پنجشنبه 28 شهریور ماه سال 1387
هشدار به نا امیدان ساکن بهشت- نوشته مهرداد شیبانی
پائیز در هواجاری است و دو سه روز دیگر در تقویم هم ماه اول ایرانی، فصل برگریز را با نام "مهر" رسمیت می دهد. جهان باشور و شوق درانتظار زایش "دانه هستی" است که به آن "ذره الهی" هم گفته اند. هسته ای که دانش بر این باور است در"انفجار عظیم " متولد شده و هستی را در زمین از نیستی رویانده است، و هرچه در زمین است از این ذره آغازین است و اکنون وقت بازسازیش در آزمایشی که تاریخ راورقی به اندازه همه اعصار خواهد زد.
در این آزمایش یک ایرانی هم هست. دانشمندی که در زادگاه او امام جمعه ای سازنده سینما را "ناکس" می خواند، همتایش نگاه کردن گوینده زیبای تلویزیون را گناه می داند ومرجع تقلیدی موبایل رااز هروئین خطرناک تر می شمارد. اینها همه در شهرهای مختلف ایران است و در ابرشهر تهران، وقتی محمدخاتمی وارد مجلسی می شود حضورش را با "کف" گرامی می دارند و به شیخ کروبی با "صلوات" خوش آمد می گویند. و در همان حال ده هزار نفرگرد می آیند تا "جشن سینما" را باهلهله و آتش بازی به تماشا بنشینند.
در دل همین شهر، درکاخی که روزگاری "شاه" بر تخت جلوس می کرد و "یاوه های" نخست وزیر روشنفکر تحصیل کرده فرنگ را در باره پیشرفت حیرت انگیر کشور می شنید و سرتکان می داد، امروز "رهبر" با لبخند به پیشکاری گوش می کند که ایران را جائی مثل بهشت تصویر می کند. شیخ کروبی که سه سال پیش دو ساعتی خوابش برد و این "مقام" را که در ظاهر نام "رئیس جمهور" دارد ودرعمل جز دست بوسی قدرت نیست، باخت و حالا با تمام نیرو می کوشد در انتخابات سال آینده ردای باخته را پس بگیرد از شعبده درحضور "رهبری که برای نابودکردن فرعونیت آمده است" به حیرت می افتد و می گوید: "گزارش رئیسجمهور به نحوی بود که انگار جامعه ما یک بهشت برین است، همه ما در آن جلسه مبهوت شدیم و گفتیم جلالخالق از این زندگی خوب و حتی بزرگواری بعد از جلسه به من گفت واقعا جامعه ما اینطور است که ما خبر نداریم و در مجموع در آن جلسه چیزهای عجیب و غریب و البته شنیدنی مطرح شد."
و روزنامه ارگان حزب آقای کروبی که محمد قوچانی به او "نشان سرخ دلیری" می دهد می نویسد: "دولت نهمیها برخلاف شعارهای عدالتگرایانه ومهرورزانه، موجب فقیرتر شدن فقرا و گسترش شکاف درآمدی فقرا از یک طرف و ثروتمندان از سوی دیگر شدهاند.برخلاف همه شعارهای احمدینژاد و اطرافیان او بر گسترش عدالت، شاهد گسترش بیعدالتی هستیم و با توجه به پافشاری دولت نهم بر سیاستهای انبساطی و تورمزا، اقتصاددانان پیشبینی میکنند که روند گسترش بیعدالتی با سرعت ادامه یابد و وضع درآمدی فقرا و اقشار کمدرآمد به سوی وخامت هرچه بیشتر سوق داده شود.این وضع نشان میدهد که شعارمحوری آوردن نفت بر سر سفرههای مردم که توسط احمدینژاد بهطور مکرر مطرح میشد، نهتنها تحقق نیافته، بلکه بیعدالتی به صورت نگرانکنندهای بر سر سفرههای ایرانیها و خصوصا کمدرآمدها، فقرا و اقشار با درآمد ثابت آمده است."
ارزیابی مرکز پژوهش های مجلس از توزیع درآمد در اقتصاد ایران هم که در این هفته منتشر می شود، در این جمله قابل خلاصه است: "ثروتمندها ثروتمندتر شدند."
رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک، که حسن خان روحانی باشد که هم در دفاع از سیاست اتمی دوران خاتمی سخت فعال شده و هم نیم نگاهی هم به کاخ ریاست جمهوری دارد- به صراحت تمام می گوید: "جایگاه ایران در میان 14 کشور منطقه در این شاخص، سیزدهم است و در طول سه سال گذشته فاصله دهکهای اول و دهکهای بالا بیشتر شده است که نشاندهنده این مساله است که شعار عدالت تحقق نیافته است."
شاهد دیگر برای اثبات "بهشت" بودن ایران، کم و بیش از غیب می رسد. حزب موتلفه که از روز اول انقلاب بر منابع، نهادها وبنگاههای اقتصادی دست گذاشت و حالا بی حساب و کتاب سی سال است که دارد به نام "فقرا" و به کام "تجار" می تازد، گزارشی از فعالیت های "کمیته امداد امام" می دهد.معاون کمیته امداد "سعید ستاری" می گوید: "در حال حاضر حدود 250 هزار کودک یتیم در سراسر کشور تحت پوشش طرح "اکرام ایتام" کمیته امداد هستند. 500 هزار خانوار نیازمند نیز مشمول طرح محسنین میشوند. بطور کلی یک میلیون و 600 هزار خانوار تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند و معادل همین ظرفیت، خانوارهایی وجود دارند که شرایط و ظرفیت دریافت کمکهای تک خدمتی (موردی) را از این نهاد حمایتی دارند. این خانوارها به دلیل فقدان سرپرست خانوار و یا ناتوان بودن آنها در تامین معیشت، شایسته جای گرفتن در طرح اکرام و محسنین هستند."
"دشمن" هم بیکار نیست و مدام "بهشت جمهوری اسلامی" رازیر نظر دارد. این هفته بانک جهانی در تازه ترین گزارش وضعیت سهولت فضای کسب و کار در بین ۱۸۱ کشور اعلام را اعلام می کند: "ایران از نظر سهولت فعالیتهای اقتصادی در میان ۱۸۱ کشور جهان رتبه ۱۴۲ را در سال ۲۰۰۸ کسب کرده است. در رتبه بندی قبلی بانک جهانی ایران مقام ۱۳۸ را در اختیار داشت."
در این "بهشت برین" هم رکوردها بسرعت بطرف ته جدول می دوند، تنها این معلولین هستند که بسرعت پیش می تازند و قهرمان " پارا المپیک" می شوند. و درچین؛ یعنی جائی که ساکنین سالم" بهشت جمهوری اسلامی" هی فریاد یا امام زمان زدندو به گردپای کافر وکمونیست و لائیک و سکولار هم نرسیدند.
در عوض ایوو مورالس، رئیس جمهوری کمونیست بولیوی، افطارش را سر سفره نفت با احمدی نژاد بازکرد، با دست پر رفت تا برای حل بحران سیاسی در کشورش با یکی از رهبران مخالفان دولت خود دیدار و مذاکره کند. او هم اگر می خواست کشورش "بهشت" شود، یک گردان ضد شورش را با خودش می برد و بامردمش مهر ورزی می کرد. درست همان کاری که دولت جمهوری اسلامی کرد. وقتی که "سواد وزیر در حد خواندن ونوشتن" کافی است، دیگر معلم کی باشد که شورای هماهنگی تشکیل بدهد و تقاضای نان شب کند. راحت می شود 10 نفر اعضای شورا رادستگیر کردو قال قضیه را کند.
در هفته ای که معلوم شد حتی "حسین موسویان" هم "جاسوس" نبوده و احمد توکلی از او "حلالیت طلبید"، بقیه عمال سازمانهای جاسوسی دنیا تحت "نام امنیتی" جمعی از شخصیت های کشور، تصویر دیگری از بهشت دادند:
"پشتیبانی از تازش روسیه به گرجستان، گفتگوهای امنیتی مقامات در استانبول، پرونده هستهای ایران در راهروهای شورای امنیت، ادعاهای امارات متحده عربی و اتحادیه عرب نسبت به جزیرههای سه گانه ایرانی در خلیج فارس، پیمانهای سه جانبه و دو جانبه کشورهای حاشیه دریای مازندران و خطر حمله نظامی به تاسیسات اتمی و نظامی ایران، همگی دستاوردهای سیاستهای غلط و نابخردانه و به زیان ملت ایران بوده و حتا امکان رساندن آسیبهای فراوان دیگری از جمله از هم پاشیدگی میهن ما را در بر دارد.سردمداران حکومت دانسته و فقط در راستای سودهای شخصی و جناحی و بقای خود، کشور ما را به سوی پرتگاهی عظیم هدایت مینمایند. ما از ملت بزرگ ایران هم میخواهیم تا نسبت به سرنوشت خود احساس مسئولیت بیشتری نمایند که زمان بازگشت به عقلانیت با سرعت در حال از دست رفتن است و نباید دست روی دست گذاشت و منتظر سرنوشت شد."
این "هشداربه ایرانیانی" است که به گفته مصطفی تاج زاده گرفتار "نا امیدی گسترده" شده اند؛ امری که یکی از موانع اصلی تردید خاتمی برای آمدن است. و درست در روزهائی که اخبار مهم جهان، از گرجستان به روی ایران بازمی گردد وتولید کلاهک اتمی به برگ جدیدی در پرونده ایران تبدیل می شود.
آژانس بین المللى انرژى اتمى در گزارش تازه اى که روزنامه اعتماد ملی آن را "خوشایند برای غرب" ارزیابی می کند، اعلام می دارد: بررسى "مطالعات ادعایى" در ارتباط با برنامه اتمى ایران هیچگونه پیشرفتى نداشته است. طبق این گزارش، ایران "بر خلاف تصمیمات شوراى امنیت، فعالیت هاى مرتبط با غنى سازى اورانیوم را متوقف نکرده است."
محمد البرادعى در گزارش خود از ایران می خواهد تا در اولین فرصت ممکن نسبت به اعتماد سازى در زمینه "صلح آمیز" بودن ماهیت برنامه هسته اى خود اقدام کند. ویک مقام نزدیک به آژانس که نام او فاش نشده در وین به خبرگزارى ها گفته است که "ما به نقطه بن بست رسیده ایم" و از ایران می خواهد تا تمام اطلاعات لازم براى راستى آزمایی ماهیت برنامه اتمى خود را منتشر کند.
به دنبال انتشار گزارش جدید آژانس انرژی اتمی، مانورها و سخنرانی های نظامی در ایران آغاز می شود و اخبار مربوط به حمله اسرائیل و امریکا به ایران در صدر اخبار مطبوعات امریکا و اروپا قرار می گیرد. مانور دفاع هوائی با نام "دفاع از آسمان ولایت" در ایران و به گفته فرمانده نیروی هوائی در دو سوم آسمان ایران در جریان است و در اسرائیل اخبار مربوط به خرید هواپیماهای هوشمند که می توانند بمب های اتمی میناتوری حمل کنند و مانور هواپیماهای ال 16 در راس اخبار این کشور قرار می گیرد. فرمانده کل سابق سپاه و مشاور ارشد نظامی کنونی رهبر، سرلشکر رحیم صفوی از ابلاغیه جدید رهبر سخن می گوید که تاکنون در هیچ رسانه ای مکتوب یا خبرش چاپ نشده است. بموجب این ابلاغیه شفاهی، دفاع از خلیج فارس را رهبر به سپاه پاسداران سپرده است.
این ادعا، آن جنجال تبلیغاتی اخیر شورای همکاری خلیج فارس را تائیدمی کند که بموجب آن، گویا سپاه پاسداران در جزیره ابوموسی کار ساختمان تونل هائی را به پایان رسانده که در آنها تجهیزات نظامی – موشکی جای داده شده است.
مهمترین سندی که آژانس دارد و آن را در اختیار جمهوری اسلامی هم نگذاشته است، نقشه های مربوط به تولید یک کلاهک اتمی است که درلپ تاپ یک مقام ایرانی بدست آمده است. دیپلمات ها در آژانس بین المللی انرژی اتمی می گویند این آژانس روز سه شنبه اسناد و عکس های تازه ای را به نمایش گذاشت که ظاهرا نشان می دهد ایران ممکن است برای اصلاح موشک های شهاب-3 جهت ایجاد قابلیت حمل کلاهک اتمی تلاش کرده باشد.
حسین شریعتمداری که به دلیل ماهیت حرفه اصلی اش به منابع امنیتی دسترسی اختصاصی دارد، این مدارک را "کلاه گشاد اسرائیلی" می نامد ودر سرمقاله روزنامه ضدملی کیهان تهران، می نویسد: "به ناگاه آقای هاینونن، اعضای شورای حکام را به یک جلسه فوق العاده فراخواند و در آن فیلمی را که آمریکایی ها مدعی بودند از لپ تاپ شخصی یک مسئول هسته ای ایران به دست آورده اند، برای حاضران به نمایش گذاشت. اعتراض برخی از کشورهای عضو شورای حکام مبنی بر غیرمستند و جعلی بودن این فیلم، مورد توجه اعضای اصلی قرار نگرفت و نهایتاً شورای امنیت سازمان ملل به بهانه اینکه فیلم یاد شده از تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای حکایت می کند...."
پائیز 1387 می رسد. جیره بندی برق ادامه خواهد داشت. جمعه – فردا – قدرت های جهانی در واشنگتن گردخواهند آمد و باز موضوع اصلی "خطر ایران" است. دو انتخابات مهم جهانی پیش روست در آمریکا و اسرا ئیل. هر دونامزد انتخابات آمریکا، پیشاپیش از ضرورت فشار بیشتربر ایران گفته اند: پرونده حمله نظامی هنوز روی میز است.
دراین فضا، امریکا ضد موشک لیزری جدید خود را آزمایش می کند. خبرگزاری نووستی در مسکو، در گزارش کوتاهی پیرامون این سلاح نوشت: این سلاح جدید لیزری که قرار است توسط نیروی هوایی امریکا برای ره گیری و نابودی موشک های بالستیکی مورد استفاده قرار گیرد، قادر است در کمتر از یک ثانیه موشک های بالستیک شلیک شده را در هوا منفجر کند.
در اسرائیل تند روها برای ریاست جمهوری خیز برداشته اند. روسیه همچنان در تدارک امپراطوری نوین خود، بابرگ ایران بازی می کند.
الهه کولایی می گوید: "آخر خط نیستیم اما شرایط دشوار است."
حزب اعتماد ملی در روزنامه اش هشدار می دهد: "اوضاع کشور از نظر اقتصادی بسیار بغرنج و طاقتفرسا شده است. دهکهای پایین جامعه در نتیجه بیسیاستی دولت نهم نه حتی سیاستهای غلط و فقدان برنامه در زیر سختترین فشارهای ناشی از تورم و نقدینگی افسارگسیخته قرار دارند. این مهم مورد اذعان متولیان دولت نهم نیز است. دولت نهم که برای آوردن نفت بر سر سفرههای مردم و تغییر در وضعیت معیشتی فرودستان جامعه آمده بود، گویا در نتیجه اقدامات بیبرنامه خویش سفره تهیدستان را تنگتر و حوزه ثروت اغنیا را فراختر نموده است.خانوادهای که با حقوق ماهیانه خویش امکان تامین مثلا نیمی از نیازهای خود را داشتند، اینک از تامین یکچهارم آن نیز ناتوان هستند."
از هم اکنون شک نیست که حزب پادگانی برنامه مفصلی تدارک دیده است که بقیه امور از جمله ریاست جمهوری آینده را هم قبضه کند. تخریب وتهدید خاتمی بخشی از این پروژه است. لشگر مداحان براه افتاده اند تا از حاج منصور ارضی تبعیت کنند و با" هتاکی" کار راپیش ببرند.
محمد خاتمی می گوید: "وقت آن رسیده که جبهه اصلاحات از حالت تدافعی بیرون آمده، حالت تهاجمی به خود بگیرد." و خودش هنوز مشغول بازی" می آیم، نمی آیم" است: "اگر بخواهم در انتخابات آینده حضور یابم به خواستی که فکر میکنم در اقشار مختلف مردم است، جواب میدهم و اگر بنا باشد نیایم به وضوح و شفاف دلایل را به مردم خواهم گفت. تا حدود زیادی تصمیم من مشخص است ولی اعلام تصمیم رابه وقت مناسب واگذار میکنم."
و ایران، بسوی توفان های پائیزی می رود. و مردم نا امید بی سرو سردار در بهشت جمهوری اسلامی، در پی نان می دوند و از مردان سالخورده ای مژده جویهای شیر و عسل می گیرند که شب با رویای حور و غلمان می خسبند و روز صاحبان منابر و مناصب قدرتند.
ایران به آب های یخبندان می رسد ؟ بهار راباز می بیند؟ و ما انبوه مردمان که ساکت نشسته ایم، در این میان چکاره ایم؟
پنجشنبه 3 مرداد ماه سال 1387
مراسم بزرگداشت شاملو به خشونت کشیده شد
در حالیکه همزمان با دوم مرداد ، هشتمین سالمرگ احمد شاملو ، شاعر سرشناس ایرانی ، تعداد زیادی از علاقمندان او قصد داشتند با حضور بر مزارش ، یاد وی را گرامی بدارند نیروی انتظامی مانع این کار شد و به بهانه "نداشتن مجوز قانونی" ، حاضران رااز مزار احمد شاملو در امامزاده طاهر کرج به بیرون راند. این ممانعت در شرایطی صورت می گیرد که حضور بر مزار هیچ فردی نیازی به مجوز قانونی ندارد.
خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) دیروز با اعلام خبری مبنی بر اینکه "مراسم هشتمین سالگرد درگذشت احمد شاملو برگزار نشد" ، توضیح داد: این مراسم که بنا بر اعلام خانواده، قرار بود طبق روال هرساله، ساعت 17 امروز (چهارشنبه، دوم مرداد) در امامزاده طاهر کرج - مدفن شاعر - برگزار شود، در نهایت، با ممانعت پرسنل انتظامی حاضر در محل، برگزار نشد.
به گزارش ایسنا ، مسؤولان انتظامی "نداشتن مجوز قانونی برای گردهمایی"را علت این ممانعت اعلام کردند.
خبرگزاری فارس نیز در خبری دیگر دلیل عدم برگزاری این مراسم را "نداشتن مجوز قانونی" عنوان کرد.این خبرگزاری در توجیه "بی مجوز بودن" این مراسم به نقل قولی بدون منبع از یکی از فرزندان شاملو استناد کرده و نوشته است:"سیاوش شاملو نیز پیش از این، با برگزاری این مراسم مخالفت کرده بود."
خبرگزاری فارس در بخش پایانی خود بدون نام بردن از دعوت کنندگان مراسم دیروز ، نوشته است:"دعوتکنندگان به این مراسم، مدتهاست که غیرقانونی اعلام شدهاند."
اشاره خبرگزاری فارس به اطلاعیه روز دوشنبه "کانون نویسندگان ایران" است که خواستار حضور علاقمندان این شاعر ملی بر سر مزار وی شده بود.در اطلاعیهای که از سوی هیات دبیران کانون نویسندگان منتشر شد ، آمده بود:"اگرچه هشت سال از وداع شاعر بزرگ ما با واژه ها گذشته است، اما امید و زندگی هم چنان در ترانه های شورانگیز او ادامه دارد."
این کانون همچنین احمد شاملو را به عنوان شاعری که در زندگی خود "سکوت و سرسپردگی" را تاب نیاورد، معرفی کرد.به دعوت کانون نویسندگان ایران ، مراسم بزرگداشت شاملو قرار بود روز چهار شنبه، دوم مرداد(دیروز) از ساعت ۵ بعد از ظهر در گورستان امام زادهطاهر در مهرشهرِ کرج برگزار شود.براساس این اطلاعیه اتوبوسهایی هم از میدان انقلاب (تهران)، جنبِ دانشکده دامپزشکی، راس ساعت ۴ بعد از ظهر برای کسانی که علاقمند به شرکت در این مراسم بودند، به سوی مزار این شاعر تدارک دیده شده بود.
برای دیدن وب سایت رسمی احمد شاملو اینجا کلیک کنید
بیانیه کانون نویسندگان برای شاملو
در حالی که اکثر خبرگزاری ها دولتی با نوشتن خبری چند خطی لغو مراسم شاملو را خبر داده اند اما خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) بر خلاف سایر خبرگزاری ها از برگزاری این مراسم خبر داده است:"هشتمین سالگرد درگذشت شاعر فقید" احمد شاملو" عصر امروز(چهارشنبه )با حضور جمعی از مردم درآرامگاه وی در امامزاده طاهر(ع ) کرج برگزار شد."
به گزارش خبرنگار ایرنا، در این مراسم که با حضور شماری از دوستداران وی بر سر مزار مرحوم برگزار گردید ، شرکت کنندگان با قرائت فاتحه و نثار تاج گل ، گزیده هایی از اشعار وی را قرائت کردند. در این مراسم بیانیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت هشتمین سالگرد درگذشت شاملو بین شرکت کنندگان پخش گردید.
مراسمی مردمی
برخی منابع غیر رسمی در حالی از برخورد خشن نیروی انتظامی با مسافران اتوبوس هایی که برای برگزاری مراسم بزرگداشت شاملو آمده اند ، خبر می دهند که در سالهای اخیر هیچ مراسم دولتی برای بزرگداشت این شاعر ملی برگزار نشده و حتی در چند سال اخیر بارها سنگ قبر احمد شاملو توسط افرادی ناشناس شکسته و تخریب شده است. این اقدامات با واکنش خانواده شاملو و کانون نویسندگان ایران مواجه شده چنانکه این کانون دو سال پیش در پی صدمه دیدن سنگ قبر احمد شاملو ، بیانیه ای منتشر کرد.کانون نویسندگان ایران در آن بیانیه ضمن آنکه صدمه زدن به سنگ گور احمد شاملو را "حتی در خور محکوم کردن" هم ندانست، به مردم ایران وخانواده و دوستان این شاعر فقید توصیه کرده بود که دیگر هیچ اقدامی برای بازسازی سنگ گور وی نکنند و بگذارند در آرامگاه وی نیز "شعر انسان گرای احمد شاملو نقش خود را در افشای آلودگی ها ایفا کند."
احمد شاملو، شاعر، نویسنده، روزنامه نگار و مترجم ایرانی که در سال ۱۳۰۴ در تهران به دنیا آمد، روز دوم مرداد ۱۳۷۹ در پی یک دوره بیماری طولانی در بیمارستان ایران مهر تهران در گذشت.
چهارشنبه 12 تیر ماه سال 1387
باطبی: دستتان دیگر به من نمی رسد
احمد باطبی مشهورترین چهره اعتراض های دانشجوئی کشور سرانجام از کشور خارج شد و در یک گفتگوی تلویزیونی که الهه ایکس فعال حقوق بشر در صدای آمریکا هم در آن شرکت داشت، اعلام کرد که از این پس سخنگوی برون مرزی مجموعه فعالان حقوق بشر ایران خواهد بود.
گوینده صدای آمریکا در اول برنامه گفت میلیون ها نفر منتظر هستند بدانند در زندان های جمهوری اسلامی چه بر سرتان آمد و چطور از کشور خارج شدید. باطبی با دادن خلاصه ای از پرونده خود اظهار داشت: در سال 78 به دنبال حوادث معروف به هجده تیر دستگیر و به اعدام محکوم شدم که این حکم بعدا به پانزده سال حبس کاهش یافت. بعد از گذشت نه سال به دلیل بیماری خطرناکی با استفاده از مرخصی استعلاجی از زندان خارج شدم و چون برایم قطعی شد که دیگر زمان مبارزه از داخل زندان سپری شده است برای خروج از کشور اقدام کردم.
به گفته باطبی وی با حمایت حزب دموکرات کردستان از کشور خارج شده و در اربیل تقاضای مهاجرت به آمریکا راکرده که پذیرفته شده و او اینک نه به عنوان پناهنده بلکه به عنوان مهاجر وارد ایالات متحده شده است.وی خبر داد که از جریان خروجش از کشور فیلم و عکس گرفته شده که بزودی منتشر خواهد شد.
این فعال دانشجوئی در پاسخ به سئوالی در مورد شکنجه در زندان های جمهوری اسلامی اظهار داشت:توان ادم ها در برابر شکنجه متفاوت است؛ برخی شکنجه فیزیکی را بهتر تحمل می کنند که در آن صورت شکنجه های روانی به کار می افتد. شکنجه روانی ممکن است شکنجه شده را به سرحد مرگ برساند.
او تاکید کرد که در زندان های جمهوری اسلامی شکنجه روانی و فیزیکی هر دو رواج دارد. باطبی در مورد شکنجه های فیزیکی به کابل و کتک اشاره کرد و در توضیح انواع شکنجه روانی به ماه ها نگاهداشتن زندانی در سلول بسته، بی خبر و با دادن اطلاعات غیرواقعی اشاره کرد که به او سخت تر از شکنجه فیزیکی است. باطبی به عنوان مثال از دادن خبر مرگ مادر و عزیران گفت که برای زندانی ای که ماه ها و گاهی سال ها از تماس محروم مانده واقعی جلوه می کند چه رسد که زندانی صدای مادر خود را هم پشت در سلول بشنود.
وی بیماری خود را تورم کره راست مغز خواند که در اثر جدی شدن آن موفق شد مرخصی استعلاجی بگیرد.
گوینده صدای آمریکا پرسید دانشجویان در ایران چه می خواهند. وی جواب داد که هجده تیر برای اعتراض به ضایع شدن حقوق دانشجویان بود، آن ها در حالی که داشتند به مدنی ترین شکل نسبت به وقایع کشور، یعنی تعطیل تنها روزنامه منقد اعتراض می کردند مورد جرح و ضرب لباس شخصی ها و ماموران شناخته شده حکومت قرار گرفتند. کشته دادند و صدای خود را بلند کردند. حکومت به صورتی مزورانه از آنان خواست برای جلوگیری از استفاده دشمن به تظاهرات، که داشت همه گیر می شد پایان دهند و مطمئن باشند که مسببان حادثه مجازات خواهند شد. اما مانند همیشه اتفاقی که افتاد این بود که بعد از بازگشت دانشجویان به کوی، من و دیگران دستگیر شدیم و عاملان و مسببان ازاد گشتند و فقط سربازی به اتهام دزدیدن ماشین ریش تراشی محکوم به حبس سد. این یعنی دست انداختن جنبش دانشجوئی ایران. یعنی دست انداختن فعال ترین بخش جامعه.
به گفته باطبی اینک کار به جائی رسیده است که وقتی نماینده مجلس را که به جنبش دانشجوئی تعلق دارد به بهانه ای دستگیر میکنند با او چنان رفتاری میکنند که من دیده ام. مهندس موسوی خوئنیی را چنان زدند که خون از سر وی به دیوار پاشید و ما نگران شدیم. این حرکت با نماینده مجلس است دیگران که جای خود دارند.
در جریان این گفت و گو خانم الهه ایکس که در گذشته گزارشگر دیده بان حقوق بشر بوده و از چهره های شناخته شده تریبون های حقوق بشری جهانی است گفت مردم انتظار دارند بدانند که چه نوع شکنجه هائی در زندان های جمهوری اسلامی معمول است و از آن جائی که به نظر می رسد این روند ادامه خواهد داشت بهترست مردم آگاهی داشته باشند و در صورت قرار گرفتن در موقعیت زندان شوکه نشوند.
باطبی در جواب سئوال دیگری گفت که علاوه بر انواع شکنجه ها حتی یک بار سر وی را در توآلتی که پر از فضولات بود فروبردند.
احمد باطبی هنگام دستگیری، دانشجوی رشته تئاتر بود. در زندان تحصیلات را پی گرفت و در رشته های هنری دارای تجربه است.
دوشنبه 27 خرداد ماه سال 1387
التهاب در زنجان به دنبال تعرض معاون دانشگاه به یک دختر دانشجو
وقوع یک رسوایی اخلاقی دیگر در میان مدیران دولتی در دانشگاه زنجان، روز یک شنبه سبب شد تا بیش از 3 هزار دانشجوی معترض در محل این دانشگاه تجمع کنند و استعفای رئیس دانشگاه، معاون دانشجویی و سایر مقامات دانشگاه زنجان و همچنین وزیر علوم و تحقیقات را خواستار شوند.
حرکت معاون دانشجویی دانشگاه زنجان برای تعرض به یک دختر دانشجو در دفتر کارش با هجوم دانشجویان ناتمام ماند اما دانشجویان از صحنه فیلمبرداری و آن را در اینترنت منتشر کردند.
طی سه ماه گذشته دستکم دو نماینده مجلس هفتم، فرمانده نیروی انتظامی استان تهران، معاون سیاسی استانداری قزوین به علت اقدامات مشابهی بازداشت شده اند.
تعرض در دفتر دانشگاه
دانشجویان دانشگاه زنجان نقشه معاونت دانشجویی این دانشگاه برای تجاوز به یکی از دختران دانشجو را فاش ساختند. بنابرگزارش سایت های "ادوار نیوز" و "خبرنامه امیر کبیر" دو ارگان فعالان دانشجویی در ایران، حسن مددی که از اساتید گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان و معاون دانشجویی دانشگاه زنجان است، قصد داشت با تهدید یکی از دانشجویان دختر وی را مجبور به داشتن ارتباط جنسی با خود کند.
در فیلم منتشر شده مربوط به این مسئله، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان در حالی که این دختر دانشجو بدون روسری در دفترش حضور دارد، درحال پوشیدن پیراهن خود است.
به گفته دانشجویان، پس از آنکه یکی از دانشجویان دختر دانشگاه زنجان به کمیته انضباطی احضار شده بود "دکتر مددی معاون دانشگاه زنجان این دختر دانشجو را تحت فشار قرار داد تا به خواسته های بی شرمانه وی تن دهد. مددی تنها راه این دختر دانشجو برای جلوگیری از اخراج از دانشگاه را پذیرش خواسته های شوم خود دانسته بود."
در ادامه این تهدیدها، تعدادی از دانشجویان این دانشگاه تصمیم به افشای "نقشه شوم دکتر مددی" گرفتند.
بنابر گزارش های منتشر شده "ساعت هفت بعد از ظهر روز شنبه 25 خرداد 87 این دانشجوی دختر در حالیکه یک ضبط صوت نیز با خود به همراه داشت، با معاون دانشجویی در دفتر وی قرار گذاشت، و هنگامیکه معاون دانشگاه برای انجام این عمل ننگ آور در حال درآوردن پیراهنش بود دانشجویان به دفتر وی یورش بردند و ضمن جلوگیری از این عمل شرم آور از این اقدام فیلمبردای و پس از آن اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند."
تجمع ادامه دارد
به دنبال این مسئله بیش از ۳۰۰۰ نفر از دانشجویان این دانشگاه از شنبه شب تاکنون در محل این دانشگاه تجمع کرده اند. دانشجویان با شعار "نداف بی لیاقت استعفا استعفا"، "دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد"، خواستار اخراج حسن مددی معاون دانشجویی، استعفای نداف رئیس دانشگاه زنجان، معذرت خواهی حراست دانشگاه از دانشجویان، و محاکمه معاون دانشجویی شده اند.
تجمع اول دانشجویان از عصر شنبه آغاز و تا نیمه های شب ادامه داشت و طی آن دانشجویان دختر و پسر دانشگاه زنجان به محض حاضر شدن رئیس دانشگاه در جمع دانشجویان، یکصدا استعفای کادر ریاست دانشگاه را خواستار شدند.عده ای زیادی از دانشجویان دانشگاه زنجان هم شب را در سالن ورزش دانشگاه سپری کردند تا صبح با اضافه شدن باقی دانشجویان به جمع متحصنین، تحصن تا رسیدن به خواسته های دانشجویان ادامه پیدا کند.
حسن مددی همان کسی است که طی روزهای اخیر به عنوان دبیر هیات نظارت دانشگاه، حکم انحلال انجمن اسلامی دانشگاه زنجان را امضا و ابلاغ کرده است.
به گفته یکی از دانشجویان "مددی در حالی که هنوز جوهر امضای حکم انحلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان خشک نشده به خیال اینکه در دانشگاه هیچ صدای معترض و مخالفی باقی نمانده، قصد داشت یک دختر بی پناه را مورد اذیت و آزار قرار دهد."
یکی از اعضای شورای صنفی دانشگاه زنجان نیز در بیان مواضع شورای متحصنین به خبرگزاری ایسنا گفت که دانشجویان متحصن خواستار "مخفی ماندن هویت این دانشجوی دختر، برکناری بی قید و شرط فرد متخلف و استعفای هیات رییسه دانشگاه زنجان و تعلیق دو روزه امتحانات دانشگاه شده اند."
به گفته این فعال دانشجویی "عدم برخورد با دانشجویان متحصن در طول تحصن و پس از آن، بررسی مجدد پروندههای کمیته انضباطی دانشگاه، و عدم برخورد با تشکلهای قانونی و نشریات دانشجویی برخی دیگر از مطالبات دانشجویان معترض است."
آغاز ماجرا
یکی از دانشجویان دانشگاه زنجان که خود از جمله تحصن کنندگان است در مورد آغاز این ماجرا به روز می گوید: "یکی از دختران دانشجو به علت فعالیت های صنفی با احضار از سوی کمیته انضباطی مواجه می شود و در هنگام مراجعه به دفتر این کمیته، دبیر آن به او می گوید یقینا با حکم اخراج کمیته انضباطی مواجه خواهد شد اما این مساله یک راه حل دارد. اینکه خود را در اختیار او قرار دهد".
وی می افزاید: "مددی، دبیر کمیته در اولین جلسه به دختر دانشجو اعلام می کند که فرصتی را برای فکر کردن در اختیار او خواهد گذاشت. این دانشجو نیز در این فرصت، مساله را با دیگر دوستان خود در میان می گذارد تا اینکه برای یافتن راه حل نهایی چند نفر به همفکری با یکدیگر می پردازند".
به گفته این دانشجو "از آنجا که پیش از این هم اخباری مبنی بر فساد اخلاقی دبیر کمیته انضباطی در میان دانشجویان شایع شده بود، بر این اساس آنها تصمیم گرفتند این دختر دانشجو با هماهنگی قبلی خواسته های مددی را بپذیرد و با او قرار بگذارد".
این دانشجوی دانشگاه زنجان می افزاید: "در روز و ساعت مقرر تعدادی از دوستان دختر دانشجو در نزدیکی اتاق دبیر کمیته انضباطی مخفی می شوند و دانشجوی مورد بحث نیز وارد اتاق می شود و پس از لحظاتی، از طریق طریق موبایل که روشن و در جیب دانشجو بوده، دوستان وی در جریان ادامه ماجرا قرار می گیرند و با سرعت تمام وارد اتاق می شوند و با موبایل اقدام به فیلم برداری از صحنه می کنند. البته این عمل شنیع به موقع متوقف شد. دانشجویان از این دانشجوی شجاع که آبروی خود را جهت به دام انداختن این عنصر فاسد دانشگاه به خطر انداخت سپاسگزارند".
این دانشجو که بر مخفی ماندن هویت خودتاکید دارد در ادامه توضیح می دهد: "به دنبال این مساله دانشجویان در مقابل خوابگاه دختران و سپس در مقابل ساختمان مرکزی اقدام به تحصن کردند که همچنان ادامه دارد".
وی همچنین اعلام کرد که قسمتی از فیلم که جهت اثبات اتهام تعرض کفایت می کند در اختیار حراست دانشگاه و نهادهای ذیربط گذاشته شده است.
وی همچنین در مورد برخورد مسوولین دانشگاه پس از وقوع این مساله گفت: "تاکنون تنها رئیس دانشگاه، آنهم بر اثر اصرار دانشجویان وارد جمع تحصن کنندگان شده و از آنان خواسته خویشتن داری کنند تا به این مساله رسیدگی شود".
وی می افزاید: "این تحصن از ساعت 9 صبح دیروز دوباره با شدت بیشتر و با حضور چند هزار نفری دانشجویان ادامه یافت و در این مرحله دانشجویان خواسته های خود را طی اعلامیه ای به گوش مسوولین دانشگاه رساندند".
حراست مددی را آزاد کرد
اما در حالی که دانشجویان زنجان، معاون دانشجویی این دانشگاه را پس از دستگیری در محل تجاوز به حراست دانشگاه تحویل داده بودند، و به آن ها گفته شد که حسن مددی در بازداشت به سر می برد، خبرگزاری دولتی برنا عصر روز یک شنبه خبری را در خروجی خود قرار داد که در آن به نقل از معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، که خود متهم این ماجراست، علت تجمع دانشجویان تکذیب شده است.
حسن مددی که فیلم اقدام به تجاوز وی از سوی دانشجویان منتشر شده به این خبرگزاری گفته: "برخی از دانشجویان که تعداد آنها به 200 می رسد مقابل دانشگاه تجمع کرده اند که علت این تجمع و تحصن را نمی دانیم." مددی همچنین به برنانیوز گفته: "روابط عمومی دانشگاه باید پاسخگو باشد و من در حدی نیستم که به این نوع سوالات جواب دهم."
این خبرگزاری اما خود گزارش کرده که "از روز شنبه حدود ساعت 19 در پی افشای فساد اخلاقی معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، دکتر مددی، جمع کثیری از دانشجویان این دانشگاه که برخی منابع تعداد آنها را بیش از 1000 نفر ذکر می کنند در میدان مرکزی این دانشگاه دست به اعتصاب و تحصن زدند."
رئیس دانشگاه تائید کرد
علیرضا نداف رئیس دانشگاه زنجان نیز ضمن تائید تعرض معاون خود به دختر دانشجو، از دانشجویان معترض خواست تا آرامش خود را حفظ کنند.وی به خبرگزاری ایسنا گفت: "ما به موضوع دقیقا رسیدگی میکنیم و هیچ حقی ضایع نخواهد شد. ما در این دانشگاه با هیچ کس تعارف نداریم با او(معاون دانشجویی دانشگاه زنجان) مقابله کرده و هیچ ارفاقی قائل نخواهیم شد." وی همچنین خطاب به دانشجویان گفته: "دانشجو تا زمانی که در صحنه باشد، دانشگاه زنده است و اگر فسادی پیش بیاید در نطفه خفه میکند. ما همیشه پشتیبانی دانشجویان را برای از بین بردن هر گونه فسادی خواستار بودهایم و بر نقش محوری آنها تاکید کردهایم."
درخواست استعفای وزیر علوم
دفتر تحکیم وحدت نیز روز گذشته با انتشار اطلاعیه ای با اشاره به اتفاق دانشگاه زنجان، خواستار استعفای محمد مهدی زاهدی، وزیر علوم شد.
در این اطلاعیه آمده: "در حالی که هر روز اخبار متعددی از محرومیت از تحصیل دانشجویان منتقد و عدم ارائه کارنامه به آنها برای تحصیل در مقاطع بالاتر انتشار می یابد وهمچنین تشکلهای مستقل تعلیق یا منحل می شوند از سوی دیگر کمبود امکانات رفاهی، سو مدیریت مدیران و در نهایت سقوط اخلاقی برخی از حامیان دولت از جمله برخی از مسئولین دانشگاه ها هر روز فاجعه می آفریند، و البته در این میان ذکر بیکاری، گرانی، فساد اداری و سوء مدیریت گسترده در کشور در سایه حکومت مهرورزان نهم خود تکرار مکررات است."
این اطلاعیه از تهدید و اجبار معاون دانشجویی دانشگاه زنجان برای برقرار ارتباط جنسی با یک دانشجوی دختر به عنوان "پیشنهاد بی شرمانه برقراری ارتباط نامشروع و اقدام به این عمل" نامبرده و از سوابق عضویت معاون دانشجویی دانشگاه زنجان در نهادهای نظامی پرده برداشته است.
اطلاعیه دفتر تحکیم وحدت با اشاره به استفاده معاون دانشجویی از اهرم "احضار به کمیته انصباطی" برای اعمال فشار و برقراری ارتباط جنسی و نامشروع با دختران دانشجو تاکید شده: "این فرد در سال اخیر دختران دانشجوی بسیاری را به دلیل پوشش نامناسب به کمیته انضباطی فراخوانده است."
در این بیانیه همچنین به موارد مشابهی از تجاوز به دختران دانشجو از سوی مدیران منصوب دولت نهم اشاره و از جمله تاکید شده: "چندی پیش در دانشگاه کرمانشاه مامور حراست با استفاده از حربه کمیته انضباطی به دختری تعرض نمود و در دانشگاه سهند تبریز نیز اخباری دراین زمینه انتشار یافت."
دفتر تحکیم وحدت در این بیانیه با اشاره به اینکه "عذرخواهی و استعفای وزیر علومی که قول داده بود پاسخگوی اعمال روسای انتصابی اش باشد تنها یکی از درخواست های دانشجویان است" تاکید کرده: "برخورد با هتک حرمت کنندگان و ریشه کن کردن تجاوز به دختران در محیط دانشگاه خواسته دیگری است که تا برآورده نشدن آن از پای نمی نشینیم."
سه شنبه 21 خرداد ماه سال 1387
یک مقام اطلاعاتی: دستگاه قضایی گاف داده
دو روز پس از انتشار متن و فیلم افشاگری یک حامی احمدی نژاد درباره فساد اقتصادی سران نظام، سایتهای اصولگرا بر سر اظهارات و پیشینه واقعی وی به جنگ خبری روی آوردند. این در حالی است که این عضو ستاد حامیان احمدی نژاد در اقدامی که بین اصولگرایان کمسابقه است، با رادیوفردا مصاحبه کرده و بر مستند بودن ادعاهای خود تاکید کرده است. در این حال یک منبع آگاه از وزارت اطلاعات نیز به سایت انتخاب گفته که پالیزدار به 123 پرونده مفاسد اقتصادی از جمله "پرونده روزنامه کیهان" دسترسی دارد.
عباس پالیزدار که به دعوت تشکل محافظهکار "جامعه اسلامی دانشجویان" به همدان دعوت شده بود تا درباره مفاسد اقتصادی صحبت کند، در سخنرانی یک ساعته خود به بیش از چهل نفر از مسئولان ارشد فعلی و قبلی نظام اتهام فساد اقتصادی وارد کرد و بدین ترتیب جنجال بزرگی در رسانهها آفرید.
این جنجال در روز دوشنبه از سایتهای اینترنتی فراتر رفت و به رسانههای چاپی رسید؛ اگرچه هیچیک از روزنامهها به خود اجازه ندادند نام کسانی را که این حامی احمدی نژاد مطرح کرده بود، برای خوانندگان خود درج کنند. در این میان، تنها روزنامههای مردمسالاری و کارگزاران از اصلاحطلبان گزارشهای نه چندان واضحی را درباره اظهارات فردی که او را "افشاگر مجهولالهویه" نامیدند، منتشر کردند و روزنامه ایران نیز به تکذیب ارتباط پالیزدار با دولت احمدی نژاد پرداخت.
با این حال اظهارات یک مقام آگاه در وزارت اطلاعات که در گفتوگو با سایت انتخاب تاکید میکند که پالیزدار به محتویات 123 پرونده مفاسد اقتصادی از جمله "پرونده موسسه کیهان و زمین های این موسسه در دماوند" و نیز "پرونده واردات برخی اقلام" امکان دسترسی دارد، نشان میدهد که ادعای وی در گفتوگویش با رادیوفردا مبنی بر اینکه "بر اساس مدارک و اسناد صحبت کردم" و تهدیدش را مبنی بر اینکه "موارد بسیار دیگری نیز وجود دارد که در آینده مطرح خواهم کرد"، باید جدی گرفت.
"او از ما نیست"
جنگ خبری سایتهای اصولگرا بر سر افشاگریهای عباس پالیزدار، از خبر نادقیق سایت تابناک آغاز شد که عباس پالیزدار را عضو ائتلاف رایحه خوش خدمت نامید؛ حال آنکه همانطور که در گزارش یکشنبه "روز" تصریح شده بود، وی در انتخابات شوراها عضو لیست "ستادهای مردمی حامیان احمدی نژاد" بوده است.
خبر نادرست تابناک باعث شد که سایت رجانیوز و روزنامه دولتی ایران نیز در مقابل به طور کلی انتساب پالیزدار به حامیان احمدی نژاد را منکر شوند. رجانیوز نوشت: "سایت اینترنتی وابسته به محافل بدنام اقتصادی که سابقه لوث کردن پرونده های بزرگ مفاسد اقتصادی را نیز در کارنامه دارد، در خبری کاملاً کذب، دبیر کمیته اجرایی هیئت تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه را کاندیدای رایحه خوش خدمت در انتخابات شوراها خواند و با انتساب وی و اظهارات ضدونقیض او به دولت کوشید اتهامات متوجه به پدرخوانده های این سایت از سوی دولت را غیرمنطقی نشان دهد."
با این حال سایت رجانیوز هم آنقدر در اظهار برائت از افشاگر جدید عجله کرد که نوشت: "سایت مزبور در حالی تلاش ناشیانه ای برای انتساب وی به دولت انجام داده است که پالیزدار از کارشناسان مرکز پژوهش های مجلس و رئیس امور زیربنایی این مرکز می باشد که در مجلس هفتم زیر نظر احمد توکلی اداره می شد."
این موضوع، واکنش سایت الف را برانگیخت که احمد توکلی علاوه بر مرکز پژوهشهای مجلس، مدیریت این سایت را نیز برعهده دارد. این سایت با تکذیب ادعای رجانیوز که پیشتر یک عضو جامعه اسلامی دانشگاه همدان نیز در گفتوگو با ایسنا مطرح کرده بود، از قول مرکز پژوهشهای مجلس "اخبار مربوط به انتساب آقای عباس پالیزدار به این مرکز را تکذیب و هرگونه انتساب یا سوء استفاده از عناوین این مرکز را قابل پیگرد قانونی دانست" و تصریح کرد: "در سال 1384 که طرح رفع موانع تولید و سرمایه گذاری با مشارکت نمایندگان تشکل های تولیدی در مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی مجلس بررسی میشد، نامبرده از طرف "خانه صنعتکاران ایران"، 3 مرتبه در این جلسات شرکت کردند. تاکید می شود، ایشان به هیچ عنوان کارشناس یا کارمند مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نبوده اند و هیچگاه سمتی در این مرکز نداشته اند."
سایت الف به این مقدار هم بسنده نکرد و ساعتی پس از انتشار این خبر، خبر دیگری را در خروجی خود منتشر کرد که واکنشی واضحتر به تعریض سایت حامی احمدی نژاد به متحد سایت الف، یعنی سایت تابناک بود. "الف" در خبری با تیتر "سایت نزدیک به دولت دروغ خود را حذف نکرده است"، نوشت: "یکی از اعضای ستاد حامیان دکتر احمدی نژاد اتهاماتی را متوجه برخی اشخاص کرده است که سایت نزدیک به دولت در پاسخ به یک سایت دیگر و برای رفع اتهام از حامیان رییس جمهور متهم، در خبری عجیب که انگیزه انتشار آن تاکنون مشخص نیست، به دروغ اعلام کرده بود که فرد مورد نظر - عباس پالیزدار - رئیس امور زیربنایی و کارشناس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی است. علیرغم تکذیب قطعی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در مورد خبر دروغ یک سایت نزدیک به دولت، این سایت تا لحظه تنظیم خبر، دروغ خود را حذف نکرده است."
سایت منتسب به احمد توکلی حتی فهرست نامزدهای لیست ستادهای مردمی احمدی نژاد در دوره سوم انتخابات شوراها را نیز منتشر کرد تا تاکید کند که "حامی احمدی نژاد" خواندن پالیزدار ادعای نادرستی نیست.
اطلاعات جدید "انتخاب"
در ادامه واکنشها به افشاگری حامی احمدی نژاد علیه سران طیف سنتی جناح حاکم، سایت انتخاب نیز به سراغ یک مقام آگاه در وزارت اطلاعات رفت که نام و یا مقام او در این وزارتخانه فاش نشد؛ اما او در اظهارات خود تایید کرد که پالیزدار به 123 مورد از پروندههای مفاسد اقتصادی که در کمیسیون اصل 90 در حال بررسی بوده، و نیز به پروندههای قوه قضاییه و سازمان بازرسی دسترسی داشته است، اما پروندههای وزارت اطلاعات لو نرفته است.
به نوشته این سایت، وی همچنین در پاسخ به اصرار خبرنگار انتخاب درباره اینکه "آیا پرونده های دیگری هم لو رفته یا خیر"، می گوید: "نمی دانم اگر این شخص به آرشیوهایی که گفتم دسترسی داشته باشد، هم اینک پرونده موسسه کیهان و زمین های این موسسه در دماوند نیز در دست دارد. غیر از آن پرونده واردات برخی اقلام هست که من نمی دانم آیا او به آن ها دسترسی پیدا کرده یا خیر."
این مقام اطلاعاتی همچنین با تاکید بر اینکه "این پرونده ها واقعا وجود دارند"، خاطرنشان کرد که: "اگر وجود نداشت که الان هر یک از این آقایانی که اسم شان برده شده بود، اسمان و زمین را می لرزاند." با این حال در پاسخ به این پرسش نیز که "آیا شما اطلاعی از دستگیری وی دارید"، گفت: "اگر منظورتان وزارت اطلاعات است، خیر! مگر هر دفعه که دوستان قوه قضائیه گافی می دهند وزارت اطلاعات باید داخل شود؟"
سایت انتخاب همچنین با تاکید بر این که هنوز از برخورد قضایی با عباس پالیزدار خبری نیست، فاش کرد که حزب مؤتلفه به شدت به دنبال پیگیری موضوع و شکایت از افشاگر حامی احمدی نژاد است.
یکشنبه 19 خرداد ماه سال 1387
یکشنبه 19 خرداد ماه سال 1387
متن کامل افشاگری بی سابقه عضو هیات تحقیق و تفحص از قوه قضاییه
خواهش میکنم حوصله کنید و بخوانید!
انتشار فیلم و متن سخنرانی دبیر هیات تحقیق و تفحص از قوه قضاییه در اینترنت، بازتاب گستردهای در سایتها و وبلاگها پیدا کرد. "عباس پالیزدار" در سخنرانی خود که به دعوت یک تشکل دانشجویی وابسته به حامیان احمدی نژاد در دانشگاه همدان صورت گرفته بود، چندین مقام شاخص سیاسی و روحانی جناح راست سنتی (جناح رقیب تیم احمدی نژاد) را به فساد اقتصادی متهم کرد. وی همچنین سقوط هواپیمای حامل رحمان دادمان، وزیر سابق راه در دولت خاتمی را تعمدی دانست و سقوط هواپیماهای حامل احمد کاظمی، فرمانده سابق نیروی زمینی سپاه را نیز مشکوک قلمداد کرد.
خبرگزاری فارس در این باره گزارش داد که بر اساس گزارش حراست دانشگاه بوعلی سینای همدان از این جلسه، پالیزدار در سخنان خود از 44 نفر از جمله 9 روحانی در پرونده مفاسد اقتصادی نام برده است. همچنین به گزارش ایسنا، معاون این دانشگاه گفته است که "پالیزدار حرمت اشخاص را نگه نداشته و قبل از اینکه حکمی در دادگاه علیه کسی صادر شده باشد و ادعای تخلفات نامبرده اثبات شده باشد، افراد را به عنوان متخلف و با اسمهای خاص معرفی کرده است."
افشاگر جدید کیست
فردی که سخنان وی در دانشگاه همدان در حال تبدیل به یک جنجال رسانهای است، خود را "دبیر کمیته تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه مستقر در سازمان بازرسی کل کشور" معرفی کرده است. با این حال خبرگزاری فارس گزارش کرده که "عباس پالیزدار" تنها "مدتی را با هیات تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه همکاری میکرده" است.
اما بررسیهای بیشتر نشان میدهد که وی در واقع برای مدتی "دبیر اجرایی" کمیته تحقیق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضاییه بوده و مسئولیت اصلی او نیز ریاست "دفتر مطالعات زیربنایی" در "مرکز پژوهشهای مجلس" است. وی طراح اصلی طرح اعمال مجازات اخلالگران اقتصادی و نیز قانون تصویب شده علیه شرکتهای هرمی بوده است و پیش از آنکه مدیر امور زیربنایی مرکز پژوهشهای مجلس شود، مشاور کمیسیون اقتصادی مجلس و قبل از آن هم سخنگو و دبیر هیات امنای خانه صنعتکاران ایران بوده و از چند سال پیش در تلاش بوده تا فتوای مراجع تقلید را برای تحریم جریمه دیرکرد تسهیلات بانکی و سودهای مضاعف دریافت کند.
عباس پالیزدار در انتخابات دوره سوم شوراهای شهر و روستا از حوزه انتخابیه تهران نامزد شده بود و در لیست "ستادهای مردمی حامیان احمدی نژاد" نیز قرار گرفت، اما نتوانست به شورای شهر تهران راه یابد.
تعطیلی تشکل محافظهکار و تکرار اتهامات
افشاگری دبیر هیات تحقیق و تفحص مجلس علیه روحانیان سرشناسی همچون محمد امامی کاشانی (عضو شورای نگهبان و امامجمعه تهران)، محمد یزدی (عضو شورای نگهبان و مجلس خبرگان، دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و رئیس سابق قوه قضاییه)، ابوالقاسم خزعلی (عضو جامعه مدرسین و عضو سابق فقهای شورای نگهبان)، علیاکبر ناطق نوری (رییس بازرسی ویژه دفتر آیت الله خامنه ای و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام)، معزی (معاون رئیس دفتر رهبری)، محسن رفیقدوست (رئیس سابق بنیاد مستضعفان)، حبیبالله عسگراولادی (دبیرکل سابق مؤتلفه)، ... باعث شد که "جامعه اسلامی دانشجویان" دانشگاه همدان که برگزارکننده این جلسه بود، با گزارش حراست دانشگاه و شکایت وزارت علوم تعطیل شود و فعالیت آن به حال تعلیق در بیاید.
حکم تعلیق جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان روز هشتم خرداد ماه به خبرگزاریها اعلام شد، اما درست در همین روز "شبکه خبر دانشجو" وابسته به "سازمان بسیج دانشجویی" اقدام به انتشار گزارشی از سخنان جدید عباس پالیزدار کرد که این بار در جلسه با عنوان "مافیای اقتصادی، توهم یا واقعیت" و به دعوت جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز مطرح شده بود.
پالیزدار این بار در سخنان خود دستگاه قضایی را "محور مفاسد اقتصادی کشور" توصیف کرد و این قوه و به خصوص سازمان بازرسی کل کشور را به عدم همکاری با تحقیق و تفحص مجلس متهم کرد. وی گفت: "سازمان بازرسی کل کشور تلاش داشت که هیات تحقیق و تفحص از قوه قضائیه به پرونده های فعلی دسترسی پیدا نکند و به همین دلیل مسئولان پرونده ها را به مرخصی اجباری می فرستاد، اما پس از گذشت یک سال اطلاعات به دست ما رسید... این اطلاعات شامل پرونده های فروش سئوالات کنکور، فروش کارخانجات دولتی به بخش خصوصی، کارخانه ایران خودرو، شرکت های خادمی، ذوب آهن اصفهان و پرونده های زمین خواری در وزارت جهاد سازندگی و همچنین احداث پارکینگ طبقاتی در فرودگاه مهرآباد بود."
متن کامل سخنان اخیر درباره نقش روحانیان در مفاسد اقتصادی
بخش های مهمی از سخنان عباس پالیزدار در سایتهای اینترنتی منتشر شده است. ولی با توجه به اهمیت ادعاهای مطرح شده از سوی این عضو کمیته تحقیق و تفحص از قوه قضاییه، "روز" برای اولین بار متن کامل اظهارات نامبرده را - تا جایی که از نوار سخنان وی قابل فهم است – منتشر می کند. لازم به ذکر است که در متن زیر، هر کجا که اظهارات پالیزدار قابل فهم نبوده ، از علامت [...] استفاده شده است:
[...] چرا ما نمی توانیم با مفاسد اقتصادی برخورد کنیم چون سران بزرگ مملکت در این رابطه دخیل هستند و در حال حاضر دولت به تنهایی به مبارزه با این مفاسد برخاسته که فکر می کم نتواند موفق باشد. اگر بخواهم فقط چند پرونده کوچک مفاسد اقتصادی را بگویم آنوقت می بینید که چه مصیبتی کشور را گرفته که داد رهبر را هم درآورده و به خاطر بعضی مسایل رهبر باید به صورت سربسته به مردم بگوید که در کشور چه خبر است.
کسانی که به عنوان مفسد اقتصادی در کشور در حال فعالیت هستند تحت حمایت شاهرودی رئیس قوه قضاییه قرار دارند. وقتی طی 16 سال گذشته پرونده هایی از مفاسد اقتصادی بررسی شده و مدیران به دادگاه معرفی و دادگاه حکم 5 ریال 10 ریال برای متهمان داده، ببینید چه مصیبتی بر سر کشور آمده است.
پرونده شهرام جزایری هم که مطرح شد، مانند هزاران پرونده مفاسد اقتصادی دیگر است، ولی چون شهرام جزایری اسامی یکسری مفاسد اقتصادی و افراد وابسته را اعلام کرد مورد ضرب و شتم قرار گرفت چرا که منافع بسیاری از علما و سران به خطر افتاده بود.
در حال حاضر 123 پرونده مفاسد اقتصادی کشور در کمیته تحقیق و تفحص مجلس در دست بررسی است ولی اگر بخواهیم پرونده واقعی مفاسد اقتصادی را بیان کنیم، اصلاً نمی توانیم باور کنیم.
[مجلس خواست از خود قوه قضاییه تحقیق و تفحص کنند، که مخالفت کردند و نگذاشتند] به رهبر انقلاب متوسل شدند. مقام معظم رهبری نوشتند که آقای شاهرودی، همانند دیگر دستگاهها در تحقیق و تفحص عمل گردد. کمیتهبندیها صورت گرفت و در دستگاه قضایی کمیتهبندی شد و هر کمیتهای در یکی از دستگاهها مستقر شد. برای مسائل اجرایی این تفحص هم، ما مستقر شدیم در سازمان بازرسی کل کشور.
نامهنگاری کردیم، اما برخلاف فرمایش مقام معظم رهبری، با وجود نامههایی که ما زدیم و نامههایی که [...] مثلا ما گفتیم مسئله فروش سؤالهای کنکور چه بود؟ پروندهاش را بدهید که چه کسی [در این کار] دست داشت. اینها پروندههای اصلی را نمیدادند که ببینیم چه کسی دست داشت، پروندههای فرعی را میدادند. خلاصه ما هم دست پیدا کردیم به کدهایی [...] به جاهایی که رسیدیم، مرخصیها شروع شد [...] خلاصه ما فجایعی که اتفاق افتاده در جمهوری اسلامی را دیدیم. خدا را شاهد میگیرم که شبها خوابم نمیبرد. گریهام میگرفت که ما اینهمه شهید دادیم، اینهمه مصیبتها مردم کشیدند. حالا بدون توجه به اینهمه فقر و مصیبتها و مشکلاتی که مردم دارند، کسانی که مردم پشت سرشان نماز میخوانند، رفتهاند این کارها را کردهاند؟ خدا شاهد است خوابم نمیبرد، هفتهها خوابم نمیبرد، روزها خوابم نمیبرد.
خلاصه دیدم که یک آقایی آمده و نامه زده که پسرش معلول جسمی است. گفته میخواهم یک مؤسسه توانبخشی بزنم که پسرم هم برود در آن مؤسسه توانبخشی، دم دست خودم باشد. 100 تا، 200 تا، 300 تا معلول را نگهداری کنیم در آنجا، پسرم هم مسئول آنها باشد. گفتند: باشد، خدا پدرت را بیامرزد. مؤسسه را که ثبت کرده و کارش را استارت زده، نامه زده به آقای [...] گفته که من ساپورت نیاز دارم، نمیتوانم خرج کنم که، باید نظام به ما کمک کند. چهکار کنیم؟ فلان معدن را، معدن سنگ دهبید فارس را بدهید به این آقا. آقا این سنگ مرمر بهترین سنگ مرمر دنیاست، از منابع انفال جمهوری اسلامی است. بدهیم به شما؟ بله، بدهیدش به من. معامله انجام شد و این معدن را به این آقا واگذار کردند. دوباره بعد از یک مدت گفت آقا این معدن کافی نیست، معدن [...] زنجان را هم بدهید به ما. چهار تا را که ما پیدا کردیم، چهار تا معدن را یک آقایی از علما گرفته، که مردم هم پشتش نماز میخوانند متأسفانه.
[یکی از حاضر خواستار اعلام اسم فرد میشود] اگر اجازه بدهید، اسم نبرم. شاید بعضیها خدای نکرده ... [تعداد بیشتری خواستار اعلام اسم فرد مورد اشاره میشوند] خب بعضیها معتقدند که اگر اسم بیاورید مردم نسبت به مذهبشان بیاعتقاد میشوند. من این اعتقاد را ندارم ها... مردم ما مذهبشان پایه و اساسش وصل نیست به علما، ولیکن بعضیها چون این اعتقاد را دارند من مراعات میکنم... [اعتراض جمعی. یکی از دانشجویان میگوید بگویید تا پشت سرش نماز نخوانیم.] نه دیگر، اگر بنا باشد ما بگوییم و شما نماز نخوانید که نمیشود... [ادامه همهمه] باشد، من چند موردی را اسامیاش را میگویم. این یکی که عرض کردم، آقای امامی کاشانی است. استاد اخلاق و چه و چه و از این مسائل.
عرض شود خدمتتان که، یک دانشکدهای را رفتهاند از مقام معظم رهبری اجازهاش را گرفتهاند که برای خواهران دانشکده علوم قضایی میخواهیم بزنیم در قم. چیز خوبی است که خواهران هم در آن فضا حضور داشته باشند، اگر متهمی از خواهران [بود] از او بازجویی کنند و از این حرفهای اینطوری. خلاصه نظر آقا را گرفتند که این دانشکده تأسیس شود. آقا استقبال کردند و مجوز صدور دانشکده را دستورش را دادند. مؤسسه این دانشکده بلافاصله بعد از گرفتن مجوز رفتند دنبال ساپورتهای مالیاش. [نوشتند:] جناب آقای نعمتزاده، محبت فرمایید در جهت حمایت از تأسیس این دانشکده، کارخانه لاستیک دنا را کارشناسی کنید جهت این دانشکده. آورند کارشناسی رسمی دادگستری را، چون آقایانی که این مؤسسه را تأسیس کرده بودند در دستکاه قضایی هم بودند، آن کارشناسان رسمی دادگستری هم میترسیدند که قیمتی تعیین کنند که به اینها بر بخورد، حتما باید قیمتی میگفتد که خوش به حال اینها بشود. زدند 126 میلیارد. در صورتی که ما معتقدیم 600 میلیارد هم بالاتر بود. تازه، 126 میلیارد که ویلاهایش در شمال را نزدهاند، اصلا در آمار نیاوردهاند، زمینهای شیرازش را در آمار نیاوردهاند، پول نقد موجود در حسابش را هم در آمار نیاوردهاند، این طوری به 126 میلیارد واگذاری کردند.
آن آقا نامه نوشتند که آقای نعمت زاده: محبت کنید تخفیف منظور فرمایید. آقای نعمتزاده هم نوشتند 50 درصد تخفیف [خنده حضار] از مال بابایش میخواست ببخشد. دوباره نوشتند که محبت کنید تخفیف دیگری منظور بفرمایید. خلاصه پنج بار نامهنگاری انجام شده، معدن 126 میلیاردی به 10 میلیارد واگذار شد. بعد از آن دوباره نوشتند که ما حالا امکان پرداخت این پول را نداریم، ترتیباتی فراهم نمایید تا امکان پرداخت این پول برای ما فراهم شود. نوشتند که 80 درصدش را اقساط بلندمدت و 20 درصد یعنی 2 میلیاردش را هم نقدی پرداخت کنید. گفتند ما آن 2 میلیارد را هم نداریم نقدی بدهیم، ما بررسی کردهایم که اموال کارخانه لاستیک دنا به این مقدار میرسد، از شما مهلت میخواهیم که اینها را بفروشیم تا بتوانیم این پول را بدهیم. گفتند که باشد، سفتهای ارائه بدهید به مدت 9 ماه و ما این را نقد از شما میپذیریم. گفتند آقا پول هم نداریم که سفته بخریم! نوشت که آقای محمدتقی بانکی، مدیرعامل سازمان صنایع ملی ایران، 23 میلیون تومان از صندوق سازمان صنایع ملی ایران برداشت کنید و سفته بخرید، بروید آیتالله فلانی و فلانی امضا کنند و کارخانه را تحویلشان بدهید. و بعد از چند وقت دیدیم که کارخانه هم در بورس فروخته شد و واگذار شد که به آن پشت پردهایهایی که اینها را هدایت میکنند. اینها آلوده دست آنها شدهاند، [کسانی] مثل آقای گنجی. نه، آن گنجی سیاسی را نمیگویم، آن آقای گنجی [را می گویم] که صاحب کارخانه مهرام است و تمام کارخانههای سرایهگذاری بانک ملت و سرمایهگذاریهای بانک صادرات و چه و چه. واگذار شد به آنها و رفت، چند میلیارد هم زدند به جیب و رفتند. این که عرض کردم لاستیک دنا، مال آقای یزدی بود - آقای محمد یزدی رئیس قوه قضاییه - در زمان ریاستش و آقای محمدعلی شرعی نماینده خبرگان استان قم.
مجددا آقای یزدی برمیدارد می نویسد که جناب آقای فروزش، حمید ما بیکار است! ترتیبی اتخاذ فرمایید که از جنگلهای شمال جهت صادرات چوب بهرهمند گردد. آقای حمید یزدی، پسر آقای یزدی، مدیرکل حوزه ریاست قوه قضاییه بود در آن مقطع. و متأسفانه جنگلهای شمال را [این طوری] به تاراج بردند و رفتند. یعنی طوری شده بود که در این پرونده من دیدم که یکسری مردم بیچاره شمال که حق قانونیشان بود، و به اندازه هیزمشان و به اندازه مصرفشان چوب انبار کرده بودند، یا شاید یک خورده بیشتر مصرف کرده بودند یا حتی برده بودند و فروخته بودند یا انبار کرده بودند یا هرچی، [آنها را] گرفته بودند بازداشت و پاسگاه و بگیرد و بنند، که خانواده شهدا ریخته بودند جلوی زندان. علت آنکه این پرونده هم ثبت شده بود، این بود که کسی به اینها را گفته بود که آقای حمید یزدی چطور اینهمه چوب را به تاراج میبرد و ما که یکی دو تا یا چند تا هیزم و چوب برداشت کردهایم، شما ما را به عنوان متهم گرفتهاید؟ بعد از آن بود که دیدند دارد مشکل میشود، آنها را آزاد کردند. اسنادش هست، به موقعش اگر لازم باشد و یک موقع دوستان اطلاعات به ما نگویند که آقا اسناد محرمانه را چرا به مردم نشان دادی و اینها طبقهبندی دارد و چه و چه، اسنادش را هم داریم.
آقای یزدی از این دست کارها در کارهای قضایی میکند، حالا یک وقتی بر اثر فشار مردم [عقب نشینی هایی صورت می گیرد] چطوری است فشار مردم؟ اینطوری [که بالا گفتیم]...
هر کارخانهای ضایعات دارد، ضایعات صنعت خودرو یک چیزی نیست که بریزند بیرون یا بخواهند بازسازیاش کنند. مثلا جک آن شکسته یا درش خط افتاده یا چراغش شکسته یا از این دست چیزها. اینها را قانون میگوید "ماشینهای کارشناسی" است و به صورت صفر کیلومتر طبق مزایده به مردم واگذار میشود [...]
ایران خودرو میآید به دستگاه قضایی اعلام میکند که ما به همه قاضیها ماشین [کارشناسی] میدهیم، ماشین پرشیا میدهیم و زیر قیمت. خب چجوری؟ این ماشین کارشناسی است، ما هم تشخیص میدهیم که اینها را 8 تومان، 9 تومان بدهیم. دیدیم که کارخانه ایران خودرو بدون هیچ ضابطهای به قضات قوه قضاییه ماشین پرشیا به نصف قیمت داده، بقیهاش را هم به اقساط، خیلیها هم که ماشین به نامشان شد قسطها را هم نپرداختند. همین بذل و بخششها باعث شد صدای خیلیهای دیگر در بیاید، از همین نهادها و بنیادها. مثلا "بنیاد نهجالبلاغه"، [که گفتند] 500 دستگاه بهاش بدهید آقا! دید که بدش نمیآید، گفت 517 تا دیگر هم بدهید. بنیاد نهج البلاغه کی هست؟ علی اکبر ناطق نوری، حسین دینپرور، معزی، عسگراولادی، رفیق دوست... یا مثلا میآیند میدهند به باشگاه پرسپولیس. باشگاه پرسپولیس کیست؟ آقای عابدینی. 2000 دستگاه بهشان بدهید. بنیاد دیگری به نام "همگرایی اندیشه"، کیست این بنیاد؟ آقای فلاحیان، آقای علم الهدی، آقای X و Y، تعاونی وزارت کشور، 2000 دستگاه [گرفتند آنها هم] ... [یا] صنایع هوافضای وزارت دفاع، فلان قدر. موشک کروز، فلان قدر. حوصله خواندن همهاش را ندارم، یک لیست 30 تایی از اینها هستند که این ماشینها را زیر قیمت به آنها واگذار کردند. کدام ماشینها؟ ماشین کارشناسی؟ نه، به اسم کارشناسی. شروعش با ماشین کارشناسی وارد شد، بعد ماشین صفر کیلومتر میآوردند میدادند به آقایان، به اسم کارشناسی. جالب است که آن 9-8 میلیون را هم پول نقد نمیگرفتند ها، از دم قسط. باز جالب است بدانید که چون اینها هم کار سرشان میشد، دو سه قسط را میدادند و بقیهاش را نمیدادند.
[این طور بود که] مردم صدایشان درآمد، چطوری صدایشان درآمد؟ وقتی که ماشینهای کارشناسی خواستند به مردم بدهند. ماشینهای دیگر را که به نام کارشناسی دادهاند و رفته، چطوری به مردم بگویند ما هنوز ماشین کارشناسی داریم[؟] نمیتوانند بگویند. حالا ماشین کارشناسی و ماشین خراب را به عنوان صفر به مردم میفروشند. حتما برای بعضی از شماها هم اتفاق افتاده که ماشین صفر خریدهاید، اما هنوز راه نیفتادهاید اتفاقی برای ماشین افتاده. نگاه میکنید میبینید داخلش چیزی شکسته یا بدنهاش آسیب دیده یا خط افتاده، ولی به آنها، رئیس دفتر آقای ادبی، رئیس اداره فروش ایران خودرو، در بازرسی کل کشور اعتراف کرده بود که بله، آقای ادبی ساعت 8 شب به بنده گفته بود که این پرشیای صفر را ببر بده به آقای X معاون سازمان بازرسی کل کشور. بعد صدایم کرده که یک برفپاککن آن را بشکن، به عنوان ماشین کارشناسی میخواهد بدهد دیگر، یک برفپاککن نو هم بگذار در ماشینش.
ببینید با مردم چطوری بازی میکنند. فساد اقتصادی تا کجا، اینقدر جسارت پیدا میکنند، با مردم بازی میکنند، تا هرجا که دلشان میخواهد. مردم سر و صدایشان درآمد. حدود هزار و سیصد و خوردهای از این ماشینها – که آدمهایش آدمهایی بودند که پیگیر مطالباتشان بودند - میروند شکایت میکنند که به بازرسی کل کشور. سازمان بازرسی کل کشور میگوید اهه، این همانهاست که ما گند زدهایم، حالا چکارش کنیم، پرونده را نه میتوانیم بازش بکنیم، نه میتوانیم ببندیمش و بگوییم به ما ربطی ندارد. نمیشود، یکی دو تا نیستند که، حدود هزار وسید چهارصد تا آدم ریختهاند آنجا. مجبور میشوند که پرونده را ادامه بدهند. آن کارشناسهایی که وسط کار بودند چیزی بهشان نرسیده بود دیگر، نمیدانستند که قصه چیست. آنها پرونده را ادامه میدهند و میروند جلو و نهایتا به جایی میرسد که همه مسائل رو میشود. تا به جایی میرسند که پرونده ماستمالی میشود و میرود.
من در مقابل شهید باکری ها و شهید همتها و شهید زینالدینها و... مجبورم، نمیتوانم سکوت کنم. [تشویق حضار] آنها رفقای من بودند... به ما میگفتند راه شهدا را ادامه دهید، امام را هوایش را داشته باشید، نگذارید امام تنها شود. ما چطوری میتوانیم اینها را ببینیم و ساکت باشیم؟
بخواهم وقت شما را با این موارد بگیرم، زیاد است. مثلا معدن ذغال سنگ طبس، دوازده تا از معادن در استان خراسان توسط آقای واعظ طبسی. پرونده المکاسب مال پسر آقای واعظ طبسی [است].
اینها همانطور که جناب آقای احمدی نژاد گفتند در طول 16 سال گذشته، البته نمیخواهم بگویم در آن 10 سال اول نبوده، چون شواهد نشان میدهد که آن موقع هم اتفاقاتی افتاده، ولی عمده اتفاقات در 16 سال دولت آقای هاشمی و خاتمی بوده، و آقای احمدی نژاد گفتند اینها در این 16 شانزده سال یک شبکه مافیایی فامیلی ایجاد کردهاند و تنیدهاند در هم، که پاره کردن این شبکه مفاسد خیلی سخت شده است.
از هر زاویه ای بخواهیم به مفاسد اقتصادی بنگریم مصیبت بیشتری را خواهیم دید. اما رئیس جمهور در برخورد با مفاسد اقتصادی با هیچ کس تعارف ندارد. وقتی گزارشهایی مبنی بر تخلف برادر ریس جمهور به عنوان بازرس ویژه به رئیس جمهور می رسد، احمدی نژاد فوراً او را برکنار میکند که بعداً مشخص میشود این گزارشها بیپایه و اساس بوده است، که این اقدام رئیسجمهور می تواند امتیاز بزرگی برای ملت ایران باشد.
احمدی نژاد می خواهد دست مفاسد اقتصادی را از امکانات دولتی کوتاه کند. در حال حاضر دولت به تنهایی به مبارزه مفاسد اقتصادی برخاسته و هیچ کس دولت را حمایت نمی کند.
در پرونده قاچاق کالا از فرودگاه پیام، قاچاقچی بزرگ فرودگاه پیام هزار و صد پرونده قاچاق کالا دارد، اما هنوز موفق به بازداشتش نمیشویم، چرا که تحتالحمایه آقای ناطق نوری است. در مورد سلطان شکر و مافیای شکر هم باید بگویم که آقای مدلل، داماد یکی از علمای بزرگ بوده است. مدلل با همکاری شخصی به نام محمدرضا یوسفی اقدام به این کار میکردند که پس از رو شدن فعالیتشان حاضر شده بودند 700 میلیارد تومان برای مختومه شدن این پرونده بپردازند.
در مورد قاچاق سیگار، اساسا تولید و قاچاق سیگار تولید توتون ایران را فلج کرده و کارگران این کارخانهها را بیکار کرده.
[در پاسخ به سؤالی درباره سقوط هواپیمای شهید کاظمی] این پرونده را من بررسی نکردهام، اما طبق آنچه از شواهد پیداست، میتوان ماجرا را عمدی داشت و دست یکی از سران وقت سپاه در آن دخیل بود. ما دو سقوط هواپیما داشتیم. یکی شهید کاظمی و دیگری شهید دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدی بود، پروندهای هزار صفحهای این را میگوید.
البته تصادف و کشته شدن کریمی وزیر دادگستری سابق یک حادثه طبیعی بود. کریمی از جمله کسانی بود که در مبارزه با مفاسد جدی بود اما در بعضی موارد خیلی زیادهروی میکرد، به طوری که در قضیه خاک سرخ جزیره هرمز بدون دلیل معدن را متوقف کرد به خاطر اینکه اعلام کردند این معدن وابسته به آیت الله خزعلی است که مشخص شد چنین چیزی در کار نیست.
درباره مفاسد اقتصادی آقای هاشمی رفسنجانی و خانوادهاش هم، آن قدر مفاسد اقتصادی این خانواده زیاد است که اصلاً قابل گفتن نیست. اما یکی از مفاسد اقتصادی این خانواده که میلیاردها دلار [بوده] از محل عدم پرداخت عوارض به دولت [بوده و] پول را بالا کشیدند، واردات خودروی دِوو بود. یک سوم جزیره کیش، پارک جنگلی در شمال [؟] را هم باید از دیگر مفاسد اقتصادی خانواده هاشمی بیان کرد.
در حال حاضر اسطبل اسب های دختر هاشمی فقط روزی 100 هزار تومان پول هندوانههایی است که برای اسبها می ریزند. شرکت نفتی این خانواده به همراه عمه خانم یعنی خواهر هاشمی در کانادا هم که دیگر قابل گفتن نیست.
پسر وسطی هاشمی به نام مهدی که در سازمان مدیریت بهینه سوخت مدیریت میکرد، با استخدام زیباترین دختران از آنها چه سوء استفادههایی که نمیکرد و بعداً که فیلم از اتاق او کشف شد عمق کثیفکاریهای او مشخص شد...
دوشنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1387
سردار کامی کوچیکه و ناناز 2008
چهار ماه قبل: یک وب سایت اینترنتی نوشت سردار زارعی در حالی که با شش زن روسپی در یک خانه فساد، مشغول رابطه نامشروع بود، دستگیر شد. منابع این وب سایت اطلاع دادند که به گفته یکی از خواهران بازداشت شده، وی آنان را عریان کرده و به نماز جماعت وادار کرد و در همان حال به آنها می گفت: مصبتو شکر، واقعا عجب حالی می ده. نویسنده خبر این وب سایت چیز بیشتری به این خبر نیفزود، وگرنه می توانست تمام وقایع مربوطه را همراه با 37 ساعت فیلم اختصاصی از سردار زارعی منتشر کند.
سه ماه و بیست روز قبل: سخنگوی قوه قضائیه از بازداشت یکی از مسوولان نیروی انتظامی خبر داد. وی که نام این مسوول را اعلام نکرده بود، گفت: " بازداشت این سردار براساس دستور مستقیم رئیس قوه قضائیه صورت گرفت و مسائلی که در وب سایت ها گفته شده است، حالا شش نفر یا بیشتر و کمتر تکذیب می شود."
سه ماه و ده روز قبل: سخنگوی قوه قضائیه در مورد بازداشت سردار "ز" از مسوولان انتظامی کشور اعلام کرد که ایشان به آن شش دلیل دستگیر نشده است و دلایل دیگری وجود داشته که فعلا در حال بررسی است." وی گفت چهار نفر دیگر هم که به نظر می رسد احتمالا زن بودند، چون در زندان زنان هستند، همزمان با ایشان دستگیر شدند که هنوز به این قوه اعلام نشده که باید به این پرونده مربوط باشند یا نه".
سه ماه قبل: فرمانده نیروی انتظامی گفت، " سردار زا... هیچ خیانتی به نیرو نکرده است و اتهامات وی بسیار کوچک و شخصی است." وی توضیح داد که سردار زار... از نیروهای متعهد و خدمتگذار بودند و با اراذل و اوباش مبارزه کم نظیری "کردند و اصولا نماز جماعت بدون لباس درست نیست".
دو ماه قبل: یک مقام قوه قضائیه گفت، " کلیه نوشته های سایت های اینترنتی مبنی بر اتهامات اخلاقی شش نفره به سردار زارعی تکذیب می شود. وی تا حدی متهم به خیانت در امانت بوده و از موقعیت شغلی خود و امکانات دولتی کمی سوء استفاده کرده و در حال حاضر پنج قاضی عالیرتبه در حال رسیدگی به اتهامات وی می باشند." ضمنا فقط دو نفر خانم دستگیر شدند که هنوز ما نمی دانیم نمازشان به انتها رسیده بود یا نه".
یک ماه قبل: همان مقام قضایی قبلی اعلام کرد که " سردار ر. زارعی تنها با یک نفر رابطه مشروع داشته، چرا که پس از آشنایی با طرف این عمل از طریق چت اینترنتی، عقدنامه موقتی تهیه کرده و همسر دائم او نیز این مساله را تصدیق کرده است." این مقام قضایی گفت، متن کامل چت اینترنتی طرفین در حضور چهار شاهد عادل بررسی شد و کلیه موارد متفقه مشروع بوده و متن این چت نیز جهت اطلاع عموم منتشر می شود.
دیروز: همان مقام قضایی اعلام کرد، سردار رضا زارعی فر... سا... پرونده خاص اخلاقی ندارد و ایشان در حضور همسرش اقدام به یک چت نموده که همسر وی نیز رضایت خود را کتبا ای میل زده و در میل باکس قوه قضائیه موجود است. این مقام قضایی گفت، اتهام سردار رضا زارعی مقدم " زمین خواری و سوء استفاده از عوارض پرداختی خودروهای توقیف شده و تبانی با یک تعاونی مسکن و زمین خواری به همراه سوء استفاده مالی از عوارض پرداختی توسط مالکان خودروهای توقیف شده در برخی پارکینگ های ناجا بوده است که اظهارات برخی از سایت ها مبنی بر حضور شش نفر از بانوان در زیرزمین پارکینگ ناجا در حال نماز جماعت بصورت برهنه و در حال زمین خواری تکذیب می شود."
یک هفته بعد: همان مقام قضایی اعلام کرد که سردار رضا زارعی مقدم گلابدره ای معروف به " رضا شیش تیر" فرزند علی نقی متهم به سوء استفاده مالی بوده و اعتراف کرده است که به جای نماز خواندن بصورت برهنه با شش نفر از خانمهایی که با سه نفر از آنها چت کرده بود، اما به سه نفر فقط ای میل زده بود، " در سوء استفاده های مالی زارعی، یک کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری نهم نیز که قصد کاندیداتوری در انتخابات دور بعد را هم دارد، شریک بوده است." این مقام قضایی گفت، حالا چت کردن توی سرش بخورد، اتهام وی مبنی بر مشارکت با سردار ق. در مفاسد مالی آن هم به عنوان رقیب برخی از مسوولان عزیز کشور، قابل پیگرد قانونی است.
یک ماه بعد: همان مقام قضایی قبلی اعلام کرد، سردار سید علیرضا زارعی مقدم گلابدره ای معروف به " رضا شیش تیر" فرزند علی نقی، شماره شناسنامه 268 متولد 1334 صادره از شمیرانات دارای همسر و چهار فرزند و همکلاسی یکی از نامزدهای انتخاباتی دوره بعد متهم است که با شش نفر از عناصر نزدیک به برخی مقامات که خانواده نفتی و دوچرخه سوار دارند، پس از نماز جماعت، بصورتی عریان علاوه بر زمین خواری اقدام به افزایش قیمت مسکن و گوجه فرنگی و برنج کرده و در محل پارکینگ ناجا با برخی عوامل نزدیک به انگلیس و آمریکا نقشه انفجار یک محل نامعلوم را کشیده اند.
دوماه بعد: همان مقام قضایی اعلام کرد، مرتیکه سید علیرضا زارعی مقدم گلابدره ای معروف به " رضا شیش تیر" که در دوره دبستان بارها با همکلاسی هایش شوخی دستی کرده بود، و هیچ ربطی به نیروی انتظامی نداشته و قرار بود به عنوان یکی از اراذل و اوباش دستگیر شود، پس از نزدیکی به سردار " قا..." نامزد ریاست جمهوری اقدام به زمین خواری برای یکی دیگر از نامزدهای انتخابات به نام " اک..." کرده و شش نفر از خانمهای فریب خورده را برای چندمین بار فریب داده و آنان را وادار کرد در حضور برخی اصلاح طلبان اقدام به نماز جماعت بصورت برهنه نماید و در همان حال زمین خواری کنند. وی ضمن دست داشتن در افزایش قیمت مسکن و گوجه فرنگی از غنی سازی اورانیوم جلوگیری کرده و در انفجار شیراز نیز دست داشت و همسایه اش یکی از اعضای فرقه ای ضاله بوده که به درخواست رسمی ناجا اینترپل دنبالش می گردد. در ضمن متهم در زندان با خوردن شش کیلوگرم گاز س