و انگیزه‌ای که در شرق آسیا مشاهده می‌شود را در میان مسیحیان و از آن جالب‌تر در میان «بودائیان» هم مشاهده می‌کنیم."

او سپس به ذکرخاطراتی ازسفرخودبه اندونزی پرداخته: "در هتل محل اقامت ما چیزی قریب به یکصد دانشجوی دختر و پسر – که هیچکدام پوشش و تیپ حزب‌الهی هم نداشتند! – به کارآموزی مشغول بودند. یکی از شب‌ها که بسیار دیر وقت به هتل بازمی‌گشتم، متوجه شدم که دوره کارآموزی این افراد به پایان رسیده و آنها در چی چی هتل! (در این هنگام تعدادی از مستمعین خطاب به احمدی‌نژاد کلمه لابی را یادآوری کردند) منتظر مانده‌اند تا برگه‌های کارآموزی‌شان را من امضاء کنم! من به آنها گفتم: برگه‌های کارآموزی‌تان به من چه ارتباط دارد و آنها اصرارکردند که مگر تو احمدی‌نژاد نیستی؟ پس باید برگه‌های ما را امضا کنی! جالب اینجا بود که این کارآموزان همه جثه و اندامی چون خود من داشتند یعنی ریزه و کوچک بودند اما در میانشان فردی بود که اندامی بزرگ و چهره‌ای متفاوت داشت. به او گفتم: اهل کجایی و او پاسخ داد: آلمانی هستم. گفتم : خوب حرف حسابت چیست او گفت: استقامت کنید؛ آ مریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند."

او افزوده است: "در ادامه همان سفر به جزیره بالی وارد شدیم، برنامه‌ها به شدت متراکم و فشرده بود، اجلاس عمومی – مذاکرات دوجانبه، جلسات خصوصی و ... در این میان تعدادی زیادی از دانشجویان هندو به دیدار ما آمدند. آنها فریاد می‌زدند: Ahmadinejad, we love you (احمدی‌نژاد ما عاشق تو هستیم). این وضعیت را ما یک ماه بعد در کشور چین هم داشتیم. جایی که دانشجویان نیمه شب به دیدار ما آمدند و برنامه‌ریزی کردند و سازماندهی کردند و ابراز علاقه به ما می‌کردند. اواضافه کرده است که درآمریکا هم با چنین برخورد هایی مواجه بوده است:" دانش‌آموزان آمریکایی می‌گفتند: اینجا نمی‌گذارند ما صدای شما را بشنویم. این دانش‌آموزان به من شماره تلفن‌هایشان را دادند و گفتند شما زنگ بزنید ما صدایتان را پشت بلندگوی مدرسه می‌گذاریم تا همه بفهمند شما چه می‌گویید. احمدی نژاد درپایان گفته است که در این میان ما ۲ وظیفه مهم داریم:" اول این که بایستیم و پایداری کنیم و دوم آنکه الگو بدهیم."

یک نیرویی ما را حرکت می داد

سخنان احمدی نژاد درخصوص ارتباط با خدا و درحالی مطرح می شود که پیش ازاین ادعای وی در جلسه دیدار با آیت الله جوادی آملی در مورد "احاطه شدن توسط هاله ای نورانی" در هنگام سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل، جنجال زیادی آفریده بود. وزیر علوم احمدی نژاد نیز سال گذشته هنگامی که رییس جمهوری برای شرکت دراجلاس سران کشورهای اسلامی به عربستان سفرکرد حرف های مشابهی زد که مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. وی درسخنانی گفت: "ما برای جلسه‌ی افتتاحیه به آنجا رفته بودیم، همه در یک سالن بیرون جلسه نشسته بودیم و بعد اعلام شد که به داخل جلسه برویم، بعضی‌ها بلند شدند و سریع به سر جایشان رفتند، بعد گفت ناخودآگاه - اصلا چیزی نبود - ما که بلند شدیم، پادشاه عربستان هم بلند شد و اصلا مثل اینکه برنامه ریزی شده بود - اینها واقعا عنایات الهی است - که جلسه‌ی افتتاحیه این طوری تلقی شود که من و پادشاه عربستان داریم افتتاح می‌کنیم، با هم وارد سالن شدیم، تمام تلویزیون‌ها دارند نشان می‌دهند، به افتخار ما دست می‌زنند و گفت ما واقعا احساس کردیم یک نیروی دیگری ما را حرکت داد ... دیدیم پادشاه عربستان آمد سمت ما، یک خوش و بش اولیه کردیم و ایشان در همان جا اظهار علاقه کرد که بنشیند با هم چند دقیقه‌ای صحبت کنیم، حالا همه‌ی سران نشسته‌اند آنجه، یک دفعه ایشان چنین چیزی گفت، نشستیم آنجا، تمام تلویزیون‌ها نشان می‌داندند که تمام سران ایستاده‌اند، ایشان اصرار که بیا بشینیم یک گپ برادرانه‌ای بزنیم، می‌گفت این اصلا برای همه‌ی مهمان‌ها عجیب بود، می‌گفت من اینها را فضل الهی می‌دیدم ... بعد از این دیدیم دانه دانه تمام سران کشورهای اسلامی دارند به پیش ما می‌آیند و اصرار دارند که ما به کشورشان برویم، اصلا اصرار دارند که ما 10 دقیقه با آنها حرف بزنیم، این خیلی مهم است. بعد می‌گفت وقتی سخنرانی ما تمام شد، یک موجی از شادی در بین تمام روسای کشورها ایجاد شد، حالا اسم نمی‌برم، ایشان در جلسه اسم بردند، حتی بعضی‌ها را اسم بردند که خدا می‌داند اصلا آدم باورش نمی‌شود، اینها آمده‌اند پیش من و گفتند که خدا خیرت بدهد، تو آبروی ما مسلمان‌ها را خریدی، تو هویت دادی به اسلام، تو حرف درد دل ما را زدی، حتی آنها که بر حسب ظاهر با امریکا رابطه دارند. از چند تا کشورها اسم بردند که وقتی همراهان آن کشورها وقتی رهبر آن کشور حرف می‌زدند، خودشان هم کفی نمی‌زدند، می‌گفت وقتی که ما صحبت کردیم، همه مشت‌ها گره کرده، حالت هم مرگ بر امریکا و هم درود بر شما..."

سانسور سخنان احمدی نژاد توسط ریاست جمهوری!

پایگاه خبری "ایرانیوز" در حالی در گزارش دیروز خود اظهارات احمدی نژاد در مورد اتصال به منابع الهی را مورد اشاره قرار داده که دفتر امور رسانه‌ای ریاست جمهوری، در خبری که از این دیدار برای خبرگزاری های مختلف ایران ارسال کرده (و در تمام آنها، به یک صورت چاپ شده) کوچکترین اشاره ای به اظهارات مزبور نکرده است. اقدامی که شاید بتوان دلیل آن را، پرهیز مدیران ارشد ریاست جمهوری - یا شخص وی - از تکرار واکنش هایی دانست که پیشتر، در پی ادعاهای مشابه رییس جمهور (به ویژه ادعای احاطه وی توسط "هاله نور") صورت گرفته بود. ادعاهایی که هر بار، نه تنها توسط مخالفان ریس جمهور، که حتی از سوی هم جناحان وی نیز با انتقاد و ابراز شگفتی مواجه شدند.

دوشنبه 24 مهر ماه سال 1385
مهاتما گاندی می گوید :
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 12:52 PM

آن چه ما را به نابودی خواهد کشاند، اینهاست : سیاست بدون اصول،لذت بدون وجدان، علم بدون شخصیت و تجارب بدون اخلاق.

نظر شما چیه ؟

شنبه 22 مهر ماه سال 1385
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 6:19 PM

دوست عزیز و بزرگواری اقدام به یک کار بزرگ ملی نموده که بسیار زیبا و میهنی و پرمغز است .  قرار است روز هفتم آبان به نام روز کوروش کبیر مزین شود و از دوستان دعوت شده است که در این روز بر سر مقبره کوروش کبیر در پاسارگاد حضور بهمرسانند تا قدمی کوچک در راه زنده کردن تاریخ پربار و کهن ایران عزیز برداشته شود .

برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به وبلاگ کانون تاریخ ایران به آدرس زی مراجعه فرمایید .

http://www.irhc.blogsky.com/

شنبه 22 مهر ماه سال 1385
اندکی اندیشه باید ...
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 4:36 PM

نگاهتان خطا می‌رود،

درست دیدن هم هنر است،

درست اندیشیدن هم هنر است.

دستان هنرآفرینتان گاه بلای جانتان می‌شود

خمیری فراوان را ورز می‌دهید، لقمه ای از آن را خود نمی‌چشید،

برای دیگران بردگی می‌کنید و فکر می‌کنید آزادید،

عنی را غنی‌تر می سازید و این را آزادی می‌نامید!

                                                                          ناظم حکمت

سه شنبه 18 مهر ماه سال 1385
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 5:53 PM
واعظ می گوید: چنان کن که من می گویم، نه چنان که من می کنم
دوشنبه 17 مهر ماه سال 1385
هر ملتی چه چیزی را کشف یا اختراع کردند؟
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 6:09 PM

 

ابراهیم نبوی

 

17 مهر 1385

ترکیه: آنها رنگ موی بلوند را کشف کردند و سعی کردند با تمام ظرفیت از آن استفاده کنند.

مراکشی ها: فرانسه را کشف کردند، مدتی به عنوان کارگر در آن مشغول به کار شدند و به این کار ادامه دادند.

آمریکایی ها: آمریکایی ها کشف کردند که اگر 300 میلیون نفر از مردم آمریکا، سه جور همبرگر، دو جور قهوه، چهار جور عروسک، دو تا حزب و دو جور رئیس جمهورداشته باشند، قطعا مجبور نیستند فکرشان را برای انتخاب کردن خسته کنند و می توانند با خیال راحت تلویزیون نگاه کنند.

 

انگلیسی ها: انگلیسی ها کشف کردند که اگر آمریکایی ها مطرح ترین نیروی مقتدر، فرانسوی ها به عنوان دموکرات ترین جامعه، سوئیسی ها به عنوان ثروتمند ترین کشور و ایتالیایی ها به عنوان زیباترین تولید کننده زیبایی در دنیا مطرح باشند، آنها می توانند قدرتمندترین و دموکرات ترین و ثروتمندترین کشور را داشته باشند.

عراقی ها: عراقی ها کشف کردند که اگر بخواهند کسی واقعا کشته شود می توانند سرش را از بدنش جدا کنند، وگرنه معلوم نیست دوباره زنده شود.

پاکستانی ها: آنها کشف کردند که تا وقتی رئیس جکومت لباس نظامی نپوشیده است، در کشور آرامش برقرار نمی شود، بنا براین سالهاست که یک نظامی با کودتا روی کار می آید و به محض اینکه احساس کرد که اوضاع بروفق مراد است و دیگر لازم نیست لباس نظامی بپوشد، بعد از چند سال با کت و شلوار و کراوات در ملاء عام ظاهر می شد. یک روز بعد، صبح زود، یک نظامی که لباسش را هنوز درنیاورده بود کودتا می کرد و قدرت را در دست می گرفت.

مصری ها: کشف کردند که اگر اجساد پادشاهان را کاملا مومیایی کنند و زیر خروارها سنگ مثل اهرام دفن کنند، این پادشاه دیگر دست از حکومت کردن برمی دارد و کسی دیگر پادشاه می شود.

ایرانی ها: کشف کردند که اگر به جای اینکه با برگزاری یک انتخابات عادی که 2 میلیارد هزینه برمی دارد، دولت را تغییر دهند، می توانند هر بیست سالی با یک انقلاب که 100 میلیارد هزینه برمی دارد حکومت را تغییر دهند، در این حالت هم دلشان خنک می شود و هم پول نفت یک جوری مصرف می شود.

ارمنی ها: کشف کردند که بهترین مصرف کننده مشروبات خانگی آنان مسلمانان هستند، و به همین دلیل همیشه می توانند از دست ترک ها به ایرانیان پناه بیاورند.

آلمانی ها: کشف کردند که اگر دقیق ترین و قدرتمندترین و مطمئن ترین اتومبیل دنیا را بسازند، می توانند مطمئن باشند که بازار جهانی اتومبیل در اختیار ژاپنی ها قرار خواهد گرفت.

فرانسوی ها: عطر را کشف کردند و از آن پس مطمئن شدند که اگر یک ماه هم حمام نروند بوی بد بدنشان دیگران را آزار نخواهد داد.

بلژیکی ها: کشف کردند که برای اداره یک کشور نه میلیون نفری، یک پادشاه، سه زبان، چهار دولت و دویست وزارتخانه کافی است و لازم نیست دولت را از این بزرگتر کنند.

سوئدی ها: سوئدی ها با یک مشکل جدی همواره مواجه بودند، هر وقت می خواستند چیزی را کشف کنند زمستان می شد و باید می رفتند داخل خانه و به همین دلیل چیزهای زیادی کشف نکردند.

چینی ها: چینی ها در دوران کمونیسم قبلی کشف کردند که اگر همه یک میلیارد و خرده ای میلیون جمعیت این کشور یک جور لباس بپوشند، تعداد مخالفین حکومت کمتر می شود.

ژاپنی ها: کشف کردند که برای استفاده از دوربین هایی که دائما تولید می کنند، حتما لازم است که همیشه ده درصد جمعیت این کشور در خیابان شانزه لیزه پاریس مشغول عکاسی باشند.

سوریه ای ها: سوریه ای ها کشف کردند که اگر مخالفان حکومت را اگر بکشند هزینه کمتری نسبت به زندانی کردن آنها دارد.

ایتالیایی ها: رادیو را کشف کردند، وسیله ای که می توانست روزی 24 ساعت بلاانقطاع حرف بزند.

اسپانیایی ها: کشف کردند که اگر پارچه قرمز را جلوی چشم گاو بگیرید، حتما به طرف آن حمله می کند

یکشنبه 16 مهر ماه سال 1385
موریس مترلینگ ۲
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 6:16 PM

 

مومنین به اشخاص بی ایمان می گویند که غرور و خودپسندی مانع از این است که شما خدا را بپرستید!

غافل از اینکه آنها مغرور و خودپسند هستند نه اشخاص بی ایمان.زیرا من میگویم که چیزی نمیدانم و از هر طرف در جستجوی خدای خود هستم.

ولی آنها می گویند که ما همه چیز را میدانیم و فقط ما هستیم که حقیقت را می شناسیم.

انصاف بدهید آیا ما خودپسند هستیم یا آنها؟؟؟

 

 

روحانیون به من میگویند که تو کفر میگویی زیرا من به خدای محدود و کوچک و بچه گانه ای که آنها در موقع کودکی معرفی نمودند ایمان ندارم.بلکه خدای من یک خدای بزرگ و نامحدود و بی پایان است و میلیاردها مرتبه از جهانی که به چشم میرسد و نمیرسد بزرگتر است.

انصاف بدهید آیا من کفر میگویم یا روحانیون که چنین خدای عظیم وبی پایان را به اندازه قهرمان افسانه های کودکانه تنزل داده و کوچک کرده اند.

 

 

 

امروز منتظر فردا هستیم و فردا که شد انتظار پس فردا را داریم و پس فردا منتظر هفته بعد و آن هفته منتظر سال بعد و سال دیگر منتظر سالهای آینده میباشیم.

تا وقتیکه جوان هستیم تصور میکنیم انتظار ما برای تشکیل خانواده است و پس از زن گرفتن و بوجود آمدن فرزندان تصور میکنیم که انتظار ما برای پس انداز و گردآوردن اندوخته جهت روزگار پیری است.

در روزهای سالخوردگی هم مرتبا انتظار فردا را داریم و شگفت اینجا است که نظیر عاشقی که در انتظار معشوق باشد و دقیقه شماری نماید سعی میکنیم که هرچه زودتر امروز بگذرد و فردا بیاید.

یک زمان متوجه میشویم که انتظار ما برای وصول فردا هیچ علتی نداشته جز اینکه منتظر مرگ بودیم ... آری آنچه از آغاز حیات در انتظارش بودیم همین مرگ است

پنجشنبه 13 مهر ماه سال 1385
جملاتی از موریس مترلینگ ۱
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 4:46 PM

 

از خود می پرسیم که اگر مرگ تغییرات کنونی را به ما نمی داد یعنی جسم ما را فاسد و متلاشی نمی کرد و در پایان مبدل به یک اسکلت زشت و وحشت آور نمی شدیم و در عوض بعد از مردن جسم ما مبدل به یک گل سرخ زیبا میشد آیا این همه که امروز برای روح خود مشوش هستیم آن موقع هم مشوش میشدیم؟؟؟

هر کس که این پرسش را از خود بنماید پاسخ منفی خواهد داد و خواهد گفت که چون مبدل به گل سرخ خواهم شد برای روح خود بیمناک نیستم.

پس معلوم میشود قسمت اعظم وحشت ما ناشی از ملاحظات جسمانی است

 

ما هیچ دلیلی در دست نداریم که بتوانیم وجود فهم و شعور را در سنگ و درخت و غیره منکر بشویم و در این صورت بعید نیست دنیاهائی وجود داشته باشد که در آنها سنگ ها و سایر جمادات مثل ما زندگی کنند و بلکه زندگی فکری آنها از ما بالاتر باشد

 

بدون مرگ زندگی ارزش و اهمیت ندارد.ترس از مرگ است که زندگی را در نظر ما اینقدر لذت بخش و زیبا و خواستنی و بزرگ جلوه میدهد.

در یک مجلس انس یا شب نشینی که به ما خوش میگذرد از آن جهت مسرور و مشعوف هستیم که میدانیم این ساعات مغتنم است و مرگ در کمین می باشد که آنها را از ما برباید

 

دوشنبه 10 مهر ماه سال 1385
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 6:37 PM
   1      2    >>