Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 30 بهمن ماه سال 1384
نامه پنج عضو اصلی شورای انقلاب به مردم ایران
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 10:51 AM

پنج تن از اعضای اصلی شورای انقلاب، بعد از ربع قرن دوری از قدرت با اعلام آن که طمعی به ورود به قدرت و حکومت ندارند در نامه ای به مردم ایران نسبت به روند اداره کشور ابراز نگرانی کرده اند که با تعطیل شدن حقوق و آزادی های اساسی مردم و پی گیری با سیاست های خارجی تنش زا استقلال کشور دچار آسیب های جدی شود.

ابراز نگرانی مدیران سابق و از سران گروه ملی – مذهبی در زمانی آشکار می شود که پیش از این هاشمی رفسنجانی از قدیم ترین اعضای شورای انقلاب، محمد خاتمی رییس جمهوری پیشین، حسن روحانی دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی و جمعی از روحانیون نیز همین نگرانی ها را ابراز داشته بودند.
اوج گیری ابراز نگرانی ها به ویژه در زمانی معنا می یابد که دولت جدید با تحت کنترل درآوردن خبرگزاری های داخلی و صدور دستورالعملی برای مطبوعات موجود که آنان را از هر نوع ابراز نظری درباره مهم ترین موضوع سیاست خارجی [پرونده هسته ای] ممنوع گردانده ، فضای اطلاع رسانی داخل کشور را بسته و با فیلتر کردن سایت های اینترنتی و اجرای سیاست سخت گیرانه ای در زمینه اطلاع رسانی به نگرانی های موجود دامن زده است.

متن نامه

متن نامه عزت الله سحابی، مرتضی کتیرائی، احمد صدر حاج سید جوادی، علی اکبر معین فر و ابراهیم یزدی که در سمت های معاونت نخست وزیر، رییس سازمان برنامه و بودجه، وزیر آبادانی و مسکن، دادگستری، نفت و خارجه در اولین ماه های انقلاب در دولت موقت و شورای انقلاب مشغول به فعالیت بودند به این شرح است:

هم ‌میهنان گرامی

امضا کنندگان زیر، جمعی از اعضای اصلی شورای انقلاب اسلامی هستند، که نه طمعی به ورود در قدرت و حکومت دارند و نه در ربع قرن گذشته پس از انقلاب و استعفای دولت موقت شادروان مهندس بازرگان منصبی و مسئولیتی در حکومت داشته‌اند ولی همچنان خود را در برابر ملت مسئول می‌دانند و با همان انگیزه‌ای که در دوران پرتلاطم انقلاب در خطرناک ترین شرایط سیاسی داوطلبانه دعوت به عضویت در شورای انقلاب اسلامی را به منظور خدمت به ملت برای رضای حق پذیرفتند، امروز هم با احساس تکلیف در ادای دینی که به ملت خود دارند به مناسبت سالگرد انقلاب نگرانی عمیق خود را از آنچه در میهنمان می‌گذرد با شما مردمان صادق و صبور ایران، صاحبان اصلی این سرزمین در میان می‌گذاریم.

انقلاب اسلامی ایران در ادامه مبارزات ضد استبدادی و ضد استعماری، در طی یکصد سال گذشته، به دنبال تحقق آرمان آزادی و استقلال کشور در چارچوب یک نظام سیاسی برخاسته از آرای ملت، به نام جمهوری اسلامی، صورت گرفت.

اکنون که بیش از ربع قرن از پیروزی انقلاب می‌گذرد و متأسفانه شاهد آن هستیم که از آرمان بزرگ آزادی و حاکمیت ملت جز پوسته‌ای سطحی و نمایشی چیزی باقی نمانده است. اگر چه انقلاب اسلامی به استیلای بیگانگان بر امور کشورمان پایان داد و اگر چه هنوز هم کشورمان از استقلال سیاسی برخوردار است اما این نگرانی وجود دارد که با تعطیل شدن حقوق و آزادی‌های اساسی مردم و نفی حاکمیت ملت و نفی سرشت جمهوریت نظام و جایگزینی آن با نوعی جدید از حکومت فردی به نام اسلام از یک طرف و پیگیری سیاست‌های خارجی تنش‌زا از طرف دیگر، استقلال سیاسی، اقتصادی و همچنین تمامیت ارضی کشورمان دچار آسیب‌های جدی گردد.

ناخشنودی به حق اکثریت مردم از وضع موجود متاسفانه باعث شده است که با بی تفاوتی به انتخاب مسئولینی و زمامداران و بالمال عدم مشارکت در روی کار آوردن شخصیت های شایسته و توانمند، افرادی دست اند رکار قوای سه گانه کشور شده اند که در شرایط کنونی اعم از داخل و فضای بین المللی قادر به انجام چنین مسئولیت خطیری نیستند.

به جای تلاش در راه حسن رابطه با سایر ملل جهان، در مسیر دشمن تراشی و خصومت حتی با کشورهایی که آمادگی برقراری مناسبات احترام آمیز با ما دارند گام برمیدارد.

در چنین شرایطی کسانی که نه به انقلاب اسلامی اعتقاد داشتند و نه گامی در راه آزادی ملت از بند اسارت طاغوت برداشته¬اند، امروز با صراحت از تعارض جمهوریت با اسلام سخن می‌گویند جمهوریت را نامشروع می‌خوانند و به نام خدا و دین پاک او استبداد مطلق دینی را تبلیغ می‌کنند. و متاسفانه مورد تایید و تجلیل مقام رهبری نیز قرار گرفته و از بیت‌المال مسلمین میلیاردها تومان در اختیار صاحبان این فکر و اندیشه قرار داده شده و می‌شود.

در چنین شرایطی، در حالی که انقلاب اسلامی با وحدت، یکپارچگی و یکدلی تمامی نیروهای متعهد به استقلال ایران و حاکمیت مردم، در سایه شعار همه با هم، به پیروزی رسید، اعمال سیاست هر کس با من نیست پس بر من است، موجب از هم پاشیدگی و تفرق بی‌سابقه‌ای در جامعه شده است. در حالی که انقلاب اسلامی علیه سرکوب استبداد سلطنتی و به منظور تامین حقوق و آزادی‌های اساسی، از جمله حق حاکمیت ملت بود، امروز بعد از 27 سال بسیاری از افراد صاحب نظر جرات ابراز عقیده خلاف رأی و نظر مسئولان وانتقاد از آنها را ندارند.

سیاست‌های فرهنگی اعمال شده حاکمان در طی 27 سال گذشته و هزینه کردن دین برای مقاصد قدرت سیاسی، تبلیغات پر حجم سرشار از خرافات و انحراف از اصول آنچنان می‌باشد که نسل جدید و جوان را غالبا دین ستیز یا دین گریز یا بی تفاوت نسبت به کلیه معارف دینی نموده است و ضربات بسیار سهمگینی به باورهای دینی و اخلاق مردم وارد شده است و به تصدیق و تائید هر انسان دلسوز و صاحب مسئولیت ملی یا دینی یا اخلاقی‏،‌ سطح اخلاق در جامعه ایرانی امروز به بدترین درجه در تاریخ کشور ما رسیده است که جبران اینگونه آسیب های اجتماعی به سهولت میسر و ممکن نمی‌باشد.

سیاست‌های اقتصادی نه تنها مناسبات ناسالم اقتصادی دوران استبداد سلطنتی را از بین نبرده است بلکه با تضعیف سرمایه‌داری صنعتی نوپای ایران بدترین نوع سرمایه‌‌ داری تجاری را حاکم ساخته است. روابط ناسالم اقتصادی، رانت‌خواری، سوء استفاده از امکانات ملی و دولتی، طبقه جدیدی از سرمایه‌داران بی‌ریشه و بی‌هویت را بر اقتصاد کشور مسلط ساخته است. روزی نیست که به رغم تمام محدودیت ها و سانسورهایی که در درج اخبار اعمال می¬شود، خبری جسته و گریخته درباره اختلاس‌ها و سوء استفاده‌های چند صد میلیاردی وابستگان به مراکز و نهادهای قدرت بدون ذکر یا اشاره ای به نام عامل فساد منتشر نشود.

نتیجه آن که به رغم درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز حدود 600 میلیارد دلار در این مدت، امروز ما از عقب‌مانده¬ترین کشورهای منطقه هستیم. هند با جمعیتی حدود 16 برابر ایران و سرزمینی فقط دو برابر ایران راه ترقی اقتصاد را سریع طی می‌کند به طوری که طبق آمار کارشناسی جهان تا سال 2026 چهارمین اقتصاد بزرگ جهان خواهد شد و این درحالی است که هند با وجود تنوع عظیم قومی و مذهبی بزرگترین دموکراسی جهان خوانده می‌شود. در صحنه بین‌المللی از آنچنان حیثیت و اعتباری برخوردار است به طوری که همه کشورهای جهان می‌خواهند روابط دوستانه با هند باشند . فاصله غنی و فقر در آنجا به سرعت رو به کاهش است (شرق 24/11/1384، صفحه 14 ویژه‌نامه اقتصادی) قیمت فزاینده نفت و گاز، که در تاریخ نفت بی‌سابقه است، موجب رشد اقتصادی سریع کشورهای عرب‌نشین و حاشیه جنوبی خلیج فارس شده است. قدرت بازار سهام روز به روز در حال افزایش است ولی در کشور ما چطور؟!! بازار بورس عربستان سعودی در حال تبدیل شدن به بزرگترین بازار بورس جهان است و تخمین زده می‌شود که ارزش کل سهام این بازار (عربستان) به 500 میلیارد دلار برسد و این در حالی است که عربستان سعودی رژیمی مذهبی و متمرکز شبیه به ایران دارد. در سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس هم ارزش کل سهام بازار بورس در سال جاری 2001 به دو برابر افزایش می‌یابد. اما در کشور ما چگونه خواهد بود؟!! و از شکاف طبقاتی هم اگر صحبت نشود بهتر است و اینها همه در حالی است که به گزارش سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشوردر سال 1382 بعد از 25 سال حاکمیت موجود در ایران‏ 9/0 درصد رشد اقتصادی بوده است.

تنگی معیشت، فشار زندگی بر طبقات کم درآمد آنچنان است که زندگی را بر آنها سخت و تاریک نموده است . به موجب آمار رسمی 20 درصد جمعیت مالک 75 درصد ثروت‌های جامعه و 40 درصد مردم مالک تنها 3 درصد دارایی‌ها و 40 درصد دیگر مالک تنها 22 درصد ثروت‌های جامعه می‌باشند.

نهادها و گروه‌های قدرتمند آنچنان نظام اقتصادی را در مهار خود دارند که مانع از هر گونه تغییر و تحول به نفع مردم عادی می‌باشند.

در چنین شرایطی، فقر و محرومیت ، فشارهای سیاسی ، تعارض میان گفتار و کردار مسئولان کشور، باعث شده است که آسیب‌های اجتماعی، قتل و جنایت و فحشا و اعتیاد به سطح نگران کننده‌ای برسد.

ما امضا کنندگان زیر، به حکم نقش و مسئولیتی که با عضویت در شورای انقلاب اسلامی داشته‌ایم ادامه وضعیت کنونی را به نفع ملت، کشور و نظام و حتی حاکمان کنونی نمی‌دانیم. و از سر دلسوزی، مشفقانه به مسئولان کشور هشدار وانذار می‌دهیم و از آنها می‌خواهیم به خود بیایند، این راه آزموده را ادامه ندهند، به واقعیت‌ها تسلیم شوند و در شرایطی که کشورمان در معرض تهدیدهای جدی است راه را برای حضور همه اقشار ملت و همه آرا و اندیشه و ایجاد وفاق ملی در جهت اصلاح ساختارها باز نمایند.

به ملت عزیز نیز توصیه می‌کنیم نسبت به سرنوشت خود مأیوس و بی‌تفاوت نباشند. سپردن سرنوشت به دست تقدیر، نه تنها موجب بهبود اوضاع نمی‌شود بلکه بر وخامت آن می‌افزاید. با توکل بر خدا و با اعتقاد به نیروی ایمان و همبستگی ملی می‌توان هم در برابر تهدیدهای خارجی ایستاد و هم تامین و تحقق حقوق آزادی‌های اساسی خود را مطالبه نمود. به همه گروه‌ها، احزاب توصیه مشفقانه ما، صرف نظر کردن از اختلافات و همکاری و همدلی در راستای حفظ استقلال ، تمامیت ارضی کشور و تامین و تحقق حاکمیت ملت می‌باشد.

ان ارید الاصلاح ما استطعت

عزت الله سحابی، سید احمد صدر حاج سید جوادی، مصطفی کتیرایی، علی اکبر معین فر، ابراهیم یزدی

شنبه 29 بهمن ماه سال 1384
معرفی سایت
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 4:41 PM

نقاشی زیبایی که مشاهده می کنید از سایت نشریه الکترونیک حضرت زرتشت برداشته شده است . حتما سری به این سایت بزنید مطالب و نقاشی هایش فوق العاده است .

www.sepandarmazd.com

شنبه 29 بهمن ماه سال 1384
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 1:06 PM
جشن سپندار مذگان از سال دیگه جانشین والنتاین غربی خواهد شد با کمک همه شما ایرانی های عزیز . روز عشق را باز هم بهتون تبریک میگم
شنبه 29 بهمن ماه سال 1384
جشن سپندارمذگان بر شما مبارک
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 1:00 PM
شنبه 29 بهمن ماه سال 1384
روز عشق بر شما ایرانیان نیک نهاد مبارک
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 12:58 PM

پنجشنبه 27 بهمن ماه سال 1384
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 6:20 PM
چه رنجی است
لذتها را تنها بردن و
چه زشت است
زیبایی ها را تنها دیدن و
چه بدبختی آزار دهنده ای است
تنها خوشبخت بودن
                                          دکتر علی شریعتی
 
پنجشنبه 27 بهمن ماه سال 1384
گام به گام تا ته چاه
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 11:40 AM

ابراهیم نبوی

سیاست خارجی دولت احمدی نژاد یک گام به جلو برداشت. به نظر من مراحل زیر را در سیاست خارجی دولت احمدی نژاد می توان مشاهده کرد:

مرحله اول: از بین بردن ته مانده حیثیت دوران خاتمی و تبدیل ایران از یک کشور در حال اصلاح به یک کشور تندرو و غیرقابل اصلاح. در این مرحله ایرانیان می گفتند: «بابا! یک اشتباهی شده، بزودی درست می شه.»

مرحله دوم: تلاش برای رفع اختلاف میان آمریکا و اروپا و تبدیل آنها به دشمنان جمهوری اسلامی. در این مرحله ایرانیان می گفتند: «بابا! ما ایرانی هستیم، ولی همه ایرانی ها مثل اینها نیستند.»

مرحله سوم: متحد کردن کلیه کشورهایی که می خواهند مثل آدم زندگی کنند، علیه کلیه دولت هایی که می خواهند جلوی زندگی کردن دیگران را بگیرند. در این مرحله ایرانیان می گفتند: «خب، قبول، ما ایرانی ها یک اشکالات مهمی داریم، ولی بخدا تحت فشار هستیم.»

مرحله چهارم: از بین بردن تصویر ایران از کشور ابن سینا و فارابی و فردوسی و مصدق و کیارستمی و فرش و تخت جمشید و ملتی زیبا و باهوش و با استعداد به کشور نواب صفوی و بمب اتمی و اورانیوم و انفجار و تهدید و ملتی بی ریخت و بی عقل و کودن. در این مرحله ایرانیان می گفتند: «واقعیتش اینه که ما ایرانی هستیم، چی کار کنیم، توی ایران به دنیا اومدیم، گناهی که نکردیم.»

مرحله پنجم: ایجاد دشمنی میان کلیه یهودیان جهان با ایران در جریان نفی هولوکاست. در این مرحله ایرانیان می گفتند: «من ایرانی بود، ولی یک مدت از اون بیرون اومد و دیگه مثل ایرانی حساب نشد.»
مرحله ششم: ایجاد وحدت جهانی میان ملل متمدن و دنیای آزاد و صنعتی علیه اسلام و کلیه مسلمانان از طریق کارتون گیت. در این مرحله ایرانیان می گفتند: «آی ام نات ایرانیان، آی ام خارجی.»

من فکر می کنم تلاش های احمدی نژاد واقعا باعث یک پیشرفت علمی بزرگ در کشور شده است و حدس می زنم در سال آینده نوبل شیمی را حتما به احمدی نژاد بدهند، او فرمولی پیدا کرده است که می تواند حیثیت یک کشور را تبدیل به آشغال کند.

چهارشنبه 26 بهمن ماه سال 1384
صداقت و دیگر هیچ
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 5:31 PM

250 سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده ای تصمیم یه ازدواج گرفت با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند .
وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید بشدت غمگین شد چون دختر او مخفیانه عاشق شاهزاده بود ، دخترش گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت . مادر گفت : تو شانسی نداری ، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا .
دختر جواب داد : می دانم هرگز مرا انتخاب نمی کند ، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم .
روز موعود فرا رسید و شاهزاده به دختران گفت : به هر یک از شما دانه ای می دهم ، کسی که بتواند در عرض 6 ماه زیباترین گل را برای من بیاورد ، ملکه آینده چین می شود .
دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت .
سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد ، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آمیختند ، اما بی نتیجه بود ، گلی نرویید .
روز ملاقات فرا رسید ، دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدان های خود داشتند .
لحظه موعود فرا رسید شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود .
همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است . شاهزاده توضیح داد : این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند : گل صداقت ...
همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند ، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود .
                                               

                                                                           پائولو کوئلیو

چهارشنبه 26 بهمن ماه سال 1384
سبزاندیشان پارسی را به یاری می طلبم
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 12:26 PM

سلام  دوستان مهربان

۲۹ بهمن روز جشن "سپندار مذگان" یا همان روز عشق در ایران باستان است . پیشاپیش این روز ماندگار را به همه شما عزیزان تبریک می گم و ازتون خواهش می کنم این موضوع رو توی وبلاگهاتون و sms هاتون به گوش دوستان و عزیزانتون برسونید .

در پست قبلی در مورد این روز توضیحاتی دادم که بد نیست نگاهی بهش بندازین . از لطفتون ممنونم . به امید روزی که سه اصل پندار نیک کردار نیک و گفتار نیک دوباره در جامعه ما حکمفرما بشه

                                                         در پناه یزدان پاک

                                                       شاد و سرفراز باشید

سه شنبه 25 بهمن ماه سال 1384
بیائید دست به دست هم فرهنگ اصیل آریائی را زنده کنیم
نوشته شده توسط سیامک در ساعت 5:14 PM
این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت های خارجی را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر می دانند.
سفره هفت سین نمی چینند، اما در آراستن درخت کریسمس اهتمام می ورزند!
جشن شب یلدا که به بهانه بلند شدن روز، برای شکرگزاری از برکات و نعمات خداوندی برگزار می شده است را نمی شناسند، اما همراه و همزمان با بیگانگان روز شکرگزاری برپا می کنند!
همه چیز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاریش می دانند، اما حتی اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.
چند سالی ست حوالی26 بهمن ماه (14 فوریه) که می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های اجناس کادوئی لوکس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم Valentine به گوش می خورد. هر بچه مدرسه ای در مورد والنتاین می داند.
اما کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است!
 جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت  هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند.
 
ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است.
 
 برای اینکه ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، کسانی هستند که توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی کنند و حیات خود را تا ارتفاع یک افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یک ملت و تعداد سربازانی که در جنگ کشته شده اند نیست؛ بلکه ارزشی است که آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.
 
شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) منتقل کنیم.
 
                                                         برگرفته از وبلاگ آتشکده
   1      2      3      4    >>