خبر دروغ باشد ولی اگر دروغ باشد نمی توان به چشمهای خودمان هم اعتماد کنیم ما که دعا می منیم دروغ باشد . .
منبع خبر و عکسها سایت نوشته های من خودم و مسعود می باشد .
http://www.3tadoost.blogsky.com/
![]() |
![]() |
![]() |
نمی دانید با چه حال زاری این مطلب رو می نویسم نمی تونم باور کنم ولی خودتون ببینید که این اعراب سوسمارخور بی تمدن با فرهنگ و تمدن ما چه کرده اند و می کنند . . . شرم بر رژیم ضدبشری اسلامی
پاسارگاد به زیر آب رفت


در ادامه سخت گیری های تازه در فضای فرهنگی، امتیاز ماهنامه ادبی "کارنامه" به خاطر چاپ یک داستان کوتاه لغو و مدیر آن به یک سال زندان تعلیقی [برای دو سال] محکوم شد، داستانی با عنوان "دزدمونا در سه کشو" که در آخرین شماره آن نشریه چاپ شده بود .
کارنامه ماهنامه ای ادبی است که هوشنگ گلشیری نویسنده صاحب نام از آغاز تا زمان مرگ سردبیری آن را به عهده داشت.سایت روز متن کامل این قصه را، که نوشته خانم فروغ کشاورز است برای نخستین بار منتشر کرد.داستان را می توانید در زیر بخوانید :
"دزدمونا در سه کشو"
میناى من همه تقصیرها بر گردن توست که گفتى فریزر سه کشوئى بخریم. حال من چگونه مرمرین ساق هایت را در این فضاى 50سانتى جاى دهم؟ عذر مرا قبول فرما. مجبورم هر کدام را به سه قسمت تقسیم کنم. اگر نامساوى بخش گردید بر من ببخشا. دزدموناى من! اى نابازیگر! ابتدا تصور نمودم که چه سان این نقش روح تو را بدینگونه ربوده است و غافل بودم که دل را به حقیقت به آن بى شرف وانهاده اى و این دیگر نقش نیست که تو بازى مى کنى. قایق دل را به توفان عشقش داده اى تا به هر جا که مى کشاندش ببرد.
میناى من اى نادزدمونا! که او به نیرنگ خائن خوانده شد و تو به حقیقت خائن بودى. حال اگر بودى بر من نهیب مى زدى که "هان! اتللوى برزنگى چه کج و معوج برش مى زنى. تیغه اره ات کند است" و من مى گفتم "عشق من! این سفر که به آن سوى آبها رفتم یک اره تیزتر برایت به ارمغان مى آورم." چه خوب است که تیغه اره برقى به نرمى سیمگون ران تو را مى خورد و فرو مى رود و رگ و ریشه و مویرگت را مى برد و خون مرده ات دیگر نمى جهد و دلمه بسته و تیره از گوشتت آرام بیرون مى خزد. چه خوب است که تو دیگر نگران نیستى که یک دانه مو روى پوست پاهایت نوک زده است که هنوز سبز نشده از ریشه بیرون بکشى اش.
خلاصت کردم از آن همه دلهره که به تمرین و گریمت برسى و من بى خبر از آن که مى خواهى به کاسیوى عزیزت برسى. به راستى چه جاى دنجى بود اتاق گریم و رختکن عزیز. دزدموناى من! شاگرد عزیز خودم که
دل استاد بردى! یاگو راست مى گفت که: "آه چه دوزخى که مردى به امید عفت و پاکدامنى همسر شرعیش، یک روسپى را در آغوش بگیرد."
آه میناى من اگر کسى بهتر از من را براى هم آغوشى مى یافتى این قدر نمى سوختم. اصغر برزخى- شاگرد بى استعدادى که فقط به خاطر صورت زنانه اش نقش کاسیو را به او دادند. اى کارگردان احمق اگر فقط مى دانستى هنرپیشگانت چه اندازه نقش ها را جدى گرفته بودند. اگر مى دانستى چه حالى دارد دیدن بوسه طولانى زنت [بوسه فرانسوى مى نامندش این روزها گوئى. اى بر نژاد پلیدشان لعنت! نسلشان را پاک مى کنم] در آغوش کاسیوى عزیز که آن همه به وى اعتماد داشتیم. خائن زیباى من! یادم مى آید روزى از تو پرسیدم: "به چه بهائى حاضرى شوهرت را فریب بدهى؟" گفتى: "حتى اگر دنیا را به من ببخشند حاضر نیستم." گفتم: "سوگند بخور".
گفتى: "سوگند به روشنائى آسمان". تف بر تو. من ابله چه مى دانستم که این سخن بدان معنى است که "نه در
روشنائى آسمان!" کارى که بدان خوبى در ظلمت پستوى رختکن بتوان انجام داد. کاش فقط دستمالت را به او داده بودى. چه برزخى برایت بسازم اصغر عزیز! چه آرام و خوب است مطبخ وقتى که دیگر هیچ زنى در آن نیست که بگوید: "سوگند به روشنائى آسمان"! و چه کم سر و صداست این اره برقى فرنگى!
کارگردان گرامى یادم باشد تو را به ضیافت شامى وعده بگیرم. مى دانم که کباب را خوش تر مى دارى. اصلاً با صداى دلنشین جیز و جیز دنبه یک زن که چکاچک بر روى آتش بریزد، چطورى؟ تا آنجا که خاطرم یارى مى کند میانه ات با زنان و دنبه هایشان جور بوده است. حتماً باید برایم بگوئى که چه شد به فکر برداشت مدرن از اتللو افتادى؟ به حساب سابقه مودتمان تا گفتى مى خواهى اتللو را بر روى صحنه ببرى پذیرفتم. من بارها نمایشنامه را خوانده بودم و با رغبت و رضایت از مینایم دعوت به بازى نمودم. آه اگر مى دانستم که برداشت مدرن شما مملو است از فرنچ کیس و چیک توچیک. حال چرا آن همه با وسواس مسخره ات تقاضاى تمرین مکرر مى نمودى؟ این فرنچ کیس شما چه اندازه مشکل بود که وقت و بى وقت نیاز به تمرین مى داشت. دزدمونائى که من مى شناختم عاشق و باشرافت مُرد و تن به هوس واننهاد و اما میناى [برداشت] مدرن من در آغوش اصغر کاسیو! آه آه آن که دیگر نمایش نبود. من تپش هاى قلبشان را مى دیدم. دزدمونائى که دزد- میناى من شدى، آسوده باش که چندان تفاوتى ندارد جز این که از روشنائى آسمان به سرماى سپید فریزر آمده اى. هر چه مى خواهى مى توانى به جاى آن به این سوگند بخورى. هنرپیشه بى هنر من! سرت را دست نخورده و یک جا در اولین کشو جاى مى دهم و یادت باشد خودت این فریزر را انتخاب کردى وگرنه کله ات بدین سان فشرده جاى نمى گرفت که موهایت روى بسته هاى سبزى و باقلا و گوشت کشیده شود که تو هیچ دوست نداشتى گیسوان معطرت بوى باقلا بگیرد. مقصرى میناى من مقصر حداقل به اندازه انتخاب این فریزر سه کشوئى.
1. گشاده دست باش، جاری باش، کمک کن (مثل رود)
2. باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)
3. اگرکسی اشتباه کرد آن رابپوشان (مثل شب)
4. وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)
5. متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک)
6. بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا )
7. اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه)
فکر می کنید این نقاشی اثر کی باشه؟ همونطوری که می بینید برگرفته از سایت صادق هدایته و جالب اینکه بدونید نقاشی خود هدایته ! می بینید خلاقیت و استعداد این هنرمند فقید کشورمون رو، سری به سایتش بزنید نقاشیها و داستانهای هدایت و زندگینامه ش رو هم می تونید ببینید

با توجه به شکست طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا، و مشکلات جدی موجود در خاورمیانه، من یک طرح جدید برای خاورمیانه پیشنهاد می کنم که مطمئنم با اجرای این طرح تمام مشکلات خاورمیانه حل می شود.
تشکیل فلسطین بزرگ اشغالی: با توجه به اینکه احمدی نژاد بیش از اینکه علاقمند به حل مشکلات ایران باشد، علاقمند به حل مشکل فلسطین و لبنان و سوریه است، و مردم این کشورها هم احمدی نژاد را خیلی دوست دارند، یک فلسطین بزرگ با به هم پیوستن سه کشور سوریه، لبنان، فلسطین و اسرائیل به ریاست جمهوری احمدی نژاد بوجود بیاید و همه برادران حزب اللهی و رهبران کنونی ایران بروند در آنجا و همانجا هر چقدر دل شان می خواهد اسلام را اجرا کنند.
انتقال اسرائیل به اصفهان: با توجه به اینکه جمعیت اسرائیل 6 میلیون نفر است و مردم ایران هم بیشتر از اینکه از اسرائیلی ها بدشان بیاید، با اعراب مشکل دارند، و با توجه به اینکه این اسرائیلی ها قبلا در همین اصفهان بودند، اینها به اصفهان مهاجرت کنند و برای خودشان یک کشور مستقل داشته باشند.
ایجاد حکومت اسلامی بزرگ در عربستان: با انتقال کلیه کسانی که می خواهند اسلام را کامل اجرا کنند، از ایران و عراق به عربستان، مشکل این افراد حل می شود، در عوض مردم عربستان سعودی که نیاز به آزادی های سیاسی و اجتماعی دارند به ایران بیایند و کنار همدیگر زندگی کنیم.
اتحادیه ایران و عراق: ایران و عراق همیشه با هم در مرزها جنگ دارند، مرزها را برداریم و یک کشور سکولار در این اتحادیه درست کنیم.
ایجاد ام القرای شیعه: با توجه به ضرورت تمرکز شیعه یک کشور کوچک مثل واتیکان در دل عراق ایجاد شود و کلیه علمای قم و جبل عامل و مشهد و نجف و کربلا در این واتیکان متمرکز شوند و ورود کلیه غیر شیعیان به این کشور ممنوع شود.
ایجاد سیستم حمل و نقل مطمئن برای رفت و آمد: با توجه به اینکه در خیلی از کشورهای خاورمیانه مردم می خواهند کاری را بکنند، اما نمی توانند آن کار را بکنند، ولی در جایی نزدیک امکان این کار موجود است، بنابراین ما یک سیستم قطار تندرو و سیستم ارزان هوایی درست کنیم تا خاورمیانه به صورت کشورهایی با کارکرد تخصصی بشود. مثلا مردم خاورمیانه همه برای خرید به امارات بروند، برای زیارت به عربستان و ام القرای شیعه بروند، برای انتخابات به ایران بیایند، برای خوشگذرانی به ترکیه بروند، برای صرف غذا به ایران بیایند و در این حالت همه چیز به خوبی اتفاق می افتد.
انتخابات مدرن: به جای اینکه مردم روسای جمهور و پادشاهان و رهبران را تعیین کنند، تعدادی پادشاه و رهبر و رئیس جمهور را که نه می میرند، نه کنار می روند و نه دست از سر مردم برمی دارند و دائما هم می خواهند کشور خودشان را شبیه یک کشور دیگر کنند، تعیین کنیم و از آنها بخواهیم که هر چهار سال یک بار یک کشور خاورمیانه ای را که دوست دارند کشورشان شبیه آنجا باشد، انتخاب کنند و رئیس آنجا بشوند. تا در همه هزینه ها صرفه جویی بشود.
توضیح ضروری: طرح من ممکن است هزینه زیادی داشته باشد و مثلا مستلزم جا بجایی دویست میلیون نفر بشود، ولی مطمئنا از طرح های موجود کم هزینه تر و ممکن تر است.
محمدرضا فروتن را اعدام کنید
در راستای اینکه نشریه یا لثارات الحسین همکاری محمدرضا فروتن با صدا و سیما را محکوم کرده و از وی به عنوان بازیگر فیلمهای ضد انقلابی نام برده است، بدینوسیله اتهامات شخص فوق الذکر اعلام و برای وی درخواست اشد مجازات می شود:
اول: همکاری با جریان های مشکوک دانشجویی و شرکت در درگیری های دانشجویی جهت براندازی نظام و تشویش اذهان در فیلم اعتراض که وی شخصیت واقعی خود را نشان داد.
دوم: اقدام به فرار از زندان با همکاری باصطلاح همسرش در فیلم « ملاقات با طوطی» که منجر به درگیری و ضرب و جرح مامورین فداکار شد.
سوم: ایجاد مزاحمت برای بانوان و شرکت در چند فقره درگیری و شرارت در فیلم دو زن که این شخص مساله دار حتی بعد از اینکه مطلع شد که زن مذکور اقدام به ازدواج کرده، همچنان به مزاحمت ادامه داد.
چهارم: شخص مذکور که قبلا در فیلم متولد ماه مهر به شهادت شهود مختلف از برادران بسیجی بود، بتدریج تحت تاثیر افکار و اندیشه های غلط مورد تهاجم فرهنگی غرب قرار گرفته و حتی همسرش را در فیلم شب یلدا به خارج از کشور فرستاده و روابط مشکوکی با نیروهای ضدانقلاب برقرار کرد.
لذا، براساس اتهامات فوق از قاضی خواهشمند است، با در نظر گرفتن یک درجه تخفیف بخاطر شخصیت غیور متهم در فیلم قرمز وی را به اشد مجازات محکوم کنید